<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:cc="http://cyber.law.harvard.edu/rss/creativeCommonsRssModule.html" version="2.0">
  <channel>
    <title><![CDATA[پست های Negar sayadi در مداد]]></title>
    <description><![CDATA[پست های Negar sayadi در مداد]]></description>
    <link>http://medad.io/@negarsayadi1994/</link>
    <image>
      <url>http://medad.io/Avatar-common150-56308/negar-sayadi.png</url>
      <title>پست های Negar sayadi در مداد</title>
      <link>http://medad.io/@negarsayadi1994/</link>
    </image>
    <generator>مداد</generator>
    <lastBuildDate>Sat, 12 Feb 2022 06:08:52 GMT</lastBuildDate>
    <atom:link href="http://medad.io/feed/@negarsayadi1994/" rel="self" type="application/rss+xml" />
    <webMaster><![CDATA[friend@medad.io]]></webMaster>
    <item>
      <title><![CDATA[با انیمیشن سریالی هیولاها در محل کار 2021 بیشتر آشنا شوید]]></title>
      <link>http://medad.io/@negarsayadi1994/%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-2021-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/Dtx/</guid>
      <category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
      <category><![CDATA[کارتون]]></category>
      <category><![CDATA[کارخانه هیولاها]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[Negar sayadi]]></dc:creator>
      <pubDate>Sat, 04 Sep 2021 12:43:32 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2021-09-04T17:13:32+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">انیمیشن سریالی هیولاها (Monsters at Work) در محل کار در سبک کمدی - فانتزی - خانوادگی به کارگردانی استیفان جی اندرسون، کاتلین رایتر و 2 کارگردان دیگر در سال 2021 منتشر شد. این انیمیشن سریالی بر اساس انیمیشن سینمایی کارخانه هیولاها Monsters, Inc. محصول سال 2001 میلادی ساخته شده و دنباله ای برای این انیمیشن سینمایی محسوب می شود. این انیمیشن سریالی محصول کشور آمریکاست و اولین مجموعه انیمیشنی از فرانچایز کارخانه هیولاها محسوب می شود.</p><p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-43190-110680-1000/110680.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto"> این انیمیشن بسیار زیبا بر اساس شخصیت های خلق شده توسط کمپانی انیمیشن سازی پیکسار Pixar Animation Studios توسط استودیو انیمیشن های تلویزیونی کمپانی دیزنی Disney Television Animation تولید شده است. این مجموعه انیمیشنی پس از تولید، توسط سرویس ویدیویی دیزنی پلاس Disney+ به صورت بین المللی منتشر و پخش شد. منتقدان معروف نظرات بسیار متفاوتی در مورد این انیمیشن سریالی داشتند. اکثر منتقدین عقیده داشتند این انیمیشن سریالی با وجود اینکه جذابیت های دو انیمیشن سینمایی گذشته خود را ندارد اما با این حال یک انیمیشن سرگرم کننده برای تمام رده های سنی محسوب می شود. انیمیشن هیولاها در محل کار در سال 2021 موفق به دریافت جایزه یک عمر دستاورد (برای فرهت ساسکین) از جشنواره جوایز موسیقی پاورتورک PowerTürk Music Awards شده است. در خلاصه داستان این انیمیشن کمدی فانتزی آمده است؛ کارخانه هیولاها در شهر مانستروپلیس در حال تغییر کاربری ست، زیرا هیولاها کشف کرده اند صدای شادی و خنده کودکان 10 برابر بیشتر از صدای جیغ و فریاد آنها از ترس انرژی تولید می کند! تایلور تاسکمن یک هیولای جوان و باانگیزه است که به تازگی در رشته ترس های بزرگ از دانشگاه هیولاها فارغ التحصیل شده و آرزو دارد روزی در کنار مایک وازوفسکی و جیمز پی. سالیوان کار کند. مایک و سالی قهرمانان زندگی تایلور هستند و این هیولای جوان قصد دارد با دنبال کردن راه آنان به یک هیولای ترساننده بزرگ در کارخانه هیولاها تبدیل شود. تایلور به عنوان یک مکانیک در بخش تاسیسات کارخانه هیولاها کار می کند و امیدوار است پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه، بتواند به عنوان یک ترساننده در این کارخانه مشغول به کار شود. هنری جی. واترنوز سوم مدیرعامل کارخانه، تایلور را به دفتر خود احضار کرده و او را به صورت رسمی در کارخانه هیولاها استخدام می کند. این هیولای جوان از اینکه قرار است به عنوان یک ترساننده در محل کار مورد علاقه اش مشغول به کار شود، بسیار خوشحال و هیجان زده است. یک روز بعد از استخدام تایلور، مدیرعامل کارخانه هیولاها بازداشت و زندانی می شود. هنری واترنوز سوم متهم است که با همکاری یک هیولای بدجنس و شرور قصد ربودن کودکان و انتقال آنان به کارخانه را داشته تا از صدای جیغ و فریاد آنان انرژی تولید کند. هیئت مدیره کارخانه هیولاها پس از این اتفاق، سالی و مایک را به عنوان مدیران کارخانه انتخاب کرده و موقعیت شغلی قدیمی این دو هیولا به خواهران دوقلوی رُز داده می شود. کارخانه هیولاها تحت مدیریت جدید به طور کامل تغییر کاربری داده و هیولاهای ترساننده باید به هیولاهای خنداننده تبدیل شوند! تایلور در شغل جدید خود به عنوان یک خنداننده موفق نیست و سالی مجبور می شود او را به بخش دیگری از کارخانه منتقل کند. این هیولای جوان از موقعیت شغلی خود به شدت بیزار است و به هیچ عنوان نمی تواند در آنجا کار کند. او دوست دارد با کودکان ارتباط داشته باشد و با سرگرم کردن و شوخی با کودکان صدای خنده و شادی آنها را بلند کند! تایلور که دیگر تحمل محل کار جدید خود را ندارد از آنجا فرار کرده و مخفیانه به قسمت هیولاهای خنداننده وارد می شود. این هیولای جوان در اولین تجربه خود سعی می کند یک کودک را بخنداند اما نتیجه کار به هیچ عنوان رضایت بخش نیست و کودک دچار وحشت شده و کارخانه هیولاها دچار یک دردسر بزرگ می شود. تایلور از این موضوع غمگین شده و امید خود را برای تبدیل شدن به یک هیولای خنداننده از دست می دهد. سالی که اکنون مدیرعامل کارخانه هیولاها محسوب می شود، معتقد است که تایلور استعدادهای زیادی دارد و می تواند به یک هیولای شوخی گر و خنداننده معروف تبدیل شود. این هیولای خوش قلب و مهربان تصمیم می گیرد یک کلاس آموزشی برای تایلور برگزار کرده و با آموزش های خود تایلور را به یک هیولای خنداننده حرفه ای و معروف تبدیل کند...
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">منبع: آپارات کودک</p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[پیش فروش بلیت سینما برای فیلم های گیسوم و درخت گردو]]></title>
      <link>http://medad.io/@negarsayadi1994/%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%88/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/DdV/</guid>
      <category><![CDATA[سینما]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم ایرانی]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم سینمایی]]></category>
      <category><![CDATA[مهران مدیری]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[Negar sayadi]]></dc:creator>
      <pubDate>Tue, 31 Aug 2021 07:54:02 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2021-08-31T12:24:02+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">به گزارش سینما تیکت، مرتضی شایسته درباره جلسه امروز سه شنبه دوم شهریور شورای صنفی نمایش گفت: «مقرر شد فیلم «درخت گردو» به کارگردانی محمدحسین مهدویان و تهیه کنندگی مصطفی احمدی از این هفته یا هفته آینده اکران شود.»</p><p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-42650-110452-1000/110452.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto">
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">طبق نامه‌ای که علی سرتیپی پخش کننده فیلم سینمایی «درخت گردو» ساخته محمدحسین مهدویان زده و طی آن برای اکران اعلام آمادگی کرده بود، تصمیم بر این شد که این فیلم یا از فردا و یا از دهم شهریور ماه به نمایش دربیاید. بر همین اساس هر سینما داری که علاقمند به اکران این اثر باشد می‌تواند از فردا آن را به نمایش بگذارد.</p><p dir="auto"><a href="https://cinematicket.org/movie/detail/5105">خرید بلیط فیلم گیسوم
</a></p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">وی درباره اینکه پیش از این سیدمصطفی احمدی از اکران انصراف داده بود و حالا با چه شرایطی حاضر به اکران شده است، اظهار کرد: من از این موضوعات خبر ندارم و طبق نامه‌ای که آقای سرتیپی زد، تصمیم به اکران گرفتیم.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">او همچنین اعلام کرد سینماها بعد از تعطیلی شش روزه بازند و اکران سایر فیلم‌های روی پرده ادامه دارد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto"><a href="https://cinematicket.org/movie/detail/3517">فیلم درخت گردو</a> موفق به کسب سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر شده است.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">پیمان معادی، مهران مدیری و مینا ساداتی از جمله بازیگران این فیلم سینمایی هستند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto"><br/></p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[همه چیز درباره فیلم سینمایی بکت ]]></title>
      <link>http://medad.io/@negarsayadi1994/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%DA%A9%D8%AA/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/CZx/</guid>
      <category><![CDATA[فیلم]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم سینمایی]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم خارجی]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[Negar sayadi]]></dc:creator>
      <pubDate>Sun, 29 Aug 2021 12:04:24 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2021-08-29T16:34:24+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">ان دیوید واشنگتن، در تریلر تازه‌ شبکه‌ نتفلیکس به کارگردانی فردیناندو سیتو فیلومارینو (شاگرد فیلمساز مشهور ایتالیایی لوکا گوادانینو)، نقش اصلی را به عهده دارد. فردیناندو سیتو فیلومارینو در فیلم بکت (با عنوان اصلی Beckett) به تریلرهای پارانوئید رجوع می‌کند و روایتگر داستان یک گردشگر است که تعطیلاتش در یونان تبدیل به یک تعقیب و گریز دلهره‌آور می‌شود.</p><p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-42459-110302-1000/110302.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto">خلاصه داستان فیلم بکت
</p><p dir="auto">در هنگام تعطیلات در یونان، یک گردشگر آمریکایی به نام بکت (با بازی جان دیوید واشنگتن)، پس از یک تصادف مرگبار، هدف یک تعقیب‌وگریز امنیتی قرار می‌گیرد. او مجبور می‌شود برای نجات جان خود، با ناامیدی سراسر کشور را برای رسیدن به سفارت آمریکا طی کند. همزمان با نزدیک شدن مامورین به او و افزایش ناآرامی‌های سیاسی، تنش داستان شدت می‌یابد. به گونه‌ای که حتی بکت بش‌تر به داخل شبکه‌ خطرناکی از توطئه و دسیسه سقوط می‌کند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">مروری بر نظر منتقدان درباره فیلم بکت
</p><p dir="auto">مایکل اردونا از لس‌آنجلس تایمز
</p><p dir="auto">امتیاز ۹۰ از ۱۰۰
</p><p dir="auto">بکت به معنای واقعی یک فیلم پارانویایی دهه هفتادی است. این فیلم یک ادای احترام پیش پاافتاده نیست؛ بلکه اثری پیچیده، تیره و پرتکاپو است.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">ویلیام ریپاس از مجله اسلنت
</p><p dir="auto">امتیاز ۷۵ از ۱۰۰
</p><p dir="auto">به لطف نوعی تنش میان پیش‌زمینه و پس‌زمینه است که بکت به عنوان یک قطعه‌ سرگرم‌کننده موفق عمل می‌کند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">اریک نیلسن از فیلم استیج
</p><p dir="auto">امتیاز ۷۵ از ۱۰۰
</p><p dir="auto">به کمک منطق رویاگونه‌ فیلومارینو که به تدریج به جزئیاتِ بخش‌های هیجان‌انگیز داستان تزریق می‌شود و عملکرد بی‌نقص جان دیوید واشنگتن، بعد از اینکه روایت از مخصمه‌ای به تنگنای دیگری می‌رود، طراحی فیلم همچنان عالی عمل می‌کند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">اسکات کمبل از We Got This Covered
</p><p dir="auto">امتیاز ۶۰ از ۱۰۰
</p><p dir="auto">بکت تلاشی جدی از نتفلیکس است که بازگشت به تریلرهای هیجان‌انگیز تعقیب‌وگریزی سیاسیِ دهه‌ هفتاد را پیشنهاد می‌دهد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">استفانی زاکارک از تایم
</p><p dir="auto">امتیاز ۵۰ از ۱۰۰
</p><p dir="auto">هیچ ژانری فجیع‌تر از یک تریلر خستهٰ‌کننده نیست. فیلمی که سخت تلاش می‌کند پس از یک شروع امیدوارکننده پرتعلیق، با استفاده از اکشن زمخت و آشفته‌ و حتی شاید مکان‌های محلی اغواکننده‌‌اش، توجه ما را به خود جلب کند، اما در انتها شکست می‌خورد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">جان دیوید واشنگتن در فیلم بکت
</p><p dir="auto">نقد فیلم بکت
</p><p dir="auto">هنگامی که پاندمی برای اولین‌بار در سال گذشته میلادی شروع به گسترش سریع در سراسر جهان کرد، طبیعی بود قدردارن فیلم‌هایی باشیم که به ما اجازه می‌دادند از درون حریم نسبتا امن خانه‌های خود به دور دنیا سفر کنیم. اما اکنون که این بیماری بدشگون ۱۸ ماه از زندگی همه‌ ما را تحت‌تاثیر قرار داده است، طبیعی‌تر است از فیلم‌هایی قدردانی کنیم که باعث می‌شوند دیگر هرگز تمایلی برای رفتن به هیچ‌جایی نداشته باشیم. بکتِ پرتنش و پیش‌گویانه‌ نتفلیکس – علی رغم اینکه در تابستان قبل از کووید فیلمبرداری شده است – در ادامه‌ موارد اخیری مانند اولد (Old) ام. نایت شیامالان و نیلوفر سفید (The White Lotus) شبکه‌ی اچ‌بی‌او این نکته را یادآور می‌شود که تعطیلات در واقع یک کابوس کامل است. کابوسی که خیلی زودتر از آنکه برای مدتی کوتاه فراغت و راحتی را تجربه کنید شما را خواهد کشت.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">در یک نگاه دقیق‌تر، بکت حتی ممکن است در میان این موارد، ترسناک‌ترین و کابوس‌وارترین گزینه باشد. این تریلر پارانوئید به کارگردانی فردیناندو سیتو فیلومارینو، شاگرد و دستیار لوکا گوادانینو در چند فیلم، با یک منطق رویاگونه ظاهر می‌شود که باید برای افرادی که مرتبا در خوابشان از سایه‌ها فرار می‌کنند بسیار واقعی به نظر برسد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">داستان بسیار ساده است: یک زوج گردشگر بسیار جذاب اما در مجموع معمولی، به نام‌های بکت و اپریل (با بازی آلیسیا ویکاندر)، تصمیم می‌گیرند برنامه‌ سفر خود را تغییر بدهند. در نتیجه، زمانی که وضعیت پایتخت یونان به خاطر اعترض‌ها علیه آخرین دور تدابیر ریاضت اقتصادی دولت آشفته می‌شود، آن‌ها آتن را به قصد رفتن به مناطق روستایی ترک می‌کنند. پس از یک روز طولانی پرسه‌زنی در خرابه‌های باستانی و تبادل دیالوگ‌های بدشگونِ، شخصیت‌های فیلم که فقط چند دقیقه با فاجعه فاصله دارند، به سمت یک مسافرخانه‌ دورافتاده می‌روند. دیالوگ‌های شومی مانند جمله‌ای که اپریل بدون دلیل مشخصی به بکت می‌گوید: «ما نباید اینجا باشیم». سپس ادامه می‌دهد: «منظورم اینه که هیچ‌کس نمی‌دونه ما کجا هستیم و فقط ما دو نفریم. مجسمه‌ها در چشم‌انداز…». بکت پشت فرمان به خواب می‌رود و ماشین اجاره‌ای‌شان را پروازکنان به دیوارهای بتونی خانه‌ای کنار جاده می‌زند. هنگامی که پزشکان به صحنه می‌رسند، اپریل مرده است. تنها چیزی که بکت را تا حدی آرام می‌کند این است که دو آدمی که به شکل غیرقانونی ساکن آنجا بودند (پناهندگان بدون مجوز؟) ظاهرا بدون آنکه صدمه ببیند، ناپدید شده‌اند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">آلیسیا ویکاندر و جان دیوید واشنگتن در فیلم بکت
</p><p dir="auto">البته بعدتر می‌بینیم که شاید این موضوع هم برای او چندان آرامشی در پی نداشته باشد. بکت که احساس گناه می‌کند، پس از دروغ گفتن درباره‌ علت حادثه به مقامات محلی و والدین اپریل، به صحنه‌ تصادف بازمی‌گردد. در آنجا پلیسی که اظهارات او را ثبت کرده است به سمت او شروع به تیراندازی می‌کند. نه به این خاطر که آن‌ها بکت را با شخص دیگری اشتباه گرفته‌اند، بلکه به این دلیل که آن‌ها دقیقا می‌دانند که او کیست و از چه چیزی اطلاع دارد (حتی زمانی که خود بکت درباره‌ی هر دوی این موارد شروع به شک می‌کند). در حالی که قهرمان ما ممکن است متقاعد شده باشد که در قالب یک شخصیت اشتباه در یک سناریوی مهیج به دام افتاده است. اما گلوله‌هایی که با غرش به سمت بدن او شلیک می‌شوند – گاهی هم به بدنش می‌خراشند – مطمئنا این احساس را به او می‌دهد که آن‌ها از روی اعتقاد به سمتش تیراندازی می‌کنند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">هر خودرویی که بکت سوار می‌شود و یا هر قطاری که مخفیانه به آن ورود می‌کند، او را به سمت تهدید و خطر پیش می‌برد. هر غیرنظامی که بکت از او کمک می‌خواهد، سرانجام می‌میرد؛ از جمله زنبوردار بیچاره‌ای که تلفن همراه خود را به بکتِ ناامید قرض می‌دهد. در صحنه‌ای که نیش زدن زنبور به شکل تصادفی و خنده‌داری مرد حصیری (The Wicker Man) نیل لابیت را به یاد می‌آورد. هیچ راه فراری نیست. فضای کابوس‌وار آنقدر فراگیر است که حتی مخاطبانی که ذهنی توطئه‌گر دارند شاید تصور کنند که همه‌ فیلم، یک سفر وهم‌آلود و رویایی است. سفری که گویی بکت، پس از اینکه به شکل غیرقابل توضیحی قرص‌های خواب‌آور اپریل را در همان مکانی که او مرده است مصرف می‌کند، به آن گام می‌گذارد؛ حتی اگر زیبایی‌شناسی فوق‌العاده ملموس فیلومارینو به قدرت دیوید لینچ و آلن جی پاکولا نباشد، فیلمنامه‌‌ بدون پیچیدگی کوین ای. رایس کم‌تر تمایل به سیاست‌های وهم‌آلود و شوم منظر پارالاکس (The Parallax View) داشته باشد و در مرتبه‌ای پایین‌تر از واقعیت‌های پیچیده و دشوار همه مردان رئیس‌جمهور (All the President’s Men) قرار بگیرد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">منبع: فیلیمو شات</p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[همه چیز درباره فیلم سینمایی پیک]]></title>
      <link>http://medad.io/@negarsayadi1994/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%BE%DB%8C%DA%A9/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/CQW/</guid>
      <category><![CDATA[فیلم]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم سینمایی]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم خارجی]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[Negar sayadi]]></dc:creator>
      <pubDate>Wed, 25 Aug 2021 13:14:38 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2021-08-25T17:44:38+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">فیلم بر اساس داستان واقعی تاجری انگلیسی و غیرنظامی به نام گرویل وین ساخته شده است که وارد یکی از بزرگترین درگیری‌های بین‌المللی می‌شود. او به دستور MI-6 بریتانیا و یک مأمور سازمان CIA (با بازی ریچل بروزناهان)، شراکتی پنهانی و خطرناک را با اولگ پنکوفسکی، افسر شوروی، آغاز می‌کند تا اطلاعات مورد نیاز برای جلوگیری از جنگ هسته‌ای و خنثی‌سازی بحران موشکی کوبا را به دست بیاورد.</p><p dir="auto">کامبربچ و نینیدزه هردو نقش‌آفرینی فوق‌العاده‌ای دارند. کامبربچ با ظاهر دوست‌داشتنی همیشگی‌اش و البته با سبیلی مختص آن دوران، جلوی دوربین آمده است. شغلی که کاراکتر او یعنی گرویل وین برعهده می‌گیرد، به تدریج تبدیل به یک راز کوچک و کثیف می‌شود که ازدواج، زندگی و سلامت روانش به خطر می‌اندازد. نینیدزه، بازیگر گرجستانی که پل ارتباطی جاسوس‌ها را شکل می‌دهد، به کاراکتر پنکوفسکی انسانیت و روح بخشیده است؛ مردی که از خیانت خود غمگین است، اما مجبور است آنچه را که درست می‌پندارد انجام دهد. اما در سکانس‌هایی که این دو کنار هم بازی می‌کنند، مثل جلسات مخفیانه در خیابان‌های تاریک، یا رد و بدل کردن نگاه‌هایی معنادار سر میز شام، بازی‌شان حتی از قبل نیز بهتر می‌شود.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">با این وجود، بخش‌هایی از داستان، پرداخت مناسبی ندارد و گیج کننده است؛ به طور مثال، با وجود قابل توجه بودن حجم اطلاعاتی که پنکوفسکی در اختیار دولت‌های غربی می‌گذارد، ادعای اینکه او مستقیما از بروز یک جنگ هسته‌ای جلوگیری کرد، دست‌کم در فیلم، غیرقابل باور به‌نظر می‌رسد. البته این موضوع نیز می‌توانست برای مخاطب جذاب باشد که می‌فهمید چطور شخصیتی عالی‌رتبه در شوروی که سال‌ها خدمت کرده و افتخارات زیادی به دست آورده، ناگهان تصمیم می‌گیرد جاسوسی کشورش را انجام بدهد. با تمام این صحبت‌ها، باید گفت که فیلمبرداری و نقش‌آفرینی‌های این فیلم واقعاً عالی هستند و از آنچه که انتظارش را دارید جذاب‌تر است؛ به‌خصوص اگر در مورد داستان واقعی وین و پنکوفسکی چیزی نمی‌دانید. شاید <a href="https://www.filimo.com/shot/the-courier-review/">فیلم سینمایی پیک</a> بهترین اثر حاضر درمورد جنگ سرد باشد.</p><p dir="auto"><br/></p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[بازیگران نقش بتمن در تاریخ سینما]]></title>
      <link>http://medad.io/@negarsayadi1994/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A8%D8%AA%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/CNP/</guid>
      <category><![CDATA[فیلم]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم اکشن]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم خارجی]]></category>
      <category><![CDATA[بتمن]]></category>
      <category><![CDATA[بت من]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[Negar sayadi]]></dc:creator>
      <pubDate>Tue, 24 Aug 2021 13:49:39 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2021-08-24T18:19:39+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">بازیگران نقش بتمن سال‌هاست که در قالب‌‌های گوناگون تصویری مانند فیلم‌‌ها، کمیک‌ها، سریال‌های کارتونی، بازی‌های ویدئویی و… می‌درخشند. شاید دلیل محبوبیت طولانی‌مدت بتمن در این است که او در برابر تغییرات بی‌شمار رخ‌داده در شخصیت‌‌پردازی‌اش همیشه منعطف بوده؛ این جنگجوی زره‌پوش در فیلم بتمن و رابین همراهی باانگیزه و پرنشاط در مبارزه با جنایتکاران است. اما در فیلم بتمن آغاز می‌کند، نینجا – بتمنی فکور است که دشمنانش را در هم می‌کوبد. در داستان مصور بتمن: هالووین طولانی، او همچون کارآگاهان خبره، استادانه، به حل معماها می‌پردازد و در فیلم بتمن در برابر سوپرمن: طلوع عدالت ابرقهرمانی است که با ابزارهای به‌روزآوری‌شده‌اش در برابر سوپرمن می‌ایستد. نکتۀ جالب اینجاست که همۀ این تغییرات در شخصیت بتمن کاملاً باورپذیرند؛ زیرا اصول اولیۀ شخصیت‌‌پردازی بتمن در همۀ این تغییرات در نظر گرفته شده و حفظ گردیده‌اند.</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-42043-110007-1000/110007.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto">در داستان اولیۀ بتمن، بروس وین پسر ثروتمندی است که والدینش را از دست داده است. او نقاب بر چهره می‌‌زند تا خیابان‌های شهر گاتهام را از خطر و جنایت پاک کند و به این ترتیب، داستان‌های بتمن شکل می‌گیرند. داستان‌‌هایی که گاه فانتزی و گاه کاملاً عقلانی‌اند و حتی در برخی موارد، بی‌مزه و کسالت‌آورند و فقط به زد‌و‌خورد‌های پر‌سر‌و‌صدا محدود می‌شوند؛ اما نکتۀ مهم اینجاست که برای حال‌و‌هوای خاص هر‌یک از این داستان‌‌ها بتمن مناسبی در نظر گرفته شده است. به عبارت دیگر، در هر داستان، با توجه به آنچه قرار است در گاتهام روی دهد، شخصیت بتمن دوباره طراحی شده و مؤلفه‌های لازم به آن اضافه گردیده است. با وجود همۀ این‌ها، در سریال‌های ابتدایی که از تلویزیون پخش می‌شد و اکنون که فیلم‌‌های سینمایی بتمن روی پردۀ سینما سر‌و‌صدا به پا می‌کنند، بروس وین و شخصیت‌پردازی در‌ نظر گرفته‌شده برای او دستخوش تغییرات فراوانی شده؛ اما این ابرقهرمان پس از گذشت بیش از ۸۰ سال از عمرش، همچنان محبوبیت خود را حفظ کرده است. در این سالیان دراز، هنرپیشه‌های معروف فراوانیبازیگران نقش بتمن بوده‌اند که از مهم‌‌ترین آن‌ها می‌توان به رابرت پتینسون و حضور اخیر او در این نقش در فیلم بتمن (The Batman) محصول سال ۲۰۲۲ نام برد؛ همچنین نقش‌آفرینی دوبارۀ بن افلک در فیلم لیگ عدالت زک اسنایدر و شایعات بازگشت دوبارۀ مایکل کیتون به نقش بتمن در مجموعۀ سینمایی فلش (The Flash). در این راستا، نگاهی داریم به بازیگرانی که در نقش بتمن اجرایی به‌یاد‌ماندنی‌تر، جذاب‌تر یا طولانی‌تر داشته‌اند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">دیوید مازوز</p><p dir="auto">در میان بازیگران نقش بتمن دلیل قرار‌گرفتن دیوید مازوز در مقام دوازدهم، لزوماً سن‌و‌سال کم این هنرپیشه نیست. در پنج فصل ساخته‌شده از مجموعۀ تلویزیونی گاتهام، حواشی فراوانی به داستان بتمن افزوده شده و در حقیقت، دیوید مازوز هیچ‌گاه واقعاً نقش بتمن را بازی نکرده است. او نقش بروس وین جوان را بازی می‌کند که سرنوشتش را در زمان آینده در کنار بتمن اصلی پی می‌گیرد. فقط در قسمت پایانی مجموعه، که در بازگشت به ابتدای داستان یک دهه جلوتر می‌رویم، کمی پانتومیم و البته بتمن جوان نمایش داده می‌شوند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">لوئیس. جی. ویلسون</p><p dir="auto">در اولین حضور شخصیت بتمن روی پردۀ سینما، جی. ویلسون (تهیه‌کننده و پدر معنوی جیمز باند) نقش او را ایفا کرده است. او در ابتدای دوران بازیگری‌اش در سریالی پانزده‌قسمتی بازی کرده بود. پس از آن، ویلسون هنرپیشۀ پرکاری به حساب نمی‌آمد. در سال ۱۹۵۴، وی بازیگری را به‌طور کامل کنار گذاشته بود و برای شرکت جنرال فود کار می‌کرد که در زمینۀ صنایع غذایی فعالیت دارند. او در نقش بتمن تناسب فیزیکی مناسبی نداشت و صدای بلند و زیر او نیز چندان با استانداردهای لازم برای شخصیت بتمن سازگار نبودند. اما در هر صورت، او اولین هنرپیشه‌ای بوده که در نقش بتمن ظاهر شده است و به همین دلیل نیز جایگاه خود را در تاریخچۀ این ابرقهرمان محبوب تثبیت کرده است.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">رابرت لووری</p><p dir="auto">رابرت لووری در فیلم‌های ماجراجویی‌های بتمن و رابین (New Adventures of Batman and Robin) فیلم Boy Wonder محصول سال ۱۹۴۹ به ایفای نقش بتمن پرداخته است.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">در ۱۵ قسمت بعدی مجموعۀ بتمن، هنرپیشه‌ای باتجربه‌تر جایگزین هنرپیشۀ تازه‌کار سری اول این مجموعه شد. لووری در یک دهۀ پیش از این، در فیلم‌های بی‌شماری بازی کرده بود‌؛ از آن جمله می‌توان به فیلم ‌معمای کویر تارزان (Desert Mystery Tarzan’s) اشاره کرد که در آن جانی ویسمولر نقش تارزان را بازی می‌کرد. او در فیلم وسترنِ طبل‌ها با چرخش پا (Drums Along the Mohawk) در کنار هنری فوندا و در دنبالۀ فیلم روح مومیایی (The Mummy’s Ghost) ساختۀ کمپانی یونیورسال نیز به ایفای نقش پرداخته بود. لباس بتمن بر تن او بسیار برازنده‌تر از هنرپیشۀ قبلی این نقش بود؛ اما به دلیل ساخته نشدن ادامۀ این سریال، لووری دیگر هرگز در نقش بتمن بر پرده ظاهر نشد. او یک دهه بعد، در نقش هنرپیشۀ مهمان با نام گری، که نقشی کم‌اهمیت بود، در یکی از اپیزودهای مجموعۀ سوپرمن در فصل چهارم سریال راک مرگبار (The Deadly Rock) حضور یافت.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">وال کیلمر</p><p dir="auto">کارگردانی سری سوم فیلم‌های بتمن بر عهدۀ جوئل شوماخر بود. او حال‌و‌هوای بتمن در دهۀ ۱۹۹۰ را از فضای گوتیکی که در فیلم‌های تیم برتون موج می‌زد، خارج کرد و به آن رنگ‌و‌لعابی تازه بخشید. در این میان به نظر می‌‌رسید که کیلمر در این تغییرات سر‌در‌گم شده است. او در نقش بروس وین به‌خوبی جا افتاده بود، اما در نقش بتمن برخلاف ظاهر مناسبش به نظر می‌رسید که چیزی کم دارد. به‌تازگی او در جایی گفته که بازی در نقش بتمن برایش کسل‌کننده بوده است. در این میان، فقط دیدن اشتیاق کودکان وقتی‌که از پشت صحنۀ فیلم بازدید می‌کردند برای ادامۀ کار به او انگیزه ‌داده است! کیلمر اضافه کرده بیش از آنکه به پوشیدن لباس بتمن علاقه داشته باشد، ماشین او برایش جالب بوده است! او پس از پیشنهاداتی که برای ساخت دنبالۀ فیلم قدیس (The Saint) دریافت کرد، از ادامۀ کار در نقش بتمن انصراف داد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">منبع: فیلیمو شات</p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[این شما و این هم تاریخ اکران ددپول 3]]></title>
      <link>http://medad.io/@negarsayadi1994/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%AF%D9%BE%D9%88%D9%84-3/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/CJY/</guid>
      <category><![CDATA[فیلم]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم سینمایی]]></category>
      <category><![CDATA[مارول]]></category>
      <category><![CDATA[ددپول]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[Negar sayadi]]></dc:creator>
      <pubDate>Mon, 23 Aug 2021 13:09:09 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2021-08-23T17:39:09+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">کوین فایگی، رئیس مارول استودیوز، در اوایل هفته جاری برای اکران فیلم شانگ چی و افسانه ده حلقه رو فرش قرمز رفت و در این میان، مصاحبه‌هایی هم انجام داد. او دربارۀ فیلم شانگ چی صحبت‌ کرد و درمورد دیگر پروژه‌های مارول مثل مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست، انتقام‌جویان ۵ و اسپین‌آف پلنگ سیاه نیز خبرهایی داد و در نهایت سراغ همان چیزی رفت که حسابی منتظرش بودیم: یعنی خبرهای خوب درباره ساخت و پخش ددپول ۳!</p><p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-41879-109953-1000/109953.jpg" alt=""/></figure><h2 dir="auto"> شایعات درباره ساخت و زمان پخش ددپول ۳
 </h2><p dir="auto">چندسال پیش که دیزنی کمپانی فاکس را خریداری کرد، باب ایگر (رئیس سابق دیزنی) اعلام کرد که ددپول تنها شخصیت فاکس مارول است که به همان شکل باقی خواهد ماند. او گفت که ممکن است شخصیت ددپول در دیگر فیلم‌های دنیای سینمایی مارول مورد استفاده قرار بگیرد، اما همان کاراکتری باقی خواهد ماند که از ابتدا می‌شناختیم و دوستش داشتیم. بازیگر نقش ددپول نیز رایان رینولدز است که همیشه این نقش را با انرژی چشمگیری ایفا کرده است. اما همانطور که احتمالاً می‌دانید، مارول گاهی اوقات به قول و قرارهایش پایبند نیست؛ به‌خصوص اگر پای تاریخ اکران فیلم‌ها وسط باشد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">از زمانی که حرف و حدیث‌های انتشار قسمت سوم ددپول در فضای خبری پیچید، شایعات بسیاری در مورد آن پخش شد اما رایان رینولدز به تازگی اعلام کرده است که فیلمبرداری این فیلم در سال ۲۰۲۲ آغاز خواهد شد. به دنبال صحبت او، شایعات دیگری نیز به راه افتاد مبنی بر اینکه <a href="https://www.filimo.com/shot/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%af%d8%af%d9%be%d9%88%d9%84-3-2/">ددپول ۳</a> در نوامبر ۲۰۲۳ اکران خواهد شد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">بر اساس آخرین اخبار مارول، در سال ۲۰۲۳ پنج فیلم از این کمپانی تماشا خواهیم کرد که سه مورد از آنها هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارند و درموردشان چیزی نمی‌دانیم.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">کوین فایگی وارد می‌شود
</p><p dir="auto">کوین فایگی در مصاحبه با ComicBook صحبت‌های رینولدز را تأیید کرد. او گفت که فیلمبرداری ددپول ۳ به احتمال زیاد در سال آینده آغاز می‌شود. زمانی که از او پرسیده شد «آیا مارول تاریخی را برای اکران ددپول مشخص کرده است یا خیر؟» فایگی جواب داد: «بله، همینطور است. فیلمنامه در حال نگارش است و رینولدز نیز برای شکل‌گیری نقشش با نویسندگان همکاری می‌کند.»
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">رینولدز دربارۀ احتمال فیلمبرداری ددپول ۳ در سال آینده گفته بود:
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">«نمی‌دانم چند درصد احتمال فیلمبرداری وجود دارد. واقعاً نمی‌توانم درصدی بگویم. شاید ۵۰-۵۰. ما در حال کار بر روی پروژه هستیم تا بهترین اثر ممکن را ارائه دهیم. می‌پرسید که در چه ماهی اکران می‌شود؟ آگوست؟ سال آینده؟ به نظرم همین باشد؛ یعنی به احتمال ۷۰% همین است.»
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">منبع: فیلیمو شات</p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[همه چیز درباره فیلم آنت]]></title>
      <link>http://medad.io/@negarsayadi1994/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A2%D9%86%D8%AA/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/CFs/</guid>
      <category><![CDATA[فیلم]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم سینمایی]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم خارجی]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[Negar sayadi]]></dc:creator>
      <pubDate>Sun, 22 Aug 2021 13:17:50 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2021-08-22T17:47:50+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">اپرای راک ساختۀ اسپارکس با داستان‌‌پردازی معماگونۀ کاراکس هم‌نشینی ایده آلی دارد که نفس شما را بند می‌آورد.</p><p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-41724-109863-1000/109863.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto">
</p><p dir="auto">قبل از اینکه ۱۴۰ دقیقۀ عجیب‌وغریب از ترانه‌های پرحس‌وحال و پیچش‌های تراژیک فیلم آنت (Annette) شروع شود، لئوس کاراکس کارگردان این فیلم اعلام حضور می‌کند. او با صدایی ناخوشایند روی فیلم به بینندگانش توصیه می‌کند که تا پایان ماجرا بی‌حرکت سر جایشان بنشینند! این دقیقاً نوعی درخواست غیرممکن برای موزیکال-فانتزی‌ای این‌چنین تکان‌دهنده است؛ فیلم آنت فقط شما را روی صندلی‌تان میخکوب نمی‌کند، بلکه تا زمانی که اسامی عوامل فیلم بالا می‌آید، نفستان را بند می‌آورد.</p><p dir="auto">مروری بر نظر منتقدان درباره فیلم آنت:
</p><p dir="auto">آی. او اسکات از نیویورک تایمز
</p><p dir="auto">امتیاز ۱۰۰ از ۱۰۰
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">فیلم آنت بر پارادوکس‌های خاص خود تسلط دارد. این اثر بسیار هوشمندانه و به طرز جذابی پیچیده است که حول محور احساسات غیر قابل کنترل می‌چرخد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">استیو پاند از The Wrap
</p><p dir="auto">امتیاز ۸۰ از ۱۰۰
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">خوب یا بد، کاراکس هیچوقت کاری را نصفه و نیمه انجام نمی‌دهد و آنت نیز هرگز از جسارت و عجیب بودن دست نمی‌کشد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">پت براون از SLANT
</p><p dir="auto">امتیاز ۷۵ از ۱۰۰
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">ژانر موزیکال این فیلم نشان داد که با علاقۀ لئوس کاراکس به فانتزی‌های بصری یک سازگاری ذاتی و طبیعی دارد؛ فانتزی‌هایی که ساده‌ترین ابزار سینمایی آنها را خلق می‌کنند. 
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">رودریگو پرز از Playlist
</p><p dir="auto">امتیاز ۷۵ از ۱۰۰
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">فیلم آنت یک اثر عجیب و غریب و در عین حال فریبنده است؛ روایتی ساده و از نظر هنری پیچیده. در برخی مواقع شگفت‌انگیز است و در برخی موارد گیج‌کننده. درست مثل دیگر فیلم‌های معمایی کاراکس و موسیقی منحصربفردی که اسپارکس آن را تنظیم کرده است.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">بری هرتز از  The Globe and Mail
</p><p dir="auto">امتیاز ۶۴ از ۱۰۰
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">فیلم آنت در شعله‌ور ساختن ذوق و اشتیاق در بیننده شکست می‌خورد و این به شدت خسته‌کننده است، زیرا کاراکس به ندرت می‌تواند تصاویری را ارائه کند که حتی به ماندگار شدن نزدیک باشند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto"><a href="https://www.filimo.com/shot/annette-review/">نقد فیلم آنت</a>:
</p><p dir="auto">با ترکیب موسیقی انرژی‌بخش اسپارکس و خلاقیت همیشه اسرارآمیز کاراکس، فیلم آنت از اپرای راکی نیرو می‌گیرد که در مرکز آن آدام درایوری پیش برنده، به خودستایی می‌پردازد. او تقریباً در هر صحنه از فیلم آواز می‌خواند، گویی جهان وابسته به این آوازهاست! اما در هر حال، همین آوازها برای برآوردن اهداف فیلم ضروری‌اند. اولین تلاش کارگردانی کاراکس برای متنی که خودش آن را ننوشته است، حاصل تعادل عجیب‌وغریب موسیقی اسپارکس، در کنار سبک اُپرایی کاراکس و بازی دیوانه‌وار درایور در نقش کمدینی محکوم به شکست است. در این فیلم، کودکی چوبی آواز می‌خواند و گهگاه ‌برش‌ به نماهایی از گوریلی مالیخولیایی هم وجود دارد، اما همۀ این موارد برای حمایت از هدف بزرگ‌تر فیلم خلق شده‌اند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">فیلم آنت سفر تجربی نابی است که کاملاً از طریق آهنگ فیلم بیان می‌شود و به‌صورت متناوب و پراکنده با همان ترکیب سوررئال از زیبایی فراموش‌نشدنی و زبردستی و طنز ابزوردی که کاراکس در آن تخصص دارد و نمونه‌اش را در فیلم موتورهای مقدس (Holy Motors) دیده‌ایم، کار می‌کند. در بعضی مواقع، آن رمز و راز کیهانی فیلم جایش را با روایتی ساده‌تر و صریح‌تر عوض می‌کند. اسپارکس ظاهراً برای دهه‌ها سعی داشته استعداد سرگرم‌کنندۀ ترانه‌سرایی خود را در فیلم‌های گوناگون اعمال کند؛ حتی در برهه‌ای با ژاک تاتی فقید نیز همکاری داشت، اما در نهایت موزیکال آن‌ها به فیلم‌نامه‌ای جذاب و متقاعد‌کننده تبدیل نشد. اما شگفتی در این مجموعه اشتباهات، با جذابیت فیلم آنت شکل می‌گیرد؛ با داستانی که کمتر از آنکه می‌نماید دلرباست. فیلم آنت اغلب در تضاد با خودش است و آشفتگی، بزرگ‌ترین سرمایۀ آن تلقی می‌شود؛ همچنان که کاراکس و همکاران موسیقی‌دانش خط سیر مردی را ترسیم می‌کنند که سرنوشتش دقیقاً بر اثر همان آشفتگی مخدوش شده است.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">درایور، در قالب استندآپ کمدینی به نام هنری مک‌هنری، نقش آدمی را بازی می‌کند که تمام مهارتش عکس‌العمل نشان دادن به واکنش‌های شدید است. هنری مثل اندی کافمن، به راه و روش جی‌جی آلن، با ردایی سبز رنگ، همچون مبارزی جایزه‌بگیر و مشت‌زنی که از فیلم گاو خشمگین (Raging bull) بیرون آمده است، پشت‌صحنۀ نمایشش را آماده می‌کند و همان روحیۀ مبارزه‌طلبی را به صحنۀ اجرا می‌آورد. درحالی‌که مخاطبانش با او آواز می‌خوانند و به هر حرکتش پاسخ می‌دهند، با آواز و رپ کردن در صحنه این‌طرف و آن‌طرف می‌رود و گویی در آستانۀ خودکشی است؛ حتی برای لحظه‌ای سیم میکروفن را به دور گردنش می‌پیچد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">منبع: فیلیمو شات</p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[ماندگار ترین فیلم و سریال های مرتبط با محرم]]></title>
      <link>http://medad.io/@negarsayadi1994/%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/CmZ/</guid>
      <category><![CDATA[فیلم]]></category>
      <category><![CDATA[سریال]]></category>
      <category><![CDATA[محرم]]></category>
      <category><![CDATA[سریال ایرانی]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم ایرانی]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[Negar sayadi]]></dc:creator>
      <pubDate>Tue, 17 Aug 2021 11:25:45 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2021-08-17T15:55:45+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">هر سال با فرا رسیدن دهه محرم، سینما و تلویزیون هم رخت عزا به تن می‌کنند و شاهد پخش آثار جدید و قدیمی هستیم که به بهانه و مناسبت یکی از مهمترین رویدادهای دینی و فرهنگی کشور ساخته شده‌اند. سوال اینجاست که اگر بنا باشد حماسه کربلا و فرهنگ عاشورا را به‌واسطه آثار نمایشی درک کنیم و بشناسیم، چه گزینه‌هایی پیش‌روی ماست؟</p><p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-41106-109470-1000/109470.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto">
</p><p dir="auto">عاشورا با ادبیات، هنرهای تجسمی و نمایشی ما پیوندی دیرینه و ناگسستنی دارد. اما وقتی که به عرصه فیلم و سریال می‌رسیم، با وجود حجم بالای تولیدات مناسبتی، تعداد آثار ماندگار و تاثیرگذار مرتبط با ماه محرم خیلی هم زیاد نیست.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">در طول چهل سال گذشته، فیلم و سریال با موضوع محرم و عاشورا کم ساخته نشده اما این که چه تعداد از آن‌ها و چرا ماندگار شده‌اند، می‌تواند مورد بررسی قرار بگیرد.
</p><p dir="auto">در قلب واقعه
</p><p dir="auto">اولین تجربه در روایت سینمایی از واقعه کربلا برمی‌گردد به سال‌های ابتدایی انقلاب و «سفیر» ساخته فریبرز صالح. فیلم در اولین دوره از جشنواره فجر، سال ۱۳۶۰، به نمایش درآمد و گرچه واکنش‌های چندان مثبتی نداشت اما خیلی هم مورد هجوم منتقدان قرار نگرفت. فریبرز صالح، که فیلمنامه را همراه با کیهان رهگذر نوشته بود، با رویکردی که در «سفیر» دنبال کرد به الگوی مناسبی برای ساخت فیلم‌های تاریخی، با تاکید بیشتر بر هویت دینی، در دهه شصت و سال‌های بعدی رسید. طوری که «سربداران» و «ابوعلی‌ سینا» (باز با حضور پررنگ صالح و رهگذر، این بار به صورت جداگانه) از مهم‌ترین سریال‌های دهه شصت و الگوی تلویزیون برای سریال‌های تاریخی آن دوران، مشخصا وام‌دار موفقیت «سفیر» بودند.
</p><p dir="auto">آیین و میراث
</p><p dir="auto">به غیر از خود کربلا و عاشورا، بخش مهمی از آثار نمایشی هم درباره‌های آیین‌های مربوط به این واقعه هستند که از جایگاهی انکارناپذیر در فرهنگ ما برخوردارند. مهم‌ترین اثر تلویزیونی درباره تعزیه و سوگواری حسینی همچنان و بعد از حدود بیست سال، «شب دهم» حسن فتحی است که در زمان پخش با استقبالی گسترده مواجه شد. داستان در دوران پهلوی اول و زمان ممنوعیت برگزاری تعزیه اتفاق می‌افتد. جوانی لات که فرزند تعزیه‌خوانی خوشنام بوده، برای اثبات عشق‌ ناممکن‌اش به یک شازده قجری زیر بار شرط اجرای تعزیه در ده شب محرم می‌رود. شرطی که اجرای آن هرچه جلوتر می‌رود سخت‌تر اما اراده و باور حیدر (با بازی حسین یاری) قوی‌تر می‌شود و به جایی می‌رسد که اجرای تعزیه روز عاشورا تبدیل می‌‌گردد به انگیزه اصلی‌اش. در این میان، داستان‌های فرعی هم چنان به هم می‌پیوندند که فینالی تاثیرگذار تا رقم بزنند. با گذشت زمان، شاید اجرا و تولید سریال کهنه شده و حتی از چشم افتاده باشد اما قصه به دلیل الگو و ساختار قابل‌ قبول همچنان کار می‌کند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">علاوه بر «روز دهم» که با ادای احترام به هنر تعزیه و شبیه‌خوانی ساخته شده، در سینما هم شاهد ساخت آثار دیگری با موضوع آسین‌های سوگواری حسینی بوده‌ایم که از جمله می‌توان به «عصر روز دهم» و «هیهات» اشاره کرد که جدای موضوع مورد بحث، چندان هویت سینمایی و دراماتیک مستقل و چشمگیری ندارند و بین عموم مردم هم آثار شناخته و دیده‌شده‌ای محسوب نمی‌شوند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">پرسه در حال و هوا
</p><p dir="auto">به غیر از آثار تاریخی و پرداخت به آیین‌های عاشورایی، تعداد قابل توجهی ازفیلم و سریال ها هم داستان خود را در حال و هوای محرم روایت می‌کنند، گاه این پیوند با محرم کارکرد دراماتیک محدود و گاه نمود بیشتری دارد. برای مثال دو تصویر مهم و ماندگار از عزاداری حسینی را می‌توانیم در فصل‌هایی از فیلم‌های «هامون» و «نفس» ببینیم که گرچه زمان زیادی ندارند، در سیر درام و پرداخت شخصیت نقش مهمی را ایفا می‌کنند. برای این دسته از آثار مهم‌ترین مثال سریال «سفر سبز» ساخته‌ محبوب محمدحسین لطیفی است که داستانش را در شب‌های محرم روایت می‌کند و در ادامه از همین حال و هوا برای شخصیت‌پردازی و عمق بخشیدن به درام بیشترین استفاده را می‌برد. احتمالا گیرا و نوستالژیک‌ترین تصویر از شب‌های محرم تهران، حداقل در دهه هشتاد شمسی، را می‌توانیم در این سریال پیدا کنیم که البته در سطح استفاده تزیینی و ابزاری از عاشورا باقی نمی‌ماند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto"><br/></p><p dir="auto">ادامه دارد...</p><p dir="auto">منبع: <a href="https://www.filimo.com/shot/">فیلیمو شات</a></p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[فیلم سینمایی و جذاب گرگینه های درون]]></title>
      <link>http://medad.io/@negarsayadi1994/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%DA%AF%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/Clv/</guid>
      <category><![CDATA[فیلم]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم سینمایی]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم اکشن]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم خارجی]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[Negar sayadi]]></dc:creator>
      <pubDate>Mon, 16 Aug 2021 12:39:30 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2021-08-16T17:09:30+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">ماجرای فیلم گرگینه های درون (Werewolves Within) از این قرار است که شهر کوچک بیوِرتون گرفتار یک بحران شده؛ یکی از کارکنان شرکت نفت به نام سم پارکر (با بازی وین دووال) سعی دارد که به یکی از خط لوله‌های ساخته شده در شهر برسد و ازسوی دیگر، یک گرگینه وارد داستان می‌شود و این آغاز فیلم کمدی/ترسناک جاش روبن است.</p><p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-41038-109421-1000/109421.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto">فین (با بازی سم ریچاردسون) در حال رانندگی به سمت بیورتون است و مأموریت دارد که بر ساخت‌وساز خط لوله‌ها نظارت کند. او به کمک یک پستچی به نام سیسیلی (با بازی میلانا واینتروب) به رازها و حرف حدیث‌هایی که باعث اضطراب و آشفتگی مردم شهر شده پی می‌برد. فیلمنامۀ میشنا ولف (با اقتباس از یک بازی ویدیوی به همین نام) سعی کرده تا نهیبی به تنش‌های سیاسی مدرن بزند و خط لوله‌ها نیز تشبیهی از عامل دودستگی میان ذهنیت ترقی‌خواهی و محافظه‌کاری است. کاراکتر دیگر فیلم، امرسون فلینت (با بازی گلن فلشلر) است؛ مردی عظیم‌الجثه و تندمزاج که به دور از همه و با تفنگ‌هایش در جنگل زندگی می‌کند و وقتی‌که پای گرگینه وسط می‌آید، همه به او مشکوک می‌شوند. وقتی‌که پس از یک بوران شدید عده‌ای در شهر گیر می‌افتند و از سوی دیگر، چندین جسد در شهر پیدا می‌شود، فین باید اوضاع را بین مردم آرام کند و در همین حین دکتر الیس (با بازی ربکا هیندرسون) باید تشخیص بدهد که این کشت و کشتارها کار یک گرگینه است یا نه.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">روبن پیش از این توانایی خودش را در ساختن یک فیلم ترسناک مرا بترسان (Scare Me) با بودجۀ کم نشان داده بود و حالا یک‌بار دیگر ثابت کرده که استاد به تصویر کشیدن «شب‌های تاریک و طوفانی» است. البته می‌توان تأثیر فیلم‌های ادگار رایت به ویژه فیلم پلیس خفن (Hot Fuzz) را نیز حس کرد؛ روبن توانسته از یک سری مولفه‌های کلیدی فیلم‌های او استفاده کند؛ مثل کمدی بودن، انتخاب موسیقی (مثل پخش ترانۀ Soda Pop در هنگام معرفی شهر بیورتون) و کاراکترهایی که با حرکت‌هایشان موقعیت‌های طنز ایجاد می‌کنند. همۀ این مولفه‌ها در کنار هم دنیای فیلم گرگینه های درون را می‌سازند، بنابراین وقتی‌که می‌بینیم عده‌ای درون یک هتل گیر افتاده‌اند (هتلی که جینین، با بازی کاترین کورتین آن را اداره می‌کند)، متوجه می‌شویم که با چه فیلمی روبه‌رو هستیم؛ یک فیلم سرحال که هم ترسناک است، هم شما را می‌خنداند و هم می‌تواند سرگرمتان کند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">یکی از چیزهایی که ما را به تماشای فیلم گرگینه های درون تشویق می‌کند این است که همۀ این تلاش و انرژی صرف ساختن یک فیلم اقتباسی از روی یک گیم شده است. از سوی دیگر، کشش میان ریچاردسون و واینتروب هم در نوع خودش خیلی جالب است. این دو در کنار یکدیگر ترکیب موزونی را ایجاد کرده‌اند که اتفاقاً خوب هم به آن پرداخته‌شده؛ طوری که شاید حتی در فیلم‌های دیگری نیز شاهد حضور این زوج باشیم.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">البته باید به دیگر بازیگران خوب فیلم گرگینه های درون نیز اشاره کنیم؛ مثل مایکلا واتکینز و مایکل چرنوس که نقش تریشا و پیت، یک زوج محافظه‌کار را ایفا می‌کنند و عادت‌های عجیب‌وغریب خودشان را دارند. همچنین واکیم (با بازی هاروی گیلن) و دوون (با بازی شاین جکسون) که یک زوج میلیونر هستند و یک باشگاه یوگا را اداره می‌کنند و با احداث خط لوله کاملاً مخالف‌اند. از گوئن (با بازی سارا برنز) و شوهر تعمیرکار و بددهنش مارکوس (با بازی جورج باسیل) نیز نباید بگذریم که یک زوج دیگر را تشکیل می‌دهند و صحنه‌های خنده‌داری را به خودشان اختصاص داده‌اند. تیم بازیگری فیلم به خوبی انتخاب‌شده و ترکیب آنها کنار یکدیگر درست همان چیزی است که کارگردان به آن نیاز داشته.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">با این حال، فیلم گرگینه های درون هم مثل همۀ فیلم‌های دیگر خالی از اشکال نیست؛ به‌طور مثال، حفره‌هایی در فیلمنامه وجود دارد که نمی‌گذارد فیلم به اوج برسد. گاهی اوقات نیز احساس می‌کنیم که فیلم بین ترسناک بودن، سرگرم‌کننده بودن و کمدی بودن سردرگم مانده است. دیالوگ‌های فیلم خوب نوشته‌شده‌اند، اما روی‌هم‌رفته از آن دیالوگ‌هایی که برای همیشه در ذهنمان حک شوند خبری نیست. فیلم لحظات خنده‌دار و احمقانۀ زیادی دارد، که برخی از آنها تکراری هستند، اما به لطف بازیگران بااستعداد و کاربلد فیلم باز هم می‌توانند برای مخاطب جذاب باشند.</p><p dir="auto">مببع: فیلیمو شات
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto"><br/></p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[درباره گورکن، فیلم سینمایی در حال اکران آنلاین]]></title>
      <link>http://medad.io/@negarsayadi1994/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%88%D8%B1%DA%A9%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%84-%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/Cgd/</guid>
      <category><![CDATA[سینما]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم ایرانی]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم سینمایی]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم سینمایی ایرانی]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[Negar sayadi]]></dc:creator>
      <pubDate>Sun, 15 Aug 2021 07:31:10 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2021-08-15T12:01:10+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">فیلم گورکن به‌تازگی در سینمای آنلاین فیلیمو اکران و با استقبال خوبی مواجه شده است. پیش از این، فیلم کوپال به‌عنوان اولین تجربه کارگردانی کاظم ملایی، با ایده‌ای جالب و پرداختی جذاب، توجه منتقدان را به خود جلب کرده بود. ملایی در دومین اثر بلند سینمایی‌اش به سراغ ایده‌ای تکراری رفته اما شیوه منحصر‌به‌فردش در پرداخت به موضوع، حاصل کار را جالب توجه کرده.</p><p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-40852-109322-1000/109322.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto">اتفاق خودش نمی‌افتد
</p><p dir="auto">خانه‌ای که به دیوارهایش سم می‌زنند تا موریانه‌هایش را از بین ببرند، خانه‌ای قدیمی که مانند بنایی کهنه و از بین رفته نیاز به کندن دارد تا دوباره از نو فرصت زندگی را به ساکنان آن بدهد، خانه‌ای که هم عطر شیرینی می‌دهد و هم بوی نفت، خانه‌ای تاریک و تیره که صدای شادی و خنده در آن نیست و هرلحظه اخبار روزمره خسته‌کننده از تلویزیونش پخش می‌شود. این همان خانه‌ فیلم گورکن است که سوده و ماتیار (فرزندش) در آن زندگی می‌کنند. مادر و پسری که رفتارشان آنقدر شبیه به مادر و پسرهای اطرافمان نیست. پسر ۱۱سالش است و آنقدر باهوش است که گویی ذهنی ۳۰ ساله دارد و مادر درگیر و تنها، نگران است که نکند برای فرزندش با این ویژگی‌ها و رفتار متفاوتی که دارد اتفاقی بیافتد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">نشانه‌ها در فیلم گورکن
</p><p dir="auto">فیلم گورکن در دقایق ابتدایی با معرفی شخصیت‌ها، روابط و روایت داستانی ساده به مخاطب این فرصت را می‌دهد تا با دقت به تمام آنچه در قاب تصویر نمایش داده می‌شود، نگاه کند. فضاسازی فیلم نه شبیه به فیلم‌های رئال است و نه فیلم‌های فانتزی. گویی وهم و ترسی عجیب بر آن حاکم شده. کارگردان برای هریک از رفتارهای شخصیت‌ها، که مهم‌ترین آن‌ها ماتیار است، چندین نشانه می‌گذارد تا او را بهتر به مخاطب معرفی کند: دوربینش، طراحی دکور اتاقش، تماشای فیلم Her، علاقه‌اش به اینترنت، شبکه‌های ماهواره‌ای و فست‌فود. هر کدام از این‌ها شاید در نگاه اول آنقدر مهم نباشند، اما قطعاً در ادامه زمینه‌ساز اتفاق‌های عجیب و حیرت‌انگیزی خواهند شد. در واقع، مقدمه فیلم به شکلی دقیق طراحی شده تا از نیمه دوم، بیننده را با رجوع به آنچه قبلاً تماشا کرده به شک بیندازد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">شاید برایتان جالب باشد: <a href="https://www.filimo.com/shot/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%da%af%d9%88%d8%b1%da%a9%d9%86/">نقد فیلم گورکن</a></p><p dir="auto">آینه‌های شکسته
</p><p dir="auto">فرآیند تماشای فیلم گورکن به مانند تماشای یک قسمت از سریال آینه‌ سیاه (Black Mirror) است. زمانی که در دنیای امروز متوجه می‌شویم با پیشرفت تکنولوژی ممکن است چه تغییرات عمده‌ای در زندگی‌مان رخ دهد و در کنار مزایای آن، چه اتفاقات فاجعه‌باری گریبان‌مان را بگیرد. حال تصور کنید که دانش این تکنولوژی به دست بچه‌ها بیفتد و از آن در جهت ترسناکی برای رسیدن به خواسته‌هایشان استفاده کنند. بچه‌هایی که چیز زیادی جز آرامش و خانواده نمی‌خواهند. بچه‌هایی که گمان می‌کنند کار عجیبی انجام نمی‌دهند و عواقب خاصی ندارد. چنین موضوعی گرچه پتانسیل این را داشت که با اطلاعات و جزئیات بهتری در فیلم پرداخته شود و پیش‌زمینه‌ای قاطعانه‌تر از رابطه مادر و پدر ماتیار و خانواده سوده به ما بدهد، اما با توجه به آنچه در یک سوم پایانی و همچنین پایان شوکه‌ کننده فیلم می‌بینیم، می‌توانیم این برداشت را داشته باشیم که چرا این اتفاق برای این خانواده افتاد. شاید بزرگترین ضعف قصه همین عدم آگاهی دقیق مخاطب از پیشینه برخی از شخصیت‌ها مانند پدر (با بازی رضا بهبودی) و پیمان (با بازی حسن معجونی) باشد. فیلم گورکن می‌تواند به نوعی فیلم شکار (The Hunt) و جنجالی که در آن فیلم اتفاق افتاد را به بیننده یادآوری کند. کودکان بر اساس پیشینه ذهنی خود و یا هر اتفاق کوچک اطرافشان ممکن است تبعات روانی سنگینی را متحمل شوند و احساسات وحشتناکی را تجربه کنند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">قربانیان اصلی
</p><p dir="auto">فیلم گورکن دومین ساخته کاظم مولایی است که پیش‌تر با ساخت فیلم متفاوت کوپال، نوید این را به سینمای ایران داد که فیلم‌هایی از این کارگردان خواهیم دید که ایده‌هایی جذاب و ساختاری عجیب دارند. فیلم گورکن از آن دسته فیلم‌هایی است که از مخاطب جلوترند و با طراحی قصه‌ای شک برانگیز، می‌تواند او را به‌شدت غافلگیر کند. حدس و گمان‌هایی که بیننده در طول فیلم دارد باعث می‌شود تا پایان با داستان همراه شود. کارگردان در این فیلم به سراغ سوژه‌‌ای تکراری و بارها گفته شده در سینما رفته، اما با خلق فضایی متمایز و استفاده از عنصر غافل‌گیری توانسته راه خود را از فیلم‌هایی با ایده مشابه جدا کند. بازی ویشکا آسایش و نمایش سردرگمی، ترس و فروپاشی این مادر وقتی در موقعیتی تکان‌دهنده قرار می‌گیرد، به طرز کاملا درست و کنترل‌ شده‌ای تماشایی است. نام ماتیار به معنای یار مادر است. در این فیلم هم هر آنچه بر این مادر می‌گذرد، هر نوع خوشی، امید، ناراحتی، رنج، سختی و ناباوری‌ای که دچارش می‌شود به‌خاطر تنها پناه و همراهش در زندگی یعنی ماتیار است. آن‌ها هر دو قربانی‌های یک اتفاقند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">منبع: فیلیمو شات</p>]]></content:encoded>
    </item>
  </channel>
</rss>