در این مقاله سعی دارم شما را با رویکرد روانکاوی، هدف درمان و همینطور تکنیک های درمان را به شما بگویم.
رویکرد روانکاوی برای اولین بار در آمریکا، بین جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم بیان شد. هنگامی که آمریکایی ها به اروپا سفر کردند تا این رویکرد را با رویکرد های موجود در روانشناسی تطبیق بدهند.
روانکاوی توسط زیگمویند فروید پایه گذاری شد. وقتی سخن از روانشناسی به میان می آید، یکی مکتب فکری روانکاوی است که تاثیر زیادی بر شناخت ما از خودمان و دیگر علوم گذاشت و دیگر روانکاوی یک رویکرد رواندرمانی است که طی آن، روانکاو متخصص با استفاده از تکنیک های روانکاوی، تحلیل رویا و تداعی آزاد، سعی میکند مسائل پنهان در ناهشیار فرد را برای او روشن کند.
فروید معتقد بود که برخی از رفتارهای انسان را نمیتوان با مراجعه به عقل سلیم و روانشناسی که بر پایه ذهنیت آگاه شکل گرفته است، توضیح داد. این چنین بود که فروید دستگاه ذهنی را بیان کرد که از سه بخش:
هشیار،نیمه هشیار و ناهشیار تشکیل میشود.
نیمه هشیار: شامل تمامی تجربه هایی میشود که آماده است به آگاهی فراخوانده شود.
ناهشیار: بخشی است که ما تعلق آن را به خود انکار میکنیم و آن را از آگاهی خویش میرانیم.

هدف از روانکاوی چیست؟
روانکاوی در جایگاه یک روش درمانی، کمک به فرد جهت رویارویی با این بخش پنهان (بخش ناهشیار دستگاه ذهنی) وجود است. درمانگر به منزلهی آینهای عمل میکند که تصویر واقعی فرد را به خوده فرد نشان میدهد.
و تصور درست از خود، همانطوری که هست، شهامت و شجاعتی میخواهد که مراجع را به گذشتن از چنین سیر پر فراز و نشیبی قادر می کند.
بر این اساس روانکاوی درمانی است که نمیتوان آن را برای همهی افراد بدون در نظر گرفتن تواناییها وظرفیتهای وجودی آنها به کار بست.
برای آموزش تکنیک های رویکرد روانکاوی به سایت مدرسه روانشناسی مراجعه کنید و سپس مقاله رویکرد روانکاوی مطالعه بفرمایید.