🌑 سوگ و فقدان در زندگی؛ چگونه از «میانه‌ی آشفته» عبور کنیم؟

مقاله‌ای تخصصی از مرکز مشاوره خانواده آویژه


در مرکز مشاوره خانواده آویژه، بارها با افرادی روبه‌رو می‌شویم که می‌گویند:

«نمی‌دونم دقیقاً کجای زندگی‌ام هستم… فقط می‌دونم دیگه مثل قبل نیست.»


این جمله، توصیف دقیق جایی است که روانشناسی آن را میانه‌ی آشفته زندگی می‌نامد؛

جایی میان آنچه بوده‌ایم و آنچه هنوز نمی‌دانیم چگونه خواهیم شد.


سوگ و فقدان، فقط مربوط به مرگ عزیزان نیست.

گاهی سوگ، از دست دادن یک رابطه است.

گاهی پایان یک رؤیا.

گاهی تغییری ناخواسته که بدون اجازه وارد زندگی‌مان شده است.


«میانه‌ی آشفته» یعنی چه؟


میانه‌ی آشفته، بخشی از زندگی است که:


برایش برنامه‌ریزی نکرده‌ایم


از راه می‌رسد، بدون هشدار


و حس کنترل و قطعیت را از ما می‌گیرد


این همان جایی است که:


اندوه


سردرگمی


خشم


ترس


و بلاتکلیفی


هم‌زمان حضور دارند.


ما معمولاً برای شروع‌ها و پایان‌ها آماده‌ایم؛

اما برای میانه‌ها نه.


چرا تحمل سوگ و فقدان این‌قدر سخت است؟


چون ما آدم‌های نتیجه‌ایم.

دوست داریم بدانیم:


این درد کی تمام می‌شود؟


آخرش چه می‌شود؟


قرار است چه چیزی جای این فقدان را بگیرد؟


اما زندگی چنین پاسخی نمی‌دهد.


سوگ و فقدان مسیری خطی نیست.

نه زمان مشخص دارد،

نه نقشه راه واضح.


و درست همین‌جاست که رشد اتفاق می‌افتد؛

چه بخواهیم، چه نخواهیم.


میانه‌ی آشفته در زندگی واقعی چگونه ظاهر می‌شود؟


سوگ و فقدان می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد:


پایان یک رابطه، چه به انتخاب تو، چه به تصمیم طرف مقابل


فرستادن فرزند به دانشگاه و مواجهه با خانه‌ای ساکت


تعیین مرز با خانواده، همراه با ترس از طرد شدن


مرگ، بیماری، خیانت یا یک بحران مالی ناگهانی


از دست دادن شغل یا رؤیایی که برایش سال‌ها زحمت کشیده بودی


ماندن در رابطه‌ای که تو را متوقف کرده، به امید تغییر طرف مقابل


در این مرحله، بسیاری از ما به خودمان می‌گوییم:

«باید قوی باشم»

«نباید این‌قدر ناراحت شوم»

«بالاخره درست می‌شود»


اما سرکوب احساسات، سوگ را از بین نمی‌برد؛

فقط آن را عمیق‌تر می‌کند.


فرار از سوگ؛ مسیری که درد را طولانی‌تر می‌کند


نادیده گرفتن میانه‌ی آشفته، آن را حل نمی‌کند.


وقتی:


با الکل یا مواد خوددرمانی می‌کنیم


با غذا، قمار، روابط گذرا یا اعتیادهای رفتاری خودمان را بی‌حس می‌کنیم


مدام خودمان را مشغول نگه می‌داریم تا احساس نکنیم


در واقع، فقط پردازش سوگ و فقدان را به تعویق می‌اندازیم.


الگوها تکرار می‌شوند.

آدم‌ها عوض می‌شوند، اما داستان همان است.


سوگ و فقدان در روابط عاطفی


میانه‌ی آشفته، اغلب خودش را در روابط نشان می‌دهد.


جایی که:


منتظر تغییر طرف مقابل می‌مانیم


نارضایتی‌مان را به گردن دیگری می‌اندازیم


تصمیم‌گیری را عقب می‌اندازیم چون وضعیت فعلی «امن‌تر» است


پرچم‌های قرمز را نادیده می‌گیریم


حقیقت این است:

منتظر ماندن برای تغییر دیگری، یکی از رایج‌ترین دام‌های روانی است.


این وضعیت ممکن است شبیه تلاش برای حفظ رابطه باشد،

اما در واقع تعلیق رشد فردی است.


سوگ یعنی فراموش نکنیم؛ یعنی بپذیریم


برخلاف باور عمومی، عبور از سوگ به معنای:


فراموش کردن


پاک کردن گذشته


یا وانمود کردن به «قوی بودن»


نیست.


زندگی از ما نمی‌خواهد فصل‌های سخت را حذف کنیم؛

از ما می‌خواهد آن‌ها را هضم کنیم.


سوگ و فقدان، اگر احساس شوند،

به همدلی، عمق و بلوغ روانی منجر می‌شوند.


نشستن در احساسات؛ کاری که اغلب از آن فرار می‌کنیم


نشستن در غم یعنی:


اجازه دهی احساسات تو را بلرزانند


روال زندگی‌ات را به هم بریزند


و انسان بودنت را عریان کنند


اندوه، ما را به هم وصل می‌کند.

به خودمان.

به دیگران.

به رنج مشترک انسانی.


صندلی بزرگسال؛ ابزاری برای عبور از میانه‌ی آشفته


در مواجهه با سوگ و فقدان، مفهوم صندلی بزرگسال ابزار مهمی است.


صدای کودک


بخش آسیب‌پذیر، ترسیده و غمگین ما

که فقط می‌خواهد درد تمام شود.


صدای نوجوان


بخش واکنشی و عجول

که مقصر می‌گردد، فرار می‌کند یا منتظر نجات‌دهنده است.


صدای بزرگسال


بخش آگاه، متعادل و ناظر

که می‌تواند احساسات را ببیند، بدون اینکه غرق آن‌ها شود.


نشستن روی صندلی بزرگسال یعنی:


احساسات را انکار نکنیم


اما اجازه ندهیم تصمیم‌هایمان را کنترل کنند


صندلی بزرگسال چه کمکی می‌کند؟


با این رویکرد:


الگوهای تکرارشونده شناسایی می‌شوند


واکنش‌های خودکار کند می‌شوند


مسئولیت رشد فردی فعال می‌شود


این یعنی عبور از سوگ، نه دور زدن آن.


چند حقیقت مهم درباره سوگ و میانه‌ی آشفته


سوگ زمان‌بندی ندارد


اجتناب، درد را طولانی‌تر می‌کند


سرزنش دیگران، چرخه‌ها را تکرار می‌کند


گذشته قرار نیست فراموش شود؛ قرار است معنا پیدا کند


میانه‌ی آشفته، اگرچه سخت است، اما محل دگرگونی واقعی است


اگر الآن در میانه‌ی آشفته‌ای…


اگر:


دل‌شکسته‌ای


عزاداری


سردرگمی


یا منتظر تغییری بیرونی مانده‌ای


بدان که تنها نیستی.


لازم نیست عجله کنی.

لازم نیست زود «خوب شوی».


آنچه نیاز داری:


همراهی


پردازش


و یاد گرفتن نشستن در احساسات


نقش مشاوره در عبور از سوگ و فقدان


در مرکز مشاوره خانواده آویژه، ما به افراد کمک می‌کنیم:


سوگ را سرکوب نکنند


از میانه‌ی آشفته عبور کنند


و با نسخه‌ای آگاه‌تر از خودشان ادامه دهند


نه با پاک کردن گذشته،

بلکه با پذیرفتن آن.


جمع‌بندی نهایی


سوگ و فقدان بخشی از زندگی است، نه نشانه ضعف.

میانه‌ی آشفته، مرحله‌ای است که اگر دیده شود،

می‌تواند ما را عمیق‌تر، انسانی‌تر و بالغ‌تر کند.


مرکز مشاوره خانواده آویژه


همراه شما در مسیر عبور از سوگ، فقدان و بحران‌های زندگی

برای رسیدن به تعادلی واقعی، نه ظاهری


منبع: مشاوره خیانت