<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:cc="http://cyber.law.harvard.edu/rss/creativeCommonsRssModule.html" version="2.0">
  <channel>
    <title><![CDATA[پست های شیما در مداد]]></title>
    <description><![CDATA[پست های شیما در مداد]]></description>
    <link>http://medad.io/@shimata91/</link>
    <image>
      <url>http://medad.io/Avatar-common150-54595/%D8%B4%DB%8C%D9%85%D8%A7.png</url>
      <title>پست های شیما در مداد</title>
      <link>http://medad.io/@shimata91/</link>
    </image>
    <generator>مداد</generator>
    <lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2020 02:35:38 GMT</lastBuildDate>
    <atom:link href="http://medad.io/feed/@shimata91/" rel="self" type="application/rss+xml" />
    <webMaster><![CDATA[friend@medad.io]]></webMaster>
    <item>
      <title><![CDATA[سفر به شهر دانشجویی - قسمت اول]]></title>
      <link>http://medad.io/@shimata91/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/lyd/</guid>
      <category><![CDATA[ارومیه]]></category>
      <category><![CDATA[آبگوشت]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[شیما]]></dc:creator>
      <pubDate>Thu, 18 Jun 2020 18:56:58 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2020-06-18T23:26:58+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">یادش بخیر حدودای سال 84 بود که رشته ی ریاضی ارومیه قبول شدم . از تهران تا ارومیه بیشتر از 10 ساعت راه بود و خیلی دور محسوب میشد برا من ، یادمه اون زمانا برا رسیدن به این شهر دو دریاچه رو دور میزدن و خبری از پل میانگذر نبود . </p><p dir="auto">شهر کوچیکی بود ، نه خیلی کوچیک ولی خوب کوچیک بود به نظر من و مردم صمیمی داشت ! اب و هوای خنک و رو به گرمی داشت که هر چقدر به تعطیلات تابستون نزدیک میشدیم هوا گرم تر میشد ! دیگه وای به حال کسی که ترم تابستونی برداره ! افتضاح هوا گرم بود ! </p><p dir="auto">دانشگاهمون ولی زیاد جالب نبود ! اولا که قبول شدم جو دانشگاه در حال تغییر بود و بیشتر به سمت یه طرفه شدن میرفت ! دانشگاه فضای بزرگ و سر سبزی داشت که میگفتن برای 50 60 سال پیشه ! ساختمون دانشکده ی ما هم که هیچی ! پاساژ ! با چند تا حوض وسطش ! </p><p dir="auto">خوابگاه ها اول کاری داخل شهر بودن که بعد یه سال منتقل شدیم . رفت و آمد به شهر خسته کننده بود مخصوصا اینکه خوابگاه ما یکمی از مسیر خط واحد هم دور بود باید پیاده میرفتیم.</p><p dir="auto">ماجرا برمیگرده به روزای نزدیک عید که چند رو بعدش قرار بود برگردیم خونه . من و زهره از هم اتاقیای خوابگاه تصمیم گرفتیم بریم داخل شهر و قشنگ بگردیم و یکم از شهر لذت ببریم . پس یه هفته قشنگ کلاسارو پیچوندیم ! شهر تو مناطق داخلیش بافت قدیمی و خوشگلی داشت . تو مناطق مختلفی از شهر مغازه هایی بودن که با اینکه قدیمی بودن ولی اسم و رسمی داشتن و همه میشناختنشون . یکی از این مغازه ها مغازه آبگوشت مشهدی قربان بود تو یکی از کوچه ها خیابون اصلی شهر . همه میگفتن که <a href="https://zarinbano.com/%D8%B7%D8%B1%D8%B2-%D8%AA%D9%87%DB%8C%D9%87-%D8%A2%D8%A8%DA%AF%D9%88%D8%B4%D8%AA/">طرز تهیه آبگوشت</a> این مغازه تو کل شهر تکه و فرمولی داره که به کسی نمیگه ! اینجوری میگفتن خوب ! </p><p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-15611-89113-1000/89113.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto">انصافا هم آبگوشتای خوشطعمی داشت ! صاحب مغازه یه آقای سیبیلوی نسبتا جوونی بود که خیلی فرض بود ! نگم براتون که بین اون همه اقا چجوری رفتیم نشستیم تو مغازه و آبگوشت با پیاز مشتی خوردیم ! نگاشون میخواست نزاره که ما قضامون رو بخوریم ! اما ما تو کف طعم و مزه ی غذا بودیم و خوشبختانه اصلا کسی رو نمیدیدم ! </p><p dir="auto">خلاصه اولین محل غذا خوردن ما اونجا بود ! نگم براتون که غذا یه جوری خوشمزه بود که شده بود پاتوقمون ! بعد اینکه دو سال بکوب میرفتیم تصمیم گرفته بودن که یه مکان جدا برا خانوما بزنن ! یه مغازه کنارش زدن تا راحتتر بتونیم یه تیکه غذا بخوریم :دی </p><p dir="auto">یه چند کوچه اونورتر یه سری مغازه بود که سیب زمینی تخم مرغ میفروختن ! این سیب زمینی تخم مرغ با همه ی جای دنیا :دی فرق داشت ! سعی میکنم رفتن به این مغازه ها و طعم سیب زمینی تنوری اون رو براتون تعریف کنم ! کامینگ سونگ ...</p><p dir="auto"><br/></p>]]></content:encoded>
    </item>
  </channel>
</rss>