<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:cc="http://cyber.law.harvard.edu/rss/creativeCommonsRssModule.html" version="2.0">
  <channel>
    <title><![CDATA[پست های parsian handicrafts در مداد]]></title>
    <description><![CDATA[پست های parsian handicrafts در مداد]]></description>
    <link>http://medad.io/@srsl61/</link>
    <image>
      <url>http://medad.io/Avatar-common150-42034/parsian-handicrafts.png</url>
      <title>پست های parsian handicrafts در مداد</title>
      <link>http://medad.io/@srsl61/</link>
    </image>
    <generator>مداد</generator>
    <lastBuildDate>Sat, 15 Feb 2020 15:07:04 GMT</lastBuildDate>
    <atom:link href="http://medad.io/feed/@srsl61/" rel="self" type="application/rss+xml" />
    <webMaster><![CDATA[friend@medad.io]]></webMaster>
    <item>
      <title><![CDATA[ارائه الگوی مفهومی از آمیخته کالایی فرش دستباف ایران برای سنجش تغییرات تقاضا در بازارها ]]></title>
      <link>http://medad.io/@srsl61/%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%87-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%AE%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%81-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%86/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/jyN/</guid>
      <category><![CDATA[فرش دستباف ایران]]></category>
      <category><![CDATA[تابلو فرش]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[parsian handicrafts]]></dc:creator>
      <pubDate>Thu, 06 Feb 2020 23:29:22 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2020-02-07T02:59:22+03:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-11942-86092-1000/86092.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto">ارائه الگوی مفهومی از آمیخته کالایی فرش دستباف ایران برای سنجش تغییرات تقاضا در بازارها 
</p><p dir="auto">کلمات کلیدی
</p><p dir="auto">آمیخته بازاریابی, فرش دستباف, استراتژی محصول, محصول در آمیخته بازاریابی, آمیخته کالایی فرش دستباف ایرانی
. <a href="https://parsianhandicrafts.com/product-category/%d9%81%d8%b1%d8%b4-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d9%81%d8%aa/%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%84%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%b4/">تابلو فرش دستباف</a></p><p dir="auto"> ‌‌‌ارائهـ‌ الگوی مفهومی از آمیخته کالایی فرش دستباف ایران برای سنجش تغییرات تقاضا در‌ بازارها‌
</p><p dir="auto">حـسین‌ عـدالتی
</p><p dir="auto">کـارشناس ارشد، دانشگاه پیام نور
</p><p dir="auto">h.edalati@phu.ca.ir
</p><h2 dir="auto"> چكیده 
 </h2><p dir="auto">موفقیت محصول‌ در بازار هدف از‌ طریق‌ ترکیب اثربخش آمیخته بـازاریابی ممکن است. آمیخته بـازاریابی، جـزو لاینفک استراتژی بازاریابی است. استراتژی بازاریابی موفق، حول دو عنصر اصلی محصولات و بازارها می‌گردد. آمیخته بازاریابی، مجموعه متغیرهای قابل کنترل و ابزاری کارآمد‌ و مؤثر جهت تصمیم‌گیری مطلوب درباره ویژگی‌های محصول، قیمت، توزیع و تـرفیع است. عامل محصول ناظر بر میزان تطابق بین محصول و ویژگی‌هایش با نیازها و خواسته‌های مشتری است. اتخاذ تصمیم مناسب درباره آمیخته محصول‌ از‌ طریق ایجاد ارزش و رضایت در خریدار هدف، باعث موفقیت محصول در بازار مـی‌شود. اسـتراتژی محصول، با تصمیم‌گیری‌های مربوط به آمیخته محصول، خط محصول، و کالاهای تولیدی، مرتبط است. محصول، ترکیبی از‌ کالا‌ و خدمت، و زیر مجموعه آن شامل توسعه و تنوع محصول، کیفیت، طرح، اندازه، مشخصات، نشان تجاری، بـسته‌بندی و خـدمات پس از فروش است. محصول در بازاریابی فرش دستباف، تنها یک تخته فرش‌ نیست‌، بلکه شامل کیفیت مواد اولیه و بافت، نوع طرح و نقشه، رنگ‌بندی و نام تجاری است. فرش دستباف ایرانی، کالایی فـیزیکی بـا قابلیت تولید انبوه، سفارشی و هنری برای مصرف نهایی یا تجاری‌ است‌. هدف‌ مقاله، تبیین ابعاد استراتژی توسعه‌ محصول‌ طبق‌ آمیخته کالایی فرش دستباف ایرانی است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی ومـبتنی بـرمطالعات کـتابخانه‌ای، دستاوردهای  پژوهشی و نظر خبرگان اسـت. نـتیجه تـحقیق، مؤید‌ آن‌ است‌ که مطلوبیت حاصل از آمیخته محصول فرش دستباف‌ ایرانی‌ با اتخاذ استراتژی‌های مناسب درباره تغییر مشخصات کالا، از طریق بـهبود کـیفیت، ویـژگی‌ها و شکل کالا، با هدف جذب مشتریان‌ جدید‌ و افـزایش‌ مـیزان مصرف، به‌دست می‌آید
</p><p dir="auto">. 
</p><h2 dir="auto"> مقدمه
 </h2><p dir="auto">در مقدمه به بیان مباحث‌ زیر درباره «اهمیت موضوع پژوهش، و هدف‌های پژوهش» پرداخته شده است.
</p><p dir="auto">الف) اهـمیت مـوضوع پژوهـش: «هنر- صنعت فرش دستباف‌ ایرانی‌»، از‌ نشانه‌های شکوفایی و اعتلای علمی و فـناوری انسان، به عنوان «نماد شکوفایی فرهنگی‌ و هویتی‌ در سبک زندگی ایرانی» است. «فرش دستباف در سبک زندگی ایرانی» از جنبه‌های اقـتصادی، فـرهنگی، هـنری‌، زیباشناسی‌ و هویتی‌، دارای قابلیت‌ها و کارکردهای مختلف، نظیر «اشتغال‌زایی، جلوگیری از مهاجرت بی‌رویه، غـنی‌سازی اوقـات‌ فراغت‌ و بیکاری‌، سالم‌سازی اجتماعی و کمک هزینه زندگی، افزایش تولید ناخالص داخلی، توسعه صادرات غیر نفتی بـه‌ عـنوان‌ یـک‌ عامل ارزآور در اقتصاد مقاومتی و قابلیت علمی و عملی جهت توسعه و جاودانگی صنایع و هنرهای دسـتی‌- سـنتی‌، بـه عنوان صنعت و هنر اصیل و میراثی گرانقدر، واجد اهمیت و اولویت تحقیق و مطالعه علمی‌» است‌ [1]. بـه‌ نـحوی کـه، فرش دستباف ایران با ابعاد و ارزش‌های برجسته اقتصادی، فرهنگی و ملی آن، برای‌ صادرات‌ در سطح بـین‌المللی، تـولید و عرضه می‌شود [2]. قابلیت‌های بازارشناختی فرش دستباف ایرانی از جنبه‌های‌ گوناگون‌ قابل‌ شناسایی و بررسی اسـت. بـنابراین، پرداخـتن به اهمیت موضوع از دو منظر زیر، ضروری است: 
</p><p dir="auto">1- الف‌) اهمیت‌ موضوع از منظر آمیخته بازاریابی: مـفهوم «بـازاریابی» تداعی‌کننده تلاش سازمان، برای ارضای‌ نیازهای‌ مشتریان‌ به واسطه مجموعه‌ای از فعالیت‌های هماهنگ شـده اسـت؛ بـه‌طوریکه استراتژی بازاریابی بیانگر روشی است که‌ سازمان‌ جهت‌ دستیابی به اهداف بر می‌گزیند. تحلیل بـازار هـدف، یکی از این موارد‌ است‌. جهت دستیابی به بازار هدفِ مناسب برای مـحصولات، بـاید «آمـیخته بازاریابی» مناسب ایجاد و آن را حفظ‌ کرد‌. در بازاریابی پیشرفته، یکی از مفاهیم اصلی همین مفهوم «آمیخته بازاریابی» اسـت‌. آمـیخته‌ بـازاریابی، مجموعه متغیرهای قابل کنترل است که‌ سازمان‌ با‌ ترکیب آن‌ها برای نـیازهای بـازار هدف خود‌، پاسخ‌ مناسب می‌یابد. به عبارت دیگر، آمیخته بازاریابی متشکل است از آنچه که بر‌ تـقاضای‌ مـحصول ما اثر می‌گذارد. براساس‌ نظر‌ پیتر دراکر‌، هدف‌ بازاریابی‌ این است کـه مـشتری را شناخته‌ و نیازهای‌ او را درک کرده به صورتی که کـالا یـا خـدمت با نیازهای‌ مشتری‌ منطبق گردد، تا بـتواند مـحصول خود‌ را بفروشد [1]. در آمیخته‌ بازاریابی‌، عامل «محصول» بیشتر ناظر بر‌ میزان‌ تطابق بین «مـحصول و ویـژگی‌هایش» با «نیازها و خواست‌های مشتری» اسـت. بـه هر صـورت، مـنظور‌ از‌ «مـحصول» در آمیخته بازاریابی، آن‌ بخش‌ از‌ ویژگی‌های فـیزیکی و کـارکردی‌ محصول‌ است؛ به نحوی که‌ تصمیمات‌ مربوط به آن می‌تواند منجر به اصـلاح مـشکلات محصول، افزایش کارایی، افزایش ایمنی، طـراحی‌ زیباتر‌ محصول، بهبود شـرایط گـارانتی و غیره شود‌. به‌ تعبیری دیـگر‌، تـصمیماتی‌ که‌ می‌تواند منجر به موفقیت‌ یا شکست محصول در بازار شود. مردم، خواسته‌ها و نـیازهای خـود را با محصولات ارضا می‌کنند‌. در‌ بـازاریابی، مـحصول بـه هر چیز پیـشنهادی‌ اطـلاق‌ می‌گردد‌ که‌ بتواند‌ خـواسته یـا نیازی‌ را‌ از انسان‌ها برطرف نماید. بنابراین، به هر یک از موارد دَه گانه زیر می‌توان واژه «محصول‌» اطـلاق‌ نـمود‌: 1) کالاها، 2) خدمات، 3) تجارب، 4) وقایع [و رویدادها]، 5) اشـخاص‌، 6) مـکان‌ها‌ [و‌ یا‌ جـایگاه‌های‌ شـغلی‌ و مـوقعیت‌های اجتماعی]، 7) اموال، 8) سازمان‌ها، 9) اطـلاعات، و 10) ایده‌ها. از دیدگاه بازاریابی، محصولی که بتواند «ارزش» و «رضایتی» را تحویل خریدارِ هدف دهد، محصولِ موفقی خواهد بـود. خـریدار و مشتری از‌ بین محصولات مختلف، محصولی را انـتخاب مـی‌نماید کـه بـیشترین «ارزش و رضـایت» را برای او به ارمـغان بـیاورد. در اینجا منظور از ارزش، نسبت داده‌ها و ستاده‌های مشتری است؛ یعنی نسبت بین‌ آن‌ چیزی که مشتری از دست مـی‌دهد و در مـقابل آن، چـیزی را به دست می‌آورد. در هر معادله ارزش، مشتری بـرای بـه دسـت آوردن مـنافع، هـزینه‌هایی را مـتقبل می‌شود. [منظور‌ از‌ «منافع محصول»، همان منفعت، مطلوبیت، سودمندی، کاربردپذیری، و یا مزایای ناشی از محصول است]. به عبارت کاملتر، ارزش برابر با: نسبت «منافع» (شامل: منافع‌ اصلی‌ و رسمی، و نیز مـنافع احساسی) به‌ «هزینه‌ ها» (شامل: هزینه‌های پولی، زمانی، انرژی، مادی و فیزیکی) است. بر پایه این نسبت، بازاریاب می‌تواند در مورد بالابردن ارزشِ محصولِ پیشنهادی خود برای مشتری‌، با‌ هدف تشویق وی به‌ تـرجیح‌ دادن مـحصول مورد نظر نسبت به محصولات رقبا، به طریق زیر تصمیم‌گیری نماید: 1) منافع محصولش را افزایش دهد. 2) هزینه‌ها و قیمت تمام شده محصولش را کاهش دهد. 3) به‌طور همزمان، منافع را‌ بالا‌ برده و هزینه‌ها را کـاهش دهـد. 4) افزایش همزمان منافع و هزینه‌ها، به‌طوری که افزایش منافع بیشتر از افزایش هزینه‌ها باشد. 5) کاهش همزمان منافع و هزینه‌ها، به‌طوری که کاهش هزینه‌ها بیشتر از کاهش مـنافع‌ بـاشد‌ [3].
</p><p dir="auto">2- الف) اهمیت‌ موضوع از منظر خصوصیات کـالایی فـرش دستباف: «فرش دستباف» به عنوان محصولی چند بُعدی، دارای جنبه‌های هنری‌، اجتماعی، اقتصادی و فنی بسیاری است. فرش دستباف ارتباط نزدیکی با آداب‌ و رسوم‌، سبک‌ زنـدگی، فـرهنگ، ادب، روحیات، خلاقیت و تاریخ زنـدگی انـسان دارد. «فرش دستباف ایرانی» به عنوان نمادِ فرهنگ و هویت ‌‌ملی‌، نشانگر اصالت‌های تاریخی، فرهنگی و هنری، و بیانگر سبک زندگی مردم این سرزمین، دارای خصوصیات‌ کالایی‌ زیر‌ است: 1) کالایی فیزیکی: یعنی کالایی ملموس، مـشهود و مـحسوس، 2) کالایی بادوام: یعنی دارای مدت زمان مصرف‌ نسبتا طولانی، 3) کالایی مصرفی مقایسه‌ای: یعنی مشتری در فرآیند انتخاب وخرید آن به‌ عواملی مانند مناسبت، کیفیت‌، قیمت‌ و شکل نظر دارد، 4) کالایی مصرفی اختصاصی: یعنی کالایی کـه بـه دلیل بـرخورداری از مشخصات یا هویت تجاری منحصر به فرد، گروه عمده‌ای از خریداران کوشش در به‌دست آوردن آن به‌طور اختصاصی‌ دارند، 5) کالایی بـرای مصرف‌کننده نهایی، و یا برای مصرف‌کننده تجاری جهت ایجاد ارزش افزوده بازرگانی؛ 6) کـالایی دسـت سـاز (دست بافت)، سنتی (منظور دارای هویت و اصالت تاریخی و فرهنگی) و غیر صنعتی (منظور کالایی غیر‌ ماشینی‌ و به عنوان نـماد ‌ ‌هـنرهای سنتی و <a href="https://parsianhandicrafts.com/">صنایع دستی اصفهان</a> ایرانی است)، 7) کالایی با قابلیت تولید سفارشی، هنری، و یا تـولید انـبوه اسـت [1]. به عقیده نویسنده مقاله و براساس شواهد زیر، فرش دستباف ایرانی در‌ «مرحله‌ بلوغ از چرخه عمر کـالایی» خود است: رُشد کُند در فروش، سودآوری نزولی، نیاز به نقدینگی بالا، محدوده مـشتریان کل بازار، رقبای زیـاد، و نـیز تمرکز استراتژیک بر دفاع از‌ سهم‌ بازار، هزینه‌های ترویج و فروش بالا، هدف بازاریابی در ایجاد وفاداری، توزیع وسیع، قیمت در حدِّ متوسط، و کالا متمایز شده است [1]. 
</p><p dir="auto">ب) هدف‌های پژوهش: هدف پژوهش، در قالب «فرآیند سه مـرحله‌ای‌ محقق‌ ساخته‌» به عنوان نقشه راه، به‌ منظور‌ پردازش‌ یافته‌ها و نظریات، و نیز ایجاد نظم منطقی در متن مقاله، به شرح زیر تحقق می‌یابد: مرحله1) مطالعه و تحقیق برای گردآوری اطلاعات: جهت‌ شناسایی‌ مفاهیم‌ و مـتغیرهای کـلیدی پژوهش؛ مرحله2) تحلیل متغیرهای مطرح در‌ موضوع‌ تحقیق: جهت تبیین مفاهیم «فرش دستباف، شناسنامه کالایی فرش دستباف ایرانی، بازاریابی، آمیخته بازاریابی، محصول، استراتژی محصول در بازاریابی‌»؛ مرحله‌3) بازبینی‌ و بررسی مجدد سازه‌ها: جـهت مـعرفی «الگوی تحلیلی تحقیق»، و نیز شناسایی‌ متغیرهای مورد مطالعه بر مبنای مدل تحلیلی پژوهش، از طریق پاسخ به این سؤال بنیادی که منظور از‌ «ابعاد‌ دهگانه‌ آمیخته کالایی فرش دستباف ایرانی» چیست؟ 
</p><h2 dir="auto"> 1. مـبانی نـظری 
 </h2><p dir="auto">در مبانی نظری، به‌ بیان‌ مباحث زیر درباره «مفاهیم فرش دستباف، مشخصات شناسنامه کالایی فرش دستباف ایرانی، بازاریابی و آمیخته بازاریابی، محصول‌ در‌ آمیخته‌ بازاریابی، آمیخته محصول، استراتژی محصول در بازاریابی» پرداخته شـده اسـت.
</p><h2 dir="auto"> 1ـ1. مـفهوم اصطلاح‌ «فرش‌ دستباف‌»
 </h2><p dir="auto">«فرش دسـتباف» بـا وجـود سابقه تاریخی و قدمت کهنی که در سرزمین ایران دارد به‌ لحاظ‌ شناخت‌ موضوعی و محتوایی به ویژه با نگاهی علمی، مبحث جدیدی است. فـرش چـون آیـینه عرش‌، بازتابی‌ از نگاره‌ها، طرح و نقش‌های نمادین با الهـام از بـاورها، اندیشه‌ها و آرزوهای انسان فرش‌ نشین‌ است‌. «فرش» کلمه‌ای عربی، به معنی گستردن و گستردنی، و هر چیز که گسترده شود؛ قـالی و پلاسـ‌ و بـستر‌ و نظایر آن را شامل می‌شود. 
</p><p dir="auto">1- الف) مفهوم لغوی فرش: واژه «قالی»، مآخوذ از‌ کلمه‌ تـرکی‌ قالین، به معنی فرش بزرگِ پرزدار که با نخ و پشم به رنگها و نقوش مختلف می‌بافند‌، و قالی‌ کوچک را «قالیچه» گـویند [4]. فـرش در بـین عامه مردم به زیراندازی گفته‌ می‌شود‌ که‌ با مواد اولیه طـبیعی مـانند الیاف پنبه، پشم، ابریشم، کتان یا مصنوعی، به صورت دستی‌ یا‌ ماشینی‌ بافته شود [5]. معمولا اصـطلاح «فـرش دسـتباف» برای قالی و انواع آن استفاده می‌شود‌ و گلیم‌، زیلو، جاجیم و پلاس اگرچه با دست، بـافته مـی‌شود امـا عنوان فرش دستباف ندارد [5]. 
</p><p dir="auto">2- الف) مفهوم عملیاتی‌ فرش‌ دستباف: منظور از «فرش یا قالی دستباف»، آنـچه کـه بـه وسیله دست‌ از‌ تار و پود بهم بافته پرزدار تشکیل شود‌؛ به‌طوریکه‌ نخ‌ پرز یا خامه با دست دور هـر‌ نـخ‌ تار گره خورده یا پیچانده شود و دو انتهای آزاد این نخ سطح رنگین‌، نقشه‌دار‌ و فـرم فـرش را تـشکیل دهد‌. در‌ این فرش‌ها‌ بعد‌ از‌ هر رج گره زدن، یک یا‌ چند‌ پود گذاشته می‌شود که با کـوبیدن شـانه بر آن‌ها محکم می‌گردند [6]. 
</p><p dir="auto">2ـ1. شناسنامه‌ کالایی‌ «فرش دستباف ایرانی»
</p><p dir="auto">هر تخته فرش‌ دسـتباف بـه‌طور اخـتصاصی، دارای‌ یکسری‌ ویژگی‌ها است که آن را‌ از‌ فرش‌های دستباف دیگر متمایز می‌کند. هدف از ایجاد شناسنامه اختصاصی بـرای هـر تخته‌ فرش‌ دستباف از یک سو، جهت‌ اطلاع‌ رسانی‌ به مشتریان فرش‌ دسـتباف‌ و از سـوی دیـگر، جهت‌ ثبت‌ سابقه تولید و فروش برای هر تخته فرش، است. پس از بررسی فهرست‌های رایج و مطالعه‌ مـیدانی‌، فـهرست مـحقق ساختة «شناسنامه کالایی فرش‌ دستباف‌ ایرانی» [7]، دارای‌ پنج‌ بُعد‌ و چندین مؤلفه بـا مـشخصات‌ زیر تنظیم گردیده است: بُعد اول) ریاضیات فرش دستباف: منظور از ریاضیات فرش دستباف، مشخصه‌های‌ عددی‌ شامل: مـؤلفه1) انـدازه فرش (منظور اندازه‌ طول‌ و عرض‌ فرش‌ و مساحت‌ به مترمربع، مثلا‌ «قالی‌» بـیش از سـه مترمربع، «قالیچه» کمتر از سه مترمربع)؛ مؤلفه2) شـکل هـندسی فـرش (شامل: چهارگوش، گِرد‌، بیضی‌، چند‌ ضلعی، حـجم‌دار، نـقش برجسته تک رو و یا‌ دو‌ رو‌)؛ مؤلفه‌3) وزن‌ فرش‌ (منظور جرم فرش دستباف در مقیاس کیلوگرم)؛ مـؤلفه4) رَجـشمار فرش دستباف، است. بُعد دوم) جـنس مـواد اولیه فـرش دسـتباف: در تـولید فرش دستباف سه نوع نخ (نـخ‌ تـار، نخ پود، نخ پرز)، با سه نوع جنس الیاف شامل: مؤلفه1) جنس نخ تـار یـا چله (شامل: الیاف ابریشم، پشم، پنـبه)؛ مؤلفه2) جنس نخ پود (شـامل: الیـاف ابریشم، پشم‌، پنبه‌)؛ مؤلفه3) جـنس نـخ پرز یا خامه (شامل: الیاف ابریشم، پشم، کُرک)، به کار می‌رود. بُعد سوم) طـرح و نـقشه فرش: برای طرح و نقشه بـکار رفـته در یـک تخته فرش دسـتباف‌، مـشخصه‌هایی‌ شامل: مؤلفه1) نام طـرح نـقشه؛ مؤلفه2) نام طرح زمینه؛ مؤلفه3) رنگ زمینه؛ مؤلفه4) تعداد رنگ، مطرح است. بُعد چـهارم) بـافت فرش: برای یک‌ تخته‌ فرش دسـتباف از نـظر بافت‌، خـصوصیاتی‌ شـامل: مـؤلفه1) تعیین نوع فرش: ذکـر کلمه دستبافت؛ مؤلفه2) کیفیت (شامل: ریز یا درشت بافی فرش)؛ مؤلفه3) نوع گره؛ مؤلفه4) نـوع‌دار؛ مـؤلفه5) تعداد پود‌؛ مؤلفه‌6) تعداد رو؛ مؤلفه7) نام‌ مـنطقه‌ جـغرافیایی؛ مـؤلفه8) عـنوان اصـطلاحی مکان بافندگی (شـامل: ایـلیاتی/عشایری، روستایی، و یا شهری)، مطرح است. بُعد پنجم) اطلاعات تکمیلی فرش: برای یک تخته فرش دسـتباف، یـکسری اطـلاعات تکمیلی شامل: مؤلفه1) شسته‌ یا‌ نشسته؛ مـؤلفه2) نـوع کـاربرد (مـنظور بـرای مـصرف نهایی؛ یا تولید براساس بازار هدف شامل: فرش بازاری و فرش دارای ارزش فرهنگی هنری؛ یا تولید براساس هدف تولید شامل: فرش تجاری و فرش‌ هنری‌)؛ مؤلفه3) نام‌ اصطلاحی فرش؛ مـؤلفه4) وضعیت عملیات تکمیلی، مطرح است. 
</p><h2 dir="auto"> 3ـ1. مفاهیم بازاریابی و آمیخته بازاریابی
 </h2><p dir="auto">از دیدگاه «کاتلر و آرمسترانگ»، بازاریابی‌ در هزاره جدید به مفهوم ساخت و برقراری روابط بلندمدت دائمی و سودآور‌ با‌ مشتریان‌ است. همچنین، بازاریابی را به عـنوان فـرآیندی مدیریتی- اجتماعی تعریف می‌کنند که به‌وسیله آن افراد و گروه‌ها از ‌‌طریق‌ تولید و مبادله کالا با یکدیگر به امر تأمین نیازها و خواسته‌های خود اقدام می‌کنند‌ [8]. به‌ عبارت‌ دیگر، بازاریابی فعالیتی توسط انـسان‌ها بـرای ارضای نیازها و خواسته‌های انسان‌های دیگر از طریق فراگردهای مبادله‌ است [9]. بنابراین، بازاریابی به معنی کار با بازارها، برای فراهم نمودن مبادلات با‌ هدف تـأمین خـواسته‌ها و نیازهای‌ انسان‌ است [3]. امروزه بـازاریابی از کـلیدی‌ترین نقش‌های مطرح در دنیا است. جهانی‌سازی، افزایش رقابت، بالا رفتن هزینه‌ها، وجود بازارهای پویا، و تغییر اولویت‌ها در ملل مختلف، موجب شده عملکرد بازار محور، به عـنوان‌ یـک ضرورت مطرح شود [10]. در ایـن راسـتا، محیط کسب و کار به شدت در حال پیچیده شدن است، به‌طوری که تغییرات سریع، مستمر، بی‌سابقه و غیر منتظره‌ای را تجربه می‌کند. بنابراین، برای‌ دستیابی‌ بهتر و مؤثرتر به مشتریان، ابزارها و تاکتیک‌های مناسبی نـیاز اسـت. با تغییرات و تحولات سریع بازارها، پیچیدگی و بی‌نظمی محیط بازار، دوران شاه کلید به سر آمده و برای توفیق در هر بازار متناسب‌ با‌ محیط آن، باید «آمیخته بازاریابی» و تاکتیک‌های خاص آن را طراحی و اجرا کرد. بـازاریابی، از مـهم‌ترین کارکردهای سـازمانی است که در خط مقدم هم راستا‌سازی کسب وکار با محیط و الزامات‌ آن‌ قرار دارد و مسئولیت اصلی تشخیص تـغییرات مهم در محیط بر عهده مدیران بازاریابی است [11]. مدیر موفق بازاریابی، بـاید بـه دنـبال استفاده از فرصت‌ها و از بین بردن تهدیدات محیطی‌ بوده‌ و با‌ پیش‌بینی و برنامه‌ریزی منطقی و نشان دادن‌ واکنش‌های‌ بموقع‌، سازمان خـود ‌ ‌را بـه سر منزل مقصود برساند [3]. با به‌کارگیری هنر و توان مدیریت، تحلیل موقعیت، بخش‌بندی و تـعیین بـازارهای هـدف، تنظیم و ارائه‌ پیشنهادهای‌ مناسب‌؛ نوبت به فعالیت‌های پشتیبانی عملی از آن‌ها میرسد‌ که‌ این اقدامات عـملی در به‌کارگیری فنون آمیخته بازاریابی به شرکت کمک می‌کند تا درباره ویژگی‌های محصول، قـیمت‌گذاری، گزینش روش‌ و کانال‌های‌ تـوزیع‌، وتـرویج وترفیع فرآورده‌ها [محصولات]، به نحو مطلوب تصمیم‌گیری شود؛ تا‌ از استراتژی بازاریابی اتخاذ شده مبتنی بر شرایط محیطی و بخش‌های تعیین شده و تعریف شده بازار، موفقیت بیشتری به‌دست‌ آید‌ [12‌]. «ترکیب عناصر بازاریابی»، یـکی از مفاهیم اساسی در بازاریابی مدرن است‌. منظور‌ از ترکیب عناصر بازاریابی«مجموعه‌ای از متغیرهای بازاریابی قابل کنترل است که شرکت آن‌ها را در‌ بازار‌ هدف‌ و برای ایجاد واکنش برای کالای خود و به منظور تحت تأثیر قـراردادن تـقاضا‌ به‌ کار‌ می‌گیرد» [13]. بنابراین آمیخته بازاریابی، ابزاری تاکتیکی است و سازمان می‌تواند از آن به منظور‌ تحقق‌ بخشیدن‌ به استراتژی‌های خود استفاده نماید. همچنین آمیخته بازاریابی، جزء لاینفک استراتژی بازاریابی به شمار‌ مـی‌رود‌. اجـزای چهارگانه آن تا حد زیادی توسط سازمان قابل کنترل بوده و می‌تواند با‌ نیازهای‌ متغیر‌ گروه هدفی که مورد نظر سازمان است و نیروهای متفاوت موجود پیرامون بازار، انطباق یابند‌ [14‌]. «جروم مـک کـارتی» در اوایل دهه1960 آمیزه [آمیخته] بازاریابی را با چهار‌ متغیر‌ شناخته‌ شده به عنوان «چهار پی» طبقه‌بندی کرد [15]. امکانات و شقوق مختلف بازاریابی، در چهار گروه‌ از‌ متغیرها به نام‌های «محصول»، «قیمت»، «مکان/توزیع» و «تـبلیغات پیـشبردی/تـرفیعات فروش» طبقه‌بندی‌ می‌شوند‌. مدیریتِ‌ ایـن چـهار عـنصر کلیدی بازاریابی به منظور عرضه محصول برای مشتری، ضروری است. همچنین، مجموعه‌ «عوامل‌ مؤثر‌ بر مدیریت فرآیند بازاریابی» عبارتند از: 1) محیط هـا؛ شـامل مـحیط‌های اقتصادی و جمعیتی‌، تکنولوژیک‌ و طبیعی، قانونی و سیاسی، اجتماعی و فـرهنگی؛ 2) عـرضه‌کنندگان خدمات و كالاها، رقبا و واسطه‌های بازاریابی؛ 3) فرآیند تجزیه و تحلیل، برنامه‌ریزی، اجرا‌ و کنترل‌ بازاریابی؛ 4) آمیخته بازاریابی؛ شامل محصول، قیمت، مکان و تـرویج؛ 5) مـصرف‌کننده یـا مشتری، که‌ در‌ مرکز این مجموعه عوامل قرار می‌گیرد. تصمیم‌گیری‌ دربـاره‌ آمیخته‌ بازاریابی، باید بتواند به‌طور همزمان «کانال‌های تجاری‌» و «مشتری‌ نهایی» را تحت تأثیر قرار دهد [16]. مدیر بازاریابی موظف اسـت، «مـقدار تـقاضای‌ بازار‌»، «زمان نیاز به محصولات»، و «ویژگی‌های‌ محصولات‌ مورد تقاضا‌» را‌ به‌ گـونه‌ای بـا هم هماهنگ سازد که‌ اهداف‌ سازمان به بهترین نحو تحقق یابد [17].
</p><p dir="auto">4ـ1. مفهوم محصول در آمیخته بازاریابی‌ فـرش‌ دسـتباف ایـرانی
</p><p dir="auto">در این مقاله، از‌ بین متغیرهای چهارگانه آمیخته‌ بازاریابی‌، صرفا به عنصر «محصول» پرداخـته‌ مـی‌شود‌. عـنصر «محصول»، به عنوان «عنصر پیشگام» در آمیخته بازاریابی است درحالی که عناصر‌ قیمت‌، ترویج و تـوزیع، از «عـناصر پشـتیبان‌» هستند‌ [10‌]. به‌طور قطع، محصول‌ یکی‌ از ابزارهای کلیدی در‌ دست‌ مدیران بازاریابی برای نیل به اهـداف مـوسسه در بازارهای هدف است. «محصول»، اعم از‌ کالا‌ یا خدمت است [18]. به عبارت‌ دیگر‌، چـیزی کـه‌ بـرای‌ توجه‌، خرید، به‌کارگرفتن یا مصرف‌ آن به بازار عرضه می‌شود، که ممکن است نیاز یـا مـیلی را ارضا نماید. محصول‌ می‌تواند‌ شامل شئی فیزیکی، خدمت، مکان، سازمان‌، و حتی‌ ایده‌ یـا‌ فـکر‌ بـاشد [9]. محصول [ویا‌ به‌ عبارت دیگر، آمیخته محصول]، ترکیبی از کالاها و خدماتی است که شرکت به بـازار هـدف عرضه می‌کند‌، و زیر‌ مجموعه‌ آن شامل «توسعه و تنوع محصول، کیفیت، طرح‌، اندازه‌، مـشخصات‌، نـام‌ و نـشان‌ تجاری‌، بسته‌بندی، ضمانت نامه‌ها و خدمات پس از فروش و غیره» است [19]. به عقیده «کاتلر و آرمسترانگ»، هر قلم کـالایی کـه بـرای فروش به مشتریان عرضه می‌شود از سه جهت‌ یا سطح قابل بررسی اسـت [8] : الف) مـحصول اصلی؛ چیزی که [مشتری] واقعا خریداری مینماید. محصول اصلی در بازاریابی فرش دستباف، همان قالی یا فـرشینه اسـت. ب) محصول واقعی؛ این سطح دارای‌ پنج‌ ویژگی است: «سطح کیفیت، ویژگی‌ها، طـرح، نـشان تجاری و بسته‌بندی». محصول در بازاریابی فرش دستباف، تـنها یـک تـخته فرش یا [ <a href="https://parsianhandicrafts.com/2018/04/05/%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%84%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%b4-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d9%81/">تابلو فرش</a> ] تزئینی نیست؛ بـلکه مـواردی مانند «کیفیت مواد اولیه‌، کیفیت‌ بافت، نوع طرح و نقشه، رنگ‌بندی قالی و نام تـجاری شـناخته شده و غیره»، از جمله عناصر تـشکیل‌دهنده یـک محصول هـستند. پ) مـحصول جـانبی؛ این سطح شامل‌ مؤلفه‌هایی‌ مانند «نـصب، خـدمات پس از‌ فروش‌، دادن اعتبار و تحویل دادن جنس و ضمانت نامه» است. از آنجا که فرش دستباف، کـالایی پرهـزینه و سرمایه‌ای محسوب می‌شود، همراهی محصول اصـلی با مواردی مانند‌ «خـدمات‌ پس از فـروش، وجود‌ شناسنامه‌ اطلاعات فرش و ارائه ضـمانت نـامه به مشتریان»، از جمله عواملی است که بازاریابان این حوزه جهت ایجاد «اعتماد، اقـناع و تـرغیب» خریداران به آن نیاز دارند. بـنابراین، مـصرف‌کننده در ازای هـزینه‌ای‌ که‌ صرف [خـرید فـرش دستباف] می‌کند، بایستی بـداند کـه مجموعه‌ای از خدمات و ویژگی‌ها [به عبارت دیگر، مجموعه‌ای از ابعاد آمیخته محصول فرش دستباف ایرانی] را خـریداری نـموده، و مطمئن باشد «مطلوبیت» لازم‌ را‌ از این‌ سـرمایه‌گذاری بـه‌دست می‌آورد [20]. فـعالیت‌های بـازاریابی در ایـجاد مطلوبیت، نقش مهمی ایـفا می‌کنند. «مطلوبیت»، مجموع منافعی است‌ که بابت کاربرد یا استفاده از [آمیخته] محصول [در این مقاله‌ فـرش‌ دسـتباف‌، ] حاصل می‌شود. بازاریابی از طریق «خلق ارزش بـرای مـشتریان»، مـی‌تواند «انـواع مـطلوبیت های» پنجگانه زیـر را ایـجاد ‌‌کند‌: 1) مطلوبیت شکل‌ها: منفعتی است که بازاریابی آن را با تبدیل مواد خام به‌ محصولات‌ کامل‌، مهیا مـی‌کند. 2) مـطلوبیت مـکانی: منفعتی است که بازاریابی آن را با ارائه محصولات در مـکان‌ مـورد نـظر [و در دسـترس] مـصرف‌کننده، فـراهم میکند. 3) مطلوبیت زمانی: منفعتی است که‌ بازاریابی آن را با‌ ذخیره‌ کردن محصولات و نگهداری آن‌ها تا زمانی که مورد نیاز هستند، مهیا می‌کند. 4) مطلوبیت مالکیتی: منفعتی است که بـازاریابی آن را با ایجاد شرایط برای مشتری به منظور تملک، استفاده و بهره‌برداری از‌ محصول، ایجاد می‌کند (سالامون و همکاران، 1390). مطلوبیت مالکیتی، نیاز به مالکیت و کنترل نحوه استفاده از کالا را ارضا می‌نماید. این سودمندی یا مـطلوبیت زمـانی به وجود می‌آید که مرحله فروش به‌ اتمام‌ رسیده و کالا به مالکیت [مالک] جدید، واگذار شده باشد. 5) مطلوبیت اطلاعاتی: این سودمندی را متخصصان بازاریابی به وسیله عرضه پیام‌های اطلاعاتی تـوسط تـبلیغات و وسایل ارتباط جمعی، خلق می‌کنند. خریداران [و‌ مشتریان]‌ نخواهند توانست کالاهای مورد نظر خود را خریداری نمایند مگر اینکه بدانند این کالا در کدام محل، بـه چـه قیمت و در چه زمانی، عرضه مـی‌گردد [21]. هـر کالا به‌ کالای‌ دیگر وابسته است. سلسله مراتب کالا [که بیانگر گستره سطوح کالاست]، در پیوستاری از نیازهای پایه و اساسی تا اقلام خاصی برای برآورده سـاختن نـیازهای خاص، دارای تنوع است. سـطوح‌ سـلسه‌ مراتب‌ کالا/محصول عبارت است از‌: 1) خانواده‌ نیاز‌: نیاز اصلی که زمینه ساز وجود یک خانواده کالا است.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">2) خانواده کالا: تمام طبقات کالا که دارای توان تامین یک نیاز‌ با‌ اثربخشی‌ قـابل تـوجه است. 3) طبقه کالا: گروهی از کالاها‌ در‌ درون خانواده کالا که در آن‌ها نوعی نظم و ارتباط منطقی کاری شناخته شده است. 4) خط کالا: گروهی از کالاها‌ در‌ درون‌ یک طبقه کالا که با هم وابستگی وارتـباط نـزدیکی دارند‌، چـرا که کار مشابهی از آن‌ها ساخته است، به گروه مشتریان مشابهی فروخته می‌شوند، ازطریق کانال‌های توزیعی مشابهی‌ فـروخته‌ می‌شوند‌ یا حدود قیمت مشابهی دارند. 5) نوع کالا: گروهی از اقلام کـالا‌ در‌ درون یـک خـط کالا که یکی از چند شکل ممکن کالا هستند. 6) نام تجاری: یک نام‌، همراه‌ با‌ یک یا چـند ‌ ‌قـلم کالا در داخل خط کالا که برای شناسایی‌ منبع‌ یا‌ ماهیت و ویژگی قلم (یـا اقـلام) مـورد استفاده قرار می‌گیرد. 7) قلم یا آیتم (واحد انبارداری‌ یا‌ گونه‌ کالا): یک واحد بسیار شـاخص در درون یک خط نام تجاری کالا یا کالایی‌ که‌ از نظراندازه، قیمت و ظاهر آن یا بـرخی از خصیصه‌های دیگر قابل شـناسایی اسـت‌. 8) یک‌ نظام‌ یا سیستم کالایی: گروهی گوناگون اما وابسته از اقلامی است که به گونه‌ای سازگار‌ انجام‌ وظیفه می‌کند. 9) یک ترکیب کالا (یا مجموعه کالا): مجموعه‌ای از تمام کالاها و اقلامی‌ است‌ که‌ فـروشنده خاصی برای فروش به خریداران عرضه می‌کند. 
</p><p dir="auto">ث) مفهوم استراتژی محصول در بازاریابی فرش دستباف‌ ایرانی‌: «استراتژی محصول»، مهم‌ترین قسمت تصمیم‌گیری‌های بسیار مهم در آمیزه بازاریابی است. اگرچه‌ تصمیم‌گیری‌های‌ مربوط‌ به «قیمت‌گذاری، ترویج و تـوزیع» نـیز تصمیم‌گیری‌های مهمی هستند، اما هیچ یک از این عناصر [سه‌گانه]‌ بدون‌ داشتن‌ تعریف درستی از محصول، قادر به ارائه استراتژی بازاریابی کارآمد با قابلیت‌ پاسخگویی‌ به نیازهای مشتری نیستند. در موقعیت فعلی با تـوجه بـه «تغییر تکنولوژی، افزایش آگاهی مشتریان نسبت‌ به‌ محصولات سطح جهانی، افزایش فرصت‌های عرضه به بازارهای جهانی، و رقابت فشرده» که‌ از‌ مشخصه‌های آن است، به نظر می‌رسد استراتژی‌ محصول‌ از‌ اهمیت بسیار بـیشتری بـرخوردار باشد. به دلایل‌ زیر‌ [اتخاذ تصمیم درباره] استراتژی‌ها و برنامه‌ریزی‌های محصول، دارای اهمیت هستند: 1) تصمیم‌گیری اصلی؛ استراتژی بازاریابی‌ موفق‌، حول دو عنصر اصلی «محصولات‌ و بازارها‌» می‌گردد. بقای‌ بنگاه‌، صرف‌ نظر از موفق بـودن آن، عـمدتا‌ بـه‌ محصول آن بستگی دارد. 2) تصمیم‌گیری پویا و پیـچیده؛ تـصمیم‌گیری دربـاره محصول، هم بر‌ فاکتورهای‌ داخلی و هم بر فاکتورهای خارجی یک‌ بنگاه تأثیر می‌گذارد، و رابطه‌ نزدیکی‌ بین بنگاه و بازارها به وجود‌ مـی‌آورد‌ و بـرای رسـیدن به اهداف سازمانی، نوع تخصیص منابع را تعیین مـی‌کند. 3) لبـه رقابتی‌؛ بنگاها‌ با محصولات خود، مزیتی رقابتی‌ کسب‌ می‌کنند‌. نیازهای مشتری در‌ نهایت‌ به وسیله آنچه [منظور‌ مطلوبیت‌ هایی] کـه مـحصول ارائه مـی‌دهد، برطرف می‌شود. استراتژی محصول، با تصمیم‌گیری‌های مربوط به «آمیخته‌ مـحصول‌، خط محصول، و کالاهای تولیدی» مرتبط است‌. منظور‌ از «آمیخته‌ محصول‌» مجموعه‌ محصولاتی است که یک‌ شرکت برای فروش عـرضه مـی‌کند. مـوسسه‌ای با چندین خط محصول، دارای یک آمیخته محصول است‌. «آمیخته‌ محصول»، مـجموعه‌ای جـور متشکل از خطوط‌ و اقلام‌ کالا‌ است‌ که‌ فروشنده برای فروش‌ در‌ اختیار دارد. «آمیخته محصول» دارای چهار ویژگی مشخص اسـت: 1) عـرض آمـیخته محصول؛ منظور تعداد کل خطوط‌ محصولات‌، 2) طول‌ آمیخته محصول؛ منظور تعداد کـل مـحصولات، 3) عـمق‌ آمیخته‌ محصول‌؛ منظور‌ تعداد‌ کالاهایی‌ که در هر خط تولید می‌شوند [یا تعداد متغیرهای یـک مـحصول در یـک خط تولید]، و 4) سازگاری آمیخته محصول؛ به ارتباط خطوط مختلف محصول از نظر نزدیکی موارد‌ مـصرف، نـیازهای تولیدی یکسان و کانال‌های توزیع مشابه بستگی دارد. بنابراین، یک شرکت [یا بنگاه اقتصادی] از طـریق چـهار راهـکار زیر می‌تواند حجم فعالیت‌های خود را [در خصوص استراتژی محصول] گسترش‌ دهد‌: الف) با اضافه کردن خـطوط جـدید و در نتیجه عریض‌تر کردن آمیخته محصولات؛ به نحوی که خطوط جدید بر مبنای شـهرت و اعـتبار خـطوط پیشین بنا می‌شوند. ب) با طولانی‌تر کردن خطوط‌ فعلی‌ محصولات خود با هدف تبدیل شدن بـه شـرکتی تمام عیار. پ) با افزایش تنوع هر قلم کالا، آمیخته محصولات خود را عـمیق‌تر کـند. ت) بـا‌ پیروی‌ کردن از سیاستِ سازگاری بیشتر‌ یا‌ کمتر با خطوط تولید (کاتلر و آرمسترانگ، 1394). همچنین، مدیران بـازاریابی بـاید دربـاره تک تک اجزا و «عناصر تشکیل‌دهنده [استراتژی]
</p><p dir="auto">محصول»، تصمیمات بهینه‌ای اتخاذ کنند: 1) تـصمیم‌گیری‌ دربـاره‌ کیفیت محصول؛ 2) تصمیم‌گیری درباره‌ ویژگی‌های‌ محصول؛ 3) تصمیم‌گیری درباره طرح محصول؛ 4) تصمیم‌گیری درباره علامت تجاری؛ 5) تصمیم‌گیری دربـاره بـسته‌بندی محصول؛ 6) تصمیم‌گیری درباره برچسب محصول؛ 7) تصمیم‌گیری درباره گسترش خط تولید محصول (الوداری، 1392). بـا وجـود کاستی‌ها در وضعیت‌ کنونی‌ بازار فرش دستباف ایـرانی از نـظر «کـاهش رونق اقتصادی و سهم بازار صادراتی این کـالا»؛ ولی هـمچنان بررسی و شناسایی «قوت‌ها، توانایی‌ها، کارکردها و مشخصه‌های محصول فرش دستباف ایرانی» از جنبه‌های گوناگون، بـه‌ مـنظور‌ ارزیابی قابلیت‌های‌ بازارشناختی فرش دسـتباف ایـرانی، و در جهت «تـعریف مـجدد (مـبتنی بر مهندسی مجدد) چرخه عمر کـالایی» آن، بـرای‌ بازگشت به دوره رونق اقتصادی در روند توسعه اقتصادی کشور، ضروری‌ است‌. «دوره‌ عـمر هـر کالا»، از پنج مرحله مجزا تشکیل شـده است: مرحله طراحی و تـولید کـالا؛ مرحله معرفی و عرضه ‌‌کالا‌؛ مـرحله رشـد؛ مرحله بلوغ؛ و مرحله زوال. البته همه کالاها دارای چنین دوره عمر‌ مشخصی‌ نیستند‌. از مفهوم دوره عمر کـالا مـی‌توان برای کاربردهای سه گانه زیـر اسـتفاده کـرد: طبقه کالا‌؛ شـکل کـالا؛ و مارک تجاری کالا. طـبقات کـالا، دارای طولانی‌ترین دوره عمرند. میزان فروش‌ بسیاری از طبقات کالا‌ برای‌ مدت زمان نسبتا طولانی در مرحله بـلوغ، تـثبیت می‌شود. اَشکال کالا، دوره عمر منظمی را پشـت سـر نهاده انـد، یـعنی پس از تـولید و عرضه در بازار، رشد سـریعی داشته‌اند و پس از‌ ورود به مرحله بلوغ، نهایتا رو به زوال رفته‌اند. دوره عمر مارک کالایی خاص، می‌تواند تحت تأثیر حـملات یـا واکنش رقبا، دچار تغییر شود [8]. مـدیران بـازاریابی بـه ویـژه در مـرحله بلوغ‌ کالا‌ و قـبل از رسـیدن به مرحله زوال کالا، فقط نباید به دفاع از محصول بپردازند، بلکه ضروری است به منظور «تعریف مـجدد (مـبتنی بـر مهندسی مجدد) چرخه عمر کالا»، با اتـخاذ‌ اسـتراتژی‌های‌ مـناسب و بـه مـوقع، دربـاره «تغییر و اصلاح بازار»، «اصلاح کالا»، و «اصلاح ترکیب [یا آمیخته] عناصر بازاریابی»، اقدام نمایند. یکی از اقدامات مناسب، «تغییر و اصلاح مشخصات کالا» است. هدف از تغییر‌ مشخصات‌ کالا، جذب مـصرف‌کنندگان جدید و افزایش میزان مصرف در بین مشتریان است. دستیابی به این هدف از طریق خط مشی‌های لازم جهت تغییر مشخصات کالا، شامل: «بهبود کیفیت کالا»، «بهبود‌ ویژگی‌های‌ کالا‌»، و «بهبود شکل کالا» میسر اسـت‌ [8]. پیـش‌ شرط‌ لازم برای اقدام جهت «تعریف مجدد از چرخه عمر کالایی فرش دستباف ایرانی»، شناخت و «تبیین قابلیت‌های کالایی فرش دستباف ایرانی» است‌. قابلیت‌های‌ کالایی‌ فرش دستباف ایرانی از جنبه‌های گوناگون قابل شـناسایی‌ و بـررسی‌ است. 
</p><h2 dir="auto"> 2. روش‌شناسی پژوهش
 </h2><p dir="auto">1ـ2. روش پژوهش و گردآوری اطلاعات
</p><p dir="auto">روش، شیوه انجام دادن کار و یا طرز اجرای هدف و برنامه است. انجام‌ دادن‌ کار‌ و اجرای هدف براساس اصول و قـواعدی صـورت می‌گیرد. بنابراین، فلسفه وجودی‌ مـفهومِ روشـ‌شناسی به معنی شناخت شیوه‌ها و یافتن راه اصلی هر کاری است. روش‌شناسی، به معنی شناخت نظام‌مندِ راه‌ها‌ و شیوه‌های‌ انجام کارهای درست است؛ به عبارت دیگر، روشـ‌شناسی مـلاک‌هایی برای شناخت «کارهای‌ درسـت‌» در اخـتیار ما قرار می‌دهد، که معکوس مفهوم منطق است؛ زیرا منطق، معیارهایی برای «درست انجام‌ دادن‌ کارها‌» در اختیار ما قرار می‌دهد. منطق، شیوة صحیح اندیشیدن است به نحوی‌ که‌ برای‌ انـدیشة درسـت، چیزی برای گفتن ندارد. روش‌شناسی این نقص منطق را جبران می‌کند. لذا‌ از‌ نظر‌ معیارهای مدیریت: «روش‌شناسی با مفهوم اثربخشی»، و «منطق با مفهوم کارایی» در ارتباط هستند [22‌]. 1- الف‌) این پژوهش براساس هدف، از نوع «تـحقیق کـاربردی شاخه تـوسعه‌ای» است؛ زیرا نویسنده‌ در‌ این‌ مقاله، به دنبال «تبیین رویکردی اثربخش برای معرفی و ترویج قابلیت‌های کالایی فرش دسـتباف ایرانی‌ است‌، تا بتواند متناسب با تغییرات و تحولات نوپدید در سبک زنـدگی، خـواسته‌ها، نـیازها و الگوهای‌ زیستی‌»، پاسخی‌ مناسب و مورد انتظار به نیازها و تقاضای فزایند و آینده‌نگر بازار هدف در افقی بلندمدت، ارائه دهد‌. 2- الفـ‌) ‌ ‌ایـن پژوهش براساس ماهیت و روش، از نوع «تحقیق توصیفی ـ تحلیلی» است؛ زیرا‌ در‌ این‌ نوع تحقیق، عـلاوه بـر تـصویرسازی از آنچه هست، به تشریح و تبیین دلایل چگونه بودن و چرایی‌ وضعیت‌ مسئله‌ تحقیق و ابعاد آن می‌پردازد؛ بـه نحوی که محقق دخالتی در موقعیت، وضعیت‌ و نقش‌ متغیرها نداشته و آن‌ها را دستکاری یا کـنترل نمی‌کند. 3- الف) گردآوری اطلاعات در ایـن پژوهـش، مبتنی بر‌ روش‌ کتابخانه‌ای و ارائه نظر برخی خبرگان و دستاوردهای پژوهشی محققان فرش دستباف به روش‌ اسنادی‌، است. 
</p><h2 dir="auto"> 2ـ2. الگوی مفهومی پژوهش
 </h2><p dir="auto">«مدل مفهومی پژوهش‌» ابزاری‌ تحلیلی‌ است که به کمک آن متغیرهای اصلی‌ پژوهـش‌ و روابط میان آن‌ها مشخص می‌شود. بیشتر پژوهش‌های علمی مبتنی بر مدل مفهومی است‌. «مدل‌ مفهومی» برای سنجش متغیرها و روابط‌ میان‌ آنان بسیار‌ مؤثر‌ است‌ و تقریبا مبنای یک پژوهش علمی تلقی‌ مـی‌شود‌ [23]. مـدل‌ها از یک سو، چارچوبی مفهومی یا نظری فراهم می‌آورند و نمایانگر‌ مکانیسم‌ یا ساختار تبیینی فرضیه واری هستند‌ که می‌توانند با استفاده‌ از‌ تشبیه و تمثیل به دست آیند‌؛ و از‌ سوی دیگر، می‌توانند روشی برای سـازماندهی نـتایج پژوهش و ارائه آن‌ها باشند. مدل‌ها، خلاصه‌ یا‌ انتزاعی از یک نظریه، و نیز‌ بیان‌کننده‌ متغیرها‌ و روابط بین آن‌ها‌ هستند‌. محقق باید پس از‌ بررسی‌ کامل پیشینه یا سابقه تحقیقات مشابه، مدل تحقیق خود را بـرگرفته از تـئوری و نظریات‌ مورد‌ مطالعه، پیشنهاد دهد. هر مدل مفهومی‌ حاوی‌ متغیرهای اصلی‌ و فرعی‌ مرتبط‌ با مسئله و روابط میان‌ آن‌ها است. اگر مدل، با نمودار نشان داده شود معمولا پیکان‌های یک یـا دو طـرفه‌ آنـ‌، متغیرها را به هم وصل مـی‌کند‌. مـدل‌ مـفهومی‌، به‌ عنوان‌ جزیی بسیار مهم‌ از‌ پژوهش است و اهمیت آن به حدی است که تا اجرای آخرین مرحله تحقیق، سایر فعالیت‌های مرتبط‌ بـا‌ تـحقیق‌ حـول محور آن در گردش است. مدل‌ مفهومی‌ برگرفته‌ از‌ ادبیات‌ مـوضوعی‌ تـحقیق است. شکل ظاهری یک مدل ممکن است به‌صورت: نمودار، جدول، شکل، فرمول و یا هر حالتی دیگر باشد [22]. از دیدگاه «کـیوی و کـامپنهود» (2014)، بـه منظور سنجش‌پذیر‌ کردن متغیرهای کیفی تحقیق، بایستی به ساختن مـدل تحلیلی تحقیق اقدام کرد. الگوی یا مدل تحلیلی، لولایی است که «طرح نظری مسئله تحقیق» تدوین شده تـوسط مـحقق را بـا کار‌ بعدی‌ او یعنی «مشاهده و تحلیل اطلاعات»، متصل می‌کند [24]. به عبارت دیـگر، مـدل تحلیلی نوعی نمودارسازی برای متغیرهای استخراج شده از چارچوب نظری تحقیق است [25]. الگوی مفهومی، بر مبنای‌ روابـط‌ عـلّی بـین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته تحقیق، تنظیم شده است. در طراحی چنین مدلی بـاید نـظم عـلّی و تقدّم و تأخّر متغیرها در نظر گرفته‌ شود‌ و این روابط براساس استنباط و استنتاج‌ محقق‌ از چارچوب نـظری تـحقیق، تـدوین شود [8]. پژوهشگران از مدل به عنوان وسیله و نرم‌افزاری برای تحلیل و ساده کردن روابط پیچیده مـیان عـوامل متفاوت و گوناگون جهت‌ بهبود‌ بخشیدن به تصمیم‌گیری استفاده‌ می‌کنند‌. مدل یا الگو، سـلسله پیـش فـرض‌هایی است که محقق به عنوان حقیقت می‌پذیرد، و ادراك وی را از موضوع و پدیده‌های آن تحت تأثیر قرار می‌دهد. از آنـجایی کـه مدل، صرفا بُعدی‌ از‌ واقعیت را منعکس می‌کند، پس محقق را صرفا نسبت به جزیی یا قـسمتی از وقـایع و حـوادث، حساس می‌کند و در برابر حوادث و واقعیتهای دیگر، کم توجه می‌سازد [1]. در این مقاله، به‌ منظور‌ طبقه‌بندی «عـناصر‌ آمـیخته محصول فرش دستباف ایرانی»، با بهره‌گیری از الگوی مفهومی«کیوی و کامپنهود» همانند نـمودار فـرضی مـحقق ساخته‌ شماره (1) در زیر، که نشان‌دهنده «مدل تحلیلی کیوی و کامپنهود» است، به‌ شناسایی‌ و تبیین‌ «مفهوم، ابـعاد، مـؤلفه هـاو شاخص‌های کالایی» برای فرش دستباف ایرانی، پرداخته شده است: 
</p><p dir="auto">نمودار محقق سـاخته 1ـ بـیانگر ‌‌مدل‌ تحلیلی کیوی و کامپنهود (2014)
</p><p dir="auto">
</p><h2 dir="auto"> 3. یافته‌های پژوهش
 </h2><p dir="auto">در این مقاله از مدل تحلیلی«کیوی‌ و کامپنهود‌» (2014‌) به عنوان ابزاری بـرای «تـبیین استراتژی محصول مبتنی بر ابعاد آمیخته کالایی فرش دستباف ایرانی‌» استفاده مـی‌شود؛ بـر این اساس، نمودار محقق ساخته شماره (2) بـا عـنوان «الگـوی مفهومی‌ آمیخته بازاریابی فرش دستبافت‌ ایرانی‌ بـا تـأکید بر عناصر آمیخته محصول» ترسیم می‌شود. مطابق مدل تحلیلی«کیوی و کامپنهود»، هدف از تـبیین اسـتراتژی محصولِ فرش دستباف ایرانی: شـناخت «مـحصول فرش دسـتباف ایـرانی» بـه عنوان «مفهوم پایه»، و نیز‌ عناصر تـشکیل‌دهنده آن بـه عنوان «ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌ها» است؛ بر این اساس، نمودار محقق ساخته شـماره (3) بـا عنوان «الگوی مفهومی آمیخته محصول فـرش دستباف ایرانی»، ترسیم مـی‌شود. 
</p><p dir="auto">نـمودار محقق ساخته شماره‌ 2ـ الگوی‌ مـفهومی آمـیخته بازاریابی فرش دستباف ایرانی با تاکید بر عناصر آمیخته محصول
</p><p dir="auto">با توجه بـه گـستردگی حجم مطالب در هر بُعد، نـمودار مـحقق سـاخته شماره (3) به صـورت مـختصر ارائه شده‌ است‌. هر بـُعد آن، شـامل چندین مؤلفه؛ و هر مؤلفه آن شامل چند شاخص، و بعضا خرده شاخص است. در این مقاله صـرفا بـه 10 بُعد از «قابلیت‌های کالایی فرش دستباف ایـرانی‌»، تـحت‌ عنوان ابـعاد دهـگانه «آمـیخته کالایی فرش دستباف ایـرانی» پرداخته شده است. 
</p><p dir="auto">نمودار محقق ساخته شماره 3ـ الگوی مفهومی آمیخته محصول فرش دستباف ایرانی
</p><p dir="auto">بـنابراین، «اسـتراتژی محصول مبتنی بر ابعاد دهگانه‌ آمـیخته‌ کـالایی‌ فـرش دسـتباف ایـرانی» به شرح‌ زیـر‌ طـبقه‌بندی‌ می‌شود: بُعد 1) مبتنی بر طرح و نقشه؛ بعد 2) مبتنی بر نوع گره؛ بعد 3) مبتنی بر جنس الیـاف؛ بـعد 4) مـبتنی بر نوع رنگ‌ الیاف‌؛ بعد‌ 5) مبتنی بـر تـعداد/ نـوع پود؛ بـعد 6) مـبتنی بـر‌ اندازه‌؛ بعد 7) مبتنی بر نوع کاربرد؛ بعد 8) مبتنی بر مکان‌بافت؛ بعد 9) مبتنی بر کیفیت و مرغوبیت؛ و بُعد10) مبتنی بر شکل‌ هندسی‌ فرش‌ دستباف ایرانی.
</p><p dir="auto">بُعد اول ـ قابلیت‌های کالایی فـرش مبتنی بر طرح‌ و نقشه 
</p><p dir="auto">مؤلفه اول- طرح‌هایی که از عوامل طبیعی الهام گرفته شده است، به سه گروه شاخص، طبقه‌بندی می‌شوند‌: 
</p><p dir="auto">شاخص‌1) طرح‌ فرش ایران با نقشمایه اصلی، خط‌ها، سطح‌ها، جسم‌ها و اشـیاء. 
</p><p dir="auto">شـاخص2) طرح‌ فرش‌ ایران با نقشمایه اصلی، صورت حقیقی یا خیالی جانوران. 
</p><p dir="auto">شاخص3) طرح فرش ایران با نقشمایه اصلی‌، طبیعت‌ سبز‌ و مشهور به آن. 
</p><p dir="auto">مؤلفه دوم- طرح‌هایی که براساس دستآوردهای بشری نـامگذاری شـده‌، به‌ پنج‌ گروه شاخص، طبقه‌بندی می‌شوند:
</p><p dir="auto">شاخص1) طرح فرش ایران، مشهور به نام ابنیه تاریخی، دینی‌، مذهبی‌. 
</p><p dir="auto">شاخص‌2) طرح فرش ایران، مشهور بـه نـام شهرها و مکان‌ها. 
</p><p dir="auto">شاخص3) طرح فـرش‌های ایـران، مشهور به‌ نقش‌ و نقشمایه آن. 
</p><p dir="auto">شاخص4) طرح فرش ایران، مشهور به نام ایلات و عشایر، اقوام و افراد‌. 
</p><p dir="auto">شاخص‌5) طرح‌ فرش ایران، مشهور به نام تلفیقی و اقـتباسی [5]. 
</p><p dir="auto">مـؤلفه سوم- نقشه‌های فرش دسـتباف ایـران به‌ 19‌ (شاخص یا) گروه طرح‌های اصلی و چندین (خرده شاخص یا) گروه طرح‌های فرعی براساس‌ تقسیم‌بندی‌ «شرکت‌ سهامی فرش ایران»، طبقه‌بندی شده است: 
</p><p dir="auto">شاخص1) طرح‌های آثار باستانی و ابنیه اسلامی: معروف‌ترین آثـار ایـن‌ شاخص‌، به خرده شاخص‌های فرعی زیر طبقه‌بندی می‌شوند: طرح مسجد شیخ لطف اله‌، محرابی‌ کوفی‌، مسجد کبود، مقبره شیخ صفی، سردر امامزاده محروق، گنبد قابوس، مسجد کبود، مسجد شاه اصـفهان‌، تـخت‌ جمشید‌، طـاق بستان، طاق کسری (ایوان مدائن) و زیر خاکی. 
</p><p dir="auto">شاخص2) طرح‌های شاه عباسی‌: معروف‌ترین‌ آثار این شاخص، به خـرده شاخص‌های فرعی زیر طبقه‌بندی می‌شوند: افشان، لچک ترنج، ترنجدار، درختی، جـانوری‌، شـیخ‌ صـفی، طره دارسلسله‌ای، شاه عباسی تصریفی، ترنجی طره‌دار، بوته‌ای و لچک ترنج کف‌ ساده‌. 
</p><p dir="auto">شاخص3) طرح‌های اسلیمی: معروف‌ترین آثـار ‌ ‌ایـن شاخص‌، به‌ خرده‌ شاخص‌های فرعی زیر طبقه‌بندی می‌شوند: تمام اسلیمی‌، اسلیمی‌بندی‌، اسلیمی شـکسته، اسـلیمی دهـن اژدرز، اسلیمی لچک ترنج، اسلیمی ترنجدار و اسلیمی ماری. 
</p><p dir="auto">شاخص‌4) افشان‌: معروف‌ترین آثار این شاخص، به‌ خـرده‌ شاخص‌های فرعی‌ زیر‌ طبقه‌بندی‌ می‌شوند: افشان اسلیمی، افشان ختائی، افشان‌بندی‌، افشان‌ شکسته، افـشان گل اناری، افشان شـاه عـباسی، افشان شاخه پیچ، افشان دسته‌ گل‌، افشان حیوان‌دار و افشان ترنجدار و غیره. 
</p><p dir="auto">شاخص‌5) ا قتباسی: معروف‌ترین آثار این‌ شاخص‌، به خرده شاخص‌های فرعی زیر‌ طبقه‌بندی‌ می‌شوند: افغانی، آناتول، قفقاز، طرح‌های اقتباسی گوبلنی. 
</p><p dir="auto">شـاخص6) ‌بندی (واگیره‌ای): معروف‌ترین آثار این‌ شاخص‌، به خرده شاخص‌های فرعی زیر‌ طبقه‌بندی‌ می‌شوند‌:‌بندی اسلیمی، بندی‌ پیچک‌، بندی شکسته، بندی کتبه‌ای‌، بندی‌ مستوفی، بندی ورامین یا میناخانی، بندی قالب خشتی یـا لوزی، بـندی ترنجدار، بندی درختی‌، بندی‌ قابقابی، بندی شیروشکری یا بازوبندی، بندی‌ آدمکی‌ یا ملانصرالدین‌، بندی‌ بختیاری‌، بندی مجلسی، بندی خوشه‌ انگوری، بندی شاخه گوزن حیواندار، بندی خانم شیرازی و‌بندی دسته گـل. 
</p><p dir="auto">شـاخص7) بُته‌ای: طرح‌های این‌ شاخص‌، در رده فرش‌های «همدان،  سنندج، کاشان‌، سرآبند و قم‌» قرار‌ می‌گیرند‌. معروف‌ترین‌ آثار این شاخص‌، به‌ خرده شاخص‌های فرعی زیر طبقه‌بندی می‌شوند: بته جقه، بته ترمه، بته سرابندی، بـُته خـرقه‌ای، بته قلمکار‌ اصفهان‌، بُته‌ کردستانی یا هشت بته، بته میر شکسته‌، بته‌ لچک‌ ترنج‌، بته‌ سنندج‌، بته افشاری، بته بازوبندی و بته شاخ گوزن. 
</p><p dir="auto">شاخص8) درختی: طرح‌های این شاخص، در بـین بـافندگان مـناطق فرشبافی «کاشان، اصفهان، تبریز، قـم و تهران» طـرفدار دارد. [مـردم طبق سبک زندگی‌ در] بسیاری از کشورهای اروپایی، تصویر درخت را به فال نیک گرفته، و آن را نشانه [نماد] تداوم عمر و خوشبختی و سعادت می‌دانند. معروف‌ترین آثـار ایـن شـاخص، به خرده شاخص‌های فرعی زیر‌ طبقه‌بندی‌ می‌شوند: درخـتی جـانوری یا حیوان‌دار، درختی سبزی کاری یا آب نما، درختی ترنج‌دار، درختی سروی، درختی گلدانی و درختی شکارگاه.
</p><p dir="auto">شاخص9) ترکمن (بخارا): مـعروف‌ترین آثـار ایـن شاخص، به خرده شاخص‌های‌ فرعی‌ زیر طبقه‌بندی می‌شوند: ترکمنی قـاب یمونی، ترکمنی شانه‌ای، ترکمنی غزال گز (آهوچشم)، ترکمنی آخال، ترکمنی چهارقاب، ترکمنی خورچینی و ترکمنی قاشقی. 
</p><p dir="auto">شاخص10) شکارگاه‌: مـعروف‌ترین‌ آثـار ایـن شاخص، به خرده‌ شاخص‌های‌ فرعی زیر طبقه‌بندی می‌شوند: شکارگاه درختی، شـکارگاه تـرنج‌دار، شکارگاه قابی، شکارگاه لچک ترنج و شکارگاه سراسری. 
</p><p dir="auto">شاخص11) قابی (خشتی): معروف‌ترین آثار این شاخص، به‌ خـرده‌ شـاخص‌های فـرعی زیر طبقه‌بندی‌ می‌شوند‌: قابی اسلیمی، قاب بختیاری، قاب تصویری، قاب قرآنی کـرمان یـا سـتونی. 
</p><p dir="auto">شاخص12) گلفرنگ: معروف‌ترین آثار این شاخص، به خرده شاخص‌های فرعی زیر طبقه‌بندی می‌شوند: گـل سـرخ (لچـک ترنج)، گلفرنگ‌ بیجار‌، گلفرنگ مستوفی، گلفرنگ ترنج‌دار، گلفرنگ دسته گل و گلفرنگ گل و بلبل. 
</p><p dir="auto">شـاخص13) گـلدانی: معروف‌ترین آثار این شاخص، به خرده شاخص‌های فرعی زیر طبقه‌بندی می‌شوند: گلدانی خـتائی، گـلدانی دوطـرفه، گلدانی محرابی‌، گلدانی‌ سراسری، گلدانی‌ ظل السلطان ( گل و بلبل)، گلدانی حاج خانمی، گلدانی تـکراری، گـلدانی لچک ترنج و گلدانی یکطرفه. 
</p><p dir="auto">شاخص 14) ماهی‌ درهم: معروف‌ترین آثار این شاخص، به خـرده شـاخص‌های فـرعی زیر طبقه‌بندی‌ می‌شوند‌: ماهی‌ هرات، ماهی فراهان و زنبوری، ماهی سنه یا کردستان، ریزه ماهی یـا خـرده ماهی، و ماهی درهم‌بندی. 
</p><p dir="auto">شاخص 15‌) ‌‌محرابی‌: معروف‌ترین آثار این شاخص، به خرده شـاخص‌های فـرعی زیـر طبقه‌بندی می‌شوند: محرابی درخت‌، محرابی‌ گلدانی‌ ستونی، محرابی قندیلی، محرابی گلدانی و محرابی دورنما. 
</p><p dir="auto">شاخص 16) مـحرمات: مـعروف‌ترین آثـار این شاخص، به‌ خرده شاخص‌های فرعی زیر طبقه‌بندی می‌شوند: قلمدانی سراسری، گـلریز بـا زمینه یکرنگ و بته‌ با زمینه الوان. 
</p><p dir="auto">شاخص‌ 17‌) هندسی: معروف‌ترین آثار این شاخص، به خرده شاخص‌های فرعی زیـر طـبقه‌بندی می‌شوند: هندسی‌بندی قابی، هندسی ترنج‌دار، هندسی محرمات، هندسی لچک ترنج (یا شـاخه شـکسته)، هندسی کف ساده، هندسی ختایی، هندسی سـتاره‌ (یـا مـوزائیکی)، هندسی خاتم شیرازی، و هندسی جوشقانی. 
</p><p dir="auto">شاخص 18) طـرح‌های ایـلی و عشایری: نام‌های قدیمی و معروف‌ترین آثار این شاخص، به خرده شاخص‌های فرعی زیر طـبقه‌بندی مـی‌شوند: هیبت لو (مربوط به فارس و آبـاده‌)، قـشقایی‌ بته، افـشاری، خـاتونی، اردبـیل، مزلقان، خمسه، ساوه، تفرش، هریس، مـهربان، گـوراوان، زنجان، مشکین شهر، بختیاری، کردی، یلمه، گبه (خودرنگ)، سیستان، فردوس، سالارخانی، یـعقوب خـانی، سنگ چوبی، علی میرزائی، جان بـیگی‌، جانمازی‌، جوین، موسی آبـاد، بـلوچستان، ویس، قرجه، سنه و دسته گـل. 
</p><p dir="auto">شـاخص 19) تلفیقی: معروف‌ترین آثار این شاخص، به خرده شاخص‌های فرعی زیر طبقه‌بندی می‌شوند: شـاخه پیـچ ترنج‌دار، سلسله‌ای ترنج‌دار، تلفیقی‌ لچـک‌ تـرنج، گـلدانی بند اسلیمی، تـلفیقی قـابقابی، تلفیقی دورنما، تلفیقی تـرنجی دسـته گل، تلفیقی سبزی کار، تلفیقی ترنج‌دار، تلفیقی ترنجی کف ساده، تلفیقی لچک ترنج سـبزیکار کـف ساده و تلفیقی‌بندی دسته‌ گل‌. 
</p><p dir="auto">بُعد‌ دوم ـ قـابلیت‌های کـالایی فرش مـبتنی‌ بـر‌ نـوع‌ گره 
</p><p dir="auto">فرش‌های دستباف ایـرانی براساس نوع گره، به چهار مؤلفه و چندین شاخص، به شرح زیر طبقه‌بندی می‌شوند: 
</p><p dir="auto">مؤلفه اول: گـره نـامتقارن‌ یا‌ گره‌ فارسی‌باف؛ بیشتر در مناطق جـغرافیای فـرشبافی کـاشان، اصـفهان‌، اراکـ‌، مشهد، کرمان، بـیرجند و نـایین متداول بوده است. همچنین، به جز در ایران، در کشورهای افغانستان، پاکستان، هندوستان، نپال، تبت‌
</p><p dir="auto">و چین‌ مورد‌ کـاربرد اسـت. درگـره نامتقارن، نخ خامه یا نخ پرز، تنها‌ بـه دور یـک نـخ تـار پیـچیده و سـر دیگر آن از پشت نخ تار دومی آزاد می‌گذرد. بدین طریق‌ که‌ بافنده‌ ابتدا مقداری از نخ خامه (نخ پرز) را جدا کرده در‌ حالی‌ که چاقوی فارسی باف را به دست راست دارد با دو انـگشت سبابه و میانی دست چپ‌، سرخامه‌ جدا‌ شده را نگه می‌دارد. سپس، بوسیله سرانگشت سبابه دست راست، یک جفت‌ نخ‌ چله‌ (زیر و رو) را جلو آورده و ضمن اینکه حدود دو سانتیمتر خامه از بین انگشتان‌ دست‌ چـپ‌ بـیرون آمده، آنرا از پشت نخ چله اول رد نموده و پس از خم کردن‌ سر‌ آن، نخ خامه (نخ پرز) را از روی نخ چله دوم به سمت‌ پشت‌ آن‌ عبور داده و از ما بین دو نخ تار به سمت روی فرش جلو کشیده و کاملاً‌ پایـین‌ مـی‌آورد. این کار با انگشت میانی و سبابه دست راست صورت می‌گیرد، سپس به‌ وسیله‌ لبه‌ کاردک (همان چاقو)، سرنخ پرز اضافی را می‌بُرند. گره فارسی را گـره نـامتقارن می‌نامند، زیرا‌ گره‌ به‌طور مـتقارن بـه دور هر دو نخ تار پیچیده نمی‌شود و تنها به‌ دور‌ یک‌ نخ تار پیچیده می‌شود [26]. بافت فرش با گره فارسی، موجب یکنواخت شدن فاصله‌ها بین‌ نخ‌های‌ سـطح‌ فـرش می‌شود؛ ولی در بافت فرش بـا گـره ترکی، فواصلی بین هر‌ ریشه‌ خاب فرش ایجاد می‌شود [27]. این مؤلفه به دو شاخص زیر طبقه‌بندی می‌شود: 
</p><p dir="auto">شاخص1) گره نامتقارن‌ راست‌؛ اگر نخ خامه (نخ پرز) از زیر نخ تار، به سمت چـپ‌ حـرکت‌ کرده و به دور نخ تار سمت راست‌ پیچیده‌ شود‌، آنرا «گره نامتقارن راست» گویند.از این‌ شاخص‌ به ندرت در برخی از نقاط فرشبافی استفاده می‌شود. این نوع گره، با‌ انگشتِ‌ دست اجرا مـی‌شود. 
</p><p dir="auto">شـاخص2) گره‌ نـامتقارن‌ چپ؛چنانچه‌ نخ‌ خامه‌ (نخ پرز) از زیر نخ تار‌ سمت‌ راست حرکت کرده و به دور نخ تار سمت چـپ پیچیده شود، این‌ گره‌ را «گره نامتقارن چپ» می‌گویند. این‌ نوع گـره بـه «گـره‌ فارسی‌» شهرت دارد و در اکثر مناطق‌ فرشبافی‌ ایران مانند کاشان، اصفهان، قم و نایین رایج است. این گره با انـگشتِ  ‌دسـت‌ اجرا‌ می‌گردد. 
</p><p dir="auto">مؤلفه دوم: گره متقارن‌ یا‌ گره‌ ترکی‌باف؛ بیشتر در‌ مناطق‌ فرشبافی شمال شـرقی ایـران‌، هـمدان‌، گرگان و عشایر فارس متداول است. همچنین در کشورهای ترکیه، ارمنستان، و آذربایجان مورد کاربرد است‌. گره‌ مـتقارن، روی دو نخ تار رو‌ و زیر‌، اجرا می‌گردد‌. بدین‌ ترتیب‌ که بافنده نخ خامه‌ یا نـخ پرز را در دست چپ گرفته و بـه صـورت عمود یا خط مستقیم بر‌ روی‌ نخ‌های تار رو و زیر، قرار می‌دهد‌. هر‌ یک‌ از‌ دو‌ سر نخ خامه‌ به‌ پشت یکی از نخ‌های تار رفته، پس از پیچیدن به دور آن‌ها از بین دو نخ‌ تار‌ بیرون‌ آمده، بـه طرف بافنده کشیده می‌شود. این‌ نوع‌ گره‌، بیشتر‌ به‌ کمک‌ قلاب انجام می‌گیرد و نسبت به سایر بافت‌ها محکم‌تر است [26]. این مؤلفه به دو شاخص زیر طبقه‌بندی می‌شود: 
</p><p dir="auto">شاخص1) گره متقارن راست؛ اگـر اول «نـخ تار رو‌» را گرفته و بعد بر روی «نخ تار زیر» عبور داده و «گره ترکی» زده شود، خواب قالی به سمت راست قرار می‌گیرد که در این صورت گره زده شده را «گره‌ متقارن‌ راست» می‌گویند. این نوع گـره بـه‌طور معمول توسط قلاب [منظور با قلابِ سر چاقوی ترکی باف] اجرا می‌شود. نخ‌های چله، بر روی‌دار کاملاً سفت و کشیده است. فرش در این‌ نوع‌ باف معمولاً «سفت» و «کم انعطاف» اسـت. از ایـن شاخص معمولاً در استان‌های شمال غربی کشور (مناطق آذری زبان) استفاده می‌شود. 
</p><p dir="auto">شاخص2) گره متقارن‌ چپ‌؛ اگر اول «نخ تار زیر‌» را‌ گرفته و بعد بر روی «نخ تار رو» عبور داده و گره ترکی زده شود، خواب قـالی بـه سـمت چپ قرار می‌گیرد که در ایـن صـورت‌ گـره‌ زده شده به «گره‌ متقارن‌ چپ» معروف است، که در اصطلاح به آن «گره کردی» می‌گویند. معمولاً این گره توسط انگشت دست اجرا مـی‌شود. کـشش نـخ‌های چله نیز کمتر از حالتی است که گره‌ها بـا‌ قـلاب‌ اجرا می‌شوند. زیرا اجرای گره با انگشت دست نیاز به انعطاف بیشتری از جانب نخ‌های چله دارد. بافت فرش با ایـن نـوع گـره، معمولاً نرمتر از حالت قبل است. گره‌ متقارن‌ چپ، معمولاً‌ در مـناطق کرد نشین (مانند بیجار) استفاده می‌گردد. 
</p><p dir="auto">مؤلفه سوم: گره‌های تقلبی؛ بافت فرش با این نوع‌ گره‌ها، نوعی
</p><p dir="auto">تـقلب مـحسوب مـی‌شود. گره‌های تقلبی، دوام گره‌های ترکی و فارسی‌ را‌ ندارد‌.ارزش فرش با این نوع گـره‌ها، پایـین می‌آید، زیرا چگالی فرش تغییر می‌یابد. این مؤلفه به سه ‌‌شاخص‌ زیر طبقه‌بندی می‌شود: 
</p><p dir="auto">شاخص 1) گـره کـمانشی (بـی گره بافی)؛ در این شاخص، نخ‌ پرز‌ بعد‌ از اینکه دور نخ چله (تار) گردش کـرد، بـدون ایـنکه گره بخورد بر روی رج‌ [فرش] محکم شده همچنان رها می‌شود؛ در نهایت با پایین آوردن کـمان (مـنظور‌ نـیره به اصطلاح کاشانیها‌ و کوجی‌ به اصطلاح آذریها‌) و تغییر چله، چیزی شبیه گره حاصل مـی‌شود کـه بر روی رج محکم شده همچنان رها می‌شود. گره کمانشی گرچه از پشت فرش قابل تـشخیص نـیست، امـا به راحتی‌ می‌توان آن را از پشت فرش بیرون کشید. فرش‌هایی که با گره کمانشی بافته مـی‌شوند، قـبل از کهنه‌شدن از بین می‌روند [26]. 
</p><p dir="auto">شاخص2) گره جفتی؛ نوعی شیوه بافت نامرغوب فرش است‌ کـه‌ مـی‌تواند بـرای دو مؤلفه اول و دوم (منظور روش‌های فارسی و ترکی باف) بکار رود. در این نوع گره، به جای گره زدنِ نـخ خـامه (پرز) به دور یک نخ تار، آنرا‌ به‌ دور دو نخ تار جلو و دو نخ تار عـقب یـا بـیشتر، گره می‌زنند. کار تولید فرش سرعت بیشتری می‌یابد، ولی از نظر دوام، استحکام و مرغوبیت دارای ارزش و عمر مفید‌ بسیار‌ پایـینی اسـت [5]. 
</p><p dir="auto">شـاخص3) گره آویز (داری شکل، یا U شکل)؛ در این نوع گره از یك نخ تار اسـتفاده مـی‌شود، نخ تار زیر باشد یا نخ تار رو، فرقی نمی‌كند‌. نخ‌ خامه‌ (پرز) را دولا نموده از‌ پشت‌ نخ‌ تار عـبور داده و در ادامـه، قلاب را از داخل قسمت U شكل نخ خامه (پرز) عبور داده و سرهای نخ پرز را گرفته و از‌ داخل‌ قسمت‌U شـكل بـه بیرون هدایت كرده كه در نتیجه‌ آن‌ یک حركت قـلاب بـوجود مـی‌آید؛ به تعبیری دیگر، نخ خامه (پرز) بصورتU شـكل عـبور كرده و بعد دو سر نخ‌ خامه‌ (پرز‌) مجدداً گردش می‌كند و از داخل نخ تار و از داخل قسمت‌U شـكل بـه سمت بیرون هدایت شده و یـك قـلاب را بوجود مـی‌آورد، مـانند قـلاب‌های زنجیربافی كه در سر ریشه‌ها‌ مورد‌ استفاده‌ قـرار مـی‌گیرد. 
</p><p dir="auto">مؤلفه چهارم: گره‌های هنری؛ از ترکیب گره‌های متقارن و نامتقارن‌، گره‌های‌ هنری توسط هـنرمندان بـزرگ فرش دستباف ایرانی نظیر: مرحوم افـسری کاشانی و رسام عرب زاده، ابـداع و اسـتفاده‌ شده‌ است‌. از انواع گره‌های هـنری، بـیشتر در تصویربافی، برجسته بافی، فرش‌های هنری و حجمی‌ بافی‌ استفاده‌ می‌شود. مؤلفه گره‌های هنری، بـه 12 شـاخص زیر طبقه‌بندی می‌شود: 
</p><p dir="auto">شاخص1) گـره تـك تـاری‌ (گره‌ پیچی‌)؛ ایـن نـوع گره بر روی نخ تـار رو یـا زیر قرار می‌گیرد و اینکه نخ‌ تارِ‌ رو یا زیر در چه قسمتی از بافت فرش مورد نـیاز اسـت، بستگی‌ به‌ موقعیت‌ نقشه یا مـحیط نـقشه دارد. این نـوع گـره، یـك نخ تار را در بر‌ مـی‌گیرد‌ و نخ خامه (یا پرز) از پشت آن عبور كرده، از رو گردش كرده‌ و مجدداً‌ یك‌ گردش با قلاب از مابین این دو نـخ تـار عبور می‌كند و به سمت پایین هـدایت‌ مـی‌شود‌. درحـقیقت نـخ خـامه (پرز)، به دور نخ تـار یـك گردش کامل کرده‌، ولی‌ با‌ قلاب از میان دو نخ تار عبور کرده و به پایین هدایت می‌شود. ایـن نـوع گـره‌ در‌ نهایتا‌ وقتی به پایین قرار می‌گیرد یـک پیـچ را ایـجاد مـی‌کند. بـه عـبارت‌ دیگر‌، با قلاب نخ خامه را به سمت پایین هدایت می‌کنند. 
</p><p dir="auto">شاخص2) گره اسپانیایی؛ نوعی گره تک‌ تاری‌، که در اسپانیا و در فرش‌های چند پوده به کار می‌رفته و از قرن‌ 18‌ میلادی کـاربرد آن کمتر شده، ولی در‌ حال‌ حاضر‌ به علت سادگی و راحتی به‌کارگیری آن، بیشتر‌ بافندگان‌ تبریزی و یا تصویر بافان به استفاده از این گره روی آورده‌اند. به نحوی‌ که‌ نخ پرز را 5/1 دور بر‌ گرد‌ نخ تار‌ چرخانیده‌ و بـر‌ آن گـره می‌زنند. دو سرِ نخ‌ پرز‌، بالا ایستاده و سطح پرزدار (یا خواب) فرش را بوجود می‌آورد. 
</p><p dir="auto">شاخص3) گره‌ کمکی‌؛ در میان بافت برای کمک به‌ گره اصلی، گره‌ای اضافی‌ بر‌ تار زده می‌شود؛ این نوع‌ گـره‌ بـرای فرش‌های هنری کاربرد دارد.
</p><p dir="auto">شاخص4) گره زینتی؛ بر روی گلیم باف یا‌ صوف‌ فرش، در قسمت پایین و بالای‌ فرش‌، بافته‌ شده و به صورت‌ دنباله‌دار‌ است. 
</p><p dir="auto">شـاخص5) گـره معکوس‌؛ این‌ گره در جهت مـعکوس بـافت اصلی فرش، چه در بالا و پایین و چه در طرفین‌ فرش‌، زده می‌شود. 
</p><p dir="auto">شاخص6) گره دو رنگ‌؛ این‌ نوع گره‌ با‌ استفاده‌ از دو نخ خامه‌ با رنگ‌های متفاوت، به نـحوی کـه یک رشته از نخ خـامه (یـا یک تاب نخ‌ خامه‌) را باز کرده با یک تاب‌ از‌ نخ‌ خامه‌ متضاد‌ آن (از نظر‌ رنگ‌)، دولا تاب می‌کنند. از این نخ تابیده شده هنگامی استفاده می‌شود که یکی از خانه‌‌های جدول‌ قالی‌ (که‌ تـشکیل‌دهنده کـه یک گره در فرش است‌) در‌ مرز‌ دو‌ نگاره‌ با‌ رنگ‌های متفاوت، قرار بگیرد. همچنین، برای اجرای سایه در نگاره‌های ظریفی که تنوع رنگ در آن‌ها بسیار است، خواه با گره فارسی و یا گره تـرکی، انـجام می‌شود‌. 
</p><p dir="auto">شـاخص7) گره قرضی؛ شاخص8) گره مغلوب؛ شاخص9) گره خاص سنه؛ شاخص10) گره میان گیر؛ شاخص11) گره پُل؛ شاخص12) گـره مضاعف (یساولی، 1375) و (دانشگر، 1390) و (اربابی، 139) و (استون‌، 1389‌).
</p><p dir="auto">بُعد سوم ـ قابلیت‌های کالایی فرش مـبتنی بـر جـنس الیاف 
</p><p dir="auto">فرش دستباف ایرانی از نظرجنس الیاف مورد استفاده در فرش شامل: نخ تار، نخ پود، و نخ پرز، به سه مـؤلفه‌ ‌ ‌اصـلی‌ و چند شاخص فرعی، طبقه‌بندی می‌شوند: 
</p><p dir="auto">مولفه اول: جنس الیاف نخ تار؛ نخ تار را نـخ تـون، ریـشه و چله می‌گویند. نخ تار، نخی که‌ کاملا‌ موازی و یکنواخت، بطور عمودی بر‌دار‌ قالی‌ «چله کـشی» می‌شود. نخ تار را متناسب با نخ‌های دیگر فرش انتخاب می‌نمایند. این مؤلفه بـه سه شاخص زیر طـبقه‌بندی مـی‌شود: 
</p><p dir="auto">شاخص1) فرش‌های چله‌ ابریشمی‌. 
</p><p dir="auto">شاخص2) فرش‌های چله پشمی‌. 
</p><p dir="auto">شاخص‌3) فرش‌های چله پنبه‌ای. 
</p><p dir="auto">مؤلفه دوم: جنس الیاف نخ پود؛ نخ پود، نخی که بعد از بافت هر یک رج گره فرش، از میان نخ‌های تار به صورت یـک درمیان و به‌طور‌ افقی‌ با دست یا سیخ پودکشی عبور می‌دهند، یا اصطلاحا «پود می‌دوانند». جنس نخ پود نسبت به سایر نخ‌ها، ضخیم‌تر، کم تاب‌تر و خام‌تر است. این مؤلفه به سه شاخص زیر طـبقه‌بندی‌ مـی‌شود‌: 
</p><p dir="auto">شاخص1) پود‌ ابریشمی. 
</p><p dir="auto">شاخص2) پود پشمی. 
</p><p dir="auto">شاخص3) پود پنبه‌ای. 
</p><p dir="auto">مؤلفه سوم: جنس الیاف نخ پرز (خامه)؛ نخ خامه، نخ‌هایی‌ که برای بافت رویه اصلی یا خواب فرش جهت نمایان شدن‌ ترکیب‌ نقش‌ و رنگ در یـک تـخته فرش دستباف، به کار می‌رود. این مؤلفه به چهار شاخص طبقه‌بندی می‌شود: 
</p><p dir="auto">1) خامه ‌‌پشمی‌، 2) خامه ابریشمی، 3) خامه کرکی، 4) ترکیبی از دو یا چند نوع جنس الیاف (پشمی‌، کرکی‌ و یا‌ ابریشمی)؛ مـنظور تـلفیقی از «الیاف کرکی و ابریشمی»، یا «پشمی و ابریشمی»، یا «پشمی و کرکی»، برای بافتن‌ بخش گوشتی و پرزدار یا خواب‌دار، فرش دستباف است. 
</p><p dir="auto">بُعد چهارم ـ قابلیت‌های کالایی فرش‌ مبتنی بر نوع رنگ‌ الیاف‌ 
</p><p dir="auto">فـرش دسـتباف ایـرانی از نظر «منشاء رنگ» و یا «طـیف رنـگ» الیـاف آن‌ها، به دو مؤلفه اصلی و چند شاخص فرعی طبقه‌بندی می‌شوند: 
</p><p dir="auto">مؤلفه اول: انواع فرش براساس«نوع منشا رنگ یا ماهیت‌ رنگ» بکاررفته در الیـاف آن، بـه دو شـاخص فرعی طبقه‌بندی می‌شوند: 
</p><p dir="auto">شاخص1) فرش‌هایی با رنگ مـصنوعی؛ مـنظور فرش‌های دستبافی که از الیافی (منظور الیاف نخ خامه فرش) با رنگ مصنوعی (به‌ عبارت‌ دیگر، رنگ شده توسط مـوادی بـا مـنشأ شیمیایی)، بافته می‌شوند. 
</p><p dir="auto">شاخص2) فرش‌های با رنگ طبیعی؛ منظور فـرش‌های دستبافی که از الیافی با رنگ طبیعی (به عبارت دیگر،
</p><p dir="auto">رنگ شده توسط‌ موادی‌ با منشأ گیاهی، جانوری یـا مـعدنی)، بـافته می‌شوند. 
</p><p dir="auto">مؤلفه دوم: انواع فرش براساس «طیف رنگ یا پیوستار رنگ» بـه کـار رفته در الیاف نخ خامه آن، به چندین شاخص‌ فرعی‌ طبقه‌بندی می‌شوند. طیف رنگ‌های به کار رفته در الیـاف فـرش‌های دسـتباف ایران بسیار متنوع بوده و هر شاخص دارای انواع درجات رنگی از سیر تا روشـن اسـت، بـه‌طوری‌که می‌توان 72‌ نوع‌ رنگ‌ را شناسایی نمود.
</p><p dir="auto">بُعد پنجم‌- قابلیت‌های‌ کالایی‌ فرش مبتنی بر تعداد/نـوع پود 
</p><p dir="auto">فـرش‌های دسـتباف ایرانی براساس تعداد پود و نوع پود به کار رفته در فرش، به چهار‌ مؤلفه‌ اصلی‌ طبقه‌بندی مـی‌شوند: 
</p><p dir="auto">مـؤلفه اول: فرش‌های تک پود؛ فرش‌های‌ دستبافی‌ که با یک ردیف پود‌گذاری بافته می‌شوند. نمونه‌های مـعروف آن بـه شـاخص‌های زیر طبقه‌بندی می‌شوند: بافته‌های عشایر و ایلات بختیاری‌، ترکمن‌، قشقایی‌ و قفقازی. 
</p><p dir="auto">مؤلفه دوم: فرش‌های دو پود؛ فرش‌های دسـتبافی کـه با‌ دو ردیف پود‌گذاری بافته می‌شوند. بافتن فرش با این روش، طریقه معمول پود‌گذاری در ایـران مـی‌باشد. 
</p><p dir="auto">مـؤلفه سوم‌: فرش‌های‌ سه‌ پود؛ فرش‌های دستبافی که با سه ردیف پود‌گذاری بافته می‌شوند. از‌ نمونه‌های‌ معروف آن فـرش بـیجار است. 
</p><p dir="auto">مولفه چهارم: نوع نخ پود فرش؛ انواع نخ‌های پود از نظر‌ ضخامت‌ و نحوه‌ بـه‌کارگیری در فـرش دسـتباف، به دو شاخص طبقه‌بندی می‌شوند: پود ضخیم یا‌ پود‌ زیر‌، پود نازک یا پودرو.
</p><p dir="auto">بُعد ششم ـ قابلیت‌های کالایی فرش مـبتنی بـر انـدازه 
</p><p dir="auto">عوامل زیر‌ می‌توانند‌ در‌ طراحی اندازه (طول و عرض) یک تخته فرش دستباف، اثـرگذار بـاشند: 
</p><p dir="auto">1) خصوصیات و قابلیت‌های فرشبافی در‌ مناطق‌ مختلف جغرافیای فرشبافی ایران. 
</p><p dir="auto">2) الگوی مصرف مسکن و ابعاد منازل مسکونی مصرف‌کنندگان داخـلی و خـارجی‌.
</p><p dir="auto">3) نوع‌ سفارش‌ برای بافت فرش.
</p><p dir="auto">4) سلیقه و سبک زندگی و الگوی مصرف در بازار هـدف داخـلی و خارجی فرش‌ دستباف‌ در دوره‌ای زمانی مختلف.
</p><p dir="auto">5) وضـعیت اقـتصادی داخـلی و بین‌المللی. 
</p><p dir="auto">فرش‌های دستباف ایرانی براساس اندازه‌ و ابـعاد‌ فـرش‌، به دو مؤلفه اصلی و چندین شاخص فرعی طبقه‌بندی می‌شوند: 
</p><p dir="auto">مؤلفه اول) قالی: فرش‌های دستبافی کـه‌ در‌ انـدازه‌های بیش از3 متر مربع بافته مـی‌شوند. ابـعاد قالی در مـناطق مـختلف‌ جـغرافیای‌ فرشبافی‌ ایران، دارای کمی اختلاف هستند. قـالی از نـظر اندازه، به چند شاخص طبقه‌بندی می‌شوند: 
</p><p dir="auto">شاخص‌1) قالی‌ شش‌ مترمربعی: منظور فـرشی بـا طول سه متر و عرض دو متر اسـت. 
</p><p dir="auto">شاخص‌2) قالی‌ نه مـترمربعی: مـنظور فرشی با طول 5/3 متر و عـرض 5/2 مـتر است. 
</p><p dir="auto">شاخص3) قالی دوازده مترمربعی: منظور فرشی‌ با‌ طول4متر و عرض سه متر اسـت. 
</p><p dir="auto">شـاخص 4) قالی با ابعاد دیگر: بـه‌ عـنوان‌ نـمونه قالی‌های 15متر مـربعی، 20مـتر‌ مربعی‌، 24‌متر مربعی و حـتی بـزرگتر. 
</p><p dir="auto">مؤلفه دوم) قالیچه‌: فرش‌های‌ دستبافی که در اندازه های3 متر مربع و کمتر از آن بافته می‌شوند. انواع‌ قـالیچه‌ بـراساس اندازه‌ها و ابعاد گوناگون، به‌ هشت‌ شـاخص طـبقه‌بندی‌ می‌شوند‌: 
</p><p dir="auto">شـاخص‌1) قـالیچه پرده ای؛ قـالیچه‌ای که متناسب‌ با‌ ابـعاد معمول آن در منطقه جغرافیای فرشبافی، از نظر طول و عرض (قد‌ و پهنا‌) بزرگتر از حد معمول باشد. مثلا‌ در مـنطقه جـغرافیای فرشبافی‌ کاشان‌، ابعاد قالیچه به‌طور مـعمول40‌/1 در‌20/2 مـتر اسـت. بـه عـنوان نمونه، نوعی قـالیچه دیـواری با ابعاد80/1در‌80‌/2متر را قالیچه پرده‌ای می‌گویند‌.
</p><p dir="auto">شاخص‌2) پشتی‌؛ قالیچه‌ای که در‌ ابعاد‌ تقریبی60 در 90‌ سانتیمتر‌ بافته می‌شود. مـعمولا ایـن نـوع قالیچه را
</p><p dir="auto">به‌عنوان رویه، بر روی کالایی حجم‌دار (مـانند‌ اسـفنج‌ فـشرده) بـه شـکل مـکعب مستطیل، دوخته‌ می‌شود‌ و به‌عنوان شی‌ برای‌ تکیه‌ دادن و یا نشستن برآن‌ استفاده می‌شود. 
</p><p dir="auto">شاخص3) سرانداز؛ قالیچه‌ای دراز و باریک، که با طولی دو یا سه برابر عرض‌ آن‌ بافته می‌شود. 
</p><p dir="auto">شـاخص4) دوزرعی یا سجاده‌ای‌؛ قالیچه‌ای‌ که‌ در‌ ابعاد‌ تقریبی35/1 در‌10‌/2 متر بافته می‌شود. معمولا این نوع فرش را قالیچه می‌گویند. 
</p><p dir="auto">شاخص5) زرع و نیم؛ فرش دستبافی که‌ کوچکتر‌ از‌ قالیچه است و در ابعاد50/1در50‌/1متربافته‌ می‌شود‌. 
</p><p dir="auto">شاخص‌6) زوع‌ و چـارک‌، یـا پنج چارک، یا زرع و ربع؛ فرشی دستبافی کوچکتر از زرع ونیم، که درابعاد40/1 در70/1 متر بافته می‌شود. 
</p><p dir="auto">شاخص7) خرک؛ فرش دستبافی که در ابعاد‌ 100 الی90، در40 سانتیمتر بافته می‌شود. 
</p><p dir="auto">شاخص8) پنجه یا گره؛ فرش دستبافی کـه بـه اندازه یک شانزدهم زرع، و مساوی5/6 تا 7 سانتیمتر بافته می‌شود.
</p><p dir="auto">بعد هفتم ـ قابلیت‌های کالایی فرش‌ مبتنی‌ بر نوع کاربرد 
</p><p dir="auto">انواع مصرف‌کنندگان شامل: نهایی، تجاری و یـا صـنعتی، فرش دستباف را برای مقاصد، مـطلوبیت‌ها و کـاربردهای مختلفی سفارش داده و یا خریداری می‌کنند. فرش دستباف ایران از نظر نوع‌ کاربرد‌ آن، به سه مؤلفه اصلی و چندین شاخص فرعی طبقه‌بندی می‌شود: 
</p><p dir="auto">مؤلفه اول: انواع فرش‌های مـصرفی؛ فـرش‌های دستبافی که برای مـصرف نـهایی، و طبق هفت‌ شاخص‌ بافته می‌شوند: 
</p><p dir="auto">1) فرش پادری یا‌ زرع‌ چارک، 2) فرش کناره یا حاشیه‌ای، 3) فرش قالیچه یا دوزرع، 4) فرش قالی یا فرش کفپوش اتاق، 5) فرش تابلویی یا منظره و یا عکس، 6) فرش پشـتی یـا‌ مبلی‌، 7) فرش گرد و یا چند‌ ضلعی‌. 
</p><p dir="auto">مؤلفه دوم: انواع فرش براساس بازار هدف (یا نوع مشتری)؛ فرش‌های دستبافی که براساس سفارش، سلیقه، سبک زندگی، ارزش و مطلوبیت مورد مطالبه مشتری یا مشتریان بـازار هـدف، بافته و در بـازار‌ عرضه‌ می‌شوند. این مؤلفه، به سه شاخص اصلی طبقه‌بندی می‌گردد: 
</p><p dir="auto">1. فرش بازاری؛ فرش دستبافی که از نظر طـرح، رنگ‌آمیزی و بافت، معمولی است. این فرش‌های دستباف با قیمتی متوسط در بـازار قـیمت‌گذاری‌ و عـرضه‌ می‌شوند، بنابراین‌، خریداران بیشتری را در بازار جلب می‌نمایند. رجشمار این فرش‌ها معمولاً از21 تا 35 در واحد‌ گره است. 
</p><p dir="auto">2. فرش‌های دارای ارزش فـرهنگی ‌ ‌و هـنری؛ این نوع فرش‌های دستباف‌ از‌ جنبه‌های‌ مختلفی مانند: طرح، نقشه، رنگ‌آمیزی، شیوه و کیفیت بـافت، مـواد اولیـه، شخص نقاش و یا بافنده، جغرافیای فرشبافی، قدمت ‌‌بافت‌، نوآوری و خلاقیت هنری و فنآورانه؛ دارای ارزش، قابلیت و مطلوبیت فـرهنگی و هنری برای جامعه است‌. شاخص‌ دوم‌ به چهار نوع خرده شاخص دسته‌بندی مـی‌شود: 
</p><p dir="auto">الف. فرش نفیس: فرش دسـتباف ارزشـمندی که با‌ طراحی و بافتی هنرمندانه توسط مواد اولیه مرغوب، بافته می‌شود. 
</p><p dir="auto">ب. فرش موزه‌ای: فرش دستبافی‌ که از نظر «قدمت‌ بافت‌، هنری بودن طراحی و بافت، مرغوبیت خارق العاده مواد اولیه و ارزش تاریخی آن»، دارای قابلیت نـگهداری در موزه است. 
</p><p dir="auto">ج. فرش عتیقه: فرش دستبافی کهنه، با قدمت حداقل یک قرن که از نظر‌ سلامت، نوع بافت، طرح و مواد اولیه، دارای ارزش نگهداری است. 
</p><p dir="auto">د. فرش استثنایی یا ابتکاری: فرش دستبافی که از نظر «ابـعاد، شـکل، طرح، مواد اولیه و بافت» غیر عادی و خاص بوده و دارای عملیات‌ تزئینی‌ باشد. 
</p><p dir="auto">3. فرش مرغوب؛ فرش دستبافی که نسبت به قالی‌های معمولی و بازاری، به لحاظ جنس و کیفیت مواد اولیه، طراحی و بافت، بـرتری داشـته و به‌طور کلی مورد پسند
</p><p dir="auto">فرش‌شناسان داخلی و خارجی قرار می‌گیرد‌.
</p><p dir="auto">مؤلفه‌ سوم: انواع فرش براساس هدف‌بافت؛ فرش‌های دستباف براساس هدف بافت به دو نوع شاخص طبقه‌بندی می‌شوند: 
</p><p dir="auto">الف. فرش تجاری؛ فرش دسـتبافی کـه از نظر طرح، بافت و اندازه دارای وضعیتی‌ استاندارد‌، و حالتی عادی، مشخص و یکنواخت است و در طراحی آن سلیقه همگان یا اکثر مشتریان لحاظ گردیده است. 
</p><p dir="auto">ب. فرش هنری؛ فرش دستبافی که از هر جهت بیانگر اِعـمال خـواسته و سـلیقه هنرمند‌ طراح‌ است‌. هنرمند طـراح فـرش، بـه هیچ‌ وجه‌ خود‌ را در چارچوب ضابطه‌ای مشخص قرار نمی‌دهد.
</p><p dir="auto">بعد هشتم ـ قابلیت‌های کالایی فرش مبتنی بر مکان بافت 
</p><p dir="auto">فرش دستباف ایرانی از نـظر‌ مـکان‌ بـافت‌، به سه مؤلفه اصلی طبقه‌بندی می‌شود: 
</p><p dir="auto">مؤلفه اول‌: فـرش‌های‌ ایـلیاتی یا عشایر‌بافت؛ فرش‌های دستبافت عشایر کوچ نشین که اکثراً در اندازه‌های کوچک و کناره می‌باشند و بر دارهای افقی و ساده‌، با‌ الیـافی‌ طـبیعی و اکـثراً گره ترکی و برخی گره فارسی، براساس نقشه‌های دلخواه‌ و اغلب هـندسی و ذهنی بافته می‌شود. 
</p><p dir="auto">مؤلفه دوم: فرش‌های روستایی یا روستایی‌بافت؛ فرش‌های دستبافتی که در روستا و طبق شیوه‌ ویژه‌ای‌ بافته‌ می‌شوند. اسـامی فـرش‌های روسـتایی براساس اندازه و مورد مصرف انتخاب شده‌اند. زمانی‌ از‌ نظر طرح و ترکیب، دارای ویـژگی‌های خـاصی بوده‌اند ولی امروزه تحت تأثیر تولیدات بازاری، یکنواخت شده‌اند و در‌ خطر‌ انحطاط‌ قرار دارند. دار قالیبافی فرش‌های روستایی بـافت، از نـوع ثـابت هستند. 
</p><p dir="auto">مؤلفه‌ سوم‌: فرش‌ شهری یا شهری‌بافت؛ فرش دستبافتی که در کارگاه‌های بـزرگ، عـمومی، کـوچک و یا انفرادی در‌ شهر‌ یا‌ حومه آن بافته می‌شود. به علت وجود طراحان ماهر و هنرمند، طـرح‌های پیـش آمـاده شده‌، مواد‌ اولیه مرغوب و متنوع، وسایل کار پیشرفته، محیط کار مناسب، بازار پر رونق شـهری‌، سـرمایه‌گذاران‌ علاقه‌مند‌ و سایر امکانات شهری؛ فرش‌های شهری بافت نسبت به بافت‌های ایلیاتی و روستایی از نـظر طـرح‌، رنـگ‌آمیزی‌، بافت دارای اقبال بیشتری می‌باشد. به‌عنوان نمونه، کاشان یکی از مراکز مهم فرش‌های‌ شهری‌ بافت‌ اسـت [5].
</p><p dir="auto">بـعد نهم- قابلیت‌های کالایی فرش مبتنی بر کیفیت و مرغوبیت
</p><p dir="auto">کیفیت و مرغوبیت فرش دستباف ایـرانی‌ از‌ نـظر ریـز یا درشت بافی، و نیز سالم یا عیوب بافی، به 6 مؤلفه‌ اصلی‌ طبقه‌بندی‌ می‌شود: 
</p><p dir="auto">مؤلفه اول: فـرش ریـز‌بافت؛ هر چه تعداد گره در واحد سطح فرش دستباف بیشتر‌ باشد‌، رجشمار‌ آن فـرش بـالاتر بـوده و بر استحکام، دوام و مرغوبیت فرش دستباف می‌افزاید. تعداد‌ گره‌ را در واحد سطح (برای فرش‌های فارسی بافت5/6 در5/6 سـانتیمتر و بـرای فـرش‌های ترکی بافت 7 در7 سانتیمتر‌)، ویا‌ در مقیاس طولی 5/6 سانتیمتر برای فرش با گره فـارسی، یـا 7 سانتیمتر برای‌ فرش‌ با گره ترکی، رجشمار می‌گویند؛ که براساس‌ شمارش‌ تعداد‌ ریشه‌ها در واحد گره بـیان مـی‌شود. گره‌ واحد‌ سنجش تراکم یا رج فرش دستباف است. معمولاً فرش دستبافی کـه دارای بـیش‌ از‌ 65 رج باشد در گروه‌ مؤلفه‌ اول قرار‌ می‌گیرد‌. بهترین‌ نـوع فـرش دسـتباف در مؤلفه اول‌، فرشی‌ است که با الیاف ابـریشمی بـافته شود.
</p><p dir="auto">مؤلفه دوم: فرش نیمه ریز‌بافت‌؛ فرش‌ دستبافی که رجشمار آن در واحد‌ گره، بیش از65‌ رجـ‌ نـباشد. 
</p><p dir="auto">مؤلفه سوم: فرش درشت‌بافت‌؛ فـرش‌ دسـتبافی که از نـظر رجـشمار، درشـت بافت و دارای رجشمار کم باشد. معمولاً رجـشمار‌ آنـ‌ بین 15 تا30 رَج‌ در‌ واحد‌ گره است [5].
</p><p dir="auto">مؤلفه‌ چهارم‌: فرش خرسک؛ فرش دسـتبافی‌ کـه‌ درشت بافت بوده و برای طراحی، رنـگ‌بندی و کیفیت بافت آن دقت بـه عـمل نیامده است‌؛ حتی‌ ممکن اسـت در بـافت این گروه‌ فرش‌، برای جنس‌ الیاف‌ پود‌ یا پرز آن از‌ نخ پنبه‌ای و یا پشم درجه سـه و چـهار با پرز بلند استفاده شود، و دارای قـیمتی ارزانـ‌ مـی‌باشد‌ [5].
</p><p dir="auto">مؤلفه پنجم: فـرش سـالم؛ فرش دستبافی‌ که‌ از‌ نـظر‌ طـرح‌ و نقش، رنگ‌بندی، ثبات‌ رنگ‌، بافت، اندازه و مواد مصرفی، بدون
</p><p dir="auto">هرگونه عیب و نقص باشد. 
</p><p dir="auto">مـؤلفه شـشم: فرش معیوب؛ فرش دستبافی که‌ از‌ نـظر‌ طـرح و نقش، رنـگ‌بندی، ثـبات رنـگ، بافت، اندازه‌ و مواد‌ مـصرفی‌، دارای‌ عیب‌ و نقص‌ جزئی یا کلی باشد. همچنین به فرش‌های دستبافی که دست کاری، رفـو گـری و یا دورنگی کاری شده، فرش مـعیوب مـی‌گویند.
</p><p dir="auto">بـعد دهـم ـ قـابلیت‌های کالایی فرش مـبتنی بـر‌ شکل هندسی 
</p><p dir="auto">فرش دستباف ایرانی در شکل‌های متفاوتی طراحی و بافته می‌شود؛ که از نظر شکل هندسی، به شـش مـؤلفه اصـلی طبقه‌بندی می‌شود: 
</p><p dir="auto">مؤلفه اول: فرش‌های چهارگوش؛ فرش دسـتبافی کـه بـه‌ شـکل‌ مـربع یـا مستطیل طراحی و بافته شود. اغلب، فرش دستباف را به این شکل طراحی کرده و می‌بافند. 
</p><p dir="auto">مؤلفه دوم: فرش‌های گِرد؛ فرش دستبافی که به شکل دایره طراحی و بافته شود‌. 
</p><p dir="auto">مؤلفه‌ سـوم: فرش‌های بیضی؛ فرش دستبافی که به شکل بیضی طراحی و بافته شود. 
</p><p dir="auto">مؤلفه چهارم: فرش‌های چند ضلعی؛ فرش دستبافی که به شکل چند‌ ضلعی‌ (منظور شش، هشت و یا چند‌ ضلعی‌) طـراحی و بـافته شود. 
</p><p dir="auto">مؤلفه پنجم: فرش‌های حجم‌دار؛ فرش دستبافی که به شکل حجمی، بعبارت دیگر به شکل اشیاء چند بعدی طراحی و بافته می‌شود. به‌عنوان‌ نمونه‌، بافت فرش به شکل‌ کوزه‌؛ بـه گـونه‌ای که تصور شود بر روی یا بر دور ظرف کوزه، این فرش بافته شده است. 
</p><p dir="auto">مؤلفه ششم: فرش‌های مَحفور و یا نقش برجسته؛ فرش دستبافی کـه بـه شکل نقش‌ برجسته‌ و بعبارت دیـگر، فـرش‌های حفره داری که زمینه آن (منظور بوم یا متن فرش) از درگیری تار و پود (یعنی بدون پرز) بافته شده و پرز فقط در ناحیه نقوش و به صورت برجسته‌ بافته‌ می‌شود. فرش‌ دسـتباف مـحفور و یا نقش برجسته، بـه دو نـوع شاخص دسته‌بندی می‌شود: 
</p><p dir="auto">شاخص1) فرش نقش برجسته یک رو‌؛ فرش دستباف نقش برجسته‌ای که فقط یک روی آن دارای طرح‌ و نقش‌ محفور‌ بافته شده است. 
</p><p dir="auto">شاخص2) فرش نقش برجسته دو رو؛ فرش دستباف نقش برجسته‌ای کـه دو روی آن ‌‌دارایـ‌ طرح و نقش محفور بافته شده است.
</p><p dir="auto">نتیجه‌گیری و ملاحظات
</p><p dir="auto">فرش دستباف ایرانی، از نظر‌ اقتصادی‌، فرهنگی‌، هنری، زیباشناسی و هویتی دارای کارکردهای مختلف نظیر: اشتغال‌زایی، جلوگیری از مهاجرت بی‌رویه، غنی‌سازی اوقات فراغت‌ و بیکاری، سالم‌سازی اجـتماعی و کـمک هزینه زنـدگی، افزایش تولید ناخالص داخلی، توسعه صادرات غیر‌ نفتی به‌عنوان یک عامل‌ ارزآور‌ در اقتصاد ملی است. فرش دستباف ایـران با ابعاد و ارزش‌های برجسته اقتصادی، فرهنگی و ملی آن برای صادرات در سطح بـین‌المللی، تـولید و عـرضه می‌شود. با وجود کاستی در وضعیت کنونی بازار فرش‌ دستباف ایرانی از نظر رونق اقتصادی و سهم بازار صادراتی ایـن ‌ ‌مـحصول، همچنان بررسی و شناسایی قوت‌ها، توانایی‌ها، کارکردها و مشخصه‌های محصول فرش دستباف ایرانی از جنبه‌های گـوناگون، بـه مـنظور ارزیابی قابلیت‌های بازارشناختی فرش‌ دستباف‌ ایرانی و در جهت تعریف مجدد از چرخه عمر کالایی آن، برای بازگشت بـه دوره رونق اقتصادی در روند توسعه اقتصادی کشور، ضروری و مهم است. از آنجایی که قابلیت‌های کـالایی فرش‌ دستباف‌ ایرانی از جـنبه‌های گـوناگون قابل شناسایی و بررسی است. مدیر بازاریابی موظف است، مقدار تقاضای بازار، زمان نیاز به محصولات، و ویژگی‌های محصولات مورد تقاضا را به گونه‌ای با هم هماهنگ‌ سازد‌ که اهداف مورد نظر به بـهترین نحو تحقق یابند. در این راستا، یکی از راهکارهای اساسی به کارگیری آمیخته بازاریابی، به عنوان جزء لاینفک استراتژی بازاریابی است؛ که ترکیب‌ اثربخش‌ آن‌ موجب ارائه پاسخ مناسب به‌ نیازها‌ و تغییرات‌ تقاضا در بـازار مـی‌شود. آمیخته بازاریابی، مجموعه‌ای از متغیرهای قابل کنترل و ابزاری کارآمد و مؤثر در جهت تصمیم‌گیری مطلوب درباره ویژگی‌های محصول‌، قیمت‌، توزیع‌ و ترویج فروش، در راستای تحقق هدف بازاریابی یعنی‌ شناختن‌ مشتری و درک
</p><p dir="auto">نیازهای او است، به نـحوی کـه کالا یا خدمت با نیازهای مشتری منطبق گردیده و فروش محصول صورت‌ پذیرد‌. به‌ عبارت دیگر، آمیخته بازاریابی متشکل است از آنچه که بر‌ تقاضای محصول ما اثر می‌گذارد. در این مـقاله از بـین اجزای اصلی چهارگانه آمیخته بازاریابی، عامل محصول مدنظر‌ است‌. منظور‌ از محصول در آمیخته بازاریابی، بخش قابلیت‌های فیزیکی و کارکردی محصول است‌. تصمیمات‌ مربوط به این بخش از آمیخته بازاریابی می‌تواند منجر بـه اصـلاح مـشکلات محصول، افزایش کارایی، افزایش‌ ایـمنی‌، طـراحی‌ زیـباتر محصول، بهبود شرایط گارانتی و غیره شود. تصمیماتی که می‌توانند منجر به‌ موفقیت‌ یا‌ شکست محصول در بازار شود. عنصر «محصول» به عـنوان عـنصری پیـشگام در آمیزه بازاریابی‌ مطرح‌ است‌ درحالی که عناصر قـیمت، تـرویج و توزیع، از عناصر پشتیبان هستند. در این مقاله هدف‌ از‌ طرح موضوع پژوهش، تبیین رویکردی اثربخش برای معرفی و ترویج قابلیت‌های کالایی فـرش دسـتباف‌ ایـرانی‌ از‌ طریق ارائه پاسخ مناسب و مورد انتظار به نیازها و تقاضای فزایند و آیـنده نگری است که‌ بازار‌ هدف مبتنی بر افقی بلندمدت و نیز متناسب با تغییرات و تحولات نو پدید در‌ سبک‌ زنـدگی‌، خـواسته‌ها، نـیازها و الگوهای زیستی مشتریان، به دنبال تحقق آن است. بنابراین، به منظور سـنجش‌پذیر کـردن‌ متغیرهای‌ کیفی تحقیق، به ساخت مدل تحلیلی پژوهش با بهره گیری از الگوی‌ مفهومی‌«کیوی‌ و کامپنهود» مـبادرت شـده اسـت، به نحوی که طبقه‌بندی کردن «عناصر آمیخته محصول فرش دستباف ایرانی‌»، مـنجر‌ بـه‌ شـناسایی و تبیین «مفهوم، ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌های کالایی» برای فرش دستباف ایرانی، گردید‌. به‌ تعبیر دیـگر، هـدف از تـبیین استراتژی محصول فرش دستباف ایرانی، معرفی «محصول فرش دستباف ایرانی» به‌ عنوان‌ «مفهوم پایـه» و نـیز عناصر تشکیل‌دهنده آن به عنوان «ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌های کالایی‌ فرش‌ دستباف ایرانی» براساس مـدل تـحلیلی«کـیوی و کامپنهود‌»، است‌. از‌ آنجایی که نویسنده مقاله معتقد است پیش‌ شرط‌ لازم برای داشتن تعریفی مـجدد از چـرخه عمر کالایی فرش دستباف ایرانی جهت‌ بازگشت‌ به دوره رونق اقتصادی آن‌ در‌ فرآیند تـوسعه‌ اقـتصادی‌ و اقـتصاد‌ مقاومتی، اقدام برای «شناخت و تبیین قابلیت‌های‌ کالایی‌ فرش دستباف ایرانی» است: ابتدا مبادرت به طـراحی «الگـوی مفهومی آمیخته بازاریابی‌ فرش‌ دستبافت ایرانی مبتنی بر عناصر آمیخته‌ محصول» بـا تـأکید بـر‌ «میزان‌ تطابق بین محصول و ویژگی‌های آن‌ با‌ نیازها و خواسته‌های مشتریان» کرده؛ و سپس برای معرفی و تـبیین قـابلیت‌های کـالایی فرش دستباف ایرانی‌ مبادرت‌ به طراحی «الگوی مفهومی آمیخته‌ کالایی‌ فرش‌ دسـتباف ایـرانی» کرده‌ است‌. با توجه به گستردگی‌ حجم‌ مطالب، صرفا به ده بُعد از «قابلیت‌های کالایی فرش دستباف ایـرانی»، تـحت عنوان ابعاد‌ دهگانه‌ «آمیخته کالایی فرش دستباف ایرانی» پرداخته‌ شده‌ است. از‌ ایـن‌ الگـوی‌ مفهومی برای سنجش مؤلفه‌های‌ مرتبط با تـقاضای فـرش دسـتباف در فروش‌های مختلف استفاده شده است و اطلاعات آنـ‌ها در بـانکهای‌ اطلاعاتی‌ ضبط گردیده تا براساس آن بیشترین‌ فراوانی‌ نوع‌ فرشِ‌ فروش‌ رفته در بازارهای‌ مـختلف‌ (داخـلی و خارجی) شناسایی گردد و براساس رونـد تـغییرات مربوط بـه مـؤلفه‌های مـختلف در مورد هر بازار، تصمیم‌گیری‌ مناسب‌ اتـخاذ‌ گـردد. 
</p><p dir="auto">پی‌نوشت
</p><p dir="auto">1. عدالتی (1392).
</p><p dir="auto">2. شم‌آبادی و خداداد حسینی‌ (1384‌).
</p><p dir="auto">3. الوداری‌، 205‌ (1392‌).
</p><p dir="auto">4. عمید‌ (1393).
</p><p dir="auto">5. دانشگر (1390).
</p><p dir="auto">6. بازار جهانی فرش (1364).
</p><p dir="auto">7. عـدالتی، 56 (1379).
</p><p dir="auto">8. کـاتلر و آرمسترانگ (1394).
</p><p dir="auto">9. محب علی و فرهنگی (1386).
</p><p dir="auto">10. کریشنا مـاچارولو و لالیتا (1390).
</p><p dir="auto">11. حسینی و همکاران (1390).
</p><p dir="auto">12. کـاتلر (1393).
</p><p dir="auto">13. کـاتلر و آرمسترانگ (1394).
</p><p dir="auto">14. تِن هو (1393).
</p><p dir="auto">15. درگی (1384).
</p><p dir="auto">16. الوداری، 212 (1392).
</p><p dir="auto">17. رضـائیان، 449 (1394).
</p><p dir="auto">18. قـلی‌پور سلیمانی (1387).
</p><p dir="auto">19. حسینی و همکاران (1390).
</p><p dir="auto">20. چیت‌سازیان‌ و چیت‌سازیان (1389).
</p><p dir="auto">21. مجتهدی (1377).
</p><p dir="auto">22. پرهیزگار و آقاجانی افروزی (1392).
</p><p dir="auto">23. نورعلیزاده و همکاران، 117 (1391).
</p><p dir="auto">24. کیوی و کـامپنهود (1393).
</p><p dir="auto">25. خـاکی (1395).
</p><p dir="auto">26. یساولی، 51 (1375).
</p><p dir="auto">27. انواع گره‌ها‌ در‌ فرش (1391).
</p><p dir="auto">مـنابع
</p><p dir="auto">آذرپاد، حـسن؛حـشمتی رضوی، فضل ا...، فـرشنامه ایـران، پژوهشگاه علوم انسانی و مـطالعات فـرهنگی، تهران، چاپ دوم، 1384.
</p><p dir="auto">اربابی، بیژن، مرمت قالی‌ و زیرانداز‌، انتشارات دانشگاه هنر، تهران، 1390‌.
</p><p dir="auto">انواع‌ گره‌ها در فـرش، مـجله جهان فرش، نشریه اتحادیه صنف فـرش مـاشینی و موکت تـهران، شـماره اول، اسـفند ماه، ص19، 1391.
</p><p dir="auto">الوداری، حسن، بازاریابی و مـدیریت بازار‌ (رشته‌ مدیریت بازرگانی)، انتشارات دانشگاه‌ پیام‌ نور، 1392.
</p><p dir="auto">استون، پیتر اف، تعمیر قالی شرقی، غلامرضا طـوسیان شـاندیز، انتشارات جمال هنر، تهران، 1389.
</p><p dir="auto">اسماعیل‌پور ، حـسن، مـدیریت بـازاریابی بـین‌المللی، انـتشارات نگاه دانش، تـهران، 1394.
</p><p dir="auto">بـازار جهانی فرش، از‌ سری‌ انتشارات بازار جهانی کالاها، موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی، تهران، شماره 2، آذرماه، 1364.
</p><p dir="auto">پرهیزگار، مـحمدمهدی؛ آقـاجانی افـروزی؛ علی‌اکبر؛ روش تحقیق پیشرفته در مدیریت با رویکرد کـاربردی؛ تـهران؛ نـشر دانـشگاه پیـام نـور‌، 1392‌.
</p><p dir="auto">تِن هو‌، استیون، مدل‌های کلیدی مدیریت، علی اکبر فرهنگی وحسین صفرزاده و مهدی خادمی (مترجم)، انتشارات رسا، 1393.
</p><p dir="auto">چیت‌سازیان، امیرحسین‌؛ چیت‌سازیان، علیرضا، طراحی و رتبه‌بندی مؤلفه‌های آمیخته بازاریابی داخلی فـرش دستباف ایران‌، فصلنامه‌ علمی‌ پژوهشی گلجام، انتشارات انجمن عملی فرش ایران، شماره 17، پاییز، 1389.
</p><p dir="auto">حسینی، میرزا حسن؛ پرهیزگار، محمد مهدی‌؛ ‌‌عباسی‌ اسفنجانی، حسین، ارائه الگوی آمیخته بازاریابی برای محیط‌های پیچیده و آشفته کـسب و کـار، نشریه‌ بررسی‌های‌ بازرگانی‌، شماره 47، خرداد و تیرماه، 1390.
</p><p dir="auto">خاکی، غلامرضا، روش تحقیق با رویکردی به پایان‌نامه‌نویسی، نشر فوژان‌، تهران، 1395.
</p><p dir="auto">دانشگر، احمد، فرهنگ جامع فرش یادواره ( دانشنامه ایران)، انتشارات یادواره اسدی‌، تهران، 1390.
</p><p dir="auto">درگـی، پرویـز‌، طراحی‌ آمیزه بازاریابی، ماهنامه تدبیر، انتشارات سازمان مدیریت صنعتی، شماره 161، 1384.
</p><p dir="auto">رضائیان، علی، مبانی سازمان و مدیریت، چاپ هجدهم، انتشارات سمت، تهران، 1394.
</p><p dir="auto">ژوله، تورج، پژوهشی در فـرش ایـران، انتشارات یساولی، 1390‌.
</p><p dir="auto">سالامون، مایکل آر؛ مـارشال، گـریک دبلیو؛استوارت، النوردبلیو، بازاریابی (افراد واقعی، انتخاب‌های واقعی)، داور ونوس و مسعود کرمی (مترجم)، انتشارات مهربان نشر، تهران، 1390.
</p><p dir="auto">شعبانی خطیب، صفرعلی، فرهنگ‌نامه تصویری آرایه و نقشه فـرش‌های‌ ایـران‌، انتشارات سپهر اندیشه، قـم، 1387.
</p><p dir="auto">شـم آبادی، محمد علی؛ خداداد حسینی، سید حمید، طراحی الگوی بازاریابی صادراتی فرش دستباف ایران، فصلنامه مدرس علوم انسانی (ویژه نامه مدیریت)، پاییز، انتشارات دانشگاه‌ تربیت‌ مدرس، 1384.
</p><p dir="auto">شناخت شاهکارهای فرش ایـران، شـرکت سهامی فرش ایران، نشر پیشگر، تهران، 1351.
</p><p dir="auto">عدالتی، حسین، ارائه الگوی مفهومی آمیخته بازاریابی فرش دستباف (مورد مطالعه: عناصر آمیخته بازاریابی فرش‌ دستباف‌ کاشان)، مجموعه مقالات هفتمین همایش هفته پژوهش دانشگاه پیـام نـور استان اصـفهان، 23 لغایت 27 آذر ماه، 1392. 
</p><p dir="auto">عدالتی، حسین، بررسی و شناسایی مهم‌ترین عوامل مؤثر بر بازاریابی فرش دستبافت‌ کاشان‌ در‌ بازار مسقف سـنتی کاشان، پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ ارشد‌ مدیریت بازرگانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مـرکزی، چـاپ نـشده، صفحه 29و30، 1379.
</p><p dir="auto">عمید، حسن، فرهنگ عمید، جلد دوم، انتشارات‌ امیرکبیر‌، تهران‌، 1393.
</p><p dir="auto">قلی‌پور سلیمانی، علی، اولویت‌بندی عوامل مؤثر در‌ آمیخته‌ بـازار‌یابی ‌ ‌صـنعت هتل داری به روش AHP، نشریه بررسی‌های بازرگانی، شماره 33، بهمن و اسفند، 1387. 
</p><p dir="auto">کاتلر، فیلیپ؛ آرمسترانگ، گری‌، اصـول‌ بـازاریابی‌، بـهمن فروزنده (مترجم)، نشر آموخته، اصفهان، 1394.
</p><p dir="auto">کاتلر، فیلیپ، مدیریت‌ بازاریابی، تجزیه و تحلیل، برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل، بـهمن فروزنده (مترجم)، نشر آموخته، اصفهان، 1393.
</p><p dir="auto">کریشنا ماچارولو، سی اس جی‌؛ لالیتا‌، آر‌، بازاریابی صنعتی، احـمد روستا و ابوالفضل صبوری و مـریم رشـیدی (مترجم)، انتشارات کلک‌ سیمین‌، چاپ اول، 1390. 
</p><p dir="auto">کیوی، ریمون؛ کامپنهود، لوک وان، روش تحقیق در علوم اجتماعی، عبدالحسین نیک گهر‌ (مترجم‌)، نشر‌ توتیا، تهران، چاپ نهم، 1393.
</p><p dir="auto">مجتهدی، پرویز؛ مارکتینگ و مارکتینگ بین‌الملل: بازاریابی و بازاریابی‌ جهانی‌؛ انتشارات‌ مرکز فـرهنگی آبا، 1377.
</p><p dir="auto">محب علی، داود؛ فرهنگی، علی‌اکبر، مدیریت بازار (مدیریت بازاریابی)، انتشارات‌ امیر‌ کبیر‌، 1386. 
</p><p dir="auto">نصیری، محمدجواد، افسانه جاویدان فرش ایران (انگلیسی- فارسی)، انتشارات فرهنگسرای میردشتی، تهران، 1389‌.
</p><p dir="auto">نصیری‌، محمدجواد، سیری در هنر قالی‌بافی ایران، نـاشر مـؤلف، تهران، چاپ اول، 1374. 
</p><p dir="auto">نورعلیزاده‌، رحمن‌؛ مهرعلیزاده‌، یدالله؛ دلاور، علی؛ تقی‌پور ظهیر، علی؛ طراحی مدلی جهت ارزیابی معنویت محیط کار و شناسایی‌ عوامل‌ اثرگذار بر آن در بین اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی (مورد کاوی‌ مـنطقه‌ 6)؛ فـصلنامه‌ علمی پژوهشی علوم تربیتی دانشگاه شهید چمران اهواز؛ دوره ششم؛ سال 19-2؛ شماره اول؛ بهار‌ و تابستان‌، 1391. 
</p><p dir="auto">یساولی، جواد، مقدمه‌ای بر شناخت قالی ایران: مواد و ابزار رنگرزی طراحی‌ شیوه‌های‌ بافت‌ رفو روند صـادرات و بـازارهای جهانی تولیدات شهری و روستایی، انتشارات فرهنگسرای یساولی، تهران، 1375.
</p><p dir="auto">Quivy, Raymond &amp; Campenhoudt, Luc Van, Manuel de recherch en sciences socials. translator: Abdol-hossein Nikgohar, Tehran: Tutia publication, 2014.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto"><br/></p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[‌ ‌‌‌مـقدمه‌ای‌ بر صنایع دستی]]></title>
      <link>http://medad.io/@srsl61/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/jbg/</guid>
      <category><![CDATA[صنایع دستی اصفهان]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[parsian handicrafts]]></dc:creator>
      <pubDate>Tue, 17 Dec 2019 14:13:50 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2019-12-17T17:43:50+03:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-11098-85198-1000/85198.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto">لابد تا بحال گذرتان به فروشگاههای صنایع دستی افتاده. یـا‌ نـاخود‌ آگـاه‌ پشت ویترین‌هایی که نمونه‌هایی از صنایع دستی‌ را در معرض دید قرار داده‌اند،توقف کرده‌اید‌ و یا لحظاتی را بـه‌ تماشای اجناس زیبای آن پرداخته‌اید.انسان آگاه در لحظات‌‌ اول آنچنان محو زیبایی‌ و ظرافت‌ اشیا مـی‌شود که برایش قابل‌ بـاور نـیست که تمام کارهای صورت گرفته روی آنها بوسیله‌ دست انجام شده باشد.بی مناسبت نیست که بدانیم اصلا «صنایع دستی»چیست و در مورد چه‌ کارها و تولیداتی می‌توان‌ لفظ« <a href="https://parsianhandicrafts.com/">صنایع دستی</a> »را بکار برد.
</p><p dir="auto">در دایـرة المعارف بریتانیا چنین آمده است:«صنایع‌ دستی»به آن گروه از صنایع گفته می‌شود که مهارت،ذوق و بینش انسان،در‌ تولید‌ آن،نقش اساسی دارد.
</p><p dir="auto">لفظ صنایع دستی نیز به لاتین HANDIRAFTS یا MINOR ARTS نامیده می‌شود.
</p><p dir="auto">در لغت نامه اسـتاد عـلی اکبر دهخدا نیز این تعریف به چشم‌ می‌خورد:
</p><p dir="auto">آنچه‌ با‌ دست ساخته می‌شود از پارچه،قالی،و ساخته‌های فلزی و غیره،مقابل صنایع ماشینی.
</p><p dir="auto">تا بحال تعاریف گوناگونی از صنایع دستی شده است، کـه بـه یکی دو نمونه دیگر از آنها‌ اشاره‌ می‌شود:
</p><p dir="auto">«صنایع دستی به آن رشته از صنایع اطلاق می‌شود که تمام‌ یا قسمتی از مراحل ساخت فرآورده‌های آن با دست انجام‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) گـرفته،و در‌ چـهار‌ چوب‌ فرهنگ و بینش‌های فلسفی و ذوق و هنر‌ انسان‌های‌ هر‌ منطقه،با توجه به میراث‌های قومی آنان، ساخته می‌شود.»
</p><p dir="auto">با توجه به تعاریفی که از صنایع دستی شده،در می‌یابیم‌ که‌ علت‌ لذت‌ بـردن انـسان از دیـدن بعضی اشیا و صنایع دستی‌، ایـن‌ اسـت کـه فرد سازندهء اثر،در تمام مراحل ساخت آن،ذوق و سلیقه و خلاقیت،و حتی احساس خودش را بکار گرفته‌ است‌.
</p><p dir="auto">گذشته‌ از ذوق و سلیقه فردی،در تمام صنایع دستی شـهرها و مـناطق‌ مـختلف،تا حدود زیادی فرهنگ و آداب و سنن آن‌
  شهرها و مناطق را متجلی می‌بینیم‌.ناگفته‌ نماند‌ که استفاده از رنگهای مختلف در تولیدات،بخصوص دست بافت‌ها،و تا‌ حد‌ زیـادی تـأثیر پذیـرفته از محیط جغرافیایی منطقه است.برای‌ مثال،عشایر غالبا از رنگهای تـند استفاده‌ می‌کنند‌،که‌ ناشی از حرکت است و یا از دست بافت‌ها و قالی‌های ترکمن صحرا از‌ استان‌ مازندران‌ ناظر استفاده زیاد از رنـگ سـبز زیـاد به چشم‌ می‌خورد و رنگ قرمز که مکمل‌ سبز‌ است‌،ناخود آگـاه،بـیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد.
</p><p dir="auto">خلاصه اینکه با تمام تعاریف فوق،تاکنون‌ تعریف‌‌ استاندارد و مشخصی از«صنایع دسـتی»بـه عـمل نیامده است.
</p><p dir="auto">اما آنچه یک فرآوردهء‌ دست‌ ساز‌ را از فرآورده‌های‌ مشابه ماشینی مـتمایز مـی‌کند،عـبارت است از:
</p><p dir="auto">1-انجام قسمتی از مراحل‌ اساسی‌ تولید توسط دست و ابزار و وسایل دستی
</p><p dir="auto">2-حضور مؤثر و خـلاق انـسان از تـولید و شکل‌ بخشیدن‌ به‌‌ محصولات ساخته شده،و امکان ایجاد تنوع و پیاده کردن‌ طرحهای مختلف در مـرحلهء سـاخت اینگونه فرآورده‌ها‌
</p><p dir="auto">3-تأمین‌ قسمت عمده مواد اولیه مصرفی،از منابع‌ داخلی
</p><p dir="auto">4-داشتن بار فـرهنگی(اسـتفاده‌ از‌ طـرحهای‌ اصیل، بومی،سنتی)
</p><p dir="auto">5-عدم همانندی و تشابه فرآورده‌های تولیدی با یکدیگر 6-عدم نیاز به سـرمایه گـذاری‌ زیاد‌ در‌ مقایسه با صنایع‌ دیگر
</p><p dir="auto">7-دارا بودن ارزش افزوده زیاد در مقایسه با‌ صنایع‌ دیگر 8-قـابلیت ایـجاد تـوسعه در مناطق مختلف(شهر،روستا حتی جوامع عشایری)
</p><p dir="auto">9-قابلیت انتقال تجربیات و رموز‌ و فنون‌ تولیدی بصورت‌ سـینه بـه سینه و همچنین،طبق روش استاد و شاگردی
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto"><br/></p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[مینا کاری اصفهان]]></title>
      <link>http://medad.io/@srsl61/%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/gQb/</guid>
      <category><![CDATA[میناکاری]]></category>
      <category><![CDATA[صنایع دستی اصفهان]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[parsian handicrafts]]></dc:creator>
      <pubDate>Sun, 22 Sep 2019 12:44:07 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2019-09-22T16:14:07+03:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-8815-85084-1000/85084.jpg" alt=""/></figure><h2 dir="auto"> <a href="https://parsianhandicrafts.com">
صنایع دستی اصفهان</a> </h2><h2 dir="auto"> تاریخچه‌ی مینا
 </h2><p dir="auto">تزیین‌ و زیباسازی‌ ظروف فلزی را باید همزمان‌ با‌ کشف فلزات دانست و در ادامه‌ی آن حکاکی،قلمزنی و نقاشی با رنگ‌های مـینایی است.
 <a href="https://parsianhandicrafts.com/product-category/مینا-کاری/">مینا کاری اصفهان</a></p><p dir="auto">در مورد سابقه‌ی این هنر،به درستی نمی‌توان نظر روشن و قاطعی‌ ابراز‌ نمود و اینکه کدام‌یک از‌ ملل‌ دنیا مخترع این هنر بوده‌اند.هنوز میان محققان‌ وحدت نظری حاصل نشده است،ولی از نـظر وجـوه مشترکی که مواد مورد نیاز در هنرهای آتشی با هم دارند،بعید به‌ نظر‌ می‌رسد که در میان ملتی فلان‌ لعاب رنگی بر روی سفال و کاشی به کار رفته و بر روی فلز بـه کـار نرفته باشد. ترکیب لعاب‌هایی جهت کاشی که در درجه حرارت‌هایی‌ متجاوز‌ از هزار‌ درجه‌ در کوره پخته و ثابت می‌شده‌اند،از دیرباز در ایران شناخته شده و نیز صنایع‌ فـلزی در مـملکت‌ ما سابقه‌ی بسیار قدیمی دارد.از طـرفی مـیناسازی نیز عبارت‌ است‌ از‌ به‌ کار بردن رنگ‌های لعابدار بر روی فلز و پختن آن در حرارت‌های‌ زیاد.ولی تاکنون قطعه مینایی که ‌‌از‌ نظر قدمت هم‌زمان با سفالینه‌های لعابدار سـاخته شـده در ایران باشد،به دسـت‌ نـیامده‌ است‌.</p><p dir="auto">با این‌همه عقیده«مولینیه» نویسنده‌ی کتاب«تاریخ و فن میناسازی»آن است که میناهای ساخت بیزانس‌‌ که در ردیف بهترین میناهای دنیا به شمار می‌رود،از هنر میناسازی ایران‌ الهام‌ گرفته است و بـنابر‌ عـقیده‌ی‌ وی،شاید قدیمی‌ترین مدارک میناسازی موجود دنیا؛اثر هنرمندان ایران عصر ساسانیان باشد.در کتاب مزبور در فصلی که‌ مربوط به میناسازی در امپراتوری روم شرقی می‌باشد،ضمن بحث درباره‌ی‌ آغاز‌ این فن می‌نویسد:«بـدون آنـ‌که بخواهیم ایـن فن را منحصر به هنر ایران‌ به شمار آوریم باید درعین‌حال خاطرنشان سازیم که ایران تنها کشوری اسـت‌ که مستقیما باعث رواج این فن‌ در‌ امپراتوری روم شرقی یعنی در اروپای جنوبی‌ گردیده اسـت.درعـین‌حال سـایر اقوام اروپایی از طریق شمال،با این فن آشنا شده‌اند،البته روشن شدن این مسائل بستگی به کـاوش‌هایی ‌ ‌دارد‌ کـه‌ در قرن‌ حاضر در قفقاز و در درهء دانوب به عمل می‌آید.</p><p dir="auto">در روی یک مدال طلای مزین‌ بـه مـینا کـه متعلق به موزه«ویسبادن»می‌باشد و در«ولفشایم»نزدیک‌ «ماینس‌»پیدا‌ شده است،نام اردشیر به خـط پهلوی حکاکی شده است.بدون‌ شک باید گفتد که این مدال در زمان«اسـکندر جدی‌3(امپراتور روم 208-235 میلادی)کـه بـه ایران‌ تاخته‌ است‌ و در موقع مراجعت از این‌ سفر‌ جنگی‌ در کنار رود رن زندگی را بدرود گفته است،به اروپا آورده شده.این مدال با آن‌که‌ کوچک و ظریف است ولی‌ محقق‌ می‌دارد‌ که فن میناسازی را در زمان‌های‌ قدیم رومـی‌ها‌ از‌ ایرانیان آموخته‌اند.از طرف دیگر دیده می‌شود که هنرمندان‌ رومی در عصر ساسانیان به ایران رفته‌اند تا تصویر شاپور‌ را‌ جهت‌ ساختن روی‌ جام‌ها از آثار ایرانیان کپیه نمایند.</p><p dir="auto">باز نکته‌ی‌ دیگر که مؤید ایـن مـطلب است‌ آن‌که«گرگوار کبیر»در یکی از رساله‌های خود به نام«تکاپرسیکا»از‌ یک‌‌ جلد‌ انجیل نام می‌برد که روی آن توسط هنرمندان ایرانی زرگری و میناسازی‌‌ شده‌ بود و به ملکه‌ی لمبارد(تئودولید)هدیه شده بـوده اسـت.از روی تمام این‌ مدارک و اشیاء موجود‌ دیگر‌،می‌توان‌ به این صورت اضافه کرد و همچنین از این واقعیت انکارناپذیر یعنی روابط‌ روزمره‌ و دائمی‌ بیزانس با ایران می‌توان پی‌ برد که هنر مـیناسازی از کـشور ایران به روم‌ شرقی‌ آمده‌ است و اولین‌ مدال‌هایی که سرمشق صنعتگران روم شرقی قرار گرفته،اثر هنرمندان ایرانی‌ بوده‌ است‌...»
</p><p dir="auto"> این بود قسمتی از تحقیقات«مـولینیه»دربـاره‌ی‌ آغـاز‌ هنر‌ میناسازی‌.اما از مدارک بـرجسته‌ای کـه شـایان‌ ذکر است و فعلا در اختیار موزه‌ی ملی ایران‌(ایران‌‌ باستان)می‌باشد،جام نقره‌ای متعلق به زمان‌ شاهنشاهان ساسانی است که آقای مـصطفوی‌ در‌ گـزارش‌های‌ بـاستان‌شناسی از آن نام برده‌اند و ضمن‌ مقاله‌ای به قلم ایشان در مـجله‌ی نـقش‌ونگار شماره‌ی سوم‌،بهار‌ 1336 کلیشه‌ای از آن به چاپ‌ رسیده است.بر روی جام مذکور‌ در‌ خلال‌ قلمزنی‌هایی‌ که رقاصه‌های ساسانی را مجسم می‌دارد،حـاشیه‌هایی‌ مـتشکل از تـصاویری به شکل دل با‌ مینای‌ مشکی‌‌ رنگ نقاشی شده است.مـدارک فوق مبین این نکته‌ است که هنر‌ میناسازی‌ از زمان‌های خیلی قدیم در ایران سابقه داشته و گذشته از آن‌که بسیاری مـلل دنـیا ایـن هنر‌ را‌ از ایرانیان آموخته‌اند فن مذکور در ایران نیز نسلی بعد از نسل‌ دیـگر‌ از اعـقاب به احفاد منتقل شده‌ است‌ و به‌ زمان‌ ما رسیده است.
</p><p dir="auto">در دوران اسلامی،نوع‌ دیگری‌ از فلزکاری مرسوم‌ گـشت کـه بـیش از انواع دیگر آن مورد پسند واقع‌ شده‌‌ بود و آن ظروف فلزی مانند‌ هاون‌،آفـتابه‌لگن و شـمعدان‌ بـرنجی‌ و غیره‌ بود که روی آن با قلم‌ کنده‌ و گاهی نیز با نقره به صورت میناکاری نـقوشی در آن بـه‌ و جـود‌ آورده‌ بودند.
</p><p dir="auto">یکی از ظروف موجود در‌ موزه‌ی«ارمیتاژ»کتیبه‌ای است‌،به‌ نام‌ «محمد بن عـبد الوحـید‌ هراتی‌»مورخ،به تاریخ 559 قمری که میناکاری آن به‌ وسیله‌ی«حاجب مسعود بن‌ احـمد‌»انـجام گـرفته است.ظرف برنجی‌ دیگری‌ در‌ موزه‌ی«لوور»با‌ کتیبه‌ای‌ به نام«عثمان بن‌ سلیمان‌ نخجوانی»مـورخ،بـه‌ تاریخ 586 قمری دیده می‌شود.5
</p><p dir="auto">در زمان سلجوقیان تهیه‌ی ظروف میناکاری‌ به‌ فراوانی معمول بـود و از مـراکز عـمومی‌ تهیه‌ی‌ این‌گونه ظروف‌،موصل‌ و شهر‌ دمشق بوده و محصول‌ این‌ شهرها به نقاط دوردست فرستاده مـی‌شده اسـت.بزرگ‌ترین ظرف نقره‌ای‌ زمان سلجوقی«سینی آلب‌ارسلان»است‌ که‌ اکنون در موزه‌ی«بـوستن» نـگهداری مـی‌شود‌.این‌ سینی‌ هدیه‌ای‌ است‌ که ملکه به‌ شاه‌ تقدیم نموده و تاریخ آن سه سال بعد از جـلوس آلبـ‌ارسلان مـی‌باشد.اسم شاه و ملکه با تمام‌‌ القاب‌ آنان‌ و اسم صنعتگر و هنرمند که بـه«حـسن الکاشانی‌»موسوم‌ بوده‌ با‌ خط‌ زیبای‌ کوفی به یک اندازه نوشته شده است.شکل سینی مـدور و پشـت آن‌ کاملا ساده و از نقره‌ی نسبتا نازک ساخته شده است و شاید در اصل آن را بـرای‌‌ ایـن ساخته‌اند که داخل ظروف دیگر یا روی قـرار داده شـود.در داخـله‌ی لبه‌ی‌ سینی و در وسط آن،کتیبه‌ای بسیار عالی بـه خـط کوفی حک شده و حاشیه‌ای ترتیب یافته است‌. زمینه‌ی‌ کتیبه طرحی است از گل کـه دارایـ‌ برگ‌های پنج پر و هفت پر می‌باشد و نـوک آنـها پیچیده اسـت.ایـن طـرح در صنعت سفال و تزیین‌ عمارات آن زمان نـیز دیـده می‌شود‌.در‌ بالای این‌ حاشیه‌ی کوفی،یک جفت غاز روبه‌روی یکدیگر نقش شـده و پاهـای آنها طوری محکم به زمین‌ گـذاشته شده که در داخل زمـین‌ فـرورفته‌ است. هریک انتهای شاخه‌ی مـوطویلی‌ را‌ در مـنقار دارند. در قسمت پایین حاشیه دو بز کوهی بالداری است‌ که پای آنها نیز در زمین فـرورفته اسـت.در طرح و نقش بعضی‌ قسمت‌ها‌ چـندان دقـتی بـه عمل‌ نیامده‌‌ اسـت،و از ایـن حیث مانند نقش‌های ظـروف نـقره‌ای‌ معمولی می‌باشد.کلیه‌ی نقش‌ها با دست کشیده‌ شده و علائمی نیست که بنماید از روی اندازه رسـم‌ شـده باشد.این سینی عالی بهترین‌ نـمونه‌ی‌‌ صـنعت فلزسازی و مـیناکاری عـصر سـلجوقی است.
</p><p dir="auto">در روزگار صفویه زمـینه و جهت هنر میناکاری‌ و فلزسازی تغییر یافت.ظروف نقره‌ای ایران به‌ نقوشی مانند نقوش مینیاتور از قـبیل مـجالس بزم‌ در دربار‌ یا‌ مجالس شکار‌ یـا اسـب‌سوار وغـیره مـزین‌ گـشته بود و نمونه‌های مـتعددی از ایـن نوع ظروف‌ امروزه در موزه‌های مختلف موجود‌ است.در موزه‌ی ملی ایران از این دوره‌ آفتابه‌لگن،شمعدان‌های متعدد‌ از‌ بـرنج‌ مـیناکاری شـده یا از نقره موجود است و بیشتر آنها کـار خـراسان اسـت.بـه طـور کـلی شیوه‌ی میناسازان ‌‌دوره‌ی‌ صفویه‌ نقش‌های اسلیمی و گل بود.بعد از صفویه،به علت اوضاع خاصی که‌ در‌ ایران‌‌ به وجود آمد؛تا مدت‌ها از کارهای فلزی و میناکاری چندان خبری نـبود و رونق‌ خاصی نداشت‌.اما در زمان زندیه و خصوصا قاجاریه زرگران،ظروفی را که‌ جنبه‌ی صنعتی داشته‌،ساخته و روی آن را‌ با‌ مینا نقاشی کرده‌اند.قلیان‌هایی‌ از طلا و نقره ساخته و روی آنها را طرح‌های برجسته انداخته و با مینا و سـنگ‌هایی قـیمتی تزیین نموده‌اند.از رنگ‌های ویژه دوره قاجاریه که در غالب‌ ظروف مینایی این‌ عصر دیده می‌شود،رنگ قرمز است و از خصوصیات‌ طرح‌های مینایی این زمان،می‌توان از بوته‌سازی نام برد.6
</p><h2 dir="auto"> نمونه‌های متعددی از ظروف مـینایی ایـن دوران،
 </h2><p dir="auto">در موزه‌ها و مجموعه‌ها و در خزانه بانک مرکزی‌ محفوظ‌ است.
</p><p dir="auto">بوم مینا،فلز و رنگ معدنی آن؛معروف به‌ رنگ‌های آتشین یـا نـسوز است.در میان فلزات‌ گونه‌گونی کـه در مـینا مورد استفاده قرار‌ می‌گیرد‌ چون،مس،طلا،نقره،آهن و برنج،امروزه مس‌ ماده‌ی اصلی میناسازی را تشکیل می‌دهد،در این فلز قابلیت جذب لعاب،بیشتر اسـت و قـیمت‌ آن نیز پایین‌تر از فلزات گـرانبهاست‌.
</p><p dir="auto">شـیوه‌ی‌ کار و استفاده از لعاب در مینا، مشابه با کاشی‌سازی است اما تفاوت‌هایی نیز دارد.در کاشی‌سازی،لعاب‌ها بادرجه حرارت بالا پخته می‌شوند و اگر همان رنگ‌ها را برای مینا به‌ کاربرند‌ چون‌ حرارت بسیار زیادی مـی‌خواهد، در‌ نـتیجه‌ فلز‌ را ذوب و یا نرم و از فرم اصلی خود خارج می‌سازد و بدین‌ترتیب نسبت ترکیب مواد را در لعاب‌های مینا طوری تصحیح کرده‌اند‌ که‌‌ درجه‌ حرارت بسیار زیادی می‌خواهد.در نتیجه‌ امروزه فلز‌ را‌ ذوب و یا نرم و از فرم اصـلی خـود خارج و بـدین‌ترتیب نسبت ترکیب مواد را در لعاب‌های مینا طوری تصحیح کردند‌ تا‌ درجه‌‌ حرارت کمتری را احتیاج داشته باشد و بدین شـکل‌ حرارت را‌ تا 700 درجه سانتیگراد که فلز مقاومت‌ می‌نماید،پایین آوردند.
</p><p dir="auto">در لعـاب و رنـگ کـاشی از کتیرا برای چسب‌‌ استفاده‌ می‌شود‌ که حرارت زیادی می‌خواهد،تا ابتدا به صورت دانه‌دانه درآید و عرق‌ کـند‌ ‌ ‌و بـعد صاف‌ شده و از بین برود.ولی مینا،چون این حرارت بالا را نمی‌تواند تحمل کند‌ بـه‌ جـای‌ کـتیرا از صمغ عربی‌ مایع استفاده می‌شود که لطیف‌تر است و در حرارت‌‌ پایین‌ سریع‌تر‌ می‌سوزد و از بین می‌رود.صـمغ‌ عربی،برای چسبندگی به کار می‌رود و از آن‌جا که‌‌ رنگ‌ مینا‌ حالتی شنی دارد و زود تـه‌نشین می‌شود، این صمغ بـاعث مـی‌گردد که این رنگ‌ها بیشتر‌ معلق‌ باقی بماند و راحت‌تر با قلم‌مو کار می‌شود.
</p><p dir="auto"><br/></p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[تابلو قلمزنی برجسته]]></title>
      <link>http://medad.io/@srsl61/%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%88-%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/gQc/</guid>
      <category><![CDATA[تابلو قلمزنی برجسته]]></category>
      <category><![CDATA[صنایع دستی اصفهان]]></category>
      <category><![CDATA[قلمزنی سه بعدی]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[parsian handicrafts]]></dc:creator>
      <pubDate>Tue, 17 Sep 2019 15:11:00 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2019-09-17T19:41:00+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-8816-85083-1000/85083.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto"><a href="https://parsianhandicrafts.com">صنایع دستی اصفهان</a></p><p dir="auto">برخي از اشيائي كه روي آنها قلمزني انجام مي‌شده عبارتند از: 
</p><h2 dir="auto"> _ سلاح‌ها و وسائل جنگ: 
 </h2><p dir="auto">تزئين و آرايش سلاح و وسائل جنگي از قبيل كلاهخود، سپر، زره، شمشير و تفنگ با طلا و نقره، حكاكي و قلمزني، از جملة هنرهاي تزئيني ايران به شمار مي‌رود، كه از قرون قبل از دورة قاجار معمول بوده است و هنوز هم اين هنر فراموش نشده است. اين تزئين اگر با نقره انجام شود نقره كوب و اگر با طلا انجام شود طلاكوب يا زرنشان ناميده مي‌شود. 
<a href="https://parsianhandicrafts.com/product-category/%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B2%D9%86%DB%8C/%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%88-%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B2%D9%86%DB%8C/">تابلو قلمزنی برجسته</a></p><p dir="auto">در دوران صفويه و در زمان نادرشاه كلاهخود و سپر و زره سرداراني كه در جنگها پيروز شده و دشمن را شكست مي‌دادند طلاكوب مي‌كردند و اين طلاكوبي هر قدر كه پيروزي آن سردار مهم‌تر بود. به طور بهتر و مجلل‌تري انجام مي‌شد .» 
</p><p dir="auto">نقوش اين آثار شامل : اسليمي و ختايي، نقوش حيواناتي چون خرگوش، فيل، گاو، شتر، شير، بز، آهو و .... و پرندگان مختلف و همچنين نقوش انساني همچون دراويش ، تمثال حضرت علي (ع) جنگجويان ، شكارچيان حك شده است ، كه بعضا با لباس و چهره قاجاري هستند.
</p><h2 dir="auto"> - زره : </h2><p dir="auto"> هانري رنه در كتاب خود مي‌نويسد: «جنگجويان قديمي براي محافظت از خود زره آهني مي‌پوشيدند و كلاهخود فولادي بر سر مي‌گذارند و با كمان و شمشير و خنجر نبرد مي‌كردند». جرج كرزن هم در كتاب خود به اين قضيه اشاره مي‌كند كه «سابقاً اصفهان به واسطة زره مشهور بوده و هنوز هم به تقليد قديم قدري ساخته مي‌شود.»   </p><p dir="auto"> اجزاي زره شامل سينه پوش ، بازو بند ،كلاه خود  و زانو بند و... است .
</p><p dir="auto">  - سينه پوش : جنسشان غالباً از فولاد است ، در برخي موارد دور تا دور بالاتنه را احاطه مي كند كه به آن چهار آينه مي گويند و گاهي هم قسمتهايي ازآن را مي پوشانده . براي تزئينشان از تكنيكهاي مختلفي مانند : قلمزني ، طلاكوب ، نقره كوب و...استفاده مي شود . نقوش روي سينه پوشها غالباً به صورت قرينه كار مي شده ،  نقوش مختلف انساني، حيواني، گياهي و اسليمي و ختايي، همچنين كتيبه‌هايي به خط ثلث و نستعليق از جمله نقوش كار شده بر روي اين اقلام است .(تصاوير33 ، 34 و 35 )  
</p><h2 dir="auto">        - ساعدبند:  </h2><p dir="auto">براي تزئين ساعد بند از روشهاي مختلف همچون طلاكوب و نقره كوب استفاده مي‌شود. در برخي نمونه‌ها قسمتهايي از ساعد بند به صورت مشبك نقوش اسليمي و ... كار شده و روي اين نقوش عمل حكاكي قلمزني طلاكوب و نقره كوب صورت پذيرفته است. نقوش ساعدبندها شامل نقوش اسليمي و ختايي و نقوش گياهي است و جنسشان غالباً از فولاد است . (تصاوير36 ، 37 ،38 و39 )
</p><p dir="auto"> - كلاهخود: جنس كلاهخودها از فولاد است. حكاكي ، قلمزني ، طلاكوب و نقره كوب روشهايي براي تزئين آنها است . در كلاهخودها هم از نقوش مختلف انساني، حيواني، گياهي و اسليمي و ختايي، همچنين از كتيبه‌هايي به خط ثلث و نستعليق با مضمون اشعار پارسي استفاده مي‌شود ولي نقوش اسليمي و ختايي و گياهي بيشتر استفاده مي‌شود. «كلاهخودهاي افسران و سرداران عالي‌رتبه با نقوش زيبايي از طلا و نقره در جلو و عقب و طرفين به صورت قرينه زينت يافته‌اند.»  (تصاوير40 ،41 ،42 و43)
</p><p dir="auto">- سپر: از ابزار ديگر جنگ است . جنس سپرها از فولاد بوده. روي آن را با نقوش مختلف از جمله اسليمي و ختايي، گل و برگ ، نقوش گياهي ،انواع حيوانات از جمله فيل و شتر و گاو و غزال و ... نقوش انساني، حضرت علي (ع) ، سواركاران، مبارزان و جنگجويان تزئين مي كرده اند . 
</p><p dir="auto"> در اكثر سپرها ترنج دايره‌اي شكل در مركز قرار دارد و در حاشيه تره‌اي دايره‌اي دور آن را احاطه كرده است تزئينات قلمزني طلاكوب و نقره كوب درون اين سه قسمت انجام مي‌پذيرد. در نمونه اي از سپرها  ترنج‌مياني با نقوش ختايي كه به شكل ترنج هايي حاشيه بندي شده اند احاطه شده و داخل اين ترنجها نقوش مختلف از جمله سواركاراني در حال تيراندازي با تير و كمان و حالتهاي مختلف ديگر ترسيم شده‌اند. در قسمتهايي ديگر تصاوير گرفت و گير حيواناتي همچون ببر، آهو و .... نقش بسته است. قسمت حاشيه و زمينه با قابهايي به شكلهاي مختلف همچون دايره ، مربع، بيضي، گل و قابهاي تزئيني ديگر تقسيم شده است، داخل اين قابها نقوش ختايي به طبيعت نزديك شده‌اند و اشعاري از شاهنامه، حافظ و سعدي و... به خط نسخ و ثلث و نستعليق تزئين شده‌اند در برخي از سپرها در حاشيه اين اشعار نوشته شده . و در بين خطوط نقوش گياهي پيچان يا نقوش اسليمي و ختايي كار شده است. (تصاوير 44 و 45) 
</p><h2 dir="auto"> - شمشير:  </h2><p dir="auto">شمشيرها از جنس فولاد بوده و با نقوش مختلف از جمله اسليمي و ختايي، نقوش گياهي و كتيبه‌هاي خط ثلث و نسخ و نستعليق تزئين مي‌شده اند . بر روي شمشيرهاي تزئيني كه متعلق به شاهان و بزرگان بوده است ازتزئينات طلاكوب و نقره‌كوب و ترصيع استفاده مي‌شده است. 
</p><p dir="auto">- خنجر و چاقو: اغلب اشخاص كارد يا چاقويي به كمر مي‌آويخته‌اند كه با آنها در مواقع لزوم كارهايي انجام دهند، پاره‌اي از اين كاردها را صنعتگران به طور شايسته‌اي زينت كرده‌اند و منظور اين بوده كه شاهكاري از زير دست خود بيرون بياورند كاردهاي ايراني يكپارچه هستند و فقط دو قطعه استخوان يا عاج با ميخهاي ريزي به تيغه متصل شده است. 
</p><p dir="auto">در برخي از چاقوها صنعتگر به طور تفنني تصاويري از طلا و نقره ترسيم نموده و ببر يا شيري را نشان مي‌دهد كه غزال يا گوزني را شكار كرده است و يا حيواني را نشان مي دهد كه در جنگل مي‌رود. كاردهايي هم ديده مي‌شود كه روي تيغه و دسته‌شان عباراتي حكاكي شده است و از خداوند براي صاحب آن طلب ياري و سعادت كرده‌اند.  و در برخي فقط با نقوش اسليمي و ختايي يك سر اسليمي و با نقوش در هم پيچيده گياهي (قلمزني ، طلاكوب و نقره كوب) شده است. (تصاوير 46 ،47 ،48 و49  )
</p><p dir="auto">با ورود و تفنگ و سلاحهاي ديگر در دورة قاجار به ايران ، توليد زره، كلاهخود، شمشير و ... كمتر‌شد، تا اينكه به مرور زمان توليد آنها بسيار محدود شد.
</p><p dir="auto">هانري رنه د آلماني كه در سالهاي آغازين قرن بيستم در ايران بوده مي‌نويسد : «جالبترين قسمت بازار اصفهان قسمت اسلحه‌سازي است، جايي كه در آن تفنگ‌هاي مارتيني Martini مي‌سازند. تنفگ سازان براي اينكه خريداران را كاملاً متقاعد سازند كه تفنگ‌ها اروپايي است. حتي شماره و مارك اروپايي را روي تفنگ حك مي‌كنند.»  برروي لوله اين تفنگ‌ها در برخي موارد نقوشي حكاكي و طلاكوب شده است. 
</p><p dir="auto">«تيغه‌هاي دمشقي خراسان و شيراز روزگاري شهرت بسيار داشت. ولي ايرانيان جديد هفت تير را به شمشير ترجيح مي‌نهند و كم وبيش يگانه محصول فلزي قيمتي قابل ذكر مصنوعات زنجان است» 
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto"><br/></p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[به زنان فرصت ندادند]]></title>
      <link>http://medad.io/@srsl61/%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86%D8%AF/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/hHv/</guid>
      <category><![CDATA[صنایع دستی اصفهان]]></category>
      <category><![CDATA[قلمزنی]]></category>
      <category><![CDATA[جعبه استخوانی جواهرهات]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[parsian handicrafts]]></dc:creator>
      <pubDate>Sun, 20 Oct 2019 09:43:46 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2019-10-20T13:13:46+03:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-10379-85079-1000/85079.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto">به زنان فرصت ندادند (6 صفحه)
</p><p dir="auto">مصاحبه شونده : سیدان جعفری،صبا
</p><p dir="auto">‌ ‌‌‌گـفت‌وگو‌
</p><p dir="auto">صبا سیدان جعفری هنرمند قلمزن
</p><h2 dir="auto"> به زنان فرصت ندادند
 </h2><p dir="auto">صبا سیدان جعفری مـتولد‌ 2431‌ دارایـ‌ دیـپلم بازرگانی و از سال 4631 به هنر قلمزنی روی آورده است.وی به مدت چهار‌ سال زیر نظر استاد فیناسیان آمـوزش دیده و پس از آن در سازمان میراث‌ فرهنگی به کار مشغول‌ شده‌ است وی تاکنون‌ دو نمایشگاه انفرادی در داخـل و یک نمایشگاه خارج از کـشور در ژاپن بـرگزار کرده است.پس از آن دوره تربیت مربی را در کرمانشاه گذراند و برای ارتقای سطح‌ کارش با اساتیدی چون‌ استاد ثامنی و دهنوی همکاری کرده است.او اکنون در کلاسهای میراث فرهنگی و صنایع دستی و هنرهای قلمزنی‌ سنتی دانشگاه سوره بـه آموزش و هنر دوستان مشغول است.
 <a href="https://parsianhandicrafts.com">صنایع دستی اصفهان</a></p><p dir="auto">آنچه پیش‌ روی‌ شماست حاصل گفت‌وگویی است با این‌ هنرمند قلمزن.
</p><h2 dir="auto"> *شما به عنوان یک هنرمند چه تعریفی از <a href="https://parsianhandicrafts.com/product-category/%d9%82%d9%84%d9%85%d8%b2%d9%86%db%8c/">قلمزنی</a> دارید؟
 </h2><p dir="auto">قلمزنی هنر نقش بر روی فلز است.
</p><p dir="auto">*در مـورد تـاریخچه این هنر چه‌ می‌دانید؟
</p><p dir="auto">از‌ زمانی که بشر فلز را شناخت با هنر قلمزنی نیز آشنا شد.این‌ هنر به دورانی که مادها در ایران زندگی می‌کردند بر می‌گردد و پایه‌گذار این هنر قبل از‌ مـادها‌،سـکاها،و سیت‌ها-که در بخشهای‌ شمالی زندگی می‌کردند-بودند.در همه دورانها نقوش فلزات‌ تحت تاثیر دوران خود بوده است و در دوره‌های مختلف دچار تحول‌ شده است.
</p><p dir="auto">*سابقه هنر‌ قلمزنی‌ به‌ چند سال گـذشته بـر می‌گردد؟
</p><p dir="auto">هنر‌ قلمزنی‌ در‌ ایران حدود 7 تا 41 سال هزار سابقه دارد و آخرین اثری که پیدا شده مربوط به 41 هزار سال گذشته است.
</p><p dir="auto">*سبک‌های‌ مختلف‌ قلمزنی‌ چگونه بوده است؟
</p><p dir="auto">در زمان مادها طرح‌ها و حرکت‌ها خـشک‌ و خـشن‌ بـوده است و بیشتر آثار از طبیعت الهـام گـرفته اسـت.تصاویر طبیعت را با قلم و چکش بر روی نقره و طلا‌ به‌ تصویر‌ می‌کشیده‌اند.
</p><p dir="auto">*و بعد از مادها؟
</p><p dir="auto">بعد از مادها قلمزنی در دوران هخامنشیان‌،ساسانیان،صفویه و سلجوقیه متداولتر بـوده اسـت.
</p><p dir="auto">*در کـدام یک از این دوره‌ها هنر قلمزنی به نقطه اوج خـود‌ رسـیده‌ است؟*چرا؟
</p><p dir="auto">دوران‌ صفویه.به این دلیل که در دوران صفویه حکمرانانی به‌ خاطر‌ داشتن‌ باورهای دینی از حکمرانی مطلق دست کشیده بودند و طـرحهای هـنرمندان آن زمـان نیز از سبک تصویر‌ کردن‌‌ حکمرانان‌ خارج شده و بیشتر به مـعنویت گرایش دارد.در زمان‌ صفویه به دلیل‌ حمایت‌ شاه‌های‌ این دوره،هنرمندان از سراسر ایران در پایتخت(اصفهان)جمع بودند و خصوصا به ایـن‌ هـنر‌ بـهای‌‌ زیادی داده می‌شد.
</p><p dir="auto">*در دوران صفویه بیشتر از چه نقوشی استفاده می‌شد؟
</p><p dir="auto">گل و بوته و خط‌ و آیـه‌های‌ قـرآنی به صورت نسخ،نستعلیق و کوفی.
</p><p dir="auto">*شکل کار چگونه بوده است؟
</p><p dir="auto">ترکیب چند فلز‌،مرصع‌کاری‌ و استفاده‌ از جواهرات بـر رویـ‌ ظـروف مصرفی
</p><p dir="auto">*وضعیت هنر قلمزنی در حال حاضر چگونه است؟
</p><p dir="auto">این‌ هنر‌ در ایران و پس از انقلاب بـه لحـاظ حـمایت‌هایی که از هنر می‌شود پیشرفت‌ خوبی‌ داشته‌ است و در این رشته زنان‌ بسیاری فعالند که در کـار خـود بـسیار مهارت دارند.در‌ واقع‌ هنر قلمزنی از زیر دست مردان گذشته و به زنان رسیده است و زنـان‌‌ قـلمزن‌ بسیاری‌ داریم که از مردان زبده‌ترند.
</p><p dir="auto">*آیا هنر قلمزنی به همان صورت برجسته‌سازی خـلاصه‌ می‌شود؟
</p><p dir="auto">در حـال‌ حـاضر‌ در‌ نمایشگاه‌هایی که برگزار می‌شود بیشتر کارهای برجسته به نمایش گذاشته می‌شود چون‌ پسند‌ عـامه مـردم‌ در حال حاضر این‌گونه است و این حالت برای آنها ملموس‌تر است.
</p><p dir="auto">*استادان برجسته هـنر‌ قـلمزنی‌ در کـشور چه کسانی هستند؟
</p><p dir="auto">استاد احمد فیناسیان(تهران)،استاد دهنوی(اصفهان)،استاد‌ ثامنی‌،استاد بزرگیان و استاد پارسـویی(شـیراز).
</p><p dir="auto">*هنر قلمزنی‌ ویژه‌ کشور‌ ایران است یا کشورهای دیگر نیز از‌ این‌ هـنر برخوردارند؟
</p><p dir="auto">کـشورهای دیـگر این هنر را از ایران تقلید کردند.ایران مادر قلمزنی‌ است‌ و در این صنعت ایران پیشرفته‌ترین‌ کشور‌ اسـت.
</p><p dir="auto">یکی از‌ افتخارات‌ هنری ایرانی هنر قلمزنی است.
</p><p dir="auto">کشورها‌ به لحاظ نـیازی کـه‌ داشتند‌ یا به خاطر ارتباطات تجاری‌‌ و بازرگانی‌ از ایران تقلید کردند و کشورهایی مـثل هـندوستان،ترکیه‌ و مالزی قلمزنی کار می‌کنند اما‌ نـه‌ مـانند مـا و اصالت این هنر‌ فقط‌ در‌ ایران حفظ مـی‌شود‌ چـرا‌ که هنرمند ایرانی است‌ که‌ دلسوز این‌ هنر است.
</p><p dir="auto">*آیا این اصالت هـمانند هـمان هنر اولیه حفظ شده یـا‌ تـغییراتی‌ در آن حاصل شـده است؟
</p><p dir="auto">مـسلما در‌ هـر‌ دوره‌ای هنر‌ به‌ دلیل‌ تاثیراتی کـه زمـان بر‌ روی‌ زندگی بشر می‌گذارد تغییر می‌کند و به آن شکل معنوی کمتر پیـدا مـی‌شود اما هنرمندانی‌ که‌ من نامشان را بـردم کسانی هستند‌ که‌‌ هـمچنان‌ هـنر‌ اصیل‌ قلمزنی را حفظ‌ کردند‌ و واقـعا مـایه افتخار ما هستند.
</p><p dir="auto">*چقدر از آثار شما به کارهای مذهبی و...اختصاص دارد؟
</p><p dir="auto">من اعتقادات خـاصی‌ در‌ ایـن‌ زمینه دارم.اعتقاد من این اسـت‌ کـه‌ کـار‌ خصوصا‌ آیه‌های‌ قـرآن‌ نـباید‌ به سادگی زده شود و نـباید بـه‌ سادگی دست هر کسی بیفتد.من سعی می‌کنم در سال یک کار مذهبی انجام دهـم و بـه دست کسی بسپرم که آن‌ را حـفظ کـند و جایگاه آن را بـداند.فـعالیت مـن به همین دلیل در زمـینه مذهبی‌ محدود است من برای قرآن و آیات قرآنی ارزش خاصی قائلم و سعی می‌کنم ارزش واقعی هنر‌ را‌ حـفظ کـنم و به تعبیر دیگر بازاری کار نـکنم.
</p><p dir="auto">*فـکر مـی‌کنید کـه ایـن ارزش واقعی در جامعه هـم حـفظ می‌شود؟
</p><p dir="auto">مسلما می‌شود.همه ما به نوعی دارای اعتقادات دینی- مذهبی هستیم‌ و سعی‌ می‌کنیم ارزش واقعی آن را حفظ کنیم.
</p><p dir="auto">*زمـاین کـه هـنر و مذهب به هم آمیخته می‌شود برای بـیننده‌ چـه درکـی را ایـجاد می‌کند؟
</p><p dir="auto">هـنر زمـانی‌ هنر‌ است که با بیننده ارتباط‌ پیدا‌ کند،زمانی هنر است که تمام احساساتتان را در زمانی که کار می‌کنید.به کارتان‌ انتقال دهید؛آن زماین است که کار ارزنـده و هنری‌ می‌شود‌.وقتی‌ من کار می‌کنم‌ و کار‌ مذهبی انجام می‌دهم زمانی است که‌ احساس می‌کنم روحم از حالت مادی در آمده و شکل معنوی دارد. من وقتی جعبه قرآنی را کار کردم دیدم که ایـن حـس به مردم‌ منتقل‌‌ پیدا کرد و آنها حس مرا دریافتند.
</p><p dir="auto">*فکر می‌کنید این آمیختگی در جذب مخاطبان جوان به‌ سوی مذهب چه تاثیراتی دارد؟
</p><p dir="auto">مسلما اثر زیادی دارد یعنی اینها پله‌های حرکت اسـت بـه سوی‌‌ این‌ که ما‌ آن تعالی را نشان دهیم.همیشه بر این اعتقاد هستم که‌ من به راحتی این موهبت را‌ به دست نیاوردم و تمایز مـن بـا دیگران‌ به خاطر این اسـت‌ کـه‌ لطف‌ الهی شامل حال من شده است و خدا خواسته من در این جریان قرار گیرم.مسلما وقتی من ‌‌مورد‌ این‌ لطف قرار بگیرم حداقل کـاری کـه از عهده‌ام بر می‌آید انـتقال آنـ‌‌ است‌ و شاید‌ همین باعث شود فرد دیگری ارتباط معنوی‌اش برقرار شود.من شاگرد آقایی داشتم که پس‌ از مدتی به نماز و روزه روی‌ آورد توانست به دنبال این ارتباط برود‌.
</p><p dir="auto">*با توجه بـه پیـشرفت‌ تکنولوژی‌ چگونه می‌توان آثاری‌ ارائه داد که در عین حال اصالت آن نیز حفظ شود؟
</p><p dir="auto">من دو سال پیش در این زمینه فعالیت کردم و می‌خواستم، نوعی قلمزنی را با تمدن 0002 آمیخته کنم‌ اما پس از آن به این‌ نتیجه رسیدم کـه ایـن کار اشـتباه است زیرا صنعت در همه عصرها غالب شده است.از آنجا که مردم به دنبال این هستند که خـیلی‌‌ سریع‌ تاثیرات اطراف را درک کنند ازاین‌رو سعی کردم در این‌ زمینه طرحهای جـدیدی بـزنم کـه حفظ سنت هم بشود و به این‌ نتیجه رسیدم که اشتباه کردم چون حفظ سنت‌ها نشان‌دهنده‌‌ ارزشهاست‌ و مـا ‌ ‌یـک سری چیزها را برای خود ارزش می‌دانیم و نباید آنها را از دست بدهیم.ارزشها یا هنر اصـیلی کـه مـا زمانی به‌ آن افتخار می‌کردیم لازم است گوشه‌ای‌ باشد‌.در اصفهان هر گوشه‌اش یک قلمزنی کار می‌کند امـا آیا همه آنها توانایی انجام کار همان فرد 0002 سال پیش را بدون وسایل فـعلی دارند؟به این‌ نتیجه رسیدیم آنـها قـلمزنهایی‌ هستند‌ که‌ کمتر کار اصیل می‌کنند. من‌ دوست‌ داشتم‌ آن هنر اصیل را یاد بگیرم و آن را حفظ کنم و به همین دلیل هنر مدرن را کنار گذاشتم و بیش از سه‌ کار‌ در‌ این‌ زمینه ارائه ندادم.
</p><p dir="auto">*آخرین آثار شـما در‌ چه‌ زمینه‌ای است؟
</p><p dir="auto">یکی دو کار در زمینه هنر ساسانیان انجام دادم که قرار است‌ موزه سازمان صنایع دستی آنها را‌ خریداری‌ کند‌.
</p><p dir="auto">*ویژگیهای این کار چیست؟
</p><p dir="auto">در حال حاضر هنرمندی نداریم که بتواند‌ به شیوه قدیم کـار کـند به همین دلیل از ساغرهایی که در دوران ساسانیان بود استفاده‌ کردم و از‌ آنها‌ کپی‌ کردم تا نشان دهم یک زن هم توانایی دارد یک‌ ساغر‌ یا‌ ریتون(نوعی از ظروف باستانی)گذشته را انجام دهد. مهمترین قـضیه ایـن است که کارهای قدیم‌ ورق‌ بوده‌ و الان به‌ صورت حجم در آمده و کپی از کارهای دوره هخامنشیان است‌.
</p><p dir="auto">*خانمهایی‌ که‌ در زمینه قلمزنی کار می‌کنند موفق‌تر بودند یا آقایان؟
</p><p dir="auto">خانمها به دلیل دقت زیادی کـه‌ دارنـد‌ اگر‌ همچنان این رشته‌ خاص را ادامه دهند موفق‌تر می‌شوند.اما هیچ‌وقت به خانمها این‌‌ فرصت‌ را ندادند.
 ( <a href="https://parsianhandicrafts.com/product-category/%d9%85%d8%ad%d8%b5%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/">جعبه استخوانی جواهرات</a> )</p><p dir="auto">*از اینکه در این‌گفت‌وگو شرکت کردید سپاسگزارم.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto"><br/></p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[ صنایع دستی کادویی]]></title>
      <link>http://medad.io/@srsl61/%D8%B5%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/hX0/</guid>
      <category><![CDATA[صنایع دستی کادویی]]></category>
      <category><![CDATA[هدایای تبلیغاتی دست ساز]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[parsian handicrafts]]></dc:creator>
      <pubDate>Sun, 08 Dec 2019 21:24:33 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2019-12-09T00:54:33+03:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<h2 dir="auto"> چکیده
 </h2><p dir="auto">هدیه دادن از ویژگی های جوامع سنتی و همچنین امروزی محسوب می شود و یک تبادل تشریفاتی نمادین است. هدف پژوهش حاضر، کشف تاثیر ارزش هدیه دریافتی بر قصد جبران هدیه است که در این رابطه، احساس تعهد، متغیر میانجی و جنسیت، متغیر تعدیل گر در نظر گرفته شده است؛ در این راستا تعداد 348 پرسشنامه در میان مشتریان فروشگاه های هدیه، توزیع و به 341 مورد پاسخ داده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار Smart PLS استفاده شد. بررسی و تحلیل یافته ها نشان می دهد که ارزش های هدیه دریافتی بر قصد جبران هدیه تاثیرگذار است و این تاثیر از طریق متغیر میانجی احساس تعهد بیشتر است؛ همچنین نتایج نشان داد که جنسیت، رابطه بین ارزش هدیه دریافتی و قصد جبران هدیه را تعدیل می کند و مردان بیشتر قصد جبران هدیه دریافتی را دارند
. ( <a href="https://parsianhandicrafts.com/product-category/%da%a9%d8%a7%d8%af%d9%88%db%8c%db%8c/">صنایع دستی کادویی</a> پارسیان )</p><p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-10964-85078-1000/85078.jpg" alt="صنایع دستی پارسیان اصفهان"/><figcaption dir="auto">صنایع دستی پارسیان اصفهان</figcaption></figure><h2 dir="auto"> ١.‌مقدمه
 </h2><p dir="auto">يکي از شعائر مهم در بيشتر جوامع ، دادن و گرفتن هديه است . مردم از طريق درگيرشدن در الگوي آيين هديه دادن ، گرفتن و بازدادن روابط دوسويه برقرار ميکنند‌ (موون‌ و مينور،
١٩٩٨). </p><p dir="auto">امـروزه پژوهـش در هديه در زمينه هاي گسترده اي مانند روانشناسي، بازاريابي و انسان شناسي (آنتون و همکاران ،٢٠١٤) و همچنين پژوهش رفتار مصرف کننده (بتي و همکاران ، ١٩٩١) ادامه يافت‌ است‌ . در‌ سال ١٩٦٠ جامعه شناسان و روان‌ شناساني‌ مانند‌ گولدنر (١٩٦١) و اسـچوارتز (١٩٦٧) بـه بررسي هديه دادن پرداختند و در سال ١٩٧٠ هديه دادن در بعد رفتار مصرف کننده از طريق‌ افزايش‌ تقاضا‌ براي محصولات تجاري به عنوان هدايا مطرح شد‌ (کراس‌ کارديناس ، ٢٠١٤). تبادل هديه رفتار پيچيده اي است ؛ زيرا حداقل دو بـازيگر دارد: يک دهـنده و يک گـيرنده . هرچند پژوهش‌ درخصوص‌ هديه‌ دادن در حـوزه هـاي مـختلف براي بيش از
</p><p dir="auto">٤٠ سال‌ ادامه دار شد (مايت و پينه ، ٢٠١٠)؛ اما نسبت به درک پديده هديه دادن و رفتار تبادل واقعي از ديدگاه‌ هديه‌ گيرنده‌ ، تلاش اندکي صورت گـرفته اسـت . بـراي دائميکردن رابطه بين هديه دهنده‌ و هديه‌ گيرنده ، لازم اسـت کـه اهداف و رفتارهاي هديه دهنده و هديه گيرنده درک شود. تمايل به هديه دادن‌ ممکن‌ است‌ به جبران هديه متقابل وابسته بـاشد (اسـتيفن ، ٢٠٠٠).
</p><p dir="auto">هـديه گيرندگان براي ايجاد‌ و هميشگيکردن‌ ارتباط‌ خود، تلاش دارند تا نـسبت به هديه دريافتي عمل متقابل انجام دهند. ازآنجاکه در‌ روابط‌ متقابل‌ بين هديه دهنده و هديه گيرنده - عکس العمل هـديه گـيرنده نـتيجه مبادله هديه را تعيين‌ ميکند‌ – هديه گيرنده بايد قصد به جبران هـديه دريافـتي داشته باشد (آنتون و همکاران ، ٢٠١٤‌).
</p><p dir="auto">عواملي‌ که‌ سبب برگشت دادن يا جبران هديه توسط دريافت کننده ميشود، شامل انـواع ارزش هـاي‌ هـديه‌ دريافتي است . پژوهشگران دو نوع ارزش را عوامل اصلي براي قصد جبران هديه‌ ميدانند‌ کـه‌ عـبارت انـد از: ارزش هاي سودگرايانه و ارزش هاي مفهومي (آنتون و همکاران ،
</p><p dir="auto">ماوس (١٩٥٤)، رفتار‌ هديه‌ دهنده و هديه گيرنده را ناشي از «تـعهد و مـنافع شـخصي اقتصادي» ميداند. هديه‌ گرفتن‌ حس‌ بدهي در هديه گيرنده ايجاد ميکند. شخصي که هديه را دريافـت مـيکند، متعهد ميشود تا‌ هديه‌ دريافت‌ شده را جبران کند (ماوس ، ١٩٥٤). تعهد به عمل مـتقابل بـه عـنوان‌ قسمتي‌ از يک تبادل متقابل (دوطرفه ) بين هديه دهنده و هديه گيرنده است (گودوين و همکاران ، ١٩٩٠)؛ بنابراين هـر‌ يکـ‌ از ارزش ها بايد در هديه گيرندگان ايجاد تعهد کند و سبب قصد‌ جبران‌ هديه شوند.
</p><p dir="auto">در رفـتار مـصرف کـننده بيان‌ شده‌ است‌ که جنسيت در نوع کالايي که افراد‌ به‌ مقاصد مختلف ميخرند، نقش مـهمي دارد (فـيسچر و آرنولد، ١٩٨٧). اهميت نقش جنسيت به‌ خصوص‌) 
</p><p dir="auto">براي خريد کالاي هديه بيشتر‌ اسـت‌ و هـديه دادنـ‌ و هديه‌ گرفتن‌ در ميان زنان و مردان متفاوت خواهد‌ بود‌. براي مثال ، زنان خيلي بيشتر در انتخاب هـديه و تـبادل هـديه درگير ميشوند‌. در‌ زمينه هاي رفتار مصرف کننده به‌ مصرف کننده ، هدايا در‌ کـل‌ بـراي هديه گيرندگان زن مهم‌ تر‌ هستند و توسط آن ها مطلوب تر ارزيابي ميشوند. اين امر نشان ميدهد که‌ جـنسيت‌ هـاي مختلف ، رفتارهاي متفاوتي نسبت‌ به‌ هديه‌ دادن و هديه گرفتن‌ دارند‌ (بودور و گراهمن ، ٢٠٠٥)؛ هـمچنين‌ نـتايج‌ يک مطالعه در کريسمس نشان داد که زنان براي خـريد هـر هـديه زمان بيشتري‌ صرف‌ کرده بودند و هداياي آن هـا کـمتر‌ تعويض‌ شده بود‌. مردان‌ تنها‌ در ميزان پولي که‌ صرف هديه ميشد از زنان پيشي گـرفتند (مـوون و مينور، ١٩٩٨). با توجه به مـطالب ذکـرشده‌ ، ازآنجاکه‌ جـنسيت مـيتواند نـقش مهمي در هديه‌ دادن‌ و هديه‌ گرفتن‌ ايفـا‌ کـند، در اين‌ پژوهش‌ نيز به نقش جنسيت پرداخته شد؛ همچنين افراد در مراسم مـختلف يا در مـناسبت ها از‌ قبيل‌ عيد‌ نوروز، جشن تـولد، سالگرد ازدواج ، روز مادر‌ و روز‌ پدر‌ و غيره‌ سـعي‌ مـيکنند‌ هديه بدهند و يا هديه گرفته شـده را جـبران کنند؛ درنتيجه در فروشگاه هاي هديه به دنبال بهترين و مناسب ترين کالا براي هـديه هـستند. با توجه به آيين‌ و رسـوم ايرانـي و پايبـندي ايرانيان به اين رسـوم ، پژوهـش درباره هديه دادن کاربردي اسـت .
</p><p dir="auto">در پژوهـش حاضر، تأثير ارزش هديه دريافتي بر قصد جبران هديه بررسي شده است که براي اينـ‌ مـنظور‌ احساس تعهد به عنوان متغير مـيانجي و جـنسيت به عـنوان مـتغير تـعديل گر در نظر گرفته شـده است ؛ ازاين رو بعد از مرور مباني نظري، پيشينه پژوهش را بررسي و سپس‌ روش‌ پژوهشي منتخب مقاله و تجزيه داده هـا ارائه مـيشود. بخش پاياني مقاله نيز به نـتيجه گـيري و پيشـنهادهاي پژوهـش اخـتصاص دارد.
</p><h2 dir="auto"> ٢.‌مباني‌نظري‌و‌پيشينه پژوهش
 </h2><p dir="auto">هـديه دادنـ‌ .‌هديه‌ دادن و هديه گرفتن يک پديده‌ جهاني‌ است . ماکلين و والکر (١٩٨٨)، هديه دادن را انتخاب ، انتقال و ارزيابي مواد و اشياي غيرمادي در بـهره مـندي از يک تـعهد و يا در يک حالت خودبه‌ خودي‌ تعريف ميکنند (بتي و هـمکاران‌ ، ١٩٩١‌).
</p><p dir="auto">شـري (١٩٨٣)، هـديه دادن را مـجموعه اي از مـراسم هـاي تشريفاتي تبادل هديه بين دو نفر ميداند (شري، ١٩٨٣). امروزه اين ديدگاه گسترش يافته است و هديه دادن به عنوان نظامي‌ از‌ به هم پيوستگي اجتماعي روي يک مجموعه ساختاربنديشده از تبادل هديه و روابط اجتماعي در مـيان مصرف کنندگان تعريف ميشود (گيسلر، ٢٠٠٦).‌
</p><p dir="auto">قصد‌جبران هديه .‌هديه دادن عموما با انتظار اينکه «چيزي‌ برگشت‌ داده خواهد‌ شد» همراه است . اين عمل ، يعني متقابل کردن و جبران کردن ، قلب فرايند هديه دادن است (ديويس و همکاران‌ ، ٢٠١٠).
</p><p dir="auto">مـاوس (١٩٥٤)، بـيان ميکند که «تعهد به برگشت ارزش هديه‌ دريافتي‌ ضروري‌ است » و ناتواني به جبران هديه يک حالت اجباري از هديه را ايجاد مي کند که تحت شرايط ‌‌خاص‌ ، يک شخص يا گروه ، يک هديه را به يک شخص خـاص مـيدهد و سپس‌ از‌ هديه‌ گيرنده انتظار پذيرش هديه را دارد. هديه گيرنده پس از قبول هديه ، تحت فشار اخلاقي‌ و اجتماعي قرار ميگيرد تا بتواند در تبادل ، تعادل برقرار کند و براي جـبران هـديه‌ گرفته شده ، چيزي باارزش‌ بـرابر‌ يا نـابرابر به هديه دهنده ميدهد (اسکيو و پاينه ، ١٩٩٦).
</p><p dir="auto">ارزش هديه دريافتي.‌ارزش درکشده به صورت ارزيابي کلي يک شخص از سودمندي يک ايده ، محصول يا خدمت بر اساس آنچه دريافت‌ کرده و آنچه داده شـده ، تـعريف شده است (زيتمال ، ١٩٨٨؛ يانـگ و جـولي، ٢٠٠٩). ارزش ها در دو بعد سودگرايانه و مفهومي تقسيم ميشوند. بعد سودگرايانه شامل ارزش اقتصادي، ارزش عملکردي و ارزش اجتماعي است‌ و بعد‌ مفهومي شامل ارزش بياني و ارزش نمادين است (آنتون و همکاران ، ٢٠١٤).
</p><p dir="auto">ارزش اقتصادي: ارزش اقتصادي هديه به قيمت و کيفيت آن مربوط مي شـود و درواقـع رايج ترين تعريفي که از ارزش ميتوان‌ گفت‌ : «نسبت بين قيمت و کيفيت است که همان بعد اقتصادي ارزش است » (کراويناس و همکاران ، ١٩٨٨).
</p><p dir="auto">ارزش عملکردي: ارزش عملکردي سودمندي ايجادشده از کيفيت و عملکرد موردانتظار محصول تعريف ميشود (يانگ و جولي‌، ٢٠٠٩‌). اين ارزش از ويژگـيها و نـگرش هايي مـانند دوام و پايداري مشتق شده است (شيث و همکاران ، ١٩٩١).
</p><p dir="auto">ارزش اجتماعي: <a href="https://parsianhandicrafts.com/product-category/%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%ba%d8%a7%d8%aa%db%8c/">هدایای تبلیغاتی صنایع دستی</a>  از ديدگاه اجتماعي، به عنوان دعوت به همکاري و همچنين تأييد
</p><p dir="auto">«مـشارکت‌ صادقانه‌ » تفسير‌ شده است و هديه دهندگان در‌ يک‌ رنج‌ و شادي با هـديه گـيرندگان
</p><p dir="auto">شـريک ميشوند (شري، ١٩٨٣؛ شيث و همکاران ، ١٩٩١).) 
</p><p dir="auto">ارزش بياني:‌در ارزش بياني قسمتي از هديه دهنده و يا‌ بخشي‌ از‌ هويت خود هديه دهنده به هديه گـيرنده ‌ ‌مـنتقل‌ ميشود‌. ويژگيهاي شخصيتي يک فرد نيز ممکن است بر ارزش درکشده از هديه اثرگذار باشد (آنـتون و هـمکاران ، ٢٠١٤).
</p><p dir="auto">ارزش نـمادين‌ : اين‌ ارزش‌ ، به ارزش دروني هديه اشاره دارد و در مقابل ارزش اقتصادي‌ قرار ميگيرد و هديه نمادي ميشود که داراي مـعني و مفهوم است . ارزش به صورت معاني و مفهوم در هديه انتقال‌ داده‌ ميشود‌ و رابطه بين هـديه دهنده و هديه گيرنده را انـعکاس مـيدهد؛ همچنين نمادي‌ از‌ رابطه ي بين اين دو است (آنتون و همکاران ، ٢٠١٤).
</p><p dir="auto">احساس تعهد.‌آنچه شخص را موظف به انجام‌ کار‌ ميکند‌، تعهد نام دارد (موون و مينور،
  1998)</p><p dir="auto">تعهد به صورت «يک تلاش مطلوب‌ براي‌ حفظ‌ يک رابطه ارزشمند» تعريف شـده است (مورمان و همکاران ، ١٩٩٢). داوير و همکاران (١٩٨٧)، تعهد را‌ يکي‌ از‌ ٥ فرايند توسعه رابطه دانستند و آن را به عنوان «يک التزام صريح و غيرصحيح از پيوستگي‌ عقلي‌ بين شرکاي تبادل » تعريف کردند (دواير و همکاران ، ١٩٨٧). سه نوع تعهد در هديه‌ دادن‌ وجود‌ دارد: تعهد بـه دادن ، تـعهد به گرفتن و تعهد به جبران کردن يا در عوض‌ دادن‌ (مايت و پينه ، ٢٠١٠).
</p><p dir="auto">پژوهش هاي اندکي درخصوص متغيرهاي پژوهش ازجمله : «ارزش هديه »، «قصد‌ جبران‌ » و «احساس‌ تعهد» صورت گرفته است . با توجه به فقدان پيشـينه داخـلي به تعدادي از پژوهش هاي‌ خارجي‌ استناد ميشود که مرتبط ترين پژوهش ، مربوط به مطالعه آنتون و همکاران (٢٠١٤‌) است‌ که‌ تأثير ارزش هديه دريافتي بر قصد جبران هديه از ديدگاه هديه گيرنده را بـررسي کـرده‌ است‌ . اين‌ پژوهش نشان داد که ارزش هديه بر رضايتمندي فرد اثر ميگذارد و رضايتمندي‌ ايجادشده‌ سبب جبران هديه ميشود.
</p><p dir="auto">بتي و همکاران (١٩٩١)، ارزش هاي شخصي و رفتارهاي هديه دادن را بررسي کرده‌ و نشان‌ دادند که ارزش هـاي خـاص بـا رفتارهاي هديه دادن خاص در ميان‌ اشـخاص‌ بـا فـرهنگ هاي مختلف مرتبط هستند.
</p><p dir="auto">لاولر‌ و يوون‌ (١٩٩٦‌)، تعهد در روابط تبادلي را بررسي کردند‌ و نشان‌ دادند که در زمينۀ احساسي مبتني بر ادراک از رابطه ، مردم احتمالا بـيشتر‌ در‌ رابـطه تـبادلي باقي ميمانند و به‌ يکديگر‌ هداياي گرفته‌ شده‌ را‌ مـيدهند.) 
</p><p dir="auto">پورکـاياسا (٢٠٠٤)، نظريه اي از‌ هداياي‌ تقابلي را بررسي کرد و نشان داد که ارزش هاي نمادين بر هديه‌ اثر‌ ميگذارد و احساس تعهد ايجادشده بين هديه‌ دهـنده و هـديه گـيرنده سبب‌ عمل‌ متقابل ميشود.
</p><h2 dir="auto"> ٣.‌توسعه فرضيه ها‌و‌الگوي‌مفهومي‌
 </h2><p dir="auto">ارزش‌ هديه دريافـتي و‌قصد‌جبران هديه .‌درک ارزش ها، عنصري کليدي در رفتار مصرف کننده‌ در‌ نظر گرفته شده است . هديه‌ دهنده‌ هديه‌ ميدهد تا ويژگـيها‌ و ارزشـ‌ هـاي مخصوصي (ارزش هاي‌ اجتماعي‌، نمادين و غيره ) را به هديه گيرنده انتقال دهد و روابـط مـشخصي را حفظ کند (فراندي‌ و همکاران‌ ، ٢٠١٥). مطالعات گذشته نشان ميدهد که‌ قصد‌ جبران هديه‌ از‌ درک‌ ارزش هاي هديه نـاشي‌ مـيشود. هـر يک از ارزش هاي هديه (ارزش اقتصادي، ارزش اجتماعي، ارزش عملکردي، ارزش بياني‌ و ارزش‌ نمادين ) ممکن است بر هـديه دادنـ‌ تـأثير‌ بگذارد‌ و سبب‌ جبران‌ هديه شود. بر‌ اساس‌ نوع و مقدار ارزشي که فرد از هديه گـرفته شـده دريافـت ميکند، نوع و قصد جبران هديه متفاوت‌ خواهد‌ بود‌ (آنتون و همکاران ،
</p><p dir="auto">٢٠١٤). به نظر بتي (١٩٩١‌)، ارزشـ‌ هـاي‌ مخصوصي‌ با‌ رفتارهاي‌ هديه دادن مخصوصي مرتبط
</p><p dir="auto">است ؛ بنابراين :
</p><p dir="auto">فرضيه اول : «ارزش هديه دريافتي» بر «قـصد جـبران هـديه » تأثيرگذار است .
</p><p dir="auto">ارزش هديه دريافتي‌و‌احساس تعهد. در روابط تبادلي افراد(روابط متقابل‌ ) ، به خصوص در جنبه هـاي احـساسي از روابط شان ، تعهد بيشتري وجود دارد و روابط طولاني مدتي ايجاد ميشود
</p><p dir="auto">(لاولر و يوون ، ١٩٩٦). مووس (١٩٥٤) فرايندهاي هـديه دادن را تـحليل کـرد و تبادل‌ را‌ تعهد دوجانبه و شکلي از ماهيت انساني در نظر گرفت (آنتون و همکاران ، ٢٠١٤). سه نوع تعهد در هديه دادن وجـود دارد: تـعهد به دادن ، تعهد به دريافت کردن و تعهد به‌ جبران‌ هديه .
</p><p dir="auto">دريافت کردن هـديه نـوعي فـشار در هديه گيرنده ايجاد ميکند که براي کاهش اين فشار تعهد به جبران هديه بايد ارضا شـود‌. تـعهد‌ و عـمل متقابل ويژگيهاي اساسي از‌ فرايندهاي‌ هديه دادن هستند و براي هديه گيرنده ، هديه گرفته شـده تـعهدي ايجاد ميکند تا آن را جبران کند (مايت و پاينه ، ٢٠١٠). طبق مطالب بالا احساس‌ تعهد‌ ميتواند رابطه بين ارزشـ‌ هـديه‌ دريافتي و قصد جبران هديه را ميانجيگري کند؛ بنابراين فرضيه هاي دوم و سوم پژوهش بـه صـورت زير
</p><p dir="auto">هستند:
</p><p dir="auto">فرضيه دوم :‌«ارزش هديه دريافتي» بر «احساس تـعهد» تـأثيرگذار اسـت .
</p><p dir="auto">فرضيه سوم :‌«احساس‌ تعهد‌» بر «قصد جـبران هـديه » تأثيرگذار است .) 
</p><p dir="auto">جنسيت و‌هديه دادن .‌طبق بررسيهاي چل (١٩٨٧)، زنان هديه دهندگان اوليه و اصلي هستند؛ زيرا بـزرگ تـرين نگراني آن ها نشان دادن عشق اسـت (فـيسچر‌ و آرنولد‌، ١٩٩٠). در‌ مـطالعات هـديه دادن در کـريسمس نشان داده شد که زنان خيلي بـيشتر از مـردان در اين وظيفه‌ درگير ميشوند (موون و مينور، ١٩٩٨). جنسيت هديه گيرنده بر رفتار هديه‌ دادنـ‌ و پاسـخ‌ به هديه گرفته شده تأثير دارد؛ بـه طوريکه هدايا توسط هـديه گـيرندگان زن مطلوب تر ارزيابي شده‌ ؛ ‌‌بـه‌ افـزايش ارزش نمادين هديه منجر ميشوند و روابط فراشخصي نزديکي ايجاد ميکنند. اين روابط‌ نزديک‌ و فراشخصي‌ جـبران هـديه را نيز ايجاد ميکنند (بودور و گـراهمن ، ٢٠٠٥)؛ بـر اين اسـاس در اين پژوهش‌ نقش تـعديل کـنندگي جنسيت در رابطه بين ارزش هـديه دريافـتي و قصد جبران هديه‌ به عنوان فرضيه چهارم‌ در‌ نظر گرفته شد.
</p><p dir="auto">فرضيه چهارم :‌«جنسيت » تـأثير «ارزش هـديه دريافتي» بر «قصد جبران هديه » را تـعديل مـي کند.
</p><p dir="auto">بـا تـوجه بـه احساس تعهدي که مـمکن است در هر يک از افراد‌ ايجاد شود، نوع جنسيت افراد بر احساس تعهد هديه دهندگان و هديه گـيرندگان تـأثير خواهد گذاشت . براي مثال ، مردان بـا دريافـت هـديه و درک ارزش هـاي حـاصل از هديه ، احساس تـعهد بـيشتري ميکنند‌. با‌ ايجاد احساس تعهد، فرد تلاش ميکند تا هديه دريافتي را جبران کرده و روابط دوطرفه و پايدار ايجـاد کـند. بـرخي از مطالعات ، کيفيت رفتار تعهدي از وظيفه زنان را مـخصوصا بـراي هـديه‌ دادنـ‌ زنـان نـشان دادند و بيان کردند که زنان خريد هديه و هديه دادن را امري واقعي و شايسته دانسته و آن را يک امر وظيفه اي و تعهدي ميدانند. براي مثال ، براي خريد هديه‌ کريسمس‌ زنان خود را متعهد به هـديه دادن ميکنند (فيسچر، ١٩٨٧). با توجه به مطالب بالا، جنسيت ميتواند رابطه بين ارزش هديه دريافتي و احساس تعهد و همچنين رابطه بين احساس تعهد‌ و
</p><p dir="auto">قصد‌ جبران‌ هديه را تعديل کند و فرضيه‌ هاي‌ زير‌ بررسي ميشوند:
</p><p dir="auto">فـرضيه پنـجم : «جنسيت » تأثير «ارزش هديه دريافتي» بر «احساس تعهد» را تعديل ميکند.
</p><p dir="auto">فرضيه ششم : «جنسيت » تأثير «احساس تعهد‌» بر‌ «قصد‌ جبران هديه » را تعديل ميکند.
</p><p dir="auto">با توجه به‌ توضيحات‌ ارائه شده ،الگوي مفهومي پژوهـش بـه صورت شکل ١ است .) 
</p><h2 dir="auto"> ٤.‌روش شناسي ‌
 </h2><p dir="auto">پژوهش حاضر از‌ نظر‌ جهت‌ گيريهاي پژوهش ، کاربردي، از لحاظ هدف ، توصيفي، از نظر راهبردهاي‌ پژوهش ، پيمـايشي و از لحـاظ ماهيت ، علي است . براي جـمع آوري اطـلاعات از روش کتابخانه اي و ميداني (پرسشنامه اي‌) استفاده‌ شد‌. پرسشنامه طراحيشده شامل يک مقدمه و دو بخش کلي بود. بخش اول‌ دربردارنده‌ مشخصات پاسخ دهنده و بخش دوم شامل ١٩ سؤال بود که از طيف ليکـرت هـفت گزينه اي‌ استفاده‌ شد‌. جـامعه آمـاري پژوهش مشتريان فروشگاه هاي هديه بودند که ٣٨٤ پرسشنامه در‌ ميان‌ آن‌ ها توزيع شد. تعداد ٣٤١ پرسشنامه کامل برگشت داده شد. مشخصات سؤال ها و منابع‌ آن‌ ها‌ در جدول ١ ارائه شده است .) 
</p><p dir="auto"> 
</p><h2 dir="auto"> ٥.‌تحليل داده ها‌و‌يافته ها‌‌
 </h2><p dir="auto">در‌ بخش تحليل داده ها از شيوه مدل سازي معادلات ساختاري ١ با رويکرد روش‌ حداقل‌ مربعات‌ جزئي ٢ و نرم افزار ٢ Smart PLS براي بررسي الگوي مفهومي پژوهش بهره گرفته شد. دليل‌ اصلي‌ اسـتفاده از نـرم افزار ٢ Smart PLS، وجـود متغيرهاي پنهان مرتبه دوم و وجود سازه‌ هايي‌ با‌ شاخص هاي سازنده و همچنين غيرنرمال بودن داده ها است (هنسلر و هـمکاران ،
 2009
)</p><p dir="auto">در ادامه يافته‌ هاي‌ حاصل از تحليل داده ها بررسي ميشود. مشخصات جمعيت شـناختي پژوهـش در‌ جـدول‌ ٢ ارائه‌ شده است .
</p><p dir="auto">طبق جدول ٢ بيشتر پاسخ دهندگان را زنان تشکيل‌ داده‌ انـد‌. ‌ ‌بـيشتر افراد در رده سني ٢٠-
</p><p dir="auto">٣٠ قرار دارند. از نظر تأهل‌ ، بيش‌ ترين پاسخ دهندگان متأهل و از لحاظ تـحصيلات ، بـيش تـرين افراد در سطح کارشناسي بوده اند.
</p><p dir="auto">براي‌ سنجش‌ برازش الگوهاي اندازه گيري از پايايي مرکب ، روايي همگرا و روايي واگرا اسـتفاده‌ شده‌ است که نتايج پايايي مرکب و روايي همگرا‌ در‌ جدول‌ ٣ ارائه شده است .
</p><p dir="auto">1. Structrual Equation Modeling)SEM(
</p><p dir="auto">2. Partial Least Squares)PLS) 
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">طبق جدول ٣، تـمامي مـتغيرهاي پنهان‌ داراي‌ مقدار آلفاي کرونباخ و پايايي ترکيبي‌ بيشتر‌ از ٠/٧ است‌ که‌ نشان‌ ميدهد ابزار پژوهش پايايي مناسبي دارد‌؛ همچنين‌ مقدار متوسط واريانس استخراج شده (AVE) براي متغيرهاي مکنون بالاتر از ٠/٥ است‌ که‌ نشان ميدهد روايي همگراي الگوهاي اندازه‌ گـيري متغيرها نيز مطلوب‌ است‌ .
</p><p dir="auto">براي بررسي روايي واگراي الگوهاي‌ اندازه‌ گيري از «معيار فورنل و لارکر» استفاده شده است . فورنل و لارکر (١٩٨١) معتقدند که‌ روايي‌ واگرا زماني در سطح قابل‌ قبولي‌ است‌ که ميزان AVEبراي‌ هر سـازه بـيشتر از‌ واريانس‌ اشتراکي بين آن سازه و سازه هاي ديگر در الگو باشد. نتايج روايي واگرا در‌ جدول‌ ٤ ارائه شده است .
</p><p dir="auto">با‌ استفاده‌ از‌ نتايج جدول ٤ ميتوان روايي‌ واگراي الگو در سطح سازه را نتيجه گـرفت .
</p><p dir="auto">مـطابق با الگوريتم تحليل داده ها در‌ روش‌ PLS، بعد از بررسي برازش الگوهاي‌ اندازه‌ گيري‌، به‌ برازش‌ الگوهاي ساختاري پژوهش‌ پرداخته‌ ميشود. برازش الگوهاي ساختاري) 
</p><p dir="auto">از طريق معيارهاي ضرايب معناداري T-values( Z)، ضريب تعيين (R٢) و ضريب قـدرت پيش بـيني‌ (Q٢) بررسي‌ ميشود‌.
</p><p dir="auto">بررسي ضرايب معناداري Z نشان ميدهد که تمامي‌ ضرايب‌ t-value از‌ ١/٩٦‌ بيشتر‌ هستند که اين امر معناداربودن تمامي سنجه ها و روابط بين سازه ها را در سطح اطمينان ٠/٩٥ نشان ميدهد؛ همچنين ضريب تـعيين R٢، از ٠/٦٧ بـيشتر اسـت که‌ مقدار برازش قوي الگـو پژوهـش را نـشان ميدهد. در مورد ضريب پيش بيني Q٢، ازآنجاکه از ٠/٣٥ بيشتر است ، مقدار برازش قوي را نشان ميدهد. نتايج در جدول ٥ نشان داده شده‌ است‌.
</p><p dir="auto">نـتايج ضرايب معناداري براي هر يک از فرضيه ها، ضرايب اسـتانداردشده مـسيرهاي مربوط به هر يک از فرضيه ها و نتايج بررسي فرضيه در جدول‌ ٦ و ٧ ارائه‌ شده است . معيار تأييد يا رد فرضيه ها، ضرايب معناداري اسـت . چـنانچه ضـريب معناداري از ١/٩٦ بيشتر باشد، فرضيه تأييد و در غير اين‌ صورت‌ رد ميشود.
</p><p dir="auto">با توجه به جدول ٦، ازآنجاکه ضريب معناداري (T-Values) از ١/٩٦ بيشتر است ؛ درنتيجه فرضيه هاي اول ، دوم و سوم تـأييد مـيشوند. ضـريب استانداردشده مسير‌ بين‌ متغير ارزش هديه دريافتي‌ و قصد‌ جبران هديه (٠/٢٠) نشان مـيدهد کـه ارزش هديه دريافتي ٠/٢٠ درصد از تغييرات متغير قصد جبران هديه را به طور مستقيم تبيين ميکند. از سوي ديگر دو ضـريب ٠/٧٢ و ٠/٥٩‌ نـشان‌ مـيدهند که متغير ارزش هديه دريافتي به طور غيرمستقيم و از طريق متغير ميانجي احساس تـعهد بـه مـيزان ٠/٤٣ (٠/٧٢× ٠/٥٩) بر متغير قصد جبران هديه تأثير دارد؛ همچنين با ورود‌ متغير‌ تعديل گر‌ جنسيت ، نتايج در جـدول ٧ ارائه شـده اسـت .) 
</p><p dir="auto">با ورود متغير تعديل گر‌ کيفي جنسيت ، هر يک از فرضيه هـا بـا استفاده از روش‌ تحليل‌ گروهي‌، آزمون شدند. با توجه به نتايج تحليل گروهي در جـدول ٧، تـأثير ارزش هـديه دريافتي بر قصد جبران ‌‌هديه‌ براي مردان تأييد و براي زنان رد ميشود. ضريب استانداردشده مـسير و ضـرايب معناداري ميان‌ ارزش‌ هديه‌ دريافتي و قصد جبران هديه براي مردان (٠/٢٦) و (٢/٧٠) و براي زنان (٠/١٢) و (٤٨/١) اسـت ؛ درنـتيجه جـنسيت‌ رابطه بين ارزش هديه دريافتي و قصد جبران هديه را تعديل ميکند؛ زيرا فرضيه‌ چهارم براي دو گروه‌ مردان‌ و زنـان يکـسان نيست ؛ بنابراين فرضيه چهارم تأييد ميشود. فرضيه پنجم و ششم براي هر دو گـروه زنـان و مـردان تأييد شد و نشان ميدهد که جنسيت تأثير ارزش هديه دريافتي بر احساس تعهد و همچنين‌ تأثير احـساس تـعهد بـر قصد جبران هديه را تعديل ميکند. نتايج نشان داد که ارزش هديه دريافتي در زنان تـعهد بـيشتري (٦٤ درصد) نسبت به مردان (٥٧ درصد) ايجاد کرد؛ همچنين‌ احساس‌ تعهد ايجادشده در زنان به قصد جبران بـيشتري (٤٩ درصـد) نسبت به مردان (٣٨ درصد) منجر شد.
</p><p dir="auto">براي آزمون نقش متغير ميانجي احـساس تـعهد از آزمون سوبل استفاده شد. مقدار‌ z-value
</p><p dir="auto">حاصل از آزمـون سـوبل ٥/٥٠١ و مـقدار VAF (تعيين کننده شدت اثر غيرمستقيم از طريق مـتغير مـيانجي است )، ٠/٦٩ درصد به دست آمد. ازآنجاکه مقدار z-value بيشتر از ١/٩٦ است‌ ، در‌ سطح اطمينان ٠/٩٥ تأثير مـتغير مـيانجي احساس تعهد در الگوي پژوهش ، مـعنادار اسـت . نتايج پژوهـش در نـمودارهاي ٢ و ٣ نـشان داده شده است .
</p><p dir="auto">طبق نمودار ٢، فرضيه‌ هاي‌ اول‌ ، دوم و سوم پژوهش تأييد شدند‌ و Z-Value براي‌ سه فرضيه اول بـدون ورود مـتغير تعديل گر جنسيت از ١/٩٦ بيشتر است کـه تأييدکننده فرضيه ها
</p><p dir="auto">اسـت .
</p><p dir="auto">نـمودار ٣. نـتايج پژوهش با ورود متغير تعديل گر‌ جنسيت‌ زنان
</p><p dir="auto">با ورود متغير تعديل گر کيفي جـنسيت ، هـمه فرضيه ها به جز فـرضيه چـهارم بـراي زنان ، تأييد شـدند‌.) 
</p><h2 dir="auto"> ٦.‌نـتيجه‌ گيري‌و‌پيشنهادها‌‌
 </h2><p dir="auto">در پژوهش حاضر، تـأثير ارزش هـديه دريافتي بر قصد جبران‌ هديه با ميانجيگري احساس تعهد مورد بررسي قرار گرفت کـه احـساس تعهد به عنوان متغير ميانجي و جـنسيت بـه‌ عنوان‌ مـتغير‌ تـعديل گـر در نظر گرفته شده اسـت . همان طور که در‌ جدول‌ ٦ و ٧ نشان داده
</p><p dir="auto">شده است :
</p><p dir="auto">ـ ارزش هديه دريافتي بر قصد جبران هديه تأثيرگذار اسـت ؛ ـ ارزش هـديه دريافتي‌ بر‌ احساس‌ تعهد تأثيرگذار اسـت ؛ ـ احـساس تـعهد بـر قـصد جبران هديه تـأثيرگذار اسـت ؛
</p><p dir="auto">ـ جنسيت‌ ، تأثير‌ ارزش‌ هديه دريافتي بر قصد جبران هديه را تعديل ميکند.
</p><p dir="auto">نتايج پژوهش نشان مي دهـد‌ کـه‌ ارزشـ‌ هديه دريافتي به ميزان ٢٠ درصد از تغييرات قـصد جـبران هـديه را تـبيين مـيکند‌. اينـ‌ يافته با پژوهش آنتون و همکاران (٢٠١٤)، سازگار است .
</p><p dir="auto">ضريب مسير (٥٩ درصد) نشان‌ ميدهد‌ که‌ ارزش هديه دريافتي به ميزان ٥٩ درصد از تغييرات احساس تعهد را تبيين مينمايد‌. ضريب‌ مسير (٧٢ درصد) نـشان ميدهد که احساس تعهد به ميزان ٧٢ درصد از‌ تغييرات‌ قصد‌ جبران هديه را تبيين ميکند. با ورود متغير تعديل گر جنسيت ، نقش تعديل کنندگي براي‌ فرضيه‌ پنجم و ششم هم براي مردان و هم بـراي زنـان تأييد شد و براي فرضيه‌ چهارم‌ براي‌ مردان تأييد شد. ضريب مسير ميان ارزش هديه دريافتي و قصد جبران هديه براي مردان (٠/٢٦‌) و براي‌ زنان‌ (٠/١٢)، نشان ميدهد که مردان بيشتر قصد به جـبران هـديه دريافتي دارند‌؛ بر‌ اين اساس ، پالان و همکاران (٢٠٠١) نيز به بررسي تفاوت هاي جنسيتي در هديه دادن پرداختند که‌ نتايج‌ آن ها نيز تفاوت هاي هديه دادن بر اساس جـنسيت را تـأييد‌ کرده‌ است .
</p><p dir="auto">با توجه بـه اينـکه ارزش هاي‌ هديه‌ دريافتي‌ شامل ارزش هاي اقتصادي، اجتماعي، عملکردي، بياني‌، نمادين‌ است ، بر احساس تعهد تأثير گذاشته و سبب قصد جبران هديه ميشود، با توجه‌ بـه‌ نـتايج در رابطه بين هديه‌ دهـنده‌ و هـديه گيرنده‌ ، هديه‌ دهنده‌ بايد تلاش زيادي در انتخاب هديه‌ مناسب‌ کند؛ زيرا منافعي که هديه گيرنده از طريق هديه دريافت ميکند سبب‌ ميشود‌ تا فرد هديه گيرنده نسبت به‌ جبران آن بيتفاوت نباشد‌ و هديه‌ اي بـاارزش مـساوي و يا بيشتر‌ در‌ ازاي هديه دريافتي بدهد.
</p><p dir="auto">ازآنجاکه هديه گيرنده نقش زيادي در جبران هديه دارد‌، هديه‌ دهندگان در هديه دادن بايد‌ به‌ ويژگيهاي‌ شخصيتي و علايق هديه‌ گيرندگان‌ توجه کنند.) 
</p><p dir="auto">با توجه‌ به‌ نتايج ، پيشنهادهاي کاربردي زير ارائه شد:
</p><p dir="auto">ـ بـه فـروشگاه هاي هـديه پيشنهاد ميشود، کالاهايي که‌ ارزش‌ بيشتري از لحاظ هديه دادن دارند‌ به‌ فروشگاه ها‌ اضافه‌ و به‌ خريداران پيشنهاد کـنند؛
</p><p dir="auto">ـ به‌ افراد پيشنهاد ميشود تا هنگام خريد هديه مناسب به قـيمت ، کـاربرديبودن و جـايگاه اجتماعي حاصل از‌ هديه‌ توجه کنند؛
</p><p dir="auto">ـ به فروشگاه هاي هديه‌ پيشنهاد‌ ميشود‌ تا‌ به‌ نوع چيدمان کالاها‌، نـوع‌ ‌ ‌کـالاها، برندهاي مختلف کالاها بر اساس سليقه هاي جنسيت هاي مختلف توجه کنند؛
</p><p dir="auto">ـ بـا تـوجه بـه‌ نتايج‌ ، ارزش‌ هديه دريافتي در زنان احساس تعهد بيشتري‌ ايجاد‌ ميکند‌؛ درنتيجه‌ هديه‌ دهندگان‌ بايد بـه خريد هديه براي زنان اهميت بيشتري بدهند؛
</p><p dir="auto">به پژوهشگران آتي پيشنهاد ميشود تـا اين پژوهش را در موارد زير انجام دهـند:
</p><p dir="auto">ـ در اين پژوهـش محدوديت‌ کالايي براي هديه وجود نداشت ، توصيه ميشود تا اين پژوهش براي يک نوع کالاي خاص و يا کالاي لوکس صورت گيرد و ميزان جبران هديه بر اساس ارزش دريافتي از هديه بررسي‌ شود‌؛
</p><p dir="auto">ـ پيشنهاد ميشود تا پژوهـشي در رابطه با ارزش هاي هديه دريافتي با تعيين اولويت بندي هر يک از سطوح ارزش و همچنين اولويت بندي ارزش بر اساس اهميتي که هديه‌ دهندگان‌ و هديه گيرندگان قائل ميشوند، صورت گيرد.
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">منابع</p><ul><li>
 <a href="https://parsianhandicrafts.com/">صنایع دستی پارسیان</a> اصفهان</li></ul><p dir="auto">1. Antón, C., Camarero, C., &amp; Gil, F. )2014(. The culture of gift giving: What do
</p><p dir="auto">consumers expect from commercial and personal contexts? Journal of Consumer
</p><p dir="auto">Behaviour, 13(1), 31-41.
</p><p dir="auto">2. Beatty, S. E., Kahle, L. R., &amp; Homer, P. )1991(.Personal values and gift-giving
</p><p dir="auto">behaviors: A study across cultures. Journal of Business Research, 22)2(, 149-157.
</p><p dir="auto">3. Cravens, D. W., Holland, C. W., Lamb, C. W., &amp;Moncrief, W. C. )1988(.
</p><p dir="auto">Marketing&#x27;s role in product and service quality. Journal of Industrial Marketing
</p><p dir="auto">Management, 17(4), 285-304.
</p><p dir="auto">4. Cruz‐Cárdenas, J. )2014(. The status of gifts in the receiver&#x27;s life: Reasons for
</p><p dir="auto">the transformation of commercial products into special, common or hated
</p><p dir="auto">objects. International Journal of Consumer Studies, 38(2), 139-145.
</p><p dir="auto">5. Davies. G., Whelan. S., &amp;Walsh. M. )2010(.Gift and gifting. International
</p><p dir="auto">Journal Management Reviews,12)4(, 413-343.
</p><p dir="auto">6. Dwyer, F. R., Schurr, P. H., &amp; Oh, S. )1987(.Developing buyer-seller
</p><p dir="auto">relationships. The Journal of Marketing, 51(2), 11-27.
</p><p dir="auto">7. Fornell, C., &amp;Larcker, D. F. )1981(.Evaluating structural equation models with
</p><p dir="auto">unobservable variables and measurement error. Journal of Marketing Research,
</p><p dir="auto">18(1), 39-50.
</p><p dir="auto">8. Fischer, E., &amp; Arnold, S. J. )1990(. More than a labor of love: Gender roles and
</p><p dir="auto">Christmas gift shopping. Journal of consumer research, 17, 333-345.
</p><p dir="auto">9. Ferrandi, J. M., Louis, D., Merunka, D., &amp;; Valette-Florence, P. )2015(. The
</p><p dir="auto">Influence of Personal Values and Materialism on Motivations towards Gift-
</p><p dir="auto">Giving: A Model and Empirical Evidence. In Assessing the Different Roles of
</p><p dir="auto">Marketing Theory and Practice in the Jaws of Economic Uncertainty )pp. 1-6(.
</p><p dir="auto">Springer International Publishing.
</p><p dir="auto">10. Goodwin, C., Smith, K. L., &amp;Spiggle, S. )1990(. Gift giving: Consumer
</p><p dir="auto">motivation and the gift purchase process. Journal of Advances in Consumer
</p><p dir="auto">Research, 17(1), 690-698.
</p><p dir="auto">11. Giesler, M. )2006(.Consumer gift systems. Journal of Consumer Research,
</p><p dir="auto">33(2), 283-290.
</p><p dir="auto">12. Gouldner, A. W. )1960(. The norm of reciprocity: A preliminary statement.
</p><p dir="auto">Journal of American Sociological Review, 25(2), 161-178.
</p><p dir="auto">13. Henseler, J., Ringle, C. M., &amp;;Sinkovics, R. R. )2009(. The use of partial least
</p><p dir="auto">squares path modeling in international marketing. Journal of Advances in
</p><p dir="auto">International Marketing (AIM), 20, 277-320.
</p><p dir="auto">14. Lawler, E. J., &amp; Yoon, J. )1996(. Commitment in exchange relations: Test of a
</p><p dir="auto">theory of relational cohesion. Journal of American Sociological Review, 61(1), 89-
</p><p dir="auto">108.
</p><p dir="auto">15. Moorman, C., Zaltman, G., &amp; Deshpande, R. )1992(.Relationships between
</p><p dir="auto">providers and users of marketing research: The nature of trust within and between
</p><p dir="auto">organizations. Journal of Marketing Research, 10, 404-409.
</p><p dir="auto">16. Mayet, C., &amp; Pine, K. J. )2010(.The psychology of gift exchange. University
</p><p dir="auto">of Hertfordshire.
</p><p dir="auto">17. Mowen, J.C., &amp;; Minor, M. )1998(.Consumer Behavior, 5thedn. London:
</p><p dir="auto">Prentice Hall.)
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">18. Palan, K. M., Areni, C. S., &amp; Kiecker, P. )2001(. Gender role incongruency
</p><p dir="auto">and memorable gift exchange experiences. Advances in Consumer Research, 28,
</p><p dir="auto">51-57.
</p><p dir="auto">19.Schwartz, B. )1967(. The social psychology of the gift. American Journal of
</p><p dir="auto">Sociology, 73(1), 1-11.
</p><p dir="auto">20. Stephen, M. )2000(. Reparation and the gift. Ethos, 28(2), 119-146.
</p><p dir="auto">21. Sheth, J. N., Newman, B. I., &amp; Gross, B. L. )1991(. Why we buy what we buy:
</p><p dir="auto">A theory of consumption values. Journal of Business Research, 22(2), 159-170.
</p><p dir="auto">21. Sque, M., &amp; Payne, S. A. )1994(.Gift exchange theory: Acritique in relation to
</p><p dir="auto">organ transplantation. Journal of Advanced Nursing, 19(1), 45-51.
</p><p dir="auto">22. Sherry, J. F. Jr. )1983(. Gift giving in anthropological perspective. Journal of
</p><p dir="auto">Consumer Research, 10(2), 157-168.
</p><p dir="auto">23. Yang, K., &amp; Jolly, L. D. )2009(. The effects of consumer perceived value and
</p><p dir="auto">subjective norm on mobile data service adoption between American and Korean
</p><p dir="auto">consumers. Journal of Retailing and Consumer Services, 16(6), 502-508.
</p><p dir="auto">24. Zeithaml, V. A. )1988(. Consumer perceptions of price, quality, and value: A
</p><p dir="auto">means-end model and synthesis of evidence. The Journal of Marketing, 52(3), 2-
</p><p dir="auto">22.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto"><br/></p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[جایگاه اجتماعی صنایع دستی و هنر های سنتی]]></title>
      <link>http://medad.io/@srsl61/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B5%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C/</link>
      <guid isPermaLink="false">http://medad.io/hGq/</guid>
      <category><![CDATA[صنایع دستی اصفهان]]></category>
      <category><![CDATA[جایگاه صنایع دستی]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[parsian handicrafts]]></dc:creator>
      <pubDate>Tue, 15 Oct 2019 20:43:49 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2019-10-16T00:13:49+03:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto"><a href="https://parsianhandicrafts.com">صنایع دستی اصفهان</a></p><p dir="auto">جایگاه اجتماعی صنایع دستی و هنر های سنتی با نظری به مسگری کاشان در گذشته و امروز (31 صفحه)
</p><p dir="auto">نویسنده : علیرضا بهارلو
</p><p dir="auto">نویسنده : امیرحسین چیت سازیان
</p><p dir="auto">نویسنده : وحیدرضا جویباری
</p><p dir="auto">چکیده
</p><p dir="auto">مسگري كاشان از جمله صنايع و هنرهاي سنتي و كهن شهر تاريخي كاشان است كه متاسفانه امروزه - همچون اغلب صنايع دستي و سنتي اين شهر - با ركودي بي سابقه مواجه شده و جايگاه اصيل و واقعي خود را از دست داده است. قسمت عمده اي از بازار كاشان كه بنا بر اَسناد و مدارك تاريخي و همچنين اقوال صنعت كاران اين حرفه و عموم، زماني سراسر حجره هاي مسگري و مسكوبي بوده، در حال حاضر به بازاري عمومي براي عرضه ساير كالاها مبدل شده و كمتر جايي را در آن براي مسگري و پيشه وران ماهر آن مي توان يافت. در اين تحقيق با در نظر گرفتن نقش و جايگاه صنايع دستي و هنرهاي كهن، حوزه فلزكاري سنتي، بويژه مسگري و پيشينه آن مورد توجه قرار گرفته و در اين راستا بازار قديمي شهر كاشان به عنوان نمونه مطالعاتي، مورد تحقيق و بررسي قرار گرفته است. روش تحقيق، هم از نوع ميداني و هم كتابخانه اي (اسنادي تاريخي و تحليل محتوا) بوده است و در نهايت سعي شده است تا با استناد به بررسي ها و تحقيقات و همچنين با رجوع به منابع مستند، علل افول و انزواي اين صنايع عنوان شود و راهكارهاي لازم تا حد امكان پيشنهاد گردد.
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">‌ ‌‌‌جـايگاه‌ اجتماعي صنايع دستي و هنرهاي سنتي با نظري به مسگري کاشان در گذشته و امروز‌
</p><p dir="auto">*
</p><p dir="auto">امـيرحسين‌ چـيت‌ سـازيان
</p><p dir="auto">**
</p><p dir="auto">وحيدرضا جويباري
</p><p dir="auto">***
</p><p dir="auto">عليرضا بهارلو
</p><p dir="auto">تاريخ دريافت : ٩٣/١/٢٥ تاريخ پذيرش : ٩٣/٦/٢٠
</p><h2 dir="auto"> چکيده
 </h2><p dir="auto">مسگري‌ کاشان از جمله صنايع و هنرهاي سنتي و کـهن شهر تاريخي کاشان است که متاسفانه‌ امروزه - همچون اغلب صنايع‌ دستي‌ و سنتي اين شـهر - با رکودي بيسابقه مـواجه شـده و جايگاه اصيل و واقعي خود را از دست داده است . قسمت عمده اي از بازار کاشان که بنا بر اسناد و مدارک تاريخي و همچنين اقوال‌ صنعت کاران اين حرفه و عموم ، زماني سراسر حجره هاي مسگري و مسکوبي بوده ، در حال حـاضر به بازاري عمومي براي عرضه ساير
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">کالاها مبدل شده و کمتر جايي را در آن براي مسگري‌ و پيشه‌ وران ماهر آن ميتوان يافت . در اين تحقيق با در نظر گرفتن نقش و جايگاه صنايع دستي و هنرهاي کهن ، حوزه فلزکاري سنتي، بـويژه مـسگري و پيشينه آن مورد توجه قرار گرفته و در‌ اين‌ راستا بازار قديمي شهر کاشان به عنوان نمونه مطالعاتي، مورد تحقيق و بررسي قرار گرفته است . روش تحقيق ، هم از نوع ميداني و هم کتابخانه اي (اسنادي تاريخي و تـحليل مـحتوا) بوده‌ است‌ و در نهايت سعي شده است تا با استناد به بررسيها و تحقيقات و همچنين با رجوع به منابع مستند، علل افول و انزواي اين صنايع عنوان شود و راهکارهاي لازم تا حد امکان‌ پيشـنهاد‌ گـردد‌.
</p><p dir="auto">واژه هاي کليدي:
</p><p dir="auto">هنرهاي سنتي‌، فلزکاري‌ ، مسگري‌، بازار کاشان
</p><p dir="auto">1
</p><h2 dir="auto"> مقدمه
 </h2><p dir="auto">صنايع دستي ايران از جمله شاخص ترين صنايع هنري است که ريشه هاي عميقي در فرهنگ و تاريخ اين‌ سرزمين‌ دارد‌ و از ديد تنوع نيز از طيف گـسترده اي‌ بـرخوردار‌ اسـت که از اين منظر کشورمان در رأس ساير کـشورهاي دنـيا قـرار گرفته است .
</p><p dir="auto">تاکنون درخصوص صنايع دستي و نيز‌ از‌ سويي‌ ديگر، واژه فرهنگ که در برگيرنده بسياري از حوزه ها‌ و داشته هاي جوامع و ملت ها از جـمله هـنر و صـنايع دستي آنهاست ، تعاريف متعددي ارائه شده است که هـمگي‌ بـيانگر‌ ويژگيها‌، صفات و جايگاه اين دو حوزه از نظرگاه هاي متفاوتي بوده است‌ . اما‌ در تعريفي اجمالي و مختصر ميتوان گفت که صنايع دستي «بـخشي از هـنرهاي سـنتي است که حقيقت‌ متعالي‌ هنر‌ را با فنون و مهارت هاي صـنعتي متناسب ، آميخته و با قالب تکثير در‌ متن‌ زندگي‌ فردي و
</p><p dir="auto">١- پيش از هر چيز لازم به يادآوري است که پيگيري و حفاظت از هنرهاي‌‌ سـنتي‌ در‌ مـعـرض افــول و فـراموشـي، کاري است اصولي و نيازمند وقت و هزينه هاي ديگر که در اين‌ مـقاله‌ کـوتاه ، بررسي تمام ابعاد و جوانب آن قطعـا امکان پذير نميباشد و همکاريها و حمايت هاي‌ اساسي‌ و همه‌ جانبه را ميطلبد.
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">جمعي عـرضه کـرده اسـت » (ياوري، ١٣٨٩ب : ٨). البته بيان تعريفي مشخص و روشن‌ از‌ واژه فرهنگ کار چندان ساده اي نيست و تاکنون تـعاريف بـسياري از جـانب جامعه‌ شناسان‌ ، مورخان‌ ، محققان و... در اين باره صورت گرفته که هر يک به نوعي در پي تعيين و تبيين‌ حـدود‌ اين حـوزه بـوده اند، که البته بيان تمام آنها در اين مقاله‌ نميگنجد‌. به‌ هر حال در نگاهي کلي و گـذرا بـه تعاريف صورت پذيرفته تا به امروز، ميتوان اظهار‌ داشت‌ که‌ فرهنگ مجموعه اي از ارزش هـاي مـادي و مـعنوي است که توسط انسان‌ ها‌ و در طول تاريخ بشري آفريده شده است و مبين ميزان پيشـرفت ، تـوليد، وضعيت آموزشي، نهادها، صنايع و بويژه‌ هنرها‌ است .
</p><p dir="auto">صنايع کهن ايران به علت وسعت و گـستردگي شـاخه هـا، قابل تقسيم‌ به‌ زير شاخه هاي متعددي است که اين‌ نشان‌ از‌ گوناگوني و بالندگي سطح هنرهاي سـنتي و ريشـه داشتن‌ آن‌ در تاريخ غني ايران دارد. از جمله زير شاخه هاي اين صنايع که‌ تاثير‌ زيبا شـناختي و کـاربردي فـراواني از‌ گذشته‌ در زندگي‌ اقشار‌ گوناگون‌ داشته است ، هنرهاي فلزي است که‌ مسگري‌ و مسکوبي از شاخص ترين و جـالب تـوجه تـرين آنها است .
</p><p dir="auto">مسگري و بازار مسگران‌ در‌ گذشته از ارکان مهم در توليد‌ و رفع نيازهاي زنـدگي بـوده‌ اند‌ و صداي چکش مسگرها مانند امروز‌، صداي‌ غريب و ناآشنا نبوده است و اغلب ظروف و برخي اشياي زينـتي و کـاربردي را عموما اسباب‌ مسي‌ تشکيل ميداده اند.
</p><p dir="auto">در ميان‌ بازارهايي‌ که‌ از گذشته به‌ مـسگري‌ اخـتصاص داشته اند و امروزه‌ اغلب‌ با ساير مـشاغل و حـرفه هـا جايگزين شده اند، بازار کاشان را ميتوان نـام بـرد‌ که‌ هنر مسگري را در کنار ساير‌ هنرهاي‌ برجسته اين‌ شهر‌ (از‌ قبيل قالي بافي، سـفال‌ گـري و...) در حد عالي دنبال مينموده و مـحصولات و آثـار متعددي را نـيز عـرضه مـيکرده است .
</p><p dir="auto">بر‌ اساس‌ آنچه بيان شـد، آشـنايي و شناخت صحيح‌ از‌ صنايع‌ دستي‌ و سنتي‌ کشور و درک جايگاه‌ و موقعيت‌ آن و همچنين بررسي سير تـحول اين صـنايع از گذشته تا امروز، امري حياتي و ضـروري در حفظ‌ و ادامه‌ روند‌ تـوسعه اين هـنر است . از اين رو‌ در‌
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">اين‌ نوشته‌ با‌ تـعيين‌ حـوزه و قلمرويي خاص (مسگري کاشان ) توجه را به بررسي و ريشه يابي موانع پيش روي و علل و راهکارها مـعطوف داشـته ايم .
</p><p dir="auto">١- جايگاه و اهميت صنايع دستي و هـنرهاي سـنتي
</p><p dir="auto">صـنايع دستي‌ که بـه آمـيزه اي از هنر و صنعت اطلاق مـيشود و در قـالب حوزه اي مستقل و بوميمطرح است ، از ساليان دور همواره در جوامع بشري حضور داشته و به عنوان يکي از نـمادهاي‌ فـرهنگي‌ و تاريخي هر کشور شناخته ميشده اسـت . بـررسي صنايع دسـتي هـر کـشور يا منطقه ، تا حد زيادي بـيانگر فرهنگ و صنعت مردمان و استعدادها و مهارت هاي ايشان است . در واقع وجود اين‌ صنايع‌ و هنرها، همچون سـندي اسـت بر هويت تاريخي ملت ها، چـرا کـه بـخشي از مـيراث فـرهنگي کهن به اين حـوزه اخـتصاص دارد.
</p><p dir="auto">صنايع دستي‌ يا‌ به بيان صحيح تر «هنرهاي‌ صناعي‌ »١ علاوه بر عناوين يادشده ، ويژگيها و خصايص منحصر و ارزنـده ديگـري را نـيز داراست که عنايت و توجه بيشتري را به خـود مـيطلبد؛ اين ويژگـيها عـبارتند از‌: «مـلي‌ گـرايي و غير وابسته بودن‌ آن‌ ، قابليت ايجاد و توسعه در تمام مناطق شهري، روستايي و عشايري، عدم نياز به کارشناسان خارجي، دسترسي آسان به مواد اوليه و ابزار کار مختصر و ارزش افزوده بالا، عـدم نياز به سرمايه گذاري‌ زياد‌، بستر سازي در صنعت گردشگري، عدم داشتن آثار مخرب زيست محيطي، ايجاد درآمد مکمل و قدرت اشتغال زايي» (رک: ياوري،
</p><p dir="auto">١٣٨٩الف : ١٩).
</p><p dir="auto">«از آنجا که صنايع دستي اساسا متکي به منابع‌ داخلي‌ است و بـه‌ طـور معمول بيش
</p><p dir="auto">از %٩٠ ارزش داده ها در اين رشته ، که به طور عمده شامل نيروي‌ کار، مواد اوليه
</p><p dir="auto">١- گروه هنرهاي سنتي فرهنگستان هنر، واژه «هنرهاي صـناعي‌» را‌ گويـاتر‌ و کامـل تـر از واژه «صـنايع دسـتي»
</p><p dir="auto">ميداند (ياوري، ١٣٨٩(ب ) : ٧).
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">مصرفي و وسايل و ابزار کـار اسـت ، در داخل کشور ‌‌توليد‌ ميشود، طبعا هر گونه افزايش در ميزان توليد و فروش فرآورده هاي دستي، اثر‌ مستقيمي‌ بر‌ درآمد سرانه کشور دارد» (ياوري، ١٣٨٠: ١٥) و توسعه سرمايه گـذاري و حـمايت کافي در آن ، رشد‌ و شکوفايي و از طرفي افـزايش نـرخ اشتغال زايي و جلوگيري از بروز آسيب هاي اجتماعي‌، فرهنگي و ... را به دنبال‌ دارد‌.
</p><p dir="auto">صنايع و هنرهاي دستي و سنتي در ايران چيزي است که سابقه و قدمتي معادل تمدن چند هزار سال هـاين سـرزمين دارد و ريشه هاي آن را بايد در کـنار سـکونت گاه ها و در ميان‌ آثار بجاي مانده از ساکنان اوليه اين سرزمين جستجو کرد، اما «به طور خلاصه در قرن هفتم و هشتم و اواخر قرن سيزدهم و چهار دهم هنر صنايع دستي در اوج و تکامل و شکوفايي خود‌ بوده‌ اسـت ، و پس از ورود اسـلام به ايران و ارج نهادن به هنرهاي سنتي و دستي و بناهاي اوايل دوره اسلامي و زمان سامانيان ، غزنويان و سلجوقيان ، پيوسته به عنوان بخشي از شاهکارهاي فني و هنر معماري‌ ايران‌ به شمار ميرفته است .
</p><p dir="auto">نظر کلي به تاريخ نـشان مـيدهد که اصـالت ايراني در پرتو درخشندگي فرهنگ خاص خود هر بار به صورتي جوانتر و شکيل تر و با نيروي بيشتر‌، راهـ‌ خود را به جانب حياتي نو آغاز کرده است » (اسفندياري، ١٣٨٦، پايگاه آفـتاب ).
</p><p dir="auto">صـنايع دسـتي ايران که در کنار صنايع دستي چين و هند، سه قطب اصلي آسيا و جهان را‌ تشکيل‌ ميدهد‌ در طول تاريخ دستخوش تـحولات‌ ‌ ‌شـگرفي‌ بوده‌ است که امروزه با ظهور تکنولوژي و علوم جديد تا ميزان زيادي جايگاه واقـعي خـود را از دسـت داده و در پاره اي‌ از‌ موارد‌ نيز رو به فراموشي گذارده است ، از جمله‌ اين‌ موارد بخش ساخت و توليدات محصولات فلزي و آلياژي اسـت که هنر- صنعت مسگري، گوياترين نمونه آن است و بحث اصلي اين‌ مقاله‌ نيز‌ بـه آن اختصاص داده شده است . بـنابراين پيش از پرداخـتن‌ به موضوع ، بيان پيشينه اي از فلز مس در ايران و جايگاه و ويژگيهاي
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">خاص آن و ساير مختصات فيزيکي و ظاهري‌ اين‌ فلز‌ در کنار روش هاي ساخت و آماده سازي، ضروري به نظر ميرسد‌، که‌ بدان اشاره ميشود.
</p><p dir="auto">٢- مسگري و پيشـينه آن در ايران
</p><p dir="auto">٢-١ - تـاريخچه و ويژگيهاي منحصر مس
</p><p dir="auto">بشر پس از سنگ‌ ، گل‌ و استخوان‌ براي رفع ساير نيازهايش به فلزات روي آورد و «از اهميت فلزات همين‌ بس‌ که‌ دوره هاي گوناگون تمدن بشري را با فلز خاصي که در هر دوره کشف‌ شده‌ و از‌ اعتبار بـيشتري بـرخوردار بوده است ، نامگذاري کرده اند. در اين ميان نخستين عصر، «عصر‌ مس‌ » نام دارد» (ياوري، ١٣٨٧: ٣٩). البته لازم به ذکر است که انسان در‌ آغاز‌ از‌ فلزات به عنوان وسيله اي تزييني استفاده مينمود و به تدريج با ساير خـواص فـلز‌ آشنا‌ شد و از آن در جهت ساخت ابزار ضروري زندگي بهره جست .
</p><p dir="auto">چنانچه گفته‌ ميشود‌ «طلا‌ و مس نخستين فلزاتي هستند که توسط انسان شناخته شدند»١ (توحيدي، ٢:١٣٨٦). طلا به دليل ظاهر‌ زيبا‌ و ويژگي درخـشندگياش و کـميابي، از همان آغاز فلزي گرانب ها و تزييني بود «اما‌ مس‌ به‌ دليل کاربرد عمليتر، به زودي مرتبه اي بس رفيع در پيشرفت و ترقي فرهنگ انسان به‌ خود‌ اختصاص‌ داد .
</p><p dir="auto">علت اين که انسان مس را زودتر از بـقيه فـلزات شـناخت‌ و از‌ آن در ساخت لوازم مورد نيازش استفاده کـرد بـه اين جـهت بود که اولا مس در‌ طبيعت‌ به صورت خالص يافت ميشد، ثانيا استخراج و بهره برداري از آن ساده‌ بود‌ و سومين دليل ، درخشش و جلاي مس خالص و رنـگ‌ جـالب‌ تـوجه‌ سنگ هاي معدني مس بود» (توحيدي، ١٣٨٦‌: ٣ و ٢).
</p><p dir="auto">ابزارهاي‌ فـلزي کـه از تمدن هاي پيش به ويژه مناطق خاورميانه که خاستگاه
</p><p dir="auto">نخستين‌ تمدن‌ ها و پيدايش ادوات و آثار هنري‌ است‌ بدست آمده‌ ، گواهي‌ است‌ بر اين
</p><p dir="auto">١- در پايان آخـرين دورانـ‌ يخـچالي‌، رگه هاي برخي از فلزات که به صورت خالص در طبيعت وجـود‌ دارنـد‌ مثـل
</p><p dir="auto">مس و طلا و ... در سطح زمين‌ نمايان شدند (توحيدي، ١٣٨٦‌: ٢).
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">ادعا‌ که ساکنان اين مناطق از‌ هزاره‌ هاي پيش از ميلاد مسيح از کـاربرد فـلز، بـويژه مس آگاه بوده اند‌. «اين‌ ابزارها هميشه از مس چکش‌ خورده‌ درسـت‌ مـيشدند، چرا که‌ آدميتازه‌ به خواص فلزات راه‌ يافته‌ بود و ميدانست که مس ، نرم و چکش خوار اسـت ولي هـنوز از هـنر ريخته گري‌ آگاه‌ نبود. تمدن اين دوره متعلق به‌ واپسين‌ سال هاي‌ عصر‌ نـوسنگي‌ اسـت » (وولف ، ١٣٧٢: ١).
</p><p dir="auto">خـواص‌ فيزيکي مس به گونه اي است که نوع خالص آن «در ١٠٨٣ درجه سانتيگراد گداخته‌ و در‌ ٢٣٦٠ درجه سانتيگراد بـه غـليان در‌ مـيآيد‌. خواص‌ چکش‌ خواري‌، تورق و مفتول شدن‌ در‌ مس خالص به فراواني وجود دارد و ممکن است آن
</p><p dir="auto">را بـه سـهولت و تحت عمليات مکانيکي به‌ شکل‌ هاي‌ گوناگون درآورد» (ياوري، ١٣٨٧:
</p><p dir="auto">.(40
</p><p dir="auto">در دوران‌ اسلاميو‌ در‌ پي‌ مخالفت‌ با‌ اشرافيگري و مـمنوعيت اسـتفاده از طـلا و نقره براي ساخت ظروف ، روند استفاده از فلزاتي چون مس بيش از بيش افزايش يافت و اجـراي تـزيينات گوناگوني مثل مشبک کاري، قلمزني‌، حکاکي، فلز کوبي، ترصيع و کنده کاري و... سبب پيشـرفت چـشمگيري در اين هـنر و صنعت شد که اوج فلزکاري اين دوران را ميتوان در دوره سلجوقيان و چند سده پس از آن ، در‌ عهد‌ صفويه ملاحظه کرد.
</p><p dir="auto">بنا به گـفته مـسگران و به نقل از استادان اين حرفه که نسل در نسل به اين شغل اشتغال داشته انـد و در طـي سـاليان متمادي تجارب ارزشمندي‌ در‌ اين زمينه کسب نموده اند، فلز مس داراي ويژگيها و خواصي است که شايد بـسياري از مـردم بـا آن ناآشنا باشند. اين هنرمندان و صنعتگران‌ در‌ پي توصيف پاره اي از‌ خواص‌ مس به نکاتي
</p><p dir="auto">اشاره ميکنند کـه رعـايت آنها، تأثيرات ارزنده اي بر بدن انسان و سلامتي وي دارد: برخي از اين مسگران چنين نقل ميکنند‌ که‌ در گذشته پزشکان بـه‌ کـساني‌ که از درد مفاصل رنج ميبردند، داشتن يک دستبند مسي را توصيه ميکردند و دليل اين امر را تماس دسـتبند مـسي با پوست و جبران بخشي از کمبود يون هاي مـسي در‌ خـون‌
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">مـيدانستند. تا چند دهه پيش نيز مردم کشورمان رسـم داشـتند تا براي پخت غذا (بويژه غذاهايي مثل خورشت يا آش ) از قابلمه هاي مسي و ملاقه هـا يا کـفگيرهاي آهني استفاده‌ کنند‌ که دليل‌ اين مـورد هـم بهره بـردن از يون هـاي مـس و آهن در جهت تأمين نيازهاي بدن و حـفظ تـندرستي‌ بويژه سلامت کارکرد مغز بود. بر اساس نظريات پزشکي، جذب مس‌ در‌ رودهـ‌ بـاريک انجام ميشود و برخي از مواد غذايي از جـمله منابع حيواني داراي مقاديري از اين مـاده هـستند‌.
</p><p dir="auto">‌‌با‌ استناد به تجربيات مـسگران و بـنا به عقيده پزشکان ، کمبود يون مس باعث رخوت‌ و احساس‌ خواب‌ آلودگي و کسالت در شخص مـيگردد و بـه همين صورت فقدان برخي ديگـر از فـلزات هـمچون آهن‌ نيز چـنين اسـت که تمام اين موارد دليلي اسـت بـر استفاده عمده پيشينيان‌ از اين ابزار و ظروف‌ و آگاهي‌ نسبت به خواص ويژه (غذايي) مس .
</p><p dir="auto">٢-٢- مراکز، معادن و نـخستين کـوره هاي ذوب
</p><p dir="auto">يکي از مهمترين دلايل استفاده و کاربر زياد فـلزات از جـمله مس در فـلات ايران از گـذشته تـا به امروز‌ وجود مـعادن و مخازن طبيعي فراوان بوده است . «برخي مصر و يا بين النهرين را کهن ترين مراکز ذوب مس ميدانند، ولي پيدايش کـوره ذوب مـس در ناحيه سگزآباد قزوين ، در تپه قبرستان‌ ١ در‌ حـفريات مـوسسه بـاستان شـناسي دانـشگاه تهران توسط &quot;دکـتر مـجيد زاده &quot; نشان داد که شايد اولين مرکز ذوب مس در فلات مرکزي ايران و در تپه قبرستان بوده است » (توحيدي، ١٣٨٦: ٥). اين‌ امر‌ مبين اين نـکته اسـت کـه فلز کاران ساکن در فلات ايران از پيشگامان کشف ذوب مـس در دنـياي بـاستان بـوده انـد. «در حـفاري لايه نهم تپه قبرستان ، دو کارگاه‌ ذوب‌ مس شناسايي شد. علاوه بر کوره هاي ذوب مس تعداد قابل توجهي از آلات و ادوات که مربوط به اوايل هزاره
</p><p dir="auto">١- تپه قبرستان در منطقه سگزآباد بوئين زهرا ، حـدود ٦٠‌ کيلومتري‌ جنوب‌ قزوين واقع است .
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">پنجم ق .م است‌ نيز‌ بدست‌ آمد» (توحيدي، ١٣٨٦: ٥). البته اين امر در خصوص تپه هاي سيلک در کاشان (که مسگري، وضعيت اجتماعي و چالش هاي صنايع آن‌ موضوع‌ خاص‌ تر بـحث اسـت ) نيز در کنار تپه قبرستان‌ مطرح‌ است . چنانچه «از دوره سيلک ٣ لايه ٤ آلات و ادواتي وجود دارد که مطالعه آنها نشان داده در اين دوره که‌ تقريبا‌ همزمان‌ با لايه ٩ تپه قبرستان است ، فلزگران سيلک موفق به ذوب‌ مس شده انـد و اشـياء و ابزار مورد نظر خود را در قالب هاي باز توليد کرده اند و يا اين‌ که‌ اين‌ اشياء به صورت ساخته شده از يکي از مراکز فرهنگي فلات‌ مـرکزي‌ مـثل تپه قبرستان وارد سيلک شده اسـت » (تـوحيدي، ١٣٨٦: ٢٩).
</p><p dir="auto">با ورود و گسترش اسلام در ايران‌ ، جايگاه‌ فلزات‌ (به جزطلا و نقره ) در تزئينات ، ظروف کاربردي و ساير هنرها محدوده خاصي پيدا‌ کرد‌ که‌ طيفي از ابزار و ادوات را نيز در بر ميگرفت . «مـجموعه اصـلي فلزکاري اسلامي، گلدان‌ هـا‌ ، ظـروف‌ يا وسايل آشپز خانه ، جواهرات ، ادوات نظامي، زره ، ابزار و دستگاه هاي علميرا شامل ميشد‌» (وارد‌،
</p><p dir="auto">١٣٨٤: ٩). مواد اوليه اين آثار از معادن سرتاسر کشور تهيه ميشد که برخي‌ از‌ اين‌ منابع در طول تاريخ از ديد کميو کيفي شاخص تر و معتبر تـر از ديگـر‌ موارد‌ بوده است .
</p><p dir="auto">«ابودلف سياح قرن چهارم هجري و ابن حوقل در نوشته هاي خود‌ از‌ معادن‌ سنگ مس نيشابور و خراسان و ابن بطوطه از معادن مس زنجان ياد کرده اند، در &quot;حدودالعالم‌ &quot; به‌ معدن سنگ در جـيرفت و بـم ، در &quot;نزهت القـلوب &quot; و &quot;جواهرنامه &quot; به معادن سنگ‌ مس‌ در‌ آذربايجان و بخارا اشاره شده است » (توحيدي، ١٣٨٦: ٢٠). پيش از اين و در قرون اوليه اسلامي‌ نيز‌ مخازن‌ متعددي مـد نظر بوده است . «معادن مس کاشان ، انارک، اصفهان و بخارا براي‌ خـلفاي‌ اسـلاميمقارن قـرن نهم مسيحي بسيار با اهميت بود، زيرا از اين معادن هر سال بيش از‌ ١٠٠٠٠‌ دينار خراج حاصل ميگرديد» (وولف ، ١٣٧٢: ٢).
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">٢-٣- ابزار و ادوات مسـگري
</p><p dir="auto">در سـاخت ‌ ‌يکـ‌ ظرف‌ مسي از ابتدا تا پايان کار وسايل‌ و آلات‌ ويژه‌ اي بکار گرفته ميشود که هـر کـدام‌ نـيز‌ نقش خاصي در فرم نهايي و کاربرد اثر دارند. برخي از اين ادوات خود‌ قابل‌ تقسيم به انواع گوناگوني هـستند‌ که‌ ذکر نام‌ تمام‌ آنها‌ در اين بخش محدود امکان پذير‌ نميباشد‌ و به گفته خود مـسگرها دفتري مجزا و مفصل را مـيطلبد. هـنرمندان مسگر، اين‌ ابزار‌ را همچون ظروف و ساير توليدات مسي‌ تا چند صد نوع‌ و گونه‌ بر ميشمرند و شناخت و بکارگيري هر‌ مورد‌ را نيازمند تخصص و تجربه اي چندين ساله ميدانند. در
</p><p dir="auto">زير به بخشي از‌ اين‌ ابزارها تا حـد امکان در‌ قالب‌ تصوير‌ اشاره شده است‌ .
</p><p dir="auto">مهمترين‌ ويژگي و خواص‌ فلزات‌ که‌ آنها را از ساير‌ مواد، متمايز و برتر نموده است خاصيت استحکام ، رنگ و جلا، قابليت چکش خواري، تورق ، ذوب و استقامت‌ در‌ مقابل ضربه ، فشار و عوامل جوي مخرب‌ ميباشد‌. آنچنان‌ کـه‌ اشـاره‌ شد فلز مس‌ با‌ داشتن قابليت هايي مثل چکش خواري و شکل پذيري، قابل يافت بودن به طور خالص در طبيعت‌ و داشتن‌ رنگ‌ و جلاي زيبا، از گذشته مورد توجه انسان‌ ها‌ بوده‌ اسـت‌ .
</p><p dir="auto">شـواهد‌ و مدارک‌ در دست ، گوياي اين امر است که «نخستين استفاده از مس و تبديل آن به آلات و ابزار، از طريق کوبيدن و چکش خواري بوده است » (توحيدي، ١٣٨٦: ٤).
</p><p dir="auto">اين گونه‌ چکش خواري که بر سختي و شکنندگي اين فلز ميافزود و آن را مـهياي کـار
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">و تـوليد ميساخت ، در ابتدا بدون حرارت انـجام مـيگرفت کـه به آن چکش کاري سرد ميگويند. «در مرحله‌ بعد‌، استفاده از حرارت بصورت گداختن فلز و چکش کاري بود که در اين مر حله حرارتي حدود ٥٠٠ درجـه سـانتيگراد بـه فلز داده ميشد تا انعطاف پذيري فلز بيشتر شده‌ و فـلز‌ نـرم شود [...] مرحله نهايي استفاده از مس در ساخت اشياء، ذوب مس و ساخت اشياء از طريق ريخته گري و قالب گيري بود» (توحيدي، ١٣٨٦‌: ٥).
</p><p dir="auto">امروزه‌ فـلز کـاران بـراي تهيه مس‌ معمولا‌ از اسقاطيهاي مس و در برخي موارد نيز از شمش هـا و ورق هاي آماده استفاده ميکنند. سازندگان محصولات مسي «پس از تهيه شمش ، آن را‌ به‌ کارگاه نورد منتقل ميکنند‌، تا‌ پس از نورد، ورق هاي مـسي بـا ضـخامت هاي مورد نياز که معمولا خيلي کم و در بعضي اوقات به ٠/٩ مـيليمتر مـيرسد، را تحويل گيرند» (ياوري ، ١٣٨٧: ٤٧). اين ورق هاي‌ نازک‌ پس از انتقال به کارگاه ها به شيوه هاي گوناگون براي کار آماده مـيگردند. شـيوه هـايي مثل چکش کاري يا خم کاري و مراحلي همچون چرخ کاري، سوهان کاري، سـفيد کـاري‌، قـلم‌ زني، حکاکي‌، صافکاري و چسباندن قطعات و سياه کاري که هر يک ابزار، تکنيک و اصول و تخصص خـود را مـيطلبد و هـر کدام‌ مبحثي است مستقل براي خود. مراحل ديگري همچون نشاندن سنگ ها‌ و يا‌ جواهرات‌ زينـتي نـيز در کنار اين هنر- صنعت ، از دير باز وجود داشته است که روي هم رفته ‌‌مسگري‌ را به يکـي از هـنرهاي دسـتي نفيس تبديل کرده است .
</p><p dir="auto">لازم به يادآوري‌ است‌ که‌ در اين ميان ، سفيدکاري و قلمزني مس از جمله مهمترين تـکنيک هـاي آماده سازي و زيبا سازي‌ ظروف و ابزار مسي است . ميدانيم که درون مس قرمز غـذا پخـته نـميشود و بايد‌ براي اين کار ابتدا‌ سطح‌ آن را سفيد کرد تا ترکيبات مضر آن از ميان برود. سفيدگري را در کارگاه جـداگانه اي کـه خاص اين کار است انجام ميدهند. در اين روش ، سفيدگر قلع را با‌ نيشادر (Neshador) مخلوط کرده و از آن اسـتفاده مـيکند. رنـگ ظرف سفيد شده بنا به مرغوبيت ٦ ماه تا ٢ سال ثابت ميماند و پس از اين مدت ، عمل سفيدگري بـايد دوبـاره تـکرار گردد تا‌ ظرف‌ مورد نظر بار ديگر جلاي خود را بدست آورد و قابل اسـتفاده شـود.
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">اما تکنيک قابل ملاحظه ديگر، قلمزني است . قلمزني عبارت است از: تزئين و کندن نقوش بر روي اشياي فـلزي‌ بـويژه‌ مس و يا به عبارتي، ايجاد خطوط و نقوش به وسيله قلم خاص فلزکاري و ضـربه چـکش بر روي اجسام فلزي. اين تکنيک با ارزش و زيبا از جـمله رشـته هـاي هنرهاي سنتي‌ ايران‌ است و ميتوان آن را در زمره شـاخه اي از صـنايع دستي (هنرهاي صناعي) دانست .
</p><p dir="auto">امروزه براي قلمزني نخست داخل يا زير ظرف يا سيني مورد نـظر را از مـحلول‌ قير‌ و گچ‌ پر ميکنند تا صـداي نـاشي‌ از‌ ضربات‌ قـلم کـمتر بـه گوش رسد و همچنين مانع از سوراخ شـدن ظـرف يا وسيله مسي شود. سپس نقش مورد نظر را روي‌ ظرف‌ رسم‌ کرده و قلم مـناسب را انـتخاب ميکنند و بدين ترتيب‌ با‌ ضربات چـکش ، نقوش مورد نظر را بـا مـهارت و تسلط خاص اين تکنيک ، پياده ميسازند. در پايان ، مـحصول سـاخته
</p><p dir="auto">شده‌ را‌ حرارت‌ داده و قير را از آن جدا ميسازند.
</p><h2 dir="auto"> ٣- بازار کاشان و حـرفه مـسگري
 </h2><p dir="auto">مسگري صنعتي است که از گـذشته در مـناطق و شـهرهاي گوناگون کشور رواجـ‌ داشـته‌ است‌ و تا چند سـاله اخـير نيز از رونق و شکوفايي ويژه اي برخوردار‌ بوده‌ به طوري که در برخي شهرها بازاري با عنوان بـازار مـسگرها وجود داشت که به هنرمندان‌ اينـ‌ هـنر‌ و صنعت اخـتصاص داشـت .
</p><p dir="auto">بـازارهاي مسگري واقع در استان خـراسان ، کرمان ، اصفهان ، تهران‌ ، زنجان‌ ، تبريز‌ و يزد از جمله مراکز تاريخي و شناخته شده اي هستند که هر يک زماني از‌ قـطب‌ هـاي‌ فلزکاري ايران به شمار ميآمدند. شهر کـرمان کـه از گـذشته تـاکنون بـا نام هاي‌ زيرهـ‌ و مـس براي مردم شناخته شده است و بازار مسگري آن که قدمتش به دوره‌ صفويه‌ ميرسد‌، زماني توليد کـننده بـخش عـمده اي از نيازهاي زندگي روزمره و وسايل معاش ، اعم از‌ کـاربردي‌ و تـزئيني بـوده اسـت .
</p><p dir="auto">کـرمان بـه دليل دارا بودن معادن بزرگ مس در سرچشمه‌ ، بردسير‌ و شهر‌ بابک ، به گفته باستان شناسان از حدود پنج هزار سال پيش ، مرکز مهم توليد مس‌ به‌ خصوص ظروف مسي بوده و بنا بـه گزارشات منتشر شده ، در منطقه «تل‌ ابليس‌ » در‌ شهرستان بردسير کرمان ، کوره هايي جهت ذوب مس قرار داشته که قدمتي چند هزار ساله‌ دارند‌.
</p><p dir="auto">نمونه‌ آثار مسي توليد شده تا دهه هاي پيشـين نـيز، حاکي از فعاليت‌ و حيات‌ حرفه مسگري در دکان هاي ضلع شمالي و شرقي ميدان گنجعلي خان واقع در بازار کرمان بوده‌ و امروزه‌ تنها چيزي که از اين بازار قديميو صنعت تاريخي آن به جاي‌ مانده‌ اسـت ، مـجسمه اي از يک مرد مسگر‌ در‌ ابتداي‌ بازار است .
</p><p dir="auto">در بازار پنجه علي از‌ قرن‌ نهم هجري يزد که هسته اصلي بازارهاي يزد را تشکيل ميدهد نيز به‌ همين‌ ترتيب ميتوان نـشانه هـاي رکود‌ و خاموشي‌ هنر- صنعت‌ فـلزکاري‌ بـويژه‌ مسگري را مشاهده نمود. بنا به‌ گفته‌ کسبه و اهالي اين بازار قديمي، در گذشته بيش از٦٠ مغازه مسگري در‌ راسته‌ بازار فعال بوده اند و ظروف مسي‌ متنوعي ميساختند کـه از‌ اينـ‌ تعداد، در حال حاضر انـدکي‌ بـيش‌ باقي نمانده است .
</p><p dir="auto">بازار قديمي شهر کاشان يکي ديگر از اين اماکن است‌ که‌ امروزه همچون ساير مراکز ياد‌ شده‌ ، کمتر‌ دکان مسگري يا‌ بقايايي‌ از اين صنعت را‌ ميتوان‌ در آن يافت . اين بازار که بنا به اقوال اهـالي، کـاسبان و معدود مسگران حاضر‌ در‌ آن و بر اساس اسناد و مدارک، زماني‌ سراسر‌، حجره و کارگاه‌ مسگران‌ بوده‌ است ، در حال حاضر‌ به بازاري عمومي براي فروش اجناس و اقلام روزمره تبديل شده است . اين بازار از مهمترين‌ آثـار‌ تـاريخي شهر کـهن و باستاني کاشان ميباشد‌ که‌ مجموعه‌ اي‌ است‌ با ارزش و شامل‌ بازار‌، سرا، مسجد و زيارتگاه که هر يک در دوره اي خاص ساخته شـده اند. «يکي از دوران‌ هاي‌ اوج‌ و شکوفايي بازار کاشان به قرن دهـم هـجري‌ بـاز‌ ميگردد‌، يعني‌ در‌ دوره‌ صفويه بويژه در زمان سلطنت شاه عباس اول که علاقه و محبت خاصي به کاشان داشته اسـت ... ‌ ‌در اين زمـان بود که بازار کاشان گسترش يافته و سراها و کاروانسراها‌ و بازارچه ها و مغازه هاي مـتعددي سـاخته شـد» (شاطري، ١٣٨٧: ٢١). همان طور که گفته شد بازار ياد شده از قسمت ها و بخش هاي متعددي تشکيل مـيشود که همگي نشان از‌ اهميت‌ و گستردگي اين مکان تاريخي دارند. بازار کاشان در حال حاضر از تـقاطع خيابان بابا افضل و مـيدان کـمال الملک تا حدود دروازه دولت ادامه دارد. چنانچه از طرف ميدان تاريخي‌ فيض‌ و از جلوخان مسجد زيبا و تاريخي ميرعماد وارد بازار شويم در سمت شرقي، بازار مسگرها مشتمل بر کاروانسراي ذغاليها و کاروانسراي ميرپنج و سراي غفارپور و مسجد‌ و حسينيه‌ ربـاط قرار گرفته است . تا‌ چندين‌ سال پيش با ورود به بازار مسگرها، صداي آهنگين پتک هاي مسگران گوش ها را نوازش ميکرد ولي با جايگزين شدن فلزات سبک در‌ ساخت‌ ظروف خانگي و بيرونق شدن‌ صنعت‌ مـسگري سـنتي، اين بازار چهره اي متفاوت يافته است .
</p><p dir="auto">از سمت غرب که به بازار وارد شويم از ابتداي بازار تا انتهاي آن که بازارچه
</p><p dir="auto">پانخل ناميده ميشود بناهاي زيبا‌ و تاريخي‌ اي به چشم ميخورند که عبارتند از:
</p><p dir="auto">کاروانسراي گـمرک، کـاروانسراي نو، سراي نراقيها، حمام خان ، سراي زرکش ها، سراي قميها، قيصريه ، سراي آب انبار، سراي چهارگوش ، تيمچه حاج محمد صادق‌ ، تيمچه‌
</p><p dir="auto">معروف امين‌ الدوله ، مدرسه و مسجد ميانچال (آيت الله العظمي مدني)، مسجد تـبريزيها، سـراي ملک ، تيمچه سيد آقا (برقي)، مسجد‌ کفش دوزها، زيارت درب زنجير، آب انبار درب زنجير، مدرسه و مسجد‌ امام‌ خميني‌ (ره ) (سلطاني سابق )، زيارت شاه سليمان ، آب انبار گذر نو، مسجد گذر نو، حمام گذر نو، حـسينيه ‌‌پانـخل‌ و بـقعه امام زاده قاسم .
</p><p dir="auto">ضمنا مراکز گـوناگون فـرش فـروشي و صنايع دستي و سوغات کاشان‌ نيز‌ در‌ بازار وجود دارد.
</p><p dir="auto">در منابع تاريخي آمده است که در اين مکان «در عمل نساجي‌ و شعر بافي ، استادان کامل و نقش بـندان مـاهر بـه ظهور ميآيد، از اطلس و صوف‌ و قناويز و خارا و زريهاي الوانـ‌ و مـشجر‌ و محرمات و مخمل يک رنگ و [...] ولي عمل مسگري و متفرعات آن از قبيل گدازندگي و چرخ گري و سفيدگري بغايت رواج است و عمل مسگري اين سامان در کل ممالک مـحروسه ايران مـنحصر بـود [...]» (کلانتر ضرابي‌،
</p><p dir="auto">١٣٤١: ٢٢٧). در اين بازار علاوه بر اين ، کسب و کار و رونق و تجارت در کـنار صنعت و سنت و هنر تا حدي بوده است که گفته اند: «در دکان ها همه استادان کامل نحاس‌
</p><p dir="auto">[مسگر]‌ و در کـاروانسراها هـمه حـجرات استادان چرخ گر و سوهان گر و سفيدگر و چرخ ساز و کنده کار و گـدازنده ١ و غـيره که همه از ملزومات و متفرعات عمل نحاس است سال به دوازده ماه مشغول ساختن‌ و پرداختن‌ انواع و اقسام مـسينه آلات هـستند و الحـق چه خوب از عهده بر ميآيند» (کلانتر ضرابي، ١٣٤١: ٢٢٧).
</p><p dir="auto">با وجود اين مدارک، در طول تـاريخ ، جـهانگردان و سـياحان متعددي نيز از بازار‌ ديدن‌ کرده اند و در توصيف بازار، حرفه ها، صنايع و مشاغل آن در سفر نـامه هـا و خـاطراتشان نکاتي ارزشمند را به جاي گذاشته اند. «&quot;مادام ديولافوا&quot; جهانگرد فرانسوي که در اوايل‌ قرن‌ حاضر‌ از کـاشان ديدن نـموده است‌ ؛ از‌ بازار‌ مسگرها که در آن چهار
</p><p dir="auto">١- پيش از آمدن کارخانه نورد مس که ورقه مس را بـا آن تـهيه مـيکنند مراکز بزرگ‌ مسگري‌ مانند‌ کاشان ، اصـفهان ، شيراز، کرمان و ديگر جاها داراي گروهي‌ کارشناس‌ در ساخت ورقـه هـاي مس بودند که آنها را «گدازنـده مسـگر» ميناميدند. جاهاي کوچکتر، کار مس گدازي را خـود‌ مـسگر‌ انـجام‌ ميداد .
</p><p dir="auto">صد نفر صنعتگر در يک نقب طولاني مشغول ساختن‌ مس هستند به عنوان يکي از نقاط تـماشايي مـشرق زمين نام ميبرد» (شاطري، ١٣٨٦: ٢٠). در کنار مادام‌ ديولافوا‌ ، سيا‌ حان ديگري چون پيتـرو دلاوله (قـرن ١٧ م ) و تـاورنيه ١ و چندين جهانگرد ديگر‌ نيز‌ مطالبي پيرامون کاشان ، بازار مسگرها، و فرهنگ و ساير خصوصيات اين شهر و هنر آن نـقل کـرده انـد که‌ همگي‌ حاکي‌ از رواج و اعتلاء صنعت مسگري و مطرح بودن اين هنر سنتي در اين‌ شـهر‌ بـوده‌ است ، تا آنجا که «جهانگرد فرانسوي ديگري به نام «پير کوتي» کاشان را شهر‌ مسگرها‌ ناميده‌ است » (شـاطري، ١٣٨٦: ٢٠).
</p><p dir="auto">امـا با وجود تاريخ کهن اين شهر و بازار آن ٢ که‌ زماني‌ فعال در زمينه هنر فـلز کـاري بوده و از نقاط توليدي و فرهنگي ايران بشمار‌ ميرفته‌ اسـت‌ ، امـروز شـاهد رکود و افولي قابل توجه هستيم که در کـنار فـرا گرفتن اغلب هنرهاي‌ سنتي‌، مسگري را نيز شامل شده است . امروزه با جايگزيني اشـياء و ظـروف چيني، ملامين‌ ، بلور‌ و ظروف‌ فـلزي ديگـر همچون روي، اين صـنعت تـاريخي و بـا پشتوانه ، رو به زوال نهاده ، تا آنجا‌
</p><p dir="auto">١- پيتـرو‌ دلاوله کـه در سال ١٦١٧م از کاشان بازديد کرده درباره بازار کاشان‌ چنين‌ مينويسد‌: در داخل شـهر طـبـق مـعمول سقف بازار پوشيده است و در طرف آن ، سـاختمان هاي نسبتا‌ خوبي‌ وجـود‌ دارد. در وسـط بازار، چهار سـوق زيبايي واقـع شـده که ديوارهاي اطراف‌ آن‌ نو و سفيد و تميز و داراي پنجره ها و ايوان هاي متعددي اسـت (ســفرنامه پيتـرو دلاوله ).
</p><p dir="auto">همچين تاورنيه فرانسوي‌ نيز‌ دربـاره کـاشان و بـناهاي آن ميگويد: بازارهاي کـاشان خـيلـي زيباسـت و بـه اتـاق هــاي‌ خـوب‌ پوشيده شده است ، کاروانسراها هم بزرگ و راحت‌ ، بويژه‌ يکي‌ از آنها خيلي عالي است کـه نـزديـک‌ باغشـاه‌ دولتخانه واقع شده است .
</p><p dir="auto">٢- دربـاره پيشـينه و تاريخ اين بـازار، بـر روي در چـوبي‌ بزرگ‌ سراي معروف بـه ذغـاليهـا در‌ بـازار‌ مسـگرها- حـد‌ فاصل‌ دروازه‌ دولت تا مسجد ميدان - اين بيت‌ کنده‌ کاري شده است :
</p><p dir="auto">اي نـفع خـلايق چو کرد بنيادش / به سال هـشتصد‌ و هـشتاد‌ و هـشت مـعمور
</p><p dir="auto">بـنا بر اين اثر‌، قـدمت بـازار به قرن‌ نهم‌ هجري باز ميگردد، اما وجود‌ مسجد‌ ميرعماد کـه در ميـان بـازار قـرار دارد، پيشينه تـاريخي بـازار را فـراتر از‌ قرن‌ نهم ميبرد. محراب کاشي اين‌ مـسجد‌ کـه‌ در سـال ٦٢٣هــ‌ ق تـوسط‌ حـسـن بـن عربشاه ساخته‌ شده‌ است (اکنون اين محراب گرانسنگ در بخش اسلاميموزه برلن نگاهـداري مـيشـود) گويـاي اثبات اين‌ ادعاست‌ که قدمت تاريخي بازار به قرن‌ هاي‌ اوليه اسلام‌ بر‌ مـيگردد‌.
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">که متاسفانه در سال‌ هاي اخير با بي توجهي به آن ، به جزء معدودي افراد ، ديگر از آن
</p><p dir="auto">استاد‌ کاران‌ حرفه اي و صداي ضرباهنگ چکش کاران‌ چيزي‌ باقي‌ نمانده‌ است‌ .
</p><p dir="auto">/
</p><p dir="auto">تصوير٧- انواع ظروف‌ و لوازم‌ مـسي
</p><p dir="auto">از آن تـعداد بي شمار مسگري که در طي چند دهه پيش در بازار کاشان‌ به‌ اين‌ حرفه مشغول بوده اند، در حال حاضر‌ تعداد‌ انگشت‌ شماري‌ باقي‌ مانده‌ اند که عموما فرزندان و نوادگان مسگران گـذشته انـد١ و اين هنر را سينه به سينه تا به امروز رسانده اند.
</p><p dir="auto">اينان با حفظ همان سنت هاي دير پاي‌، همچنان در حجره هاي خود مشغولند که البته مـيزان فـعاليت و توليدات شان همراه با کـاهش درخـواست و تقاضا، تنها محدود به پاره اي ظروف معمولي و مرسوم شده و بسيار کاهش يافته است‌ .
</p><p dir="auto">به‌ گفته صنعت کاران امروز بازار، مسگران کاشان در گذشته اي نه چندان دور، از قـدرت و نـفوذ اجتماعي بالايي برخوردار بـودند و در تـمام شعب و حوزه هاي شهري تاثير داشتند. اين‌ تاثير‌ حتي تا بدانجا بوده است که گفته ميشود نرخ بيشتر اقلام و
</p><p dir="auto">١ - نام اين استادکاران و هنرمندان در فهرست مصاحبه ها در آخر مقاله بيان‌ شـده‌ اســت و تــاريخ گفـت و گـو و
</p><p dir="auto">مصاحبه‌ با‌ آنها در اواخر بهار ، اوايل تابستان و اوايل پاييز ١٣٨٩ بوده است .
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">اجناس را مسگران تعيين مينمودند و در ساير مشاغل ، مثل قالي بافي، نقشه کشي‌، رفوگري‌ و رنگرزي و برخي مسائل شهري‌ هم‌ نقش کليدي داشـته انـد.١ آنها داراي اصـطلاحات ، آداب و مراسم و گاهي حرکات خاص و منحصر به حرفه شان ٢ بودند و به دليل شغل و پيشه و کالاهاي توليدي مورد نياز مـردم ، همواره در کانون توجه‌ قرار‌ داشتند. چنانچه مس و ظروف و وسايل مسي از اجـزاي مـهم و جـدايي ناپذير در جهاز عروس و مراسم ازدواج محسوب ميشده است و ميزان دارايي خانواده را تعيين مينموده است . در آن زمان هر‌ مسگري‌ در بخش‌ خـاصي ‌ ‌فـعاليت مينمود و کارها چنان بود که هر هنرمندي تخصص ويژه اي را در يک يا تعداد‌ محدودي کار و زمينه دارا بـود.
</p><p dir="auto">١- بـنا بـه گفته مسگران حاضر در‌ اين‌ بازار‌ و بر اساس آنچه کـه از پـدران خـود نيـز شـنيده انـد ، مسـگرها مـيـان خودشان حتي قاضي هم داشته ‌‌اند‌، به عنوان نمونه شخصي بنام ميـرزا اســدالله ، داروغـه بـازار در آن زمـان بــوده‌ اسـت‌ .
</p><p dir="auto">٢- به‌ عنوان مثال (بنا به اقوال مسگران حاضـر) مسـگرها داراي شـوخيهـا و گفتـار و رفتـار خـاص حرفـه اي‌ خودشان بوده اند و گاهيبا ايما و اشاره و يا حتي ضـربات چکـش بـا يکـديگر ارتبـاط‌ برقـرار مـيکـرده انـد و از‌ اصطلاحات‌ خـاص نيز استفاده مينموده اند که همگي حاصل تجربه کـاري آنهـا بـوده اسـت . در ميـان مسـگرهاي گذشته ، مراسم خاصي هم وجود داشته که از جمله آنها «لتو» يـا جشـن آبريـزان بـوده‌ کـه جزئـي از سـنت هــاي اجـتماعي آنان محسوب ميشده و تا چند دهه پيش نيز رواج داشته است و به طور خلاصه چنين بوده :
</p><p dir="auto">اين رسم قديمي در يکي از روزهاي گرم مرداد‌ ماه‌ برگزار ميگرديده است . پيشکسوتان ايـن حرفـه بـا تجمـع در منزل رئيس اين صـنف ، روز آن جـشن را مشخص کرده و به صورت محرمانه و سري نگه ميداشـتند. در صـبح آن روز که‌ همه‌ مشغول به کار بودند يک مرتبه آن چند نفر فرياد ميزدند امروز «لتو» است . سريعا مغـازه را تعطيـل و سر و صورت خـود را سـياه کرده و يک چوبدستي و کاسه مسي پر‌ از‌ آب برداشته و بـه سـوي سـراي گمـرک کـه حجره رئيس صنف در آن محل قرار داشته رفته و با ريختن آب به روي يکديگر به جشن و شادماني ميپرداختنـد و رئيس صنف نيز‌ با‌ دادن‌ تـحفه و هـديه بـه پيشکسوتان از‌ آنان‌ قدرداني‌ کرده سـپس بـه سـوي بـازار حرکـت کـرده ، بقيه اصناف نيز از ترس اينکه مبادا مسگران آنها را سياه يا خيس کنند‌، دکان‌ هاي‌ خود را بسته و بـا دادن هديـه بــه مـسگرها‌، جـلوي‌ اذيت و آزارشان را ميگرفتند. سپس به سوي سـراي دولتخانـه رفـتـه ، مـشـکلات و سـختيهـاي حرفه خود را با حاکم در ميان‌ ميگذاردند‌ و حاکم‌ علاوه بر قول مساعدت در جهت رفع مشکلات آنان به‌ برخياز مـسگرها، هـديه و تـحفه به رسم يادگار ميداد (شاطري، فصلنامه فرهنگ مردم ، ١٨٠).
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">به اين صـورت سازماني متشکل‌ از‌ چندين‌ بخش و تخصص وجود داشت و کارها در
</p><p dir="auto">قالب گروه دنبال ميشد.
</p><p dir="auto">/
</p><p dir="auto">/
</p><p dir="auto">تصوير٩‌- ظرف‌ مسي
</p><p dir="auto">تصوير٨- سيني و کـاسه هـاي مـسي
</p><p dir="auto">/
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">/
</p><p dir="auto">/
</p><p dir="auto">تـصوير١١‌- بـرادران‌ آقاجان زاده – تصوير١٢- آقاجان زاده – از مسگران قديمي
</p><p dir="auto">از مسگران قديمي بازار‌ کاشان‌ بازار‌ کاشان
</p><p dir="auto">/
</p><p dir="auto">/
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">/
</p><h2 dir="auto"> ٤- علل افـول و انـزواي صـنايع کهن و سنتي در دوره معاصر
 </h2><p dir="auto">روند‌ رشد‌ و توسعه در جوامع امروزي به ويژه ايران به گونه اي است که سـبب‌ شـده‌ بـه‌ دليل پاره اي مسائل و موانع ، صنايع کهن از جايگاه واقعي خود فاصله بگيرند و از‌ نقش‌
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">آفريني در عرصه هاي هـنري، فـرهنگي، اجتماعي و اقتصادي دور بمانند و با چالش هاي‌ اساسي‌ روبرو‌ شوند. در مجموع «از پايان دوره صفوي به بـعد، بـه تـدريج شاهد از رونق افتادن‌ فلز‌ کاري در ايران هستيم ، به گونه اي که آثار فلزي دوره هاي‌ افشاريه‌ ، زنـديه‌ و قـاجاريه به هيچ وجه نميتواند در مقام قياس با آثار دورهاي سلجوقي و صفوي قرار گـيرد‌» (ياوري‌، ١٣٨٧‌: ٣٠). امـروزه نـيز صنايع اصيل ايران با طي فراز و فرودهايي، همچنان در‌ دوره‌ انزواي خود به سر ميبرند و نيازمند پيگـيري و چـاره جوييهاي جدي ميباشد.
</p><p dir="auto">از بررسيهايي که تاکنون بويژه‌ در‌ چند ساله اخير، پيرامون مـسئله حـفظ و تـداوم سنتها در حوزه هنر و صنايع‌ دستي‌ صورت گرفته و آنچه که نگارندگان اين متن‌ نيز‌ در‌ خصوص توقف نـسبي و تـنزل جـايگاه هنرهاي سنتي‌ به‌ ويژه مسگري، از هنرمندان فعلي اين صنعت بدست آورده اند ، نکات مهم و ارزنـده‌ اي‌ حـاصل ميگردد که لزوم توجه‌ و تلاش‌ در پي‌ رفع‌ و هماهنگي‌ را از جانب کارشناسان اين حوزه‌ ميطلبد‌.
</p><p dir="auto">امروزه شايد بتوان گسترش فن آوري و عـلوم جـديد را در تمام عرصه‌ هاي‌ زندگي و به طور اخص هنرهاي سنتي‌ (من جمله مـسگري)، در‌ تـمام‌ مراحل طراحي، ساخت ، توليد، بازار‌ و فروش‌ ؛ مـهمترين عـامل بـاز دارنده در ادامه حيات هنرهاي کهن دانست . از طـرفي فـقدان‌ افراد‌ متخصص و کارشناس ، فقدان مراکز آموزشي‌ و اطلاع‌ رساني‌، عدم وجود نوآوري‌، استفاده‌ از مـواد اوليه نـامرغوب‌ و سطح‌ کيفي پايين محصولات ، عدم انـجام تـحقيقات راهبردي و مـوثر، نـبود راهـبرد صادرات ، عدم تبليغات و بازاريابي‌ داخلي‌ و خـارجي، بـها ندادن کافي به پيشه‌ وران‌ و هنرمندان قديمي‌ اين‌ حوزه‌ و بسياري مسايل ديگـر، هـمگي‌ از عمده ترين تنگناها و محدوديت هاي پيش روي اين صـنايع و به ويژه مسگري هستند. بـه‌ اينـ‌ جهت به مرور زمان در حـوزه‌ فـلز‌ کاري‌ سنتي‌، علاوه‌ بر تغيير نگرش‌ مردم‌ از ظروف مسي به ساير انواع ظـروف و وسـايل با مواد ديگر، دلايل گوناگون ثـانويه هـمچون گـراني‌ مواد‌ اوليه‌ (مـانند ورقـه هاي مسي)، محدوديت بـازار، کـاهش‌ مراکز‌ عرضه‌ و ... اين‌ رکود‌ و افت‌ را دو چندان نموده است .
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">مسئله جهاني سازي و گردهمايي دولت ها و مـلت هـا در دهکده اي جهاني نيز موضوعي است کـاملا مـوثر بر سـنت و تـاريخ کـشورها و همچنين‌ بر رشد و بـقاي صنايع پيشين و تاريخي آنها. جهاني سازي در عصر حاضر در پي ايجاد فضايي نزديک ميان ملت ها و فـرهنگ هـاست و از ميان بردن مرزهاي مليتي و فرهنگي را در‌ رأسـ‌ بـرنامه هـاي خـود دارد. «بـا اين همه هر چـند فـرايند جهاني شدن با تفاوت هاي عناصر بوميو منطقه اي معنا ميگيرد، اما اين خطر نيز وجود دارد که حـوزه‌ اينـ‌ عـناصر به دليل عدم توانايي در همگون سازي خود بـا شـرايط جـديد از بـين بـرود» (حـسيني، ١٣٨٨، پايگاه آفتاب ). از اين رو، لزوم‌ آموزش‌ هاي کار بردي و اطلاع رسانيهاي‌ لازم‌ در کنار عوامل راهبردي ديگر، بايد در دستور کار قرار گيرند که به بيان پاره اي از اساسيترين موارد آنها ميپردازيم .
</p><h2 dir="auto"> ٥- بـررسـي و راهـکارها
 </h2><p dir="auto">کارشناسان‌ معتقدند‌ که رمز ماندگاري و حيات‌ هنرهاي‌ سنتي بويژه در ملل کهن و داراي پيشينه تاريخي، در گرو نگاه کيفي و برنامه اي به اين گونه صنايع و هنرهاست .
</p><p dir="auto">هنر- صنعت مسگري در ايران در کنار ساير شاخه هاي صـنايع‌ دسـتي‌، از ابعاد گوناگوني قابل بررسي و تحليل است که جنبه هاي هنري، اقتصادي و اجتماعي آن از وضعيت ويژه اي برخوردار است . «بعد هنري آن در بر گيرنده ارزش ها و فرهنگ اصيل‌ ايراني‌ و اسلامي است‌ و در بعد اقتصادي نيز ضـرورت ايجـاب ميکند که اين صنعت براي ادامه فعاليت صنعتگران و توليدکنندگان به سمتي‌ سوق پيدا کند تا به جايگاه مناسبي که موجب توسعه بازار‌ جهاني‌ و صادرات‌ ، ارز آوري و افـزايش درآمـد غيرنفتي است دست يابد و سـهم و نـقش اساسي در توسعه اقتصادي و اجتماعي کشور داشته ‌‌باشد‌» (عسگري، ١٣٨٥، پايگاه آفتاب ). بعد اجتماعي اين صنايع نيز مراتب و ويژگيهاي منحصري را‌ در‌ خود‌ داراست و به طور کل حاکي از «آداب و رسـوم ، عـادت ها و سنت ها و در مـجموع ، فـرهنگ‌ بومي و معنوي آن جامعه است » (ياوري، ١٣٨٠، ١٦).
</p><p dir="auto">بنابراين حفظ و توسعه اين ارزش‌ ها و از طرفي هماهنگي‌ و همراستا‌ بودن با تحولات
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">روز، از مهمترين مسائلي هستند که با برنامه ريزيها و مديريت هاي صحيح ، قابل اجرا و پياده سازي ميباشند.
</p><p dir="auto">بـدين مـنظور براي رساندن سطح کميو کيفي صنايع فلزي به حد‌ مطلوب و خارج نمودن آن از حالت موزه اي و يا صرفا دکوري، بر اساس تحقيقات و بررسيهاي انجام شده ، رعايت پاره اي نکات و پيشنهادهاي اساسي، ضروري و اجتناب ناپذير اسـت . در اين مـيان شايد‌ مـهمترين‌ رويکرد، استفاده از فن آوري در کنار حفظ اصالت هاي بومي، ملي و هنري است که خود نياز به آموزش هـا، مطالعات و تحقيقات جامع و مستمر دارد و به برنامه ريزيهاي بلند مدت‌ محتاج‌ اسـت . عـلاوه بـر اين و در مرحله بعدي، حمايت و پشتيباني از نيروي انساني (استادکاران ، پيشکسوتان ، سرمايه گذاران ، هنرمندان ، توليدکنندگان و ...) و پوشش بيمه اي و خدماتي، شرط اصـلي ‌ ‌حـفظ و بقاء و انتقال اين دانش‌ به‌ نسل هاي بعدي است . در جهت اين هدف مهم ، از نقش پررنـگ زنـان و دخـتران نيز نبايد غافل ماند و ايجاد فضاي مطلوب و تامين امکانات و شرايط براي آنان را بايد در‌ الويت‌ قـرار‌ داد.١ ايجاد کارگاه هاي توليدي‌ در‌ فضاهاي‌ شهري و مناطق روستايي و ارائه تسهيلات بانکي و حمايت هاي مـالي و از طرفي برپايي بازارچه هـاي گـوناگون عرضه محصولات اين پيشه و يا ساير‌ نمايشگاه‌ هاي‌ داخلي و خارجي نيز عواملي هستند موثر در جهت‌ حفظ‌ و اشاعه فرهنگ ها و سنت ها.
</p><p dir="auto">آنچنان که گفته شد، صنايع کهن و سنتي تلفيقي از هنر و صنعت هستند کـه علاوه‌ بر‌ داشتن‌ زيبايي و حالت تزئيني، جنبه کاربردي نيز دارند. از اين رو‌ برخي کارشناسان معتقدند که «امروزه آنچه در مورد صنايع دستي ما از اهميت ويژه اي برخوردار است انديشيدن‌ به‌ کاربردي‌ شدن آنهاست ، زيرا در اين صورت صنايع دسـتي از حـالت دکوري‌ يا‌ کمتر مورد مصرف بودن خارج شده و در بستري فراخ تر گوشه اي از زندگي مصرفي
</p><p dir="auto">١- البته‌ واضح‌ است‌ که اين امر در مورد ساير صنايع که نيازمند کار و فعاليت جسماني‌ کمتـر‌ و ملايـم‌ تـر اســت
</p><p dir="auto">صـادق ميباشد و مسگري را که حرفه اي عموما مردانه است کمتر شامل‌ ميشود‌ (مگر‌ در تزئينات و ساير موارد).
</p><p dir="auto">را پر ميکنند و ناگفته پيداست که با کاربردي شدن صنايع‌ ميتوان‌ آنها را وارد معادلات اقتصادي کرد و از اين رهگذر خـودبخود بـه تبليغات نيز‌ توجه‌ خواهيم‌ داشت که در پس زمينه همين تبليغ و عرضه و تقاضا، فرهنگ خود را هم وارد‌ مناسبات‌ جهاني کرده ايم » (حسيني، ١٣٨٨، پايگاه آفتاب ). در کنار همه اين عناصر و عوامل‌ ، اشاعه‌ فرهنگ‌ استفاده و صيانت از صـنايع و هـنرهاي سـنتي و محصولات فلزي کشورمان ، از ديگر اصـولي اسـت کـه باعث‌ رشد‌ و ارتقاء اين حوزه ميگردد که در اين راستا نقش رسانه ها و ارتباط‌ آنها‌ با‌ ساير پايگاه ها از جمله دانشگاه ها و مراکز عـلمي و تـحقيقاتي، نـقشي تعيين کننده است .
</p><h2 dir="auto"> نتيجه‌ گيري‌
 </h2><p dir="auto">١- صنايع‌ دستي بـنابر تـعاريف ، بخشي از هنرهاي سنتي محسوب ميشوند که در آن‌ ، هنر‌ و صنعت با يکديگر آميخته و در متن زندگي فردي و جمعي قرار ميگيرند. اين هـنر و صـنعت بـه دليل‌ دارا‌ بودن يک سري ويژگيها از اهميت خاصي برخوردار است
</p><p dir="auto">که برخي از‌ مـهمترين‌ آنها بدين قرار است :
</p><p dir="auto">- داشتن ارزش و بار‌ هنري‌ ، فرهنگي‌ و تاريخي که بيانگر پيشينه تاريخي و
</p><p dir="auto">فرهنگي جامعه‌ است‌ .
</p><p dir="auto">- بومي بـودن و عـدم وابـستگي به منابع يا کارشناسان خارجي.
</p><p dir="auto">- توانايي بالقوه بالا در‌ ارتقاء‌ سطح مسائل اقـتصادي (اشـتغال ، درآمدزايي‌ و ...)،
</p><p dir="auto">فرهنگي‌ (توريسم و ...) و اجتماعي‌ (بيکاري‌ ، مهاجرت‌ و ...).
</p><p dir="auto">- قابليت توسعه و عدم نياز به سرمايه‌ کلان‌ .
</p><p dir="auto">٢- مسگري از جمله هـنرهاي فـلزي و شـاخه اي از صنايع دستي و هنرهاي سنتي‌
</p><p dir="auto">ايران‌ است و فلز مس از نخستين فلزاتي‌ است کـه در ايرانـ‌ در‌ هـزاره هاي پيش از ميلاد‌
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">شده‌ و کاربرد داشته است . اين کاربري در دوران اسلاميگسترش بيشتري يافته است و در متن‌ زندگي‌ (هـم از ديد کـاربردي و هـم‌ تزئيني‌) قرار‌ گرفته است .
</p><p dir="auto">٣- در‌ گذشته‌ هنر فلز کاري به‌ ويژه‌ مسگري رونق زيادي داشته اسـت و بـازارها و بازارچه هايي براي آن در شهرها وجود داشته‌ است‌ که مسگران در آنها انواع ظروف‌ و ابـزار‌ زينـتي و کـاربردي‌ را‌ توليد‌ ميکرده اند؛ از جمله‌ اين بازارها ، بازار شهر کاشان (مربوط به عهد سلجوقي) است کـه امـروزه متاسفانه اين صنعت‌ در‌ آن رو به کاستي و فراموشي نهاده‌ است‌ .
</p><p dir="auto">٤- فلز‌ مس‌ در‌ گذشته در مقايسه‌ با‌ سـاير مـوارد از جـايگاه بالاتري برخوردار بوده است . نرمي، شکل پذيري، رنگ و جلا و ... از دلايل مهم‌ در‌ کاربرد‌ فراوان اين فلز بوده است . امـروزه بـا‌ گسترش‌ مواد‌ جديد‌ و شيميايي‌ و جايگزيني‌ ساير ظروف و لوازم مدرن ، هنر- صنعت مسگري بـا افـت بـي سابقه اي روبرو شده است که برخي از دلايل
</p><p dir="auto">مهم آن عبارتند از :
</p><p dir="auto">- عدم حمايت کافي از‌ اين حرفه و هنرمندان آن
</p><p dir="auto">- ورود اسباب ، لوازم و ظـروف مـتنوع و جـديد از جنس هاي گوناگون به بازار و زندگي مردم ، و از سويي تغيير نگرش مردم هـمراه بـا رشد تکنولوژي و عدم آگاهي کافي‌ از‌ سابقه فرهنگي کشور
</p><p dir="auto">- فقدان آموزش ها ، اطلاع رسانيها و مديريت هاي لازم در جـهت حـفظ و اشاعه
</p><p dir="auto">صنايع کهن و سنت هاي گذشته
</p><p dir="auto">- کاهش تقاضا و کاهش مراکز عرضه و رونـمايي و از سـويي عدم‌ وجود‌ نوآوري
</p><p dir="auto">و عدم هماهنگي با عـلم روز و سـلايق جـديد
</p><p dir="auto">- عدم انجام تحقيقات راهبردي و فقدان تبليغات مـوثر و بـازاريابي داخلي و
</p><p dir="auto">خارجي
</p><p dir="auto">- نبود راهبرد صادرات و از طرفي‌ واردات‌ بي رويه کالاهاي خارجي (به‌ ويژه‌
</p><p dir="auto">چـيني)
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">٥- حـفظ سنت هاي گذشته و حمايت از هـنرهاي سـنتي و کهن در راسـتاي هـماهنگي و هـمسويي با تحولات روزافزون ، از جمله مهمترين وظـايف و ارکـان ملي و فرهنگي‌ و هنري‌ هر جامعه اي است‌ که‌ داراي سابقه طولاني در هنر و صنعت مـيباشد.
</p><p dir="auto">هـنر- صنعت مسگري که زماني در راس هنرهاي دسـتي و فلزي قرار داشت و حـاکي از جـايگاه و ارزش بالاي صنايع دستي ايران بود ، امـروزه بـه‌ دلايل‌ بيان شده ، افول بيسابقه اي داشته است و حتي تا مرز فراموشي نيز پيش رفته اسـت . رونـق مجدد و احياي هنرهاي سنتي بـويژه فـلزي، مـسال هاي است جـدي و نـه چندان ساده ؛ که‌ نـيازمند‌ بـرنامه ، مديريت‌ ، بررسي و تحقيقات اصولي و همه جانبه است . اساسيترين نکات ، پيرامون تحقق يافتن اين مهم ، راهـکارها و پيشـنهادهايي است که‌ به برخي از آنها
</p><p dir="auto">مـيتوان چـنين اشاره کـرد :
</p><p dir="auto">- اسـتفاده از فـناوري‌ و دانش‌ روز‌ و ايجاد تنوع و نـوآوري در محصولات فلزي با
</p><p dir="auto">حفظ اصالت هاي بوميو فرهنگي
</p><p dir="auto">- ايجاد مراکز تحقيقي و آموزشي و الزام ‌‌همکاري‌ موسسات هـنري و دانـشگاه ها
</p><p dir="auto">- حمايت ويژه از تمام دست اندرکاران حـرفه هـاي سـنتي‌ و مـشاغل‌ در‌ حـال رکود
</p><p dir="auto">(از جمله پوشـش هـاي خدماتي و بيمه اي ، تسهيلات و حمايت هاي مالي و ...)
</p><p dir="auto">- آموزش و انتقال‌ نسل به نسل تکنيک ها و تشويق صنعت کـاران خـلاق و نـمونه
</p><p dir="auto">- لزوم کاربردي کردن‌ صنايع براي حضور بيشتر‌ در‌ زنـدگي
</p><p dir="auto">- شـناساندن فـرهنگ و هـنرهاي سـنتي بـه ساير ملل و کشورها (تبليغات داخلي و
</p><p dir="auto">خارجي).
</p><p dir="auto">منابع کتاب ها
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">- احساني، محمدتقي. (١٣٨٢)، هفت هزار سال هنر فلزکاري ايران ، تهران : شرکت انتشارات علميو فرهنگي، چاپ دوم‌ .
</p><p dir="auto">- توحيدي، فايق . (١٣٨٦)، مباني هـنرهاي نگارگري، سفالگري، بافته ها و منسوجات ، معماري، خط و کتابت ، تهران : نشر سميرا.
</p><p dir="auto">- شاطري، علي اصغر. (١٣٨٦)، هنرمندان کاشان ، کاشان ، انتشارات مرسل .
</p><p dir="auto">- شاطري، علي اصغر. (١٣٨٧)، آثار تاريخي‌ کاشان‌ ، کاشان ، نشر همگام با هـستي.
</p><p dir="auto">- کـلانتر ضرابي، عبدالرحيم (سهيل کاشاني). (١٣٤١)، تاريخ کاشان ، به انضمام يادداشت هايي از اللهيار صالح و بکوشش ايرج افشار، تهران : انتشارات فرهنگ ايران زمين ، چاپ دوم‌ .
</p><p dir="auto">- وارد‌، ريچل . (١٣٨٤)، فلزکاري اسلامي، ترجمه : دکتر مهناز شايسته فر، تـهران : مـوسسه مطالعات هنر اسلامي، بهار.
</p><p dir="auto">- وولف ، هانسن اي. (١٣٧٢)، صنايع دستي کهن ايران ، ترجمه : دکتر سيروس ابراهيم زاده ، تهران‌ : انتشارات‌ و آموزش انقلاب اسلامي.
</p><p dir="auto">- ياوري، حسين . (١٣٨٩(الف ))، آشنايي با هنرهاي سنتي ١، تـهران : انـتشارات دانش جهانگردي وابسته به مـوسسه صـباي سحر، چاپ پنجم .
</p><p dir="auto">- ياوري ، حسين . (١٣٨٠)، اطلس صنايع دستي، تهران‌ : سازمان‌ نقشه‌ برداري کشور.
</p><p dir="auto">- ياوري، حسين . (١٣٨٧‌)، فلزکاري‌، تهران‌ : پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي و آموزش عالي سوره ، چاپ دوم .
</p><p dir="auto">- ياوري، حـسين . (١٣٨٩(ب )، نـکات پيرامون مديريت در کارگاه هـاي تـوليدي صنايع دستي‌، تهران‌ : انتشارات‌ آذر.
</p><p dir="auto">فصلنامـه :
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">ـ شاطري، علياصغر. (١٣٨٥)، بازار تاريخي کاشان‌ ، فصلنامه‌ فرهنگ و مردم (ويژه کاشان )، سال پنجم ، شماره ١٩ و ٢٠.
</p><p dir="auto">مـقالات :
</p><p dir="auto">- اسفندياري، ابوالفضل . عملکرد صنايع دستي در بهبود وضعيت اجتماعي‌، (پايگاه‌ آ فتاب‌ ) مهر ١٣٨٦.
</p><p dir="auto">- حـسيني، عـلي . صنايع دستي در دهکده جهاني، (پايگاه‌ آ فتاب ) ارديبهشت ١٣٨٨.
</p><p dir="auto">- عمادي ازوجي، مهران ؛ حسن زاده ، رعنا. نقش و کارکردهاي صنايع دستي در امور اقتصادي و اجتماعي، (پايگاه‌ آ فتاب‌ ) ، ١٣٨٧‌.
</p><p dir="auto">- عظيميپور، آبان . صنايع دستي، آميزه اي از هنر و صنعت ، (پايگاه آفـتاب‌ )، مـهر‌
</p><p dir="auto">.1384
</p><p dir="auto">- عسگري، بـهمن . ايران زادگاه صنايع دستي، (پايگاه آ فتاب )، بهمن ١٣٨٥.
</p><p dir="auto">مصاحبه ها :
</p><p dir="auto">- گفتگو با آقاي‌ آقاجان‌ زاده‌ ، محمد - مسگر بازار کـاشان - تير ماه و مهر ماه ١٣٨٩.
</p><p dir="auto">- گفتگو با آقاي‌ الماسي‌، اکبر‌- مسگر بـازار کـاشان - تـير ماه ١٣٨٩.
</p><p dir="auto">- گفتگو با آقاي حسيني، سيد حسين - مسگر بازار‌ کاشان‌ - خرداد‌ ماه ١٣٨٩.
</p><p dir="auto">- گفتگو با آقاي شاهروديان ، مـحمد - ‌ ‌مـسگر بازار کاشان - تير ماه ١٣٨٩.
</p><p dir="auto">- گفتگو‌ با‌ آقاي صداقت ، محمد- مسگر بازار کاشان - تـير مـاه ١٣٨٩.
</p><p dir="auto">- گـفتگو با با برخي‌ از‌ کسبه‌ و قدماي بازار کاشان - خرداد ماه و تير ماه ١٣٨٩.
</p><p dir="auto">منابع تصـاوير:
</p><p dir="auto">کليه تـصاوير از نگارندگان‌ (خرداد‌ ماه ١٣٨٩- بازار کاشان ).
</p><p dir="auto"> 
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto"><br/></p>]]></content:encoded>
    </item>
  </channel>
</rss>