<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:cc="http://cyber.law.harvard.edu/rss/creativeCommonsRssModule.html" version="2.0">
  <channel>
    <title><![CDATA[پست های ashkan am در مداد]]></title>
    <description><![CDATA[پست های ashkan am در مداد]]></description>
    <link>http://medad.io/@ashkanam346/</link>
    <image>
      <url>http://medad.io/Avatar-common150-41954/ashkan-am.png</url>
      <title>پست های ashkan am در مداد</title>
      <link>http://medad.io/@ashkanam346/</link>
    </image>
    <generator>مداد</generator>
    <lastBuildDate>Sun, 08 Sep 2019 21:01:08 GMT</lastBuildDate>
    <atom:link href="http://medad.io/feed/@ashkanam346/" rel="self" type="application/rss+xml" />
    <webMaster><![CDATA[friend@medad.io]]></webMaster>
    <item>
      <title><![CDATA[		شفای معنوی در عصر انسان خداگونه]]></title>
      <link>http://medad.io/@ashkanam346/%D8%B4%D9%81%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%86%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/gLy/</guid>
      <dc:creator><![CDATA[ashkan am]]></dc:creator>
      <pubDate>Fri, 06 Sep 2019 11:37:50 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2019-09-06T16:07:50+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">چند روز پیش از طریق یکی از دوستانم در آتیسان با یکی از اساتید دانشگاه آشنا شدم، دکتر امیر ایازی. در مجموع چند ساعتی با هم صحبت کردیم و این نوشته حاصل صحبت های من با ایشان است. موضوع صحبت وضعیت اجتماعی و فرهنگی کشور در وضعیت فعلی بود. دکتر ایازی با وجود آنکه در رشته ای مهندسی درس خوانده بود به علوم انسانی علاقه بسیار داشت و روانشناسی را به خوبی می دانست.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">با نظریات روانشناسان در سطح بالایی آشنا بود و تحلیل های دقیقی در این حوزه ارائه می کرد. نکته جالب دیگری که داشت توجه و آشنایی به مفاهیم قرآنی بود. سالها تلاش کرده بود تا از طریق روانشناسی و مفاهیم اخلاقی زندگی بهتری را برای خود، خانواده، دانشجویان، و هموطنانش به ارمغان بیاورد. نتایج کارهایش شد، <a href="https://bit.ly/2lD6wRN">شفای معنوی     </a></p><p dir="auto"><a href="https://bit.ly/2lD6wRN">
</a></p><p dir="auto">صحبت در خصوص مفاهیمی مانند <a href="https://shefayemanavi.com/product/%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82/">ازدواج موفق</a>، دلالیل میل به ازدواج با دختر بزرگتر از خود در پسران، <a href="https://bit.ly/2kvnoK5">تربیت فرزند</a>، موفقیت، وظایف والدین، ذهن انسان و اراده خداوند و ... در این دیالوگ بین ما رد و بدل شد. ایشان تمام این موارد را که بعضا با تخصص و حوزه مورد علاقه من یعنی کارآفرینی، موفقیت و کسب و کار نیز ارتباط داشت از منظر معنوی نگاه می کردند. برای مثال با معنویت چگونه می توان موفق شد. منظورم موفقیت مالی است!
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">شاید احساسی که در زمان خواندن کتاب اخلاق پروتستانی و روح سرمایه‌داری داشتم در من زنده شد. ارتباط مفاهیم موفقیت در زندگی و فرزند پروری با مفاهیم معنوی و اسلامی و استفاده از آیه های قرآن برایم آشنا و کاملا قابل درک بود، اما چگونه می شود از طریق شفای معنوی، خواسته های مادی را برآورده نمود؟ باید بپذیریم تاثیر معنویت بر انسان بسیار است و دین زیربنا است. حتی در امور دنیوی. همانطور که وبر می گوید.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">آموزه هایی که در داستان موسی و شعیب بود و شیوه برخورد شعیب با موسی، ازدواج دختر شعیب با موسی و ... آموزه های جالب اخلاقی و روانشناسی داشت که تا کنون به آن توجه نکرده بودم (با وجود آنکه داستان را خوانده بودم و می دانستم). چقدر می توان از این داستان نکته روانشناسی و مهارت زندگی استخراج کرد. دکتر چنتایی از این مهارت ها را به من گفت. مثلا سنت غلط دختر بزرگتر اول باید ازدواج کند و تا او ازدواج نکرده نباید دختر بعدی را شوهر داد در این داستان رد می شود. ساده است اما برای من نکته جذابی بود.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">این ها را گفتم تا به این نکته برسم، علوم انسانی جای تفکر، تامل و تعقل است. دکتر ایازی از منظر روانشناسی در آیات قرآن تامل کردند و نکات جالبی برایشان روشن شد. می توان در هر آیه تفکر کرد و درس گرفت. همین است که یک ساعت تفکر معادل 70 سال عبادت است.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">تفکر در آیات قرآن و سخن بزرگان می تواند نتایج ارزشمندی را به همراه داشته باشد. مرهمی بشود بر دردها و <a href="shefayemanavi.com">شفای معنوی</a> را برای انسان عصر شلوغ ما به ارمغان بیاورد. حتی اگر در عصری زندگی کنیم که عده ای پا را از انسان خردمند فراتر گذاشته و بخواهند انسان خداگونه باشند، باز هم می توان با خردمندی از معنویت کمک گرفت تا زندگی بهتری را تجربه نمود. زندگی با هیجانات مثبت و سالم تر.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">داشته های معنوی خود را دست کم نگیریم، از معنویت در زندگی خود استفاده کنیم. گاهی آنقدر مدهوش تجدد می شویم که ارزشهای سنتی و معنوی خود را به دست فراموشی می سپاریم. اگر هدف زندگی سالم تر و بهتر است نباید نکات مثبت سنتی و معنوی را از خود بگیریم و تماما تسلیم تجدد شویم. به نظرم پیشرفت علمی در کنار آرامش معنوی لذت بخش تر خواهد بود.
</p><p dir="auto"><br/></p>]]></content:encoded>
    </item>
  </channel>
</rss>