<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:cc="http://cyber.law.harvard.edu/rss/creativeCommonsRssModule.html" version="2.0">
  <channel>
    <title><![CDATA[پست های احمد صابری در مداد]]></title>
    <description><![CDATA[پست های احمد صابری در مداد]]></description>
    <link>http://medad.io/@ahmadsaberi/</link>
    <image>
      <url>http://medad.io/Avatar-common150-10265/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C.png</url>
      <title>پست های احمد صابری در مداد</title>
      <link>http://medad.io/@ahmadsaberi/</link>
    </image>
    <generator>مداد</generator>
    <lastBuildDate>Thu, 02 Aug 2018 22:22:39 GMT</lastBuildDate>
    <atom:link href="http://medad.io/feed/@ahmadsaberi/" rel="self" type="application/rss+xml" />
    <webMaster><![CDATA[friend@medad.io]]></webMaster>
    <item>
      <title><![CDATA[علت واقعی مرگ بروس لی چه بود؟]]></title>
      <link>http://medad.io/@ahmadsaberi/%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D9%84%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/cBs/</guid>
      <category><![CDATA[بروس لی]]></category>
      <category><![CDATA[مرگ بروس لی]]></category>
      <category><![CDATA[بتی تینگ پی]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[احمد صابری]]></dc:creator>
      <pubDate>Tue, 31 Jul 2018 10:58:06 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2018-07-31T15:28:06+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">در بین تمام شخصیت‌های فرهنگی که مرگ‌های بی‌موقعی داشته‌اند، مانند مرلین مونرو، الویس پرسلی یا مایکل جکسون، شاید مرگی که کمترین توافق و اعلام رسمی درباره علت آن وجود دارد، مرگ بروس لی است. 
</p><p dir="auto">در طی 45 سال، طرفداران، متخصصان و پزشکان آسیب‌شناس، تئوری‌های مختلفی را برای مرگ او ارائه داده‌اند. در بین این تئوری‌ها، حتی دلایل فرازمینی (مانند نفرین‌های باستانی یا فنگ‌شویی بد) و مسخره (مانند کشته‌شدن توسط نینجاهای ژاپنی) وجود دارد. برخی نظریه‌پردازان، توطئه معشوقه او را دلیل مرگ بروس لی می‌دانند و از او به عنوان بیوه سیاه شیطانی نام می‌برند.
</p><p dir="auto">اکنون، معتبرترین بیوگرافی از این ستاره پیشین سینما، بروس لی: یک زندگی، زمان واقعی آخرین روز او را فاش می‌کند و توضیح جدید و قانع‌کننده‌تری در این باره ارائه می‌دهد.
</p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-2766-41799-1000/41799.jpg" alt="بروس لی، بازیگر و تهیه کننده"/><figcaption dir="auto">بروس لی، بازیگر و تهیه کننده</figcaption></figure><h2 dir="auto"> سردرد، خواب نیمروز بعد وحشت
 </h2><p dir="auto">روز آخر بروس لی روی زمین، به خوبی آغاز شد. صبح روز 20 جولای سال 1973 در هنگ کنگ، ستاره مستعد 32 ساله با بازیگری استرالیایی به نام جورج لزنبی، بازیگر نقش جیمز باند در سال 1969 در سرویس مخفی، ملاقات کرد تا پیشنهاد بازی در فیلم جدیدش یعنی بازی مرگ را بدهد.
</p><p dir="auto">لی، بازیگر جوانی که با فیلم خشم اژدها و سریال تلویزیونی زنبور سبز، به شهرت بالایی در غرب رسید و یکی از محبوب‌ترین بازیگران ژانر رزمی در هالیوود بود، می‌خواست فیلم خودش را تهیه‌کنندگی کند.
</p><p dir="auto">پس از ملاقات با لزنبی، بروس تصمیم گرفت تا به آپارتمان معشوقه‌اش، بتی تینگ پی، برای یک قرار ظهرانه عاشقانه برود. حول و حوش ساعت 6 بعد از ظهر، ریموند چو، شریک تجاری بروس لی خود را به آن‌ها رساند.
</p><p dir="auto">آن سه تصمیم گرفتند تا در یک شام بی‌نظیر، لزنبی را ملاقات کنند. اما درست پیش از حرکت، بروس از سردرد ناگهانی خود شکایت کرد. بتی یکی از داروهای تجویزشده خود را که حاوی آسپیرین بود، به او داد. لی به چو گفت که بدون او بروند. بروس در تخت خواب بتی، دراز کشید و دیگر هیچ‌وقت بلند نشد.
</p><p dir="auto">وقتی دو ساعت بعد، بتی خواست لی را بیدار کند و نتوانست، به چو که در رستوران بود، زنگ زد. او به سرعت خود را به آپارتمان رساند، اما خیلی دیر شده بود: مشهورترین فرد در هنگ کنگ، خیلی وقت بود که از دنیا رفته بود. 
</p><p dir="auto">برای جلوگیری از تهمت، چو آمبولانس را خبر کرد و او را به نزدیکترین بیمارستان بردند. در آن‌جا پزشکان روی بدن بی‌جان لی اقدامات خود را انجام دادند تا اینکه در ساعت 11:30 شب، مرگ او را اعلام کردند. بعدا چو به رسانه‌ها گفت که لی به همراه همسرش در خانه، غش کرده بود.
</p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-2766-41798-1000/41798.jpg" alt="بتی تینگ پی، معشوقه بروس لی"/><figcaption dir="auto">بتی تینگ پی، معشوقه بروس لی</figcaption></figure><h2 dir="auto"> بمب‌های خبری فیک به میان آمدند
 </h2><p dir="auto">اما، زمانی که یک خبرنگار سمج، توانست سه روز بعد از حقیقت پرده بردارد، روزنامه‌ها افسار پاره کردند. چاینا استار یک تیتر دوبرگی با این مضمون نوشت: تالار خوشبوی بتی تینگ پی، اژدها را کشت. 
</p><p dir="auto">آندره مورگان که با چو و لی کار کرده بود، می‌گفت داستان‌های زیادی شایع شده بود: داستان‌های مانند مردن بخاطر اوردوز، مردن بخاطر رابطه جنسی بیش از حد، مردن بخاطر نعوظ، مردن توسط اراذل و اوباش و مسموم‌شدن توسط خدمتکار. حتی داستانی وجود دارد که می‌گوید او هنوز نمرده است.
</p><p dir="auto">این دلایل عجیب و غریب به طرز ترسناکی در دنیای واقعی شایع شد. دانش‌آموزانی در کوالالامپور، پلاکاردهایی با این مضمون در دست گرفتند: بتی بروس را کشت. شایعات در سراسر هنگ کنگ پخش شده بود. اوایل آگوست، نامه به خط چینی در پاکتی مشکوک و قهوه‌ای رنگ به دست پلیس رسید که در آن نوشته بود: بتی علت مرگ بروس را می‌داند. این بمب خبری چیزی جز مزخرفات نبود، اما در چند هفته بعد، سه بمب خبری دیگر با عنوان انتقام مرگ بروس لی، در هنگ کنگ منفجر شد.
</p><h2 dir="auto"> تحقیقات قانونی، نتوانست راز این مرگ را کشف کند
 </h2><p dir="auto">دولت استعمارگر انگلیس به راحتی می‌توانست مرگ مشکوک سلبریتی هنگ کنگی را نادیده بگیرد، اما بمب‌های خبری مختلف، موضوع دیگری داشتند. مقامات برای بازگرداندن اعتماد و آرامش، افرادی را مامور پیداکردن علت مرگ بروس لی کردند. مسئله این بود که هیچ‌یک از متخصصان درباره علت مرگ با دیگری موافق نبود. کالبدشکافی نشان از تورم مغزی در سر بروس لی می‌داد، اما پزشک قانونی هیچ ایده‌ای درباره علت آن نداشت. دو نفر از پزشکان لی، مصرف هش را در بعد از ظهر آن روز محکوم می‌کردند، اما این ایده به سرعت رد شد، زیرا غیرممکن بود که شاهدانه باعث ایجاد تورم مغزی شود. مقامات که در این تحقیق مصر بودند، متخصصانی از لندن آوردند؛ این متخصصان فرضیه جدیدی را مطرح کردند: واکنش شدید آلرژیک به آسپیرین یا شوک آنافیلاکتیک.
</p><p dir="auto">بخاطر نبود هیچ گزینه دیگری، دولت این نتیجه‌گیری را قبول و پرونده را مختومه اعلام کرد.
</p><p dir="auto">بسیاری از طرفداران لی از این واقعه نگذشتند. لی هنرمند جنگجوی قدرتمندی بود که در بسیاری از مراحل زندگی بزرگسالانه‌اش، آسپیرین را بدون هیچ عارضه جانبی مصرف کرده بود. علاوه بر آن، آنافیلاکسی یک واکنش آرژیک قدرتمند است که معمولا با علایم دیگری مانند نای، گردن، زبان و لب‌های ملتهب، کهیر و خارش در داخل و بیرون دهان همراه است. در موراد کشنده، تورم گلو باعث بسته شدن راه تنفسی و در نتیجه ایجاد آسفیکسیا و تورم مغزی می‌شود. در کالبدشکافی هیچ نشانی از آنافیلاکسی یافت نشد. آسپیرین نمی‌توانست دلیل مردن بروس باشد.
</p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-2766-41797-1000/41797.jpg" alt="بروس در حال مبارزه"/><figcaption dir="auto">بروس در حال مبارزه</figcaption></figure><h2 dir="auto"> حادثه‌ای در گذشته و پاسخ احتمالی
 </h2><p dir="auto">متخصصان تمرکز خود را روی اتفاقات 20 جولای که پیش از این در نظر نگرفته بودند، گذاشتند. بروس لی چند ماه قبل از مرگ، غده‌های عرق زیر بغل خود را بیرون آورد چرا که فکر می‌کرد در صفحه نمایش جلوه خوبی ندارند. این عمل، توانایی بدن لی را برای دفع گرما کاهش داد. ده ماه قبل از مرگ در روز 10 می، بروس لی برای دوبله دیالوگ‌های اژدها وارد می‌شود، به اتاق کوچک دوبله رفت. مهندسان آنجا، تهویه‌های هوا را خاموش کردند تا سر و صدا مانع کارشان نشود. پس از 30 دقیق حضور در اتاق سونا مانند دوبله، بروس لی غش و ضعف‌ کرد و بدنش به تشنج افتاد. او را به سرعت به بیمارستان منتقل کردند و لی تا نزدیکی ادمای مغزی هم پیش رفت. پزشکان این مشکل را تشخیص دادند و او را به سرعت درمان کردند.
</p><p dir="auto">هیچ کدام از آن‌ها نفهمیدند که شاید این غش ناشی از گرمازدگی باشد، یعنی همان دلیلی بیشترین مرگ را از ورزشکاران جوان در فصل تابستان می‌گیرد. به تنهایی در ایالات متحده آمریکا، هر سال سه تن از بازیکنان فوتبال بر اثر گرمازدگی جان خود را از دست می‌دهند. یکی از یافته‌های رایج کالبدشکافی در قربانیان گرمازگی، ورم مغزی است. دکتر لیزا لئون، متخصص هیپرترمی از موسسه تحقیق ارتش آمریکا در زمینه پزشکی محیطی می‌گوید: کسی که یک بار گرمازدگی را تجربه کرده باشد، بیشتر مستعد گرمازدگی دوم است. بیماران، در ساعت‌ها، روز‌ها و هفته‌های ریکاوری، نارسایی چندگانه‌ای را تجربه می‌کنند که خطر معلولیت مادام‌العمر و مرگ را افزایش می‌دهد.
</p><p dir="auto">برطبق گزارش‌های رصدخانه هنگ کنگ، 20 جولای سال 1973 گرم‌ترین روز ماه در هنک کنگ استوایی بوده است. گرمای ظالمانه‌ای بر سر چو و لی می‌بارید. چو درباره جزییاتی که در گزارش‌های پیشین ذکر نشده بود، می‌گوید: لی حالش خوب نبود. من نیز حالم خوب نبود. فکر می‌کنم کمی آب خوردیم و بعد بروس لی شروع به بازی کرد. در شور و شوق ساخت بازی مرگ و نقش‌آفرینی لزنبی، بروس بالا می‌پرید و سکانس به سکانس بازی می‌کرد. چو می‌گوید: او همیشه خیلی فعال بود. به همین دلیل احتمالا او کمی احساس خستگی و تشنگی کرد. پس از نوشیدن چند جرعه به نظر می‌رسید سرگیجه دارد.
</p><p dir="auto">در این لحظه او از سردرد خود شکایت کرد، یکی از علائم هیپرترمی، بتی به او دارو می‌دهد و او روی تخت می‌افتد. این دفعه برخلاف 10 می، دیگر کسی نبود که او را به بیمارستان برساند و ورم مغزی‌اش را درمان کند. ورمی که به احتمال خیلی خیلی زیاد به علت گرمازدگی به وجود آمده است.
</p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[اسکلت‌ های عظیم وایکینگ‌ها در گورستانی در ایتالیا]]></title>
      <link>http://medad.io/@ahmadsaberi/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%84%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B8%DB%8C%D9%85-%D9%88%D8%A7%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%88%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/cBn/</guid>
      <category><![CDATA[وایکینگ]]></category>
      <category><![CDATA[ایتالیا]]></category>
      <category><![CDATA[سیسیل]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[احمد صابری]]></dc:creator>
      <pubDate>Sat, 28 Jul 2018 10:05:36 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2018-07-28T14:35:36+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">حدود 800 سال پیش، در گورستانی در جزیره ایتالیایی سیسیل، 10 نفر دفن شدند. 3 زن و 2 بچه در این جمع بودند. اما چیزی که بیشتر نظر باستان‌شناسان محلی را به خود جلب کرد، اسکلت مردهای این گروه بود که در همین سال کشف شد. 
</p><p dir="auto">این اسکلت‌ها بسیار بزرگ‌تر از اسکلت مردم عادی سیسیل بود، بطوریکه یکی از باستان‌شناسان، آن‌ها را عظیم خطاب کرد.
</p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-2762-41789-1000/41789.png" alt="گورستانی در ایتالیا"/><figcaption dir="auto">گورستانی در ایتالیا</figcaption></figure><p dir="auto">باستان‌شناسان معتقدند این اسکلت‌های عظیم‌الجثه متعلق به پسران وایکینگ‌هایی است که در شمال فرانسه و بعد در جنوب ایتالیا و سیسیل ساکن شدند.
</p><p dir="auto">یک مثاله جدید در مجله علمی در لهستان منتشر شد که توضیح می‌دهد چگونه یک تیم از محققان، اسکلت‌ها را کشف کردند و چگونه این واقعه، دریانوردان اسکاندیناوی را به آن‌جا کشاند.
</p><p dir="auto">در طول قرن‌های هشتم و نهم میلادی، وایکینگ‌ها برای حمله به صومعه‌ها و شهرهای فرانسه امروزی، از اسکاندیناوی به سمت جنوب حرکت کردند. در سال 911، آن‌ها بسیار آماده و وحشی بودند، بطوریکه پادشاه فرانسه مجبور شد بخشی از شمال فرانسه را به آن‌ها بدهد.
</p><p dir="auto">برخی از وایکینگ‌ها بطور دائم در آن‌جا ساکن شدند و بعدها لقب نورمن‌های (نورس من: مردان شمال) نرماندی را گرفتند. سپس، همان روحیه وایکینگی باعث شد تا آن‌ها به سراسر قاره اروپا مانند انگلیس و جنوب ایتالیا سفر کنند.
</p><p dir="auto">سولومر متدویچ، سرپرست محققان در بیانیه‌ای اعلام کرد: در نیمه دوم قرن یازدهم، یکی از نجیب‌زاده‌های نورمن به نام راجر د هاتویل، توانست سیسیل را از چنگ اعراب دربیاورد.
</p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-2762-41790-1000/41790.jpg" alt="راجر د هاتویل"/><figcaption dir="auto">راجر د هاتویل</figcaption></figure><p dir="auto">اعتقاد بر این است که اسکلت‌ها متعلق به پسران و خدمه و د هاتویل هستند. اگرچه هیچ سندی پیدا نشده است، اما متدویچ می‌گوید: بخاطر شکل قبرها، به احتمال زیاد برخی از کسانی که در این گورستان دفن شده‌اند، از نخبگان و روحیانیون آن‌جا بوده‌اند.
</p><p dir="auto">گورستان در نزدیکی کلیسای خرابه‌ای قرار دارد که محققان معتقدند توسط نورمن‌های فاتح ساخته شده است. متدویچ می‌گوید: این کلیسا بسیار مستحکم و روی تپه ساخته شده است تا در جنگ‌ها دوام بیاورد، در حالی‌که معماری اروپاییان غربی، بسیار سبک‌تر از آن بوده است.
</p><p dir="auto">سیسیل تاریخ بسیار شطرنجی دارد. این منطقه شاهد تصرف و پس‌گرفته شدن‌های بسیاری بوده است. قبیله ژرمنی وندال، نیروهای مسلمان بیزانس، نورمن‌ها و وایکینگ‌ها و پادشاهان اسپانیایی از کسانی بودند که هرکدام مدتی بر این منطقه حکم می‌راندند.
</p><p dir="auto">اما شاید چیزی که بیشتر از همه درباره این منطقه مشهور باشد، مافیای سیسیل است. گروهی که جرایم سازمان‌یافته انجام می‌دهد و به بی‌رحمی معروف است. با این حال، برای قرن‌ها این سوال وجود دارد که چند نفر از اعضای این باند تبهکاری، دارای خون وایکینگی هستند.
</p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[17 نقل قول از نلسون ماندلا]]></title>
      <link>http://medad.io/@ahmadsaberi/17-%D9%86%D9%82%D9%84-%D9%82%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%84%D8%B3%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%84%D8%A7/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/czW/</guid>
      <category><![CDATA[نلسون ماندلا]]></category>
      <category><![CDATA[آفریقا]]></category>
      <category><![CDATA[آفریقای جنوبی]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[احمد صابری]]></dc:creator>
      <pubDate>Sat, 21 Jul 2018 13:22:20 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2018-07-21T17:52:20+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-2747-41754-2000/41754.jpg" alt="نلسون ماندلا، رهبر آزادی بخش آفریقای جنوبی"/><figcaption dir="auto">نلسون ماندلا، رهبر آزادی بخش آفریقای جنوبی</figcaption></figure><p dir="auto">اگر بخوایم یه روزی، لیستی از بهترین و تاثیرگذارترین رهبران دنیا رو جمع‌آوری کنیم، مسلما نلسون ماندلا یکی از اونا هست. ماندلا کسی بود که با آپارتاید موجود در آفریقای جنوبی مبارزه می‌کرد. او به همین خاطر، 27 سال از عمرش را در زندان گذراند. وقتی در سال 1990 از زندان آزاد شد، با کمک مردم توانست به آپارتاید پایان دهد. مردم او را برای پنج سال، یعنی از 1994 تا 1999 به عنوان رییس جمهور خود انتخاب کردند.</p><p dir="auto">نلسون ماندلا در سال 2013 از دنیا رفت، اما همه دنیا او را پدر ملت مدرن آفریقای جنوبی می‌دانند. از آنجایی که هر رهبری، موفقیت و دلایل آن را در گفته‌هایش می‌آورد، در اینجا 17 نقل قول ماندگار از این رهبر سیاه پوست آفریقایی برایتان آوردم.</p><blockquote dir="auto"> انتخاب‌های شما، انعکاس‌دهنده امیدهایتان است، نه ترس‌ها. </blockquote><blockquote dir="auto"> همیشه کارها غیرممکن به نظر می‌رسند تا وقتی انجام شوند. </blockquote><blockquote dir="auto"> گاهی اوقات، مسوولیت یک نسل این است که با عظمت باشد. شما می‌توانید این نسل باعظمت باشید. بگذارید عظمتتان شکوفا شود. </blockquote><blockquote dir="auto"> هرکس می‌تواند بالاتر از شرایط خود برود و به موفقیت برسد، اگر نسبت به کاری که انجام می‌دهند هیجان داشته باشند و خود را وقف کنند. </blockquote><blockquote dir="auto"> بزرگترین ترس ما این نیست که به اندازه کافی توانایی نداریم. بزرگترین ترسمان این است که بیش از اندازه قدرتمند هستیم. </blockquote><blockquote dir="auto"> هیچ هدیه‌ای بهتر از این نیست که انرژی و زمان خود را برای کمک به دیگران صرف کنیم بدون آنکه از کسی انتظاری داشته باشیم. </blockquote><blockquote dir="auto"> هیچ اشتیاقی برای حل و فصل مسائل کوچک زندگی عادی وجود ندارد، چون ظرفیت شما بیش از این زندگی هست که دارید. </blockquote><blockquote dir="auto"> یکی از چیزهایی که من در مذاکره یاد گرفته‌ام این است که تا وقتی خودم را تغییر ندهم، نمی‌توانم دیگران را تغییر بدم. </blockquote><blockquote dir="auto"> یک مغز خوب و یک قلب خوب همیشه ترکیبی قدرتمند است. </blockquote><blockquote dir="auto"> وقتی از تپه بلند بالا می‌روید، تنها چیزی که می‌فهمید این است که تپه‌های زیادی برای بالا رفتن وجود دارد. </blockquote><blockquote dir="auto"> یک برنده، رویاپردازی بوده که هیچوقت تسلیم نشده است. </blockquote><blockquote dir="auto"> آموزش قدرتمندترین سلاحی است که از آن برای تغییر جهان می‌توانید استفاده کنید. </blockquote><blockquote dir="auto"> مرا با موفقیت‌هایم قضاوت نکنید؛ مرا با تعداد دفعاتی که زمین خوردم و دوباره از نو شروع کردم، قضاوت کنید. </blockquote><blockquote dir="auto"> فرد شجاع کسی نیست که احساس ترس نکند، بلکه کسی است که ترس را مغلوب سازد. </blockquote><blockquote dir="auto"> برای آنکه آزاده باشیم، لازم نیست حتما زنجیر از پای کسی باز کنیم، بلکه باید به آزادی دیگران احترام بگذاریم. </blockquote><blockquote dir="auto"> آنچه در زندگی اهمیت دارد این واقعیت که ما زندگی کرده‌ایم نیست، بلکه تاثیری است که ما توانستیم در زندگی دیگران بگذارید. </blockquote><blockquote dir="auto"> من مسوول سرنوشتم هستم، من کاپیتان روحم هستم. </blockquote><p dir="auto"><br/></p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[روزتا استون چیست؟]]></title>
      <link>http://medad.io/@ahmadsaberi/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/czK/</guid>
      <category><![CDATA[روزتا استون]]></category>
      <category><![CDATA[سنگ رشید]]></category>
      <category><![CDATA[بطلیموس پنجم]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[احمد صابری]]></dc:creator>
      <pubDate>Sat, 14 Jul 2018 17:04:43 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2018-07-14T21:34:43+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">نه این دفعه اشتباه کردید :) نمی‌خواهم از موسسه آموزش زبان خارجی روزتا استون صحبت کنم! در این مقاله، قصد دارم از سنگ رشید (لوح روزتا) برایتان بگویم. </p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-2737-41743-1000/41743.jpg" alt="سنگ رشید (روزتا استون)"/><figcaption dir="auto">سنگ رشید (روزتا استون)</figcaption></figure><p dir="auto">در سال 1799، دقیقا یک سال پس از اینکه ناپلئون بناپارت، تعدادی از مهندسان مصری و فرانسوی را برای کاوش و حفاری در روستای الرشید، استخدام کرد، یک کشف بزرگ و قابل توجه انجام شد. در حالی‌که کارگران دیوار را از هم می‌شکافتند، سنگ گرانیتی بزرگی نمایان شد که روی آن به دو زبان یونانی و مصری و سه خط یونانی، دموتیک مصری و هیروگلیف مصری نوشته شده بود.</p><p dir="auto">این ینگ در سال 1801 به دست انگلیسی افتاد و اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود. دانشمند انگلیسی، توماس یانگ و دانشمند فرانسوی، ژان فرانسوا شامپولیون، برای رمزگشایی از هیروگلیف مصری در قرن نوزدهم میلادی از این سنگ نبشه استفاده بسیاری بردند.</p><p dir="auto">امروزه روزتا استون یکی از مشهورترین آثار باستانی جهان است که سالیانه هزاران نفر را برای بازدید به موزه بریتانیا می‌کشاند. اما متن روی این لوح چیست؟</p><p dir="auto">اگر امیدوار بودید که با اطلاعات عمیق و مهمی درباره قرن‌ها زندگی مصریان مواجه شوید، باید کمی نا امیدتان کنم. متن روی سنگ روزتا در واقع یک سند تجاری و اداری است. این نسخه‌ای از حکم شورای کشیشان مصر است که در سال 196 قبل از میلاد در جشن سالگرد فرمانروایی بطلیموس پنجم به او داده شد. (حکومتی یونانی زبان اهل مقدونیه که از سال 400 قبل از میلاد تا 100 قبل از میلاد بر مصر حکومت می‌کرد)</p><p dir="auto">متن با فهرست‌بندی برخی از اعمال و کارهای سخاوتمندانه پادشاه شروع می‌شود از قبیل اهدای هدایایی به معبد، کاهش مالیات‌ها و برگرداندن صلح به مصر پس از شورشی که در زمان بطلیموس چهارم رخ داد. در عوض این خدمات، شورای معابد مصر تعهد می‌کند که اقداماتی از قبیل ساخت مجسمه‌های بیشتر، تزییات بهتر در هنگان سالگرد تولد، جشن پادشاهی و غیره برای استحکام سلطنت بطلیموس پنجم انجام دهند.</p><p dir="auto">در نهایت، دستور داده شد تا این کتیبه به سه خط هیروگلیف مصری، یونانی و دموتیک مصری نوشته و در سراسر معابد سراسر مصر قرار داده شود.</p><p dir="auto"><br/></p>]]></content:encoded>
    </item>
  </channel>
</rss>