<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:cc="http://cyber.law.harvard.edu/rss/creativeCommonsRssModule.html" version="2.0">
  <channel>
    <title><![CDATA[پست های زندگی من در مداد]]></title>
    <description><![CDATA[پست های زندگی من در مداد]]></description>
    <link>http://medad.io/@ZendegiMan/</link>
    <image>
      <url>http://medad.io/Avatar-common150-10180/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86.png</url>
      <title>پست های زندگی من در مداد</title>
      <link>http://medad.io/@ZendegiMan/</link>
    </image>
    <generator>مداد</generator>
    <lastBuildDate>Sat, 07 Apr 2018 09:04:01 GMT</lastBuildDate>
    <atom:link href="http://medad.io/feed/@ZendegiMan/" rel="self" type="application/rss+xml" />
    <webMaster><![CDATA[friend@medad.io]]></webMaster>
    <item>
      <title><![CDATA[چی شد که من به خواسته دو ساله ام رسیدم]]></title>
      <link>http://medad.io/@ZendegiMan/%DA%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%85-1464/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/Rd/</guid>
      <category><![CDATA[سپاس گذاری]]></category>
      <category><![CDATA[خواسته]]></category>
      <category><![CDATA[خاطره]]></category>
      <category><![CDATA[دلنوشته]]></category>
      <category><![CDATA[شکر گذاری]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[زندگی من]]></dc:creator>
      <pubDate>Tue, 03 Apr 2018 17:23:13 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2018-04-03T21:53:13+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<figure class="imageBlock center marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15"><div><img src="https://medad.io/ArticleImage-1464-10952-1000/10952.jpg" class="block marginAuto maxWidth" alt="خواسته ای که بالاخره من بهش رسیدم"/></div><figcaption dir="auto" class="marginAuto relative maxWidth770 pr15 pl15">خواسته ای که بالاخره من بهش رسیدم</figcaption></figure><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">باز یکی از بزرگترین خواسته های من توی زندگیم برآورده شد. نمیتونم اسم خواسته ام رو بیارم چون دوست ندارم اما همین رو بگم که<strong> اولین فروردین امسال من اون رو خواستم و 13 فروردین دقیقا خواسته من براورده شد</strong>.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">شاید باور نکنید ولی من <strong>دو سال مداوم وابسته به این خواسته بودم و هیچ وقت بهش نرسیدم</strong>. مدام توی دلم با خودم میگفتم که پس کی؟ کی میرسم به خواسته ام ؟ کی به او دست پیدا میکنم؟
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">مدام خواسته ام رو در اختیار کسایی که اون رو داشتن میدیدم و نا امید و ناراحت میشدم. مدام به خودم توی دلم آلارم میدادم که من اون رو میخوام، تو باید به او دست پیدا کنی هر طوری که شده و ...
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">اما نتیجه اش این شد که من دوسال مداوم در انتظار رسیدن به اون خواسته ام باشم و بهش نرسم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">اما این اواخر داستان برای من فرق کرد، انگار که<strong> عادی بشه</strong> برام بود یا نبودش(البته بودنش خیلی عالی بود اما نبودنش طوری نبود که احساس منو بد کنه)، اینطوری شد.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">به خود گفتم تو که این همه آرزو داشتی و بهشون رسیدی الان چیکار میکنی باهاشون؟ خوب که فکر کردم دیدم چه سئوال قشنگی! راست هم هست الان<strong> 90 درصد چیزایی که قبل آرزوی داشتن اونها رو داشتم یا رسیدن به اونها رو الان خیلی برام طبیعی شدن</strong> یا اگه وسیله ای بوده الان گوشه خونه افتاده و ازش هیچ استفاده ای نمی کنم. پس مگه قرار این خواسته جدید من جدای از این موارد باشه ؟ اونم بعد از مدتی طبیعی میشه برام و انگار که اصلا این جزء آرزو هام نبوده!
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">البته بگم اوایل عید فرصت های زیادی برای رسیدن به خواسته ام برام فراهم شد اما هیچکدوم از اون فرصت ها مطابق میل من نبودند چون اصلا علاقه بهشون نداشتم و از اونجا که خواسته من دارای درجه بندی بود میخواستم که<strong> بالاترین درجه</strong> به من داده بشه.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">صبر کردم و زود تصمیم نگرفتم تا اینکه آخر عید یعنی روز 13 کسی با من تماس گرفت و به من پیشنهاد این فرصت رو داد و من دیدم که واقعا همون چیزی بود که میخواستم و سریع برای به دست آوردن خواسته ام اقدام کردم.
</p><figure class="imageBlock center marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15"><div><img src="https://medad.io/ArticleImage-1464-10953-1000/10953.jpg" class="block marginAuto maxWidth" alt="اگر چیزی رو بخوای بالاخره بهش میرسی فقط باید بهش ایمان داشته باشی"/></div><figcaption dir="auto" class="marginAuto relative maxWidth770 pr15 pl15">اگر چیزی رو بخوای بالاخره بهش میرسی فقط باید بهش ایمان داشته باشی</figcaption></figure><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">دوسال پشت سر هم من به خودم سختی دادم،<strong> دو سال دائم در حال جنگ با خودم بودم</strong> که چرا به اون خواسته نمی رسم اما توی این بازه ی زمانی کم که من وابستگیم رو از روی خواسته ام برداشتم و شروع کردم به تحسین کسایی که اون خواسته رو دارن جهان من تغییر کرد و خواسته من به شکل کامل تری خیلی کامل تر از اون مورد قبلی به من رسید.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">خواستم سپاس گذاری هام رو داخل دفترچه ام بنویسم اما گفتم چه خوب میشه که این نکته مهم رو داخل وبلاگ شخصی خودم بنویسم و به همه گوش زد کنم که<strong> اگه به چیزی وابسته نشیم </strong>در نهایت خیلی راحت و زیبا به اون می رسیم اما وابستگی جزء از دست دادن وقت و بد کردن حس و حال چیز دیگه ای برای ما نداره.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">من همین جا سپاس گذاری میکنم و خداوند رو شاکرم که این نعمت بسیار زیبا رو وارد زندگی من کرده که بهتر از اون دیگه من نمی تونستم پیدا کنم و خداوند همیشه لطف و رحمت خودش رو شامل حال من کرده و حالا هم داره میکنه و <strong>هیچ وقت این دریچه نعمت های خداوند به روی من بسته نمیشه</strong>.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">خدایا سپاس گذارم از تو که نعمتی به اون زیبایی به من عطا کردی که در بالاترین درجه خودش قرار داره و همچنین برتری خیلی زیادی نسبت به نمونه های مشابه خودش داره. واقعا شوق دارم و این حس و حالی که دارم خیلی زیباست و حاضر نیستم که با هیچ چیزی عوضش کنم . چون حس <strong>سپاس گذاری بهترین حسی هست که با اون میشه حضور خدای متعال رو توی زندگی خودم حس کنم</strong>.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">بی نهایت خدای مهربونم ازت ممنون و متشکرم و برای من میدونم که تو همیشه بهترین ها رو خواستی و میخوای و الان هم بهترین ها رو داری به من میدی. همین که از طریق این وبلاگ یک یا دو نفر قانون واقعی جهان رو متوجه بشن و بخوان که به اون عمل کنن خودش یک حس بی نظیر هست که باز هم این رحمت و نعمتی هست از جانب خدای بلند مرتبه و بزرگ من که من برای اون نعمت از خداوند نهایت سپاس گذاری و شکر گذاری رو دارم.
</p><figure class="imageBlock center marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15"><div><img src="https://medad.io/ArticleImage-1464-10954-1000/10954.jpg" class="block marginAuto maxWidth" alt="سپاس گذاری باعث میشه که به خواسته هاتون نزدیک تر بشین"/></div><figcaption dir="auto" class="marginAuto relative maxWidth770 pr15 pl15">سپاس گذاری باعث میشه که به خواسته هاتون نزدیک تر بشین</figcaption></figure><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">همه ما آدم ها این رو تجربه کردیم که<strong> زمانی که به یک خواسته مون میرسیم چقدر احساس خوبی داریم</strong>، چقدر لذت بخشه این احساس برای ما و حاضر نیستیم که اون رو با هیچ چیز دیگه ای عوض کنیم و این به خاطر این هست که ما به خداوند نزدیکیم و چون حضور اون رو داخل زندگی به نوعی باور میکنیم در نهایت حضور اون رو توی زندگی خودمون حس میکنیم. الان من همچین حسی دارم که خداوند در زندگی منه و همیشه با منه حتی زمانی هم که من اینچنین حسی ندارم و حتی گاهی اوقات خشمگین میشم و توی دلم ممکنه که به خدا حتی فحش هم بدم باز هم خدا با منه و نزدیک منه و فقط منتظره تا من اون رو بخونم تا منو اجابت کنی یعنی خواسته های من رو اجابت کنه.
</p><blockquote dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ</blockquote><blockquote dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى ‏كنم پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند باشد كه راه يابند (بقره/۱۸۶)
</blockquote><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">خدا میدونه که این آیه بالا چقدر به من انرژی مثبت میده و دائما نیروی انگیزاننده من هست در تمام امور زندگیم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">ببینید خدا تو این آیه چقدر از <strong>کلمه من</strong> استفاده کرده. حالا جدای از اون داره میگه هر موقع ای که درباره من پرسیدید یا به دنبال من گشتید بدونید که من نزدیکم و فقط کافیه منو بخونید تا اجابت کنم براتون و در ادامه هم <strong>راه های خوندن خدا </strong>رو داره میگه که باید فرمان های خدا رو بپذیریم و به اون ایمان آورده باشیم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">اما اینکه میگه فرمان های خدا رو بپذیریم یعنی اون چیزی که واقعا خدا گفته <strong>نه چیزی که از زبان خدا دارن نقل میکنن و به خورد ما میدن</strong>.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">به نظر من خدا انسان نیست که بخواد از اینکه من توی دلم به اون فحش بدم اون از دست من ناراحت بشه و دلخور بشه از دست من بلکه اون خالق منه یک روحی بزرگتر از منه و من با خداوند دائما در ارتباطم پس <strong>هرگز این ارتباط قطع نمیشه مگه اینکه خود من بخوام و چه زمانی خودم میخوام زمانی که نا امید باشم و زمان که احساس خوب رو در خودم از بین ببرم اما باز هم با این حال روزنه ای از این ارتباط همیشه در ما وجود داره</strong>.
</p><figure class="imageBlock center marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15"><div><img src="https://medad.io/ArticleImage-1464-10955-1000/10955.jpg" class="block marginAuto maxWidth" alt="ارتباط ما با خداوند همیشه برقراره اما بسته به نوع احساس ما ممکنه کم یا زیاد بشه"/></div><figcaption dir="auto" class="marginAuto relative maxWidth770 pr15 pl15">ارتباط ما با خداوند همیشه برقراره اما بسته به نوع احساس ما ممکنه کم یا زیاد بشه</figcaption></figure><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">خداوند دائما در مسیر زندگی به من راهنمایی میرسونه،<strong> </strong>به تو راهنمایی میرسونه و <strong>به تمام ما امداد رسان هست</strong> اما نمیدونم چرا ما اون امداد رو از جانب کسی یا چیزی که وسیله شده تا به ما کمک برسونه می بینیم نه خداوند و مثل اینه که نمیخوایم بپذیریم که<strong> خداوند اون رو تنها یک وسیله قرار داده نه چیز دیگه ای</strong>. البته <strong>منظور من این نیست</strong> که اگه یک نفر اومد و کمکی به ما کرد <strong>دیگه اون رو وظیفه اش بدونیم </strong>و تشکر هم نکنید هیچ وقت این رو نمیگم من بلکه میگم طرز نگاه و دیدگاهمون باید درست باشه . اگر خداوند نمی خواست هیچ وقت اون شخص نمی اومد و وارد زندگی ما نمیشد چه برسه به اینکه بخواد به ما امدادی برسونه یا کمکی بکنه. پس این اصل مهم رو همیشه باید به خودمون یاداوری کنیم که <strong>تنها خداونده که منبع تمام کمک ها و امداد ها به ما هست نه کس دیگه ای</strong>.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">اینکه بعضیا میگن ایمان آوردم پس چرا به خواسته ام نمیرسم خب اون هم مشخصه و باید از خودمون بپرسیم که <strong>به چی ایمان آوردیم</strong>؟
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">خود خدا داره صراحتا میگه که کسانی که به من ایمان آورده باشن خواسته شون برآورده میشه پس اگه ما فکر میکنیم که ایمان آوردیم باید از خودمون بپرسیم که دقیقا اون چیزی که ما بهش ایمان آوردیم چیه؟
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15"><strong>بعضیا میان میگن من ایمانم رو با نذر کردن صد تا صلوات نشون دادم یا هر چیز دیگه ای ...
</strong></p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">این خیلی خوبه که اینجور کارهایی میکنم و یک ذکری رو چندین بار تکرار میکنیم و شاید در مقاله های بعدی و یا در بین دلنوشته های بعدیم در مورد اون صحبت کنم اما این دلیلی بر ایمان نمیشه ما اون ذکر رو تکرار میکنیم که به خواستمون برسیم نه به این دلیل که تنها ایمان خودمون رو به خداوند نشون بدیم و جدای از اون<strong> ایمان باید قلبی باشه و واقعا احساسش در ما شکل بگیره</strong> نه اینکه دیگه صد تا صلوات بفرستیم و فکر کنیم که ایمان ما کامل شده! <strong>شیطان همواره در حال تلاش هست که انسان رو از ایمان به بی ایمانی هدایت کنه</strong> و هرگز از تلاش دست بر نمیداره و مثل خون در رگ های هر انسانی جریان داره و هرگز ما تنها با چند بار صلوات فرستادن و ... به اون خواسته نخواهیم رسید و باید این رو بپذیریم و مدام گله مند نباشیم که چرا نذری و ... من جواب نداد و نتونستم به خواسته ام برسم.
</p><figure class="imageBlock center marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15"><div><img src="https://medad.io/ArticleImage-1464-10956-1000/10956.jpg" class="block marginAuto maxWidth" alt="شیطان همواره در تلاش است که از درون شما را ضعیف کند"/></div><figcaption dir="auto" class="marginAuto relative maxWidth770 pr15 pl15">شیطان همواره در تلاش است که از درون شما را ضعیف کند</figcaption></figure><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">من خداوند رو شاکرم برای اینکه خواسته ام رو برآورده کرده و چون به خواسته ام رسیدم ر<strong>وزنه ای از ایمان رو در خودم میبینم که روز به روز داره قوی تر میشه</strong> و این مسیر همواره ادامه داره و نمیتونم بگم با فلان کار خاص دیگه ایمان من کامل میشه بلکه باید دائما در تلاش باشم تا این ایمان رو روز به روز قوی تر بکنم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">این سخن از امام حسن عسکری علیه السلام هم روز به روز این باور رو در من تجدید میکنه که دائما در حال کار کردن روی خودم باشم 
</p><blockquote dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">شرک ورزی (و ریا) در مردم، پنهان تر است از جنبیدن و حرکت مورچه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک.
</blockquote><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">این حدیث بسیار زیبا به من و شما باید بفهمونه که <strong>معلوم نیست کی و کجا شیطان برای ما دام پهن کرده باشه</strong>!من و شما دائما باید در حال تلاش باشیم و دائما باید به فکر از بین بردن تله های شیطان باشیم تا نتونه در زندگی ما فرمان خودش رو جولان بده.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">دائما باید روی خودمون کار کنیم و دائما باید احساس خداگونه رو در خودمون تجدید کنیم و احساس خداگونه همون چیزی هست که چه اولش و چه آخرش نتیجه اش برای ما یک چیز میشه و اون هم <strong>احساس خوب</strong> هست.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">و ما انسان ها دو نوع کلی احساس بیشتر نداریم یا احساس خوبه و یا احساس بد و اگر احساسی داشتیم که در دسته بندی احساس بد یا منفی بود باید این زنگ هشدار برای ما در گوشمون به صدا در بیاد که <strong>شیطان در تلاشش داره کم کم موفق میشه</strong> و اگر نتونم جلوی اون رو بگیرم خیلی زود بر من غلبه میکنه.
</p><figure class="imageBlock center marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15"><div><img src="https://medad.io/ArticleImage-1464-10957-1000/10957.jpg" class="block marginAuto maxWidth" alt="هرگز به شیطان اجازه برنده شدن توی زندگی خودتون ندین"/></div><figcaption dir="auto" class="marginAuto relative maxWidth770 pr15 pl15">هرگز به شیطان اجازه برنده شدن توی زندگی خودتون ندین</figcaption></figure><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15"><strong>و واقعا با چه چیزی میشه احساس خوب رو در خودمون شکل بدیم؟
</strong></p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15"><strong>یکی از بهترین کارها اینه که سپاس گذاری کنیم </strong>و سپاس گذارم باشیم برای نعمت های زندگیمون، برای خواسته هایی که در زندگیمون داریم، برای همین که میتونیم خواسته ای داشته باشیم و برای هر چیز دیگه ای.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">تمرینات خیلی زیبایی در<strong> کتاب معجزه سپاس گذاری اثر راندابرن</strong> آورده شده که هرروز یک تمرین مختص به خود همون روز رو به شما میده و واقعا اگر بخواین از ته دل به تمرینات عمل کنید معجزات خیلی زیادی رو میتونید در زندگی خودتون مشاهده کنید.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">در واقع این اتفاقات معجزه هم نیستند اما چنان به راحتی و زیبایی وارد زندگی ما میشن که چیزی از معجزه کم ندارن و کسایی که بیرون از زندگی ما هستند و به زندگی ما نگاه میکنند واقعا اون اتفاق رو برای ما یه شکل یک معجزه می بینن.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">اما دلیل رخ دادن این معجزه میتونه یک چیز باشه و اون <strong>هم حس و حال خوبه</strong> مثل سپاس گذاری.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">در کل میشه گفت که لازمه ی رسیدن به هر خواسته ای در زندگی این هست که از قبل به خاطر اون خواسته سپاس گذاری کنیم و شاکر خداوند باشیم که بالاخره به اون خواسته خودمون رسیدیم و به اون دست پیدا کردیم.
</p><figure class="imageBlock center marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15"><div><img src="https://medad.io/ArticleImage-1464-10958-1000/10958.jpg" class="block marginAuto maxWidth" alt="سپاس گذاری شما رو به اون چیزی که میخواین نزدیک تر میکنه"/></div><figcaption dir="auto" class="marginAuto relative maxWidth770 pr15 pl15">سپاس گذاری شما رو به اون چیزی که میخواین نزدیک تر میکنه</figcaption></figure><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">میدونید در واقع خدا همه چیز رو به ما داده جوری نیست که بگیم<strong> نه این رو نداده و قراره بده</strong>، خداوند همه چیز رو در اختیار انسان ها قرار داده اما هر زمان که انسان باور لیاقت رو در خودش به وجود آورد و زمان درست رسیدن به اون خواسته رسید اون زمان هست که انسان به خواسته اش دست پیدا میکنه.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">و خواسته های انسان ها از قبل به اون ها داده شده و زمان اونها هست که دیر یا زود داره.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">اما در زمان رسیده به اون خواسته باید چیکار کنیم؟ آیا باید همش غم بخوریم که به خواسته برسیم و همش دلشوره داشته باشیم؟ خب من دو سال مداوم دلشوره داشتم آخرش چی شد؟ انتظار بیشتر و ناراحتی بیشتر.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">اما در این بین باید <strong>ما به خاطر داشته هامون سپاس گذار باشیم و با اون سپاس گذاری احساس خوب رو در خودمون شکل بدیم</strong>.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">در نهایت شادی بیش از اندازه رو برای همه شما عزیزانی که وقت گذاشتید و این دلنوشته منو که بیشتر شبیه به مقاله بود مطالعه کردید اما واقعا خواسته م اون چیزی که من دلیل میدونم که باعث شده من به خواسته ام برسم رو ذکر کنم و کامل توضیح بدم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">موفق و پایدار باشید .
</p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[امتحانات سخت من]]></title>
      <link>http://medad.io/@ZendegiMan/%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D9%86-1450/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/QN/</guid>
      <category><![CDATA[موفقیت]]></category>
      <category><![CDATA[خاطره]]></category>
      <category><![CDATA[چالش]]></category>
      <category><![CDATA[امتحان]]></category>
      <category><![CDATA[دلنوشته]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[زندگی من]]></dc:creator>
      <pubDate>Sat, 31 Mar 2018 11:17:37 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2018-03-31T15:47:37+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<figure class="imageBlock center marginAuto relative mb25"><div><img src="https://medad.io/ArticleImage-1450-10892-2000/10892.jpg" class="block marginAuto maxWidth full-width" alt="امتحاناتی که برای من چالش هایی شیرین به وجود آوردن"/></div><figcaption dir="auto" class="marginAuto relative maxWidth770 pr15 pl15">امتحاناتی که برای من چالش هایی شیرین به وجود آوردن</figcaption></figure><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">یادم هست که ترم یک دانشگاه بود و هنوز تازه وارد دانشگاه شده بودم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">از هیچ قانون دانشگاه سر در نمیاوردم که در  اون سردرگمی نارضایتی از رشته ام هم وجود داشت. به هیچ وجه از رشته ی خودم رضایتی نداشتم و رفتم ساختمون آموزش و با کمک گرفتن از مسئول مربوطه که به من گفت دروس تخصیصی رو نمیخواد بری اما عمومی ها رو پاس کن تصمیم گرفتم که این ترم رو اینطور پاس کنم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">ترم گذشت و زمان امتحانات شدم که دقیقا یادمم هست که اواخر ماه رمضون بود. یک روز رفتم دانشگاه برای اینکه شهریه ام رو پرداخت کنم و بعد از اینکه پرداخت کردم با خودم گقتم حالا برم آموزش و بپرسم در مورد امتحانات که کی هست که یه وقت اون موقع ممکنه زمانی نداشته باشم و از همین الان شروع به خوندن کنم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">زمانی که رفتم آموزش کارشناس رشته یه چیزی بهم گفت که <strong>درجا موندم و تعجب کرده بودم</strong>.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">گفت که <strong>دو تا از پنج تا امتحان تو گذشته و امروز هم امتحان سوم تو هست</strong> آیا آمادگی این رو داری که بری سر کلاس ها بشینی.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">من داشتم <strong>منفجر میشدم</strong> که همین الان کلی شهریه پرداخت کردم و<strong> نصف دروس رو هم افتادم</strong>.
</p><figure class="imageBlock center marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15"><div><img src="https://medad.io/ArticleImage-1450-10893-1000/10893.jpg" class="block marginAuto maxWidth" alt="در زمان عصبانیت به چیزهای مثبت فکر کنید"/></div><figcaption dir="auto" class="marginAuto relative maxWidth770 pr15 pl15">در زمان عصبانیت به چیزهای مثبت فکر کنید</figcaption></figure><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">خواستم چشمامو ببندم و دهنم رو باز کنم اما یه دفعه این قانون مهم زندگی رو به خاطر آوردم که<strong> احساس خوب برات اتفاقات خوب رو به وجود میاره و احساس بد برات اتفاقات منفی رو ایجاد میکنه</strong>.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">هیچی به کارشناس نگفتم و فقط تاریخ امتحانای بعدی رو گرفتم و گفتم این یکی رو هم امتحانش رو نمیدم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">اومدم خونه و تنها به شکل یک صحبت گذرا و عادی با اعضای خانواده اون رو در میون گذاشتم. افراد خانواده کلی نگران شدن و میخواستن هنوز بحث رو ادامه بدن که من بحث رو عوض کردم و زیاد نخواستم به این موضوع توجه کنم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">در عوض شروع به بازی های کامیوتری کردم چون اون هنوز یک هفته تا امتحانای بعدیم وقت داشتم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">آخه بازی کامپیوتری به من خیلی انرژی مثبت میده و در کنار اون بازی کامپیوتری کارهای دیگه ای هم که بهم احساس خوب میدادن رو انجام میدام.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">فرداش که رفتم دانشگاه واسه پیگیری گفتن یه نامه بنویس واسه کمیسیون همینجا بمونه تا دانشگاه اگه تونست واست یک کاری بکنه.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">با خودم گفتم یعنی من بایستم که دانشگاه یک کاری برای من بکنه اون هم اگه تونست؟
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">مراحل مربوطه رو انجام دادم و از دانشگاه اومدم بیرون و همونجا از داخل سایت دانشگاه یک متن <strong>محترمانه همراه با نقد شدید</strong> واسه سیستم آموزشی دانشگاه نوشتم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">دقیقا یادمه فردای اون روز با من تماس گرفتن و گفتن که بیا ساختمون اصلی. رفتم و اونجا و یک نامه به آموزش و پرورش همون شخصی که با من تماس گرفته بود زد و گفت کارت درست میشه.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">من به خونه برگشتم و ادامه کارهامو پیش میگرفتم<strong> اما دیگه توجه ی نکردم</strong> به اون همه نکات منفی.
</p><figure class="imageBlock center marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15"><div><img src="https://medad.io/ArticleImage-1450-10894-1000/10894.jpg" class="block marginAuto maxWidth" alt="اگر اتفاقی منفی براتون رخ داد به اون توجه نکنید"/></div><figcaption dir="auto" class="marginAuto relative maxWidth770 pr15 pl15">اگر اتفاقی منفی براتون رخ داد به اون توجه نکنید</figcaption></figure><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">به خونه برگشتم و یک هفته گذشت.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">بعد از یک هفته دو امتحان باقی مونده رو دادم و تموم شد.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">زمانی که دوباره رفتم آموزش واسه پیگیری دو نفر دیگه هم مثل من بودن که همین اتفاق واسشون افتاده بود و در امتحانات قبلی غائب بودند.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">پیگیری رو انجام دادم واتفاقا دانشگاه هم به من گفت که در حال پیگیری هست و برگشتم خونه.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">دقیقا چند روز بعدش دوباره رفتم که به من گفت دوباره میخوان ازت امتحانات رو بگیرن و فلان تاریخ بیا دوباره دانشگاه.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">تموم اون سه تا امتحان رو رفتم و قبول شدم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">اما اتفاقا از همون دوتا امتحانی که وقت داشتم و در تاریخ اصلیشون برگزار شدن <strong>یکی رو افتادم</strong>.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">اون دو نفری هم که با من بودن چند روز بعدش دیدم و بهم گفتن که همون امتحانای قبلی رو هم نیومدن و افتادن.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">این مسئله خیلی برای من جالب بود. <strong>یک اتفاق به ظاهر منفی </strong>باعث شد که من کلی وقت داشته باشم برای سه تا از امتحانات خودم که براشون درس بخونم، من توجه ام به نکات مثبت بود و در نهایت امتحانات رو دادم و قبول شدم اما اون دو نفر که یادمه مدام شکایت میکردن حتی سر جلسه امتحان هم نیومدن و جالب اینجاست که من از اون امتحاناتی که در تاریخ اصلی برگزار میشدن رو یکی رو افتادم اما این امتحانایی که برای بقیه میشه گفت که امیدی نداشتن که من اون ها رو پاس کنم، پاس کردم و با نمره خوبی قبول شدم. <strong>من برای این اتفاق با هیچ کسی صحبت نکردم و اگر هم کردم در حد صحبت های معمولی بود که هیچ حس منفی یا مثبتی بهت نمیده</strong>.
</p><figure class="imageBlock center marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15"><div><img src="https://medad.io/ArticleImage-1450-10895-1000/10895.jpg" class="block marginAuto maxWidth" alt="در مورد اتفاقات منفی با کسی صحبت نکنید"/></div><figcaption dir="auto" class="marginAuto relative maxWidth770 pr15 pl15">در مورد اتفاقات منفی با کسی صحبت نکنید</figcaption></figure><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">خلاصه الان از اون موقع خیلی وقته میگذره اما من از اون ماجرا کلی درس گرفتم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">اگه منم مثل اون افراد دیگه مدام شکایت میکردم شاید اتفاقات بد مشابه به اونها هم برای من رخ میداد و اگر اینطور می بود که شکایت می کردم شاید الان هیچ وقت نمیتونستم <strong>گلیم خودم رو از آب بکشم بیرون</strong>.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">اون زمان من هیچ آشنایی با قوانین دانشگاه نداشتم اما همون اتفاق باعث شد که با محیط دانشگاه آشنا بشم و خیلی از افرادی که ترم دو بودند هم حتی کارشناس رشته خودشون رو نمی شناختند اما من کلی قوانین مربوطه رو یاد گرفته بودم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">خدا رو شکر هم اکنون هم هنوز خیلی ها هستن که با دانشگاه آنچنان آشنایی ندارن اما من به طور کل قوانین او رو یاد گرفتم که اگه امتحانی افتادی چیکار کنی، اگه طبق نظرت پیش نرفتن چیکار کنی و کلی کار دیگه ...
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">البته شاید برای خیلی ها این یک چیز خیلی ساده به نظر برسه اما فقط افرادی که ترم یک هستن میفهمن من چی میگم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">چون کلی استرس دارن که سر کلاس دانشگاه حاضر بشن و کلی از این قبیل اتفاقات برای اونها رخ میده.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">در نهایت ازتون ممنونم که با من همراه بودید و براتون آرزوی بهترین ها رو دارم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">موفق باشید 
</p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[بالاخره به خواسته ام رسیدم]]></title>
      <link>http://medad.io/@ZendegiMan/%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%85-1447/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/QK/</guid>
      <category><![CDATA[دل نوشته]]></category>
      <category><![CDATA[امید]]></category>
      <category><![CDATA[آرزو]]></category>
      <category><![CDATA[خاطره نویسی]]></category>
      <category><![CDATA[یادداشت]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[زندگی من]]></dc:creator>
      <pubDate>Sat, 31 Mar 2018 10:29:29 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2018-03-31T14:59:29+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<figure class="imageBlock center marginAuto relative mb25"><div><img src="https://medad.io/ArticleImage-1447-10887-2000/10887.jpg" class="block marginAuto maxWidth full-width" alt="به رویاهای خودتون ایمان داشته باشید"/></div><figcaption dir="auto" class="marginAuto relative maxWidth770 pr15 pl15">به رویاهای خودتون ایمان داشته باشید</figcaption></figure><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">امروز از خواب حرکت کردم و خواستم برم سمت دفترچه یادداشت هام مثل همیشه تا بیام و <strong>خواسته هام رو بنویسم</strong>.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">اما به یادم اومد که دیشب یکی از بزرگترین آرزوهایی که خیلی وقته داشتم براورده شده اما چون به صورت تکاملی پیش رفته بود و <strong>نتایج کم کم خودشون رو نشون میدادن</strong> اصلا متوجه این موضوع نشده بودم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">اون خواسته برای من خیلی بزرگ بود و اون هم این بود که بتونم فایل های روانشناسی یکی از استاد های موفقیت زندگی خودم رو در دست داشته باشم. راستش آخه قیمت اونها خیلی زیاد بود بالای 16 یا 17 میلیون تومان.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">اما من واسه اونها <strong>حتی هزار تومن هم خرج نکردم</strong> و همه اش رو به دست آوردم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">زمانی که این رو به یادم آوردم واینکه چقدر 1 سال پیش مشتاق بودم فقط یکی از فایل های اون رو داشته باشم نه همه اش رو خیلی به خودم بالیدم و گفتم آفرین به تو که اینطوری تونستی بدون هیچ هزینه ای فایل هایی بسیار ارزشمند رو به دست بیاری.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">باورتون میشه اونا رو از استاد خودم <strong>هدیه گرفتم؟؟</strong>
</p><figure class="imageBlock center marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15"><div><img src="https://medad.io/ArticleImage-1447-10888-1000/10888.jpg" class="block marginAuto maxWidth" alt="بزرگترین خواسته ام رو به شکل هدیه دریافت کردم"/></div><figcaption dir="auto" class="marginAuto relative maxWidth770 pr15 pl15">بزرگترین خواسته ام رو به شکل هدیه دریافت کردم</figcaption></figure><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">توی سایتشون مدت ها فعالیت می کردم و هر بازه زمانی خاصی یک مبلغی به من هدیه میدادن واسه خرید فایل ها در نهایت بعد از یک سال کل فایل ها رو تهیه کردم که بالای 17 میلیون تومان هزینه شونه.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">خیلی خوشحالم و خوش حالم بودم سر صبح. الان که شبه ولی همون موقع دفترچه ام رو باز کردم و شروع کردم به نوشتن <strong>سپاس گذاری های خودم بابت این موضوع</strong>.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">دقیقا فکر میکنم 16 صفحه از دفترچه فقط سپاس گذاری های من رو بابت این موضوع جا گرفته بودن.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">اونقدر احساس شعف و اونقدر احساس خوشحالی داشتم که اصلا <strong>خستگی نوشتن و گذر زمان رو احساس نکرده بودم</strong>.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">یهو به یادم اومد این موضوع که ببین<strong> اگه به خواسته ات چسبیده نباشی چقدر قشنگ برات اتفاقات رخ میده</strong> و هر چی که میخوای توی زندگیت رخ میده.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">این منو خیلی خوشحال کردم و دوست داشتم که با دوستانی که<strong> اهل مطالعه </strong>هستند این رو در میون بزارم.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">این خواسته من به نظر خیلی ها ممکنه کوچیک باشه. خب کوچیک باشه این نظر اوناست نه من ولی ارزش واقعی این فایل ها بالای میلیارد ها تومن ارزش داره اگه واقعا بخوای درک کنی این موضوع رو. من واقعا میتونم بگم درک کردم و روزها دارم با همین فایل ها زندگی میکنم و <strong>زندگی پر از افسردگی و نگرانی منو تبدیل کرده به یک بهشت</strong>. اسم استادم رو نمیارم چون خودش به تبلیغات آن چنان اعتقادی نداره ولی یک سیستم بزرگ تبلیغاتی ایجاد کرده بدون هیچ هزینه ای و این هم همش به خاطر اون چیزایی هست که خودش به بقیه یاد میده و خودش هم عمل میکنه.
</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">برای همتون آرزوی توفیق رسیدن به خواسته هاتون رو میخوام.</p><p dir="auto" class="marginAuto relative mb25 maxWidth770 pr15 pl15">موفق باشید</p>]]></content:encoded>
    </item>
  </channel>
</rss>