<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:cc="http://cyber.law.harvard.edu/rss/creativeCommonsRssModule.html" version="2.0">
  <channel>
    <title><![CDATA[پست های هکوک در مداد]]></title>
    <description><![CDATA[پست های هکوک در مداد]]></description>
    <link>https://medad.io/@cocho/</link>
    <image>
      <url>https://medad.io/Avatar-common150-54612/%D9%87%DA%A9%D9%88%DA%A9.png</url>
      <title>پست های هکوک در مداد</title>
      <link>https://medad.io/@cocho/</link>
    </image>
    <generator>مداد</generator>
    <lastBuildDate>Tue, 17 Sep 2024 05:23:23 GMT</lastBuildDate>
    <atom:link href="https://medad.io/feed/@cocho/" rel="self" type="application/rss+xml" />
    <webMaster><![CDATA[friend@medad.io]]></webMaster>
    <item>
      <title><![CDATA[جراحی فیس لیفت + معرفی انواع جراحی لیفت صورت]]></title>
      <link>https://medad.io/@cocho/%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B3-%D9%84%DB%8C%D9%81%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%84%DB%8C%D9%81%D8%AA-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA/</link>
      <guid isPermaLink="false">https://medad.io/cxYN/</guid>
      <category><![CDATA[جراحي ليفت صورت]]></category>
      <category><![CDATA[فیس لیفت]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[هکوک]]></dc:creator>
      <pubDate>Mon, 16 Sep 2024 12:51:35 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2024-09-16T16:21:35+03:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">با گذر زمان، پوست صورت ما به دلیل عواملی چون افزایش سن، تابش آفتاب، و استرس‌های روزانه تغییراتی را تجربه می‌کند. چین و چروک‌ها و افتادگی پوست به وجود می‌آیند و از طراوت و جوانی چهره کاسته می‌شود. یکی از راه‌حل‌های محبوب برای بازگرداندن جوانی و شادابی به چهره، جراحی فیس‌لیفت یا لیفت صورت است. در این مقاله، به بررسی کامل فیس‌لیفت، مزایا، معایب، روش‌ها و نتایج آن می‌پردازیم.</p><figure><img src="http://medad.io/ArticleImage-114540-156151-1000/156151.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto">
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">فیس‌لیفت چیست؟
</p><p dir="auto">فیس‌لیفت یا لیفت صورت، یک عمل جراحی زیبایی است که هدف آن حذف چین و چروک‌ها و سفت کردن پوست افتاده صورت و گردن است. این جراحی به طور معمول شامل برداشت پوست اضافی، سفت کردن بافت‌های زیرین و قرار دادن پوست به موقعیت جدید می‌شود. نتیجه این عمل، چهره‌ای جوان‌تر و شاداب‌تر است.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">انواع فیس‌لیفت
</p><p dir="auto">1. فیس‌لیفت کامل
</p><p dir="auto">این روش شامل جراحی کامل صورت و گردن است. در این روش، جراح پوست را از نواحی شقیقه، گوش و گردن برمی‌دارد و بافت‌های زیرین را سفت می‌کند. این روش مناسب افرادی است که تغییرات شدید و گسترده‌ای در چهره خود مشاهده می‌کنند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">2. مینی فیس‌لیفت
</p><p dir="auto">مینی فیس‌لیفت، روش کم‌تهاجمی‌تری است که برای افرادی با مشکلات ملایم‌تر مناسب است. در این روش، جراح تنها بخش‌های خاصی از صورت، مانند گونه‌ها و فک، را جراحی می‌کند. این روش زمان بهبودی کمتری دارد و مناسب افرادی است که نیاز به تغییرات گسترده ندارند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">3. فیس‌لیفت گردن
</p><p dir="auto">این روش برای افرادی مناسب است که عمدتاً از افتادگی و چین و چروک‌های گردن رنج می‌برند. در این روش، جراح پوست اضافی گردن را برمی‌دارد و بافت‌های زیرین را سفت می‌کند.</p><p dir="auto">فرآیند فیس‌لیفت چگونه است؟
</p><p dir="auto">1. مشاوره اولیه
</p><p dir="auto">اولین مرحله برای انجام فیس‌لیفت، مشاوره با جراح پلاستیک است. در این جلسه، جراح به بررسی پوست و بافت‌های صورت شما پرداخته و انتظارات شما را مورد بحث قرار می‌دهد. همچنین، سوابق پزشکی و دارویی شما نیز بررسی می‌شود تا از هرگونه عوارض جانبی جلوگیری شود.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">2. آمادگی پیش از جراحی
</p><p dir="auto">پیش از جراحی، شما باید برخی آزمایشات پزشکی انجام دهید و داروهایی که مصرف می‌کنید را به جراح خود اطلاع دهید. همچنین، ممکن است نیاز باشد که چند هفته پیش از جراحی از مصرف برخی داروها و مکمل‌ها، مانند آسپرین و ویتامین E، خودداری کنید.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">3. انجام جراحی
</p><p dir="auto">جراحی فیس‌لیفت تحت بیهوشی عمومی یا موضعی انجام می‌شود. جراح برش‌هایی در نواحی شقیقه، اطراف گوش و گردن ایجاد می‌کند. سپس پوست را از بافت‌های زیرین جدا کرده، بافت‌ها را سفت و پوست اضافی را برمی‌دارد. در نهایت، پوست به موقعیت جدید خود منتقل و برش‌ها بخیه می‌شوند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">4. دوره بهبودی
</p><p dir="auto">دوره بهبودی پس از فیس‌لیفت معمولاً چند هفته طول می‌کشد. در این دوره، ممکن است تورم و کبودی در نواحی جراحی مشاهده شود که به تدریج کاهش می‌یابد. شما باید در این مدت به توصیه‌های پزشک خود پایبند باشید و از فعالیت‌های شدید و تابش مستقیم آفتاب خودداری کنید.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">مزایا و معایب فیس‌لیفت
</p><p dir="auto">مزایا
</p><p dir="auto">جوانسازی چهره: فیس‌لیفت می‌تواند چین و چروک‌ها و افتادگی پوست را به طور موثری کاهش دهد و چهره‌ای جوان‌تر و شاداب‌تر به شما بدهد.
</p><p dir="auto">افزایش اعتماد به نفس: با بهبود ظاهر چهره، بسیاری از افراد احساس بهتری نسبت به خود پیدا می‌کنند و اعتماد به نفسشان افزایش می‌یابد.
</p><p dir="auto">نتایج طولانی‌مدت: در مقایسه با روش‌های غیرجراحی، نتایج فیس‌لیفت معمولاً ماندگاری بیشتری دارد.
</p><p dir="auto">معایب
</p><p dir="auto">خطرات و عوارض جانبی: مانند هر جراحی دیگری، فیس‌لیفت نیز ممکن است با خطرات و عوارضی مانند عفونت، خونریزی و مشکلات بیهوشی همراه باشد.
</p><p dir="auto">دوره بهبودی: دوره بهبودی پس از فیس‌لیفت ممکن است طولانی و همراه با ناراحتی باشد.
</p><p dir="auto">هزینه: فیس‌لیفت جراحی پرهزینه‌ای است و ممکن است تحت پوشش بیمه نباشد.
</p><p dir="auto">مراقبت‌های پس از جراحی فیس‌لیفت
</p><p dir="auto">1. مراقبت از زخم‌ها
</p><p dir="auto">پس از جراحی، باید زخم‌ها را تمیز نگه داشته و از عفونت جلوگیری کنید. پزشک ممکن است پمادها و آنتی‌بیوتیک‌های موضعی تجویز کند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">2. کنترل تورم و کبودی
</p><p dir="auto">برای کاهش تورم و کبودی، می‌توانید از کمپرس یخ استفاده کنید و سر خود را بالا نگه دارید. پزشک ممکن است داروهایی برای کاهش تورم تجویز کند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">3. فعالیت‌های فیزیکی
</p><p dir="auto">در دوره بهبودی، باید از انجام فعالیت‌های فیزیکی شدید و ورزش خودداری کنید. همچنین، از تابش مستقیم آفتاب به صورت خود پرهیز کنید.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">4. پیگیری‌های پزشکی
</p><p dir="auto">پس از جراحی، باید به طور منظم به پزشک خود مراجعه کنید تا بهبودی و پیشرفت شما بررسی شود. این ملاقات‌ها به پزشک امکان می‌دهد تا هرگونه مشکل یا عارضه احتمالی را شناسایی و درمان کند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">نتیجه‌گیری
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">فیس‌لیفت یا لیفت صورت، یکی از موثرترین روش‌ها برای جوانسازی چهره و از بین بردن چین و چروک‌ها و افتادگی پوست است. این جراحی می‌تواند چهره‌ای جوان‌تر و شاداب‌تر به شما بدهد و اعتماد به نفس شما را افزایش دهد. با این حال، مانند هر جراحی دیگری، فیس‌لیفت نیز خطرات و عوارضی دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. قبل از تصمیم‌گیری برای انجام این جراحی، مشاوره با یک جراح پلاستیک معتبر و آگاهی از تمامی جوانب آن بسیار حائز اهمیت است.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">با رعایت توصیه‌های پزشک و مراقبت‌های پس از جراحی، می‌توانید از نتایج طولانی‌مدت و رضایت‌بخش فیس‌لیفت بهره‌مند شوید و چهره‌ای جوان‌تر و شاداب‌تر داشته باشید.</p><p dir="auto"><a href="https://arayeshin.ir/face-lift/">منبع</a></p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[راهنمای نصب تابلو روی دیوار]]></title>
      <link>https://medad.io/@cocho/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B5%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%88-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1/</link>
      <guid isPermaLink="false">https://medad.io/CDh/</guid>
      <category><![CDATA[تابلو]]></category>
      <category><![CDATA[تابلو شاسی]]></category>
      <category><![CDATA[نصب تابلو]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[هکوک]]></dc:creator>
      <pubDate>Sun, 22 Aug 2021 06:53:09 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2021-08-22T11:23:09+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto"><a href="http://divarijat.ir/principles-of-frame-installation/">اصول صحیح نصب تابلو روی دیوار</a> ، نصب تابلو روی دیوار شاید به نظر شما بسیار آسان است و کاری هم ندارد. باید بگم اینطور نیست و نمیشود هرکسی هرکجا دستش می آید، یک تابلو به دیوار بزند. چون نتیجه اش این میشود که یا خیلی بالا است و به سقف چسبیده تقریبا، یا زیادی پایین است.
</p><p dir="auto">
گاهی، نصب تابلو روی دیوار به هیچ عنوان با چیدمان مبلمان تناسب و تقارن ندارد.
</p><p dir="auto">برای نصب تابلو روی دیوار، باید همه چیز را در نظر بگیرید: از سنگینی تابلو و میخی که برای نصب انتخاب کرده اید گرفته تا اندازه گیری دقیق برای درست در وسط قرار داشتن بخشی که قرار است نصب شود.
</p><p dir="auto">
در مقاله به شما آموزش خواهیم داد چگونه با رعایت اصول صحیح نصب تابلو، تابلوهایتان را به دیوار نصب کنید.
</p><p dir="auto">
فقط کافی است در ادامه مطلب با ما همراه باشید.
</p><h2 dir="auto"> 
روش های نصب تابلو روی دیوار
 </h2><h2 dir="auto"> تراز بودن
 </h2><p dir="auto">یکی از مهم ترین ابزار نصب تابلو و آثار هنری روی دیوار، تراز است. برای تراز کردن می توانید هم از ابزار آن و هم از متر نواری استفاده کنید.
</p><p dir="auto">
</p><h2 dir="auto"> میخ و چکش
 </h2><p dir="auto">قلاب، میخ یا گیره فلزی؟ کدام یک برای نصب تابلو روی دیوار مناسب تر هستند؟ قلاب و میخ باید به اندازه کافی قوی و محکم باشند تا بتوانند وزن تابلو را به راحتی تحمل کنند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">اگر قرار است از تابلوی بزرگ و سنگین وزن استفاده کنید باید از قلاب های فلزی و تسمه نیز کمک بگیرید. البته انواع چوبی این قلاب ها نیز موجود است. به هر حال، باید با توجه به اندازه و وزن اثر هنری، آن را به بهترین روش ممکن روی دیوار محکم کنید.
</p><p dir="auto">
</p><h2 dir="auto"> تابلوی بالای شومینه
 </h2><p dir="auto">اگر قرار است تابلویی برای بالای شومینه انتخاب کنید باید حواستان باشد که عرض آن بیشتر از عرض شومینه نباشد. در ضمن باید حتما آن را در وسط اندازه عرض شومینه نصب کنید تا بتواند خودش را نشان دهد.
</p><p dir="auto">
</p><h2 dir="auto"> ارتفاع مناسب
 </h2><p dir="auto">با اینکه انواع مبل و کاناپه ها با هم فرق دارند، اما باید بدانید اگر قرار است تابلویی در بالای آن روی دیوار نصب کنید، باید حدود ۲۰ تا ۳۰ سانتی متر از بالای مبل بالاتر نصب شد. همچون مواردی که در مورد شومینه گفتیم، تابلوی بالای مبل نیز باید دقیقا در وسط مبل (بدون توجه به در و پنجره و موارد دیگر) نصب شود.
</p><p dir="auto">
</p><h2 dir="auto"> دیوار در دیوار
 </h2><p dir="auto">نصب تعداد زیادی تابلو روی یک دیوار به سلیقه و مقدمات نیاز دارد. برای این منظور باید ابتدا همه عکس ها و تابلوهایی که قرار است روی یک دیوار نصب کنید را روی زمین در کنار هم بچیند، سپس چیدمان آنها را با توجه به اندازه و فرم آنها در ذهن خود یا روی یک کاغذ تعیین کنید. سپس به همان ترتیب آنها را روی دیوار نصب کنید. تراز بودن تابلوها و بالانس قرارگیری آنها در کنار هم بسیار مهم است.
</p><p dir="auto">
</p><h2 dir="auto"> تابلو در دستشویی
 </h2><p dir="auto">با اینکه چندان مناسب نیست یک اثر هنری را در دستشویی نصب کنید زیرا ممکن است خراب شود، اما گزینه هایی وجود دارند که به شما اجازه می دهند این کار را انجام دهید. برای ضدآب کردن آثار نقاشی و هنری، می توانید از قاب های شیشه دار استفاده کنید. هرچه این قاب ها را عجیب تر انتخاب کنید، جذابیت بیشتری خواهند داشت.
</p><p dir="auto">
</p><h2 dir="auto"> بهره گرفتن از تصاویر چاپی
 </h2><p dir="auto">اتاق هایی که رنگ روشن دارند بهترین مکان برای بهره گرفتن از تاثیر تابلوهای نقاشی یا آثار چاپی است.
</p><p dir="auto">
برای این منظور تصاویری را انتخاب کنید که رنگ و طرح بولد دارند. اما قاب آنها را ساده و فلزی انتخاب کنید. این باعث می شود تا تصویر داخلی قاب بیشتر خودنمایی کند. برای اینکه در اثر آفتاب رنگ این تصاویر چاپی نرود، توصیه می کنیم از روکش ضد UV استفاده کنید. یا قاب را شیشه ای انتخاب کنید.
</p><p dir="auto">
</p><h2 dir="auto"> پر کردن سوراخ میخ
 </h2><p dir="auto">اگر به هر دلیلی جایی که برای نصب تابلو روی دیوار سوراخ کرده اید، درست نبود و باید آن را جابه جا می کردید، با بتونه و کاردک حتما داخل سوراخ را پر کنید و اجازه ندهید همین طور خالی و بدشکل باقی بماند.
</p><p dir="auto">
</p><h2 dir="auto"> سخن پایانی
 </h2><p dir="auto">
</p><p dir="auto">در این مطلب یاد گرفتیم باید چه کارهایی انجام دهیم که بتوانیم تابلو را در جای درست بگذاریم و اگر اصول صحیح نصب تابلو را رعایت کنیم تا زیبایی بیشتری به فضا ببخشیم.</p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[دیوید فینچر کیست؟]]></title>
      <link>https://medad.io/@cocho/%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%86%DA%86%D8%B1-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA/</link>
      <guid isPermaLink="false">https://medad.io/nxj/</guid>
      <category><![CDATA[کارگردان]]></category>
      <category><![CDATA[دیوید فینچر]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[هکوک]]></dc:creator>
      <pubDate>Tue, 29 Sep 2020 13:14:25 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2020-09-29T16:44:25+03:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-19270-92733-1000/92733.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto">دیوید اندرو لئو فینچر (متولد 28 آگوست 1962) کارگردان و تهیه‌کننده آمریکایی در زمینه فیلم‌های سینمایی، سریال‌های تلویزیونی، و موزیک ویدئو است. فینچر برای درام فانتزی رمانتیک مورد عجیب بنجامین باتن (2008) و درام شبکه اجتماعی (2010) نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین کارگردان شد. برای فیلم شبکه اجتماعی، او برنده جایزه گلدن گلوب برای بهترین کارگردان و جایزه بفتا برای بهترین کارگردانی شد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">فینچر همچنین به خاطر کارگردانی تریلرهای روانشناسی هفت (1995)، باشگاه مشت‌زنی (1999)، و دختر گمشده (2014) و تریلرهای معمایی زودیاک (2007) و دختری با خالکوبی اژدها (2011) نیز شناخته می‌شود. دیوید فینچر نقشی مهم در تولید سریالی تلویزیونی خانه پوشالی (House of Cards) دارد.</p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[نقد فیلم جاده اثر فدریکو فلینی ]]></title>
      <link>https://medad.io/@cocho/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%81%D8%AF%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D9%88-%D9%81%D9%84%DB%8C%D9%86%DB%8C/</link>
      <guid isPermaLink="false">https://medad.io/mGw/</guid>
      <category><![CDATA[سینما]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم]]></category>
      <category><![CDATA[جاده]]></category>
      <category><![CDATA[فلینی]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[هکوک]]></dc:creator>
      <pubDate>Sun, 23 Aug 2020 06:08:39 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2020-08-23T10:38:39+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-17733-91313-1000/91313.jpg" alt="la strada"/><figcaption dir="auto">la strada</figcaption></figure><p dir="auto">فلینی در گذار است، با جاده مثلث فلینی، ماسینا و آنتونی كویین را شكل می‌دهد و جاده سینمای ایتالیا را به سمت و سویی كه تنها خودش از پس آن بر‌می‌آید سوق می‌دهد. جاده‌ای كه گویی تنها سوارش كسی جز فدریكو فلینی نبود چرا كه فیلمهایش مملو از خاطرات، دغدغه‌های شخصی و حسرتهای دوران‌ كودكی، نوجوانی و بزرگسالی اوست. سینمایی كه به قول ابرت از نئورئالیسم آغاز می‌شود و به فانتزیهای آماركورد و شهر زنان می‌رسد. در این مسیر پر زرق و برق و البته از لحاظ بصری ساده و عمیق، او به انسانیت در درجه اول و به شكل یك دغدغه كلی كلنجار می‌رود و در پله‌های بعدی مساله زن، حسرت، تنهایی، وابستگی، مذهب و آشفتگی را در قاب محصور می‌كند. در شهر زنان زن را آماج حملات زن قرار می‌دهد، در زندگی شیرین و آماركورد مذهب را منحرف كننده مذهب می‌داند، بماند كه عقده فاشیسم نیز او را در انتقاد از این جریان سیاسی مصون نمی‌كند. به هر جهت، اینها مسائل عمده سینمای ایتالیا در ده‌های 40، 50 و 60 بودند اما فلینی بسیار شخصی‌تر با این مساله برخورد كرده است. سینمای او به شدت واجد امضای اوست و نوع نگاهش تكرار شدنی و آموختنی نیست. فلینی، افتخار این را دارد كه وی را از بنیانگذاران نئورئالیسم در ایتالیا بدانند چرا كه او در فیلمنامه رم شهر بی‌دفاع اثر روسلینی همكاری داشت اما در ادامه او راه خود را می‌رود و از این مكتب به سبك خویش، آن چیزی كه امضای فلینی را دارد می‌رسد. سبك فلینی، نه نئورئالیسم است و نه اكسپرسیونیسم، نه سوررئال است (شاید در شهر زنان و هشت و نیم اینطور به نظر بیاید) و نه رمانتیك و كلاسیك. این سبك خود فلینی است، آن هنر آمیخته با گوشت و خونش. آن دید فانتزی‌اش به هنر سینما و زندگی در ایتالیا، آن نگاه انتقادآمیزش به مذهب و ایدئولوژی و سرشار از شوخیهایی است كه از كودكی با نقاشی و كاریكاتور آنها را بروز داده است. شهر زنان، آماركورد، هشت و نیم و جینجر و فرد اگر سینما نباشند، مجموعه‌ای نفیس و غریبی از كاریكاتورهای ذهنی فلینی هستند. شوخیهایی كه او آنها را كسب یا كشف می‌كند به تندی و وضوح بر پرده سینما نقش می‌بندند و سینمای فلینی را تشكیل می‌دهند. دلقك و سیرك، كه از موتیف‌های او محسوب می‌شوند شاید نوع سازمان‌یافته‌ای از علاقه او به كاریكاتور و نقاشیهای فانتزی باشند. چیزی كه در جاده مشهود است و در واقع آغاز راه فلینی. این عبور و سلوك در سینمای او به سرعت انجام نمی‌شود و فلینی اندك اندك راه خویش را می‌پیماید. نئورئالیسم با ولگردها، روشناییهای واریته و شیخ سفید ادامه حیات می‌یابد و به جاده می‌رسد. جاده اما، مسیر انحراف است. جاده، جاده‌ایست از مكتب سینمای كم‌هزینه ایتالیا به كاریكاتورهای سینمایی او. جاده نقطه عطف است، از دو نظر: پل ارتباط رئالیسم و فانتزی سینمای فلینی، پل ارتباط فلینی از ایتالیا به همه دنیا. با جاده فلینی از ایتالیا سر بر می‌آورد و نگاه جهان را دوباره به سینمای ایتالیا معطوف می‌كند. می‌دانیم كه جاده اولین اسكار او را برایش به ارمغان می‌آورد. جاده، فرای كارنامه فلینی تراژدی بزرگ معصومیت و صداقت است. آن مائده معنوی كه توسط فلینی تعبیر به دریا می‌شود به سنگ ثقیل جهل حاصل از جبر در خویش می‌شكند. چلسومینا فرزند دریاست، دریادل است، بی‌چشمداشت می‌بخشد و با هر باریكه محبتی به شوق می‌آید. برای فرزند بیمار دلقك است و برای زامپانوی بد طینت پرستار. او استعاره‌ای از مریم‌های مقدس زنده و قابل لمس است و نه آن چیزی كه در روایات و احادیث نقل می‌گردد. او به تمثال مریم مقدس با شوق، بغض و محبت می‌نگرد. در گوشه دیگر زامپانو ارادتی نشان نمی‌دهد و تصویر سگ ولگرد مورد توجه است. حیوانات در فیلم، به نوعی تاكیدی بر اصل حكومت غریزه و جهل نامتناهی بشر است. وقتی زامپانو زن بدكاره را با خود می‌برد و چلسامینا را در انتظار نگاه می‌دارد اسبی تنومند راه رفته او را بازمی‌گردد. چلسامینا یك دلقك بالفطره است، اما دلقك از دید فلینی مفهوم وسیعی دارد. او می‌خنداند، می‌رقصد، آواز می‌خواند كه زمانه او را نگریاند، به ساز ناگوار او نرقصد و بدآوازی آن را تحمل ننماید. دریا، به عنوان جایی كه خاك به انتها می‌رسد و از زندگی زمینی تهی است نوعی خاستگاه و مام معصومیت چلسامیناست؛ دریا معنویت است و این امانت سخت را به چلسامینا می‌سپرد اما به هر تقدیر نگهداری چنین امانتی از دستان كوچك و بی‌گناه او برنمی‌آید. او نمی‌تواند خلوص خود را از آماج حمله ددمنشانه و سخیف زامپانو مصون بدارد و در نهایت سر به جنون می‌گذارد. چلسامینا و زامپانو دو روی یك سكه‌اند، هر دو یكدیگر را كامل می‌كنند و به نظر می‌رسد ارجحیتی وجود ندارد. هر دو، چون دو رنگ متناقض باعث می‌گردند تصویری بر بوم زندگی و وجود نقش ببندد و زندگی با تمام این
 تناقضها شكل گرفته و قابل لمس می‌گردد. اگر زامپانو پرخاش و بی‌اعتنایی نكند، چشمهای معصوم چلسامینا مفهومی نخواهند داشت. تقابل زامپانو و چلسامینا، نوعی تقابل خیر و شر، تقابل سیاه و سفید و تقابل ماده و معنویت به نظر می‌رسد. هر دو، به یك اندازه به دیگری مفهوم می‌بخشند و یكدیگر را ارزشگذاری می‌نمایند. نكته قابل توجه و بسیار مستتر در فیلم، وجود تعارض درونی و آنتی‌تزهای مخفی در شخصیت طرفین داستان است. زامپانو، طبق آنچه كه «فول» نیز اشاره می‌كند به چلسامینا علاقمند است. با او همبستری نمی‌كند چون عاشق اوست، او را رها می‌كند چون نمی‌تواند سرگشتگی‌اش را تحمل نماید، او را می‌زند چون مایل است چلسامینا مفید باشد. زامپانو فرشته‌ای درونی دارد اما هیچگاه رخصت بروز نمی‌یابد و تبدیل به فرصتهای از دست رفته می‌گردد. زامپانو در تغییر است و این وجه تعاملی و تحولی قصه را صیقل داده و به پیش می‌برد، در ابتدای فیلم زامپانو پشت به دریاست، در اواسط فلیم او پا به آب دریا می‌زند – چلسامینا در حال رخنه در قلب او و همبازی شدن با فرشته درون اوست – و در انتهای فیلم او به آب دریا غسل می‌نماید و شستن صورتش با اب دریا تعبیری می‌شود از هماغوشی عاشقانه او با چلسامینا. هماغوشی غریبی كه رنگ عرفان می‌گیرد و بر تمام خوبی‌های نكرده، امیدهای نداده و آهنگهای شاد ننواخته آه می‌كشد. وقتی چلسامینا می‌میرد زامپانو به عشق خود پی می‌برد و این خاصیت تراژدی فلینی است. فول به عنوان شخص ثالث، كاتالیزوری برای پیشبرد تحول آدمهای قصه است. تحولی كه قرار نیست خوبی را به بدی و خیر را به شر یا بالعكس تبدیل كند و یا از یك حیوان آدم بسازد. این تحول ماهیتی از جنس بیرون آمدن از انزوا و بركشیدن پرده‌های حاجب دارد، پرده‌هایی كه ستار سرشت نیك هستند و جنس آنها غرور مردانه، قدرت به ظاهر بی‌زوال و عدم وجود ادراك و معرفت است. فول كسی است كه چلسامینا علاقمند است زامپانو او باشد و چه زیباست این تقابل درون و بیرون یك انسان. چرا چلسامینا پیشنهاد فرار با فول را نمی‌پذیرد؟ در نگاه كلی و آنچه فیلم در اختیار ما می‌گذارد دلیلش می‌تواند همان خوش سیرتی او، اعتماد و وفاداری به زامپانو باشد؛ اما اگر فول را شخصیت خوب درون زامپانو بدانیم زودتر به جواب خواهیم رسید. فول به عنوان وجدان زامپانو همواره او را دست می‌اندازد و به تمسخر می‌گیرد، مثل ندایی كه دائم در گوش انسان امر به معروف و نهی از منكر می‌كند و زامپانو داشتن وجدان را بر نمی‌تابد. جدال زامپانو و فول تعبیری از جدال عقل و حس، رفتار بیرونی و پندار درونی و در نهایت انسان با وجدان خویش است. در نهایت، با نگاه مایوس فلینی، این شرارت است كه برنده است و این واقعیت چلسامینا را به وادی جنون هدایت می‌كند. چلسامینا از اینكه آخرین بارقه امیدش، یعنی شخصیتی كه دوستش دارد اما موهوم و خیالی است به دست شخصیت حقیقی و آن كه وجود خارجی دارد از میان برداشته می‌شود چنان آشفته است كه جمله: «فول زخمی شده!» از دهانش نمی‌افتد. او در واقع حقیقت را می‌گوید و از دردمندی ابراز حقیقت آشفته است اما دریغ نمی‌داند كه هركس حقیقتی را بازگو كند او را دیوانه می‌خوانند. فول مرد آمال چلسامیناست، كسی كه در زامپانو وجود داشت و به دست خود زامپانو هلاك گشت. به این تناقضات در مورد فول و زامپانو دقت كنید: زامپانو همواره اخم دارد و هرگز نمی‌خندد و فول همیشه در حال تبسم است، زامپانو تنبیه می‌كند و فول نوازش می‌نماید، زامپانو بی‌اعتنایی می‌كند و فول توجه نشان می‌دهد، زامپانو چلسامینا را در تملك خویش می‌داند و فول او را ازاد می‌شناسد، زامپانو چلسامینا را بی‌استفاده و طفیلی می‌داند – در ابتدای فیلم او می‌گوید: «من می‌توانم به سگها نیز آموزش بدهم.» - و فول چنین بیان می‌كند: «حتی وجود این ریگ نیز مفهوم و مقصودی دارد، تو نیز چلسامینا، برای هدفی به این دنیا آمده‌ای.» نكته قابل توجه، جنس عشق آدمهای داستان نسبت به یكدیگر است. عشق چلسامینا به فول از جنس عشق زامپانو به چلسامیناست و تنها در نوع بیان و ارائه آن تفاوت وجود دارد و این البته بستگی مطلق به ماهیت و سرشت هر دوی آنها دارد. فلینی همچون سایر فیلمسازان و هنرمندان دوره خودش در ایتالیا درد مذهب دارد، هرچند گره‌های این دغدغه در جاده كمرنگ است و بیشتر در زندگی شیرین و آماركورد نمود می‌كند، اما چلسامینا به هر تقدیر نماینده جامعه‌ای مفتون و سرخورده از مذهب فرمایشی و سنتی ایتالیاست. او نسبت به مسیح و صلیب ادای احترام می‌كند در حالی كه مبلغین مذهبی كه مارش مسیحیت را به نمایش گذاشته‌اند كوچكترین توجهی به او ندارند. بی‌اعتنایی مذهبیون حاكم به آدمهایی كه بر صلیب گل پرتاب می‌كنند بی‌شباهت به بی‌اعتنایی زامپانو به چلسامینا كه گلهای عطوفت و انسانیتش را به سمت او پرتاب می‌كند
 نیست. در جای دیگر، كه زامپانو و چلسامینا میهمان كلیسا هستند زامپانو به راهبه در شكستن هیزم كمك می‌كند و آنها را به احترام خطاب می‌نماید. راهبه‌ها از چلسامینا درخواست می‌كنند كه در كلیسا بماند اما او با چشمهای خیس كلیسا را نیز ترك می‌كند چون در آنجا نیز برای معصومیت خویش پناهی نمی‌بیند. او تنها راه سعادت را، ماندن در كنار زامپانو و تبدیل او به شخص رویایی‌اش فول می‌داند، نه پیوستن به سیرك – كه استعاره‌ای برای اجتماعی شدن و خود را فراموش كردن است – و نا فرار با فول و نه بازگشت به خانه (یا دریا) كه باز كنایه از رجعت به اصل و نابودی است و نه هیچ پیشنهاد دیگر برای او پذیرفتنی نیست. تنها ماندن، معصوم ماندن و تحول زامپانو – به عنوان انسان از خود جدا افتاده – راهكار اوست. فلینی این راهكار را محكوم به شكست و قدرت ایدئولوژی و توتالیریته را درهم نشكستنی می‌بیند. اشاره دائم زامپانو به ابرمرد بودن و آهنین بودن سینه و عضلاتش موید همین نكته است. این سرسختی به جنس زامپانو و هرآن چیزی كه زامپانو نماد آن است برمی‌گردد. این جنس تغییر نمی‌كند و تنها به ارث می‌رسد و منتقل می‌شود؛ دقت كنید به سكانسی كه زن بیوه از شوهر مرده‌اش حرف می زند، همان كه جز دستور دادن كار دیگری نمی‌كرده و حالا زامپانوست كه باید لباسهای او را بر تن كند. چلسامینا می‌میرد و این مرگ چیزی جز زوال معصومیت نیست، معصومیتی متعلق به انسان است و توسط خود انسان در خود فرو می‌میرد و ابزار این زوال بی‌اعتنایی، از خود بیگانگی، سركوبی ایدئولوژیك و جهل اجتماعی است. فیلم نمایش دهنده جدال خیر و شر و مرثیه‌ای برای معصومیت از دست رفته است، روایتی است تراژیك از مصلوب شدن پاكی‌ها و درستی‌ها، آنچنان كه مسیح مصلوب می‌گردد و تبدیل به اسطوره مهربانی، صداقت و معصومیت می‌شود، معصومیتی كه اكنون به یك رویا بدل شده است، یك خواب و رویای بی‌تعبیر.
 درباره فدریكو فلینی: فدریكو فلینی كارگردان بزرگ ایتالیایی و یكی از برجسته‌ترین كارگردانهای تاریخ سینما در بیستم ژانویه 1920 در شهر ریمینی و در خانواده‌ای متوسط متولد شد. فلینی از همان دوره كودكی حس و حال هنری عجیبی داشت و همواره به دنبال راهی می‌گشت تا هنرش را بروز دهد. از 18 سالگی برای چندین نشریه طنز مطلب می‌نوشت. ورود فلینی به سینما با نویسندگی فیلمنامه آغاز شد. اما شانس بزرگ فلینی، آشنایی و همكاریش با استاد بزرگ سینمای ایتالیا روبرتو روسلینی بود. او در فیلم‌های رم، شهر بی‌دفاع و پاییزا با استاد همكاری كرد. اما فلینی دوست داشت بالاخره یك روز فیلم خودش را هم روی پرده سینما‌ها ببیند! آن زمان در ایتالیا سبك جدیدی در فیلمسازی به وجود آمده بود كه نئورئالیسم نام داشت. فیلمسازی در این سبك به قدری كم خرج بودند كه می‌شد با پول یك ساندویچ مرغ و یك نوشابه، یك فیلم ساخت! به این ترتیب
 فلینی بعد از به عهده گرفتن سمت دستیاری كارگردان در چند فیلم، از جمله همكاری با آلبرتو لاتودا، در سال 1951 یك فیلم كمدی به نام Lo sceicco Bianco با بازی آلبرتو لوردی- كمدین مشهور سینمای ایتالیا- ساخت. این سرآغاز همكاری فلینی با دو فیلمنامه‌نویس مشهور ایتالیا به نامهای تولیو پینلی و اینو فلایا بود كه اوج همكاری 15 ساله این سه تن، باعث خلق شاهكارهایی چون جاده (1954) و 5/8 (1964) شد. فلینی آهنگساز این فیلم یعنی نینو روتا را نیز وارد جرگه دار و دسته ثابت خودش كرد.آغاز شهرت فلینی با فیلم جاده بود. این فیلم سر و صدای زیادی در جامعه ایتالیا برپا كرد. فیلمی تخیلی و شاعرانه درباره رابطه یك دختر جوان با قیافه دلقك‌ ماب و بسیار ساده به نام چلسامینا – با بازی جولیتا ماسینا، و یك غول بی‌شاخ و دم، پهلوان دوره‌گرد، زامپانو- با بازی آنتونی كویین- كه سرانجام با مرگ دخترك و گریستن زامپانو در مرگ او پایان می‌پذیرد. فلینی در فیلم‌هایش مجموعه‌ای از احساس، عشق، خاطرات، به‌خصوص اتوبیوگرافی، فانتزی و... را به كار می‌برد و موضوع فیلم‌هایش اكثراً حسرت گذشته و فرصت‌های از دسته رفته است.فلینی در سال 1943 با جولیتا ماسینا ازدواج كرد كه ثمره این ازدواج پسری به نام فدریچینو بود كه تنها دو هفته زنده ماند. از بازیگران بزرگ دیگری كه با فلینی همكاری نزدیكی داشتند به غیر از جولیتا ماسینا، می‌توان از آلبرتو سوردی، مارچلو ماسترویانی- دوست و بازیگر مورد علاقه فلینی- آنیتا البرگ، آنتونی كویین، سوفیا لورن و... می‌توان نام برد. با وجود اینكه فلینی در طول چهار دهه برای سینما فیلم‌های بسیاری ساخت، اما هرگز اسكار كارگردانی نگرفت. با این وجود چهار فیلم، جاده، روشنایی‌های كابیریا، 5/8 و آماركورد برنده اسكار بهترین فیلم خارجی زبان شدند. البته مسؤولان اسكار سرانجام به كج‌سلیقگی خود پی بردند و در سال 1993 یك عدد اسكار افتخاری به استاد اهدا كردند. اما برای این قدردانی كمی دیر شده بود چرا كه با مرگ استاد در پاییز همان سال، او فرصتی برای خوشحالی از دریافت این جایزه نیافت!</p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[سریع ترین راه برای کاهش 30کیلو وزن در دوماه]]></title>
      <link>https://medad.io/@cocho/%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-30%DA%A9%DB%8C%D9%84%D9%88-%D9%88%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%87/</link>
      <guid isPermaLink="false">https://medad.io/lVD/</guid>
      <category><![CDATA[کاهش وزن]]></category>
      <category><![CDATA[لاغری]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[هکوک]]></dc:creator>
      <pubDate>Tue, 14 Jul 2020 12:03:34 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2020-07-14T16:33:34+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">
</p><p dir="auto">کاهش ۳۰ کیلو در هر بازه‌ی زمانی، نسبتا هدف بزرگی است، اما انجام چنین کاری تنها در هشت هفته مانند آنچه در برنامه‌های محبوب تلویزیونی می‌بینید، میتواند کار پر خطری باشد! اما با کمک دکترتان، اگر سلامتی کلیتان در سطح خوبی باشد و به برنامه‌ی غذایی و تمرینات شدیدتان بچسبید، خواهید توانست به این هدف برسید. این اقدام، نیاز به تعهد دارد، پس نباید در مجموع برای طی کردن فرجه‌ی دو ماهه‌تان هیچگونه انحرافی در رژیم غذاییتان داشته باشید. اما خیالتان راحت باشد، این کار، شدنی است.
</p><p dir="auto">
هفته اول و دوم کاهش وزن سریع
</p><p dir="auto">مرحله اول
</p><p dir="auto">روزتان را با آهسته دویدن یا دوچرخه سواری آغاز کنید. در واقع هر فعالیت فیزیکی که عرقتان را در بیاورد جواب کار شما را خواهد داد، فقط با شدتی فعالیت کنید که بتوانید بمدت ۲۰ دقیقه ادامه‌اش دهید. این تمرین کالری خواهد سوزاند و اگر یک رژیم کم کالری داشته باشید، چربی هم خواهید سوزاند، که به کاهش وزن سریع خواهد انجامید.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">مرحله دوم
</p><p dir="auto">هر روز صبح با تعیین زمانی برای مصرف یک وعده‌ی سالم و کوچک، صبحانه بخورید. سعی کنید صبحانه‌تان شامل چیزهایی مثل بلغور جو دوسر بهمراه میوه، ماست، یک میوه‌ی کامل یا تست نان گندم بهمراه آبمیوه باشد. صبحانه خوردن به سوخت و ساز بدنتان سرعت می‌دهد و بدنتان را تحریک می‌کند تا در طول روز بیشتر کالری بسوزاند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">مرحله سوم
</p><p dir="auto">آب را جایگزین نوشابه کنید. برای اینکار باید هر چه نوشابه در منزلتان هست را به انبار منتقل کنید و از آن به بعد بجای نوشابه آب بنوشید. نوشابه پر از کالری تهی است که بصورت شدیدی در توانایی کاهش وزن شما اختلال ایجاد می‌کند، اما آب کالری ندارد، بدنتان را هیدراته میکند، و کمک خواهد کرد تا شکمتان پر شود و از پرخوری جلوگیری کنید.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">هفته سوم و چهارم ورزن کم کردن سریع
</p><p dir="auto">مرحله اول
</p><p dir="auto">بمدت یک هفته از «وعده‌های جایگزین» استفاده کنید. «وعده‌های جایگزین» غذاهای یخ‌زده یا نوشیدنی‌هایی آماده هستند که آنها را جایگزین هر وعده‌تان می‌کنید. مصرف چنین مواد غذایی می‌تواند به شدت مصرف کالری شما را کاهش دهد و در کل میزان کاهش وزن شما زیاد کنند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">مرحله دوم
</p><p dir="auto">دو بار در روز و هر بار ۲۰ دقیقه ورزش کنید. دو برابر کردن زمان ورزش روزانه‌تان، انرژی بیشتری خواهد سوزاند و به شما کمک خواهد کرد تا زودتر وزن کم کنید. هم می‌توانید همان تمریناتی را که در دو هفته‌ی اول انجام می‌دادید اجرا کنید، هم می‌توانید تمریناتتان را تغییر دهید. دوباره اشاره می‌کنیم که تمرینات کاردیو در محیط باز موثرتر خواهند بود.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">مرحله سوم
</p><p dir="auto">دقیقا قبل از اینکه غذا بخورید یک لیوان آب بنوشید. حدود ۱۰ دقیقه قبل از وعده‌ی غذاییتان باید یک لیوان ۸ اونسی آب بنوشید تا بخشی از شکمتان را پر کند. بدین ترتیب، هنگامی که غذا خوردنتان را شروع می‌کنید، خیلی زودتر سیر خواهید شد و نخواهید توانست زیاد غذا بخورید. بنابراین بدون اینکه گشنه بمانید مقدار کالری دریافتی‌تان کاهش پیدا خواهد کرد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">هفته پنجم و ششم
</p><p dir="auto">مرحله اول
</p><p dir="auto">به مدت دو روز، رژیم تک خوری بگیرید! بدین شکل که فقط آبمیوه بنوشید. آب میوه‌های غیر مرکباتی مانند سیب بهترند. حتی اگر ابزارهای مورد نیاز را دارید، می‌توانید آب مخلوطی از چند نوع میوه را گرفته و میل کنید. هر زمانی که احساس گرسنگی کردید، یک لیوان آبمیوه بنوشید تا هم شکمتان پر شود و هم اینکه بدون مصرف کالری زیاد، به بدنتان مواد مغذی برسانید. از میوه‌هایی همچون پرتقال، لیمو و گریپ‌فروت دوری کنید، چرا که می‌توانند معده و سیستم گوارش شما را اذیت کنند. همچنین فقط و فقط این تک خوری را دو روز از یک بازه‌ی دو هفته‌ای اجرا کنید.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">مرحله دوم
</p><p dir="auto">با اضافه کردن مقداری میوه و سبزی به هر وعده ی غذایی و کنار گذاشتن مواد گوشتی، به رژیمی سرشار از میوه و سبزیجات بچسبید. لازم نیست که گیاه‌خوار باشید، هرچه بیشتر سبزیجات بخورید، بیشتر احساس سیری خواهید کرد و کالری کمتری مصرف کرده‌اید.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">مرحله سوم
</p><p dir="auto">هرگاه خانه را ترک کردید یک میوه بهراه خود ببرید تا بجای هله هوله مصرف نمایید. اگر شما مشتاق مصرف هله هوله‌ها هستید، بهمراه داشتن یک میوه به شما کمک خواهد کرد تا هوستان برطرف شده و احتمال انتخاب‌های ناسالمی مثل چیپس و کلوچه کاهش پیدا کند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">هفته هفتم و هشتم
</p><p dir="auto">مرحله اول
</p><p dir="auto">شدت و مدت تمریناتتان را از جلسات ۲۰ دقیقه‌ای در روز به دو جلسه‌ی ۳۰ دقیقه‌ای در هر روز افزایش دهید. حتی برای سوزاندن کالری بیشتر، فعالیت‌های تمرینی‌تان را از تند راه رفتن، به دویدن یا حرکات پیچیده‌تری در حین جلسات ایروبیک‌تان ارتقا دهید.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">مرحله دوم
</p><p dir="auto">کربوهیدرات‌های پیچیده همچون نان غلات کامل مصرف کنید. کربوهیدرات‌های ساده مانند ماکارونی یا نان سفید نخورید. کربوهیدرات‌های ساده انرژی زیادی به بدن خواهند داد، بیش از آنچه که بتواند بسوزاند، که در نتیجه آنها را بعنوان چربی ذخیره خواهد کرد. پس مصرف آنها را قطع کنید و شانس کاهش وزنتان را زیاد کنید.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">مرحله سوم
</p><p dir="auto">در صورت نیاز، با تجویز پزشکتان قرص‌های لاغری مصرف کنید تا به هدف کاهش وزنتان دست پیدا کنید. همین که به انتهای برنامه‌ی هشت هفته‌ای تان نزدیک می‌شوید، ممکن است به قرص‌های لاغری احتیاج پیدا کنید تا چند کیلوی باقیمانده را هم بسوزانید. فقط حواستان باشد که اگر از قرص‌های ضد اشتها استفاده کردید، حتما غذاهای سالم و مغذی استفاده نمایید. در غیر اینصورت دچار عدم تعادل تغذیه‌ای شدید خواهید شد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">توجه
</p><p dir="auto">پیش از اینکه هر رژیم غذایی یا برنامه‌ی ورزشی را آغاز کنید، حتما با پزشکتان مشورت نمایید. اگر شرایط پزشکی خاصی داشته باشید، محدود کردن شدید کالری و چسبیدن به یک برنامه‌ی ورزشی سنگین می تواند سلامتی شما را تهدید کند. این موضوع را دست کم نگیرید.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">نکات
</p><p dir="auto">در حالیکه در برنامه‌ها و تبلیغات تلویزیونی کاهش وزن‌های رویایی نشان داده میشود، یک هدف واقع گرایانه برای برنامه‌ی کاهش وزن در خانه، نیم تا یک کلیو در هفته است. موفقیت در نگهداری وزن پس از کاهش آن، مخصوصا پس از یک رژیم غذایی سخت، نیازمند این است که سبک زندگیتان را تغییر دهید. با پزشک یا متخصص تغذیه‌تان مشورت کنید تا یک برنامه‌ی غذایی سالم برایتان تدوین کند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">در آخر توجه داشته باشید که عدم توانایی شما در کاهش ۳۰ کیلو از وزنتان در این زمان کوتاه، شکست به حساب نمی‌آید! اگر بتوانید وزنتان را نگهدارید، هر مقداری که وزن کم کرده باشید می‌تواند سطح سلامتیتان را افزایش دهد. پس از این دوره، با آرامش یک برنامه‌ی غذایی سالم و کم کالری و برنامه‌ی ورزشتان را ادامه دهید تا بقیه‌ی وزنتان هم به مرور کاسته شود.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">عوامل بسیاری بر پتانسیل کاهش وزن یک فرد تاثیر می گذارند. برای کاهش وزن، باید بیشتر از مقدار دریافتی‌تان کالری بسوزانید. کاهش وزن در مورد خیلی‌ها، مسیر روشنی نیست. موارد غیر شفافی وجود دارد که آنها را از رسیدن به اهداف کاهش وزنشان باز می دارد. در نتیجه آنها برای بهتر کردن اندامشان به راه های خلاقانه روی می آورند. شاید تمام روش ها با شکست مواجه شوند، اما ثابت شده که این تکنیک ها، تلاش های کاهش وزن شما را موثرتر می کنند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">ترفندهایی برای کاهش وزن بیشتر وساده تر
</p><p dir="auto">بوییدن نعناع
</p><p dir="auto">شاید بوییدن نعناع برای فرونشاندن هوس های غذایی، عجیب به نظر برسد اما واقعا موثر است، حداقل به گفته کارشناسان آروماتراپی. در یک مطالعه که توسط دکتر آلن هرش از Smell &amp; Taste Treatment and Research Foundation انجام شد، او دریافت که از بین ۳۰۰۰ شرکت کننده، آنهایی که اسانس نعناع را استشمام کرده بودند، به طور متوسط ۱۴کیلوگرم وزن از دست دادند. دکتر هرش میگوید که نعناع، توانایی مهار هوس و سرکوب اشتها را دارد. او می گوید که بوییدن بعضی عطرهای خاص، مغز را فریب می دهد تا در زمانی که چیزی نمی خورید، فکر کند در حال غذا خوردن هستید.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">کاهش غذا در شب
</p><p dir="auto">یک مطالعه شامل ۲ گروه از زنان چاق انجام شد که به مدت ۱۳ ماه به آنها روزانه ۱۷۰۰ کالری غذا داده می شد. برای گروه اول، محتوای کالری مواد غذایی در۷۰۰ کالری برای صبحانه، ۵۰۰ کالری برای ناهار و ۲۰۰ کالری برای شام پخش شد. برای گروه دوم، محتوای کالری به صورت ۲۰۰ کالری برای صبحانه، ۵۰۰ کالری برای ناهار و ۷۰۰ کالری برای شام تغییر کرد.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">محققان بعد از ۱۳ ماه دریافتند آنهایی که صبحانه مفصلی خورده بودند(۷۰۰ کالری)، بطور متوسط ۸کیلوگرم وزن کم کردند. در همین حال افرادی که ۷۰۰ کالری در طول شام مصرف کرده بودند، فقط ۳کیلوگرم وزن ازدست دادند. محققان نتیجه گیری کردند افرادی که صبحانه های مفصل می خورند، در مقایسه با آنهایی که در زمان شام زیاده روی می کنند (علی رغم مصرف مقدار کالری مساوی در روز) وزن بیشتری از دست می دهند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">آویزان کردن یک آینه روبروی جایی که غذا می خورید
</p><p dir="auto">شاید این یک تکنیک عجیب برای کاهش وزن به نظر برسد اما واقعا موثر است. هنگامی که شما یک آینه را مقابل میز غذا خوری تان آویزان می کنید، نسبت به غذاهایی که می خورید، آگاه تر خواهید شد. هر زمانی که به خودتان در حین غذا خوردن نگاه می کنید، به یاد تلاش ها، اهداف و استانداردهای کاهش وزنتان می افتید. یک مطالعه، این نظریه را بررسی کرد و دریافت شرکت کنندگانی که در مقابل آینه غذا می خورند، در طول یک وعده غذایی کمتر احساس گرسنگی می کنند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">شمع معطر وانیلی
</p><p dir="auto">ما می دانیم که بعضی عطرها می توانند اشتها را تحریک یا سرکوب کنند. وانیل، درست مانند نعناع، توانایی خارق العاده ای در سرکوب هوس ها و کاهش اشتها دارد. در مطالعه ای که ۱۶ داوطلب را مورد بررسی قرار داد ، افرادی که قبل از غذا خوردن یک شمع معطر وانیلی روشن کرده بودند، بطور متوسط ۲کیلوگرم وزن از دست دادند. گروهی که قبل از غذا خوردن، شمع معطر وانیلی روشن نکرده بودند، اصلا وزنی از دست ندادند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">از بشقاب های آبی رنگ استفاده کنید
</p><p dir="auto">آیا تابه حال فکر کرده اید که چرا رنگ آبی را در رستوران ها و فست فودهای زنجیره ای نمی بینید؟ قرمز، نارنجی و زرد، رنگ های متداولی هستند که توسط رستوران ها و فست فودهای زنجیره ای مانند مک دونالد و، KFC و غیره مورد استفاده قرار می گیرند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto">ثابت شده که رنگ های قرمز، نارنجی و زرد اشتها را تحریک می کنند. در مقابل، رنگ هایی مانند آبی، اشتها را سرکوب می کنند. تحقیقات نشان می دهد ۳۳ درصد از افرادی که در یک اتاق آبی غذا خوردند، اشتهایشان را از دست دادند. بنابراین هرگز از بشقاب های قرمز، زرد و نارنجی استفاده نکنید و به جای آنها در بشقاب های آبی غذا بخورید. همچنین می توانید برای کاهش اشتها، لباس های آبی بپوشید یا از دستمال سفره آبی استفاده کنید.</p><p dir="auto">منبع: <a href="https://salamatonline.blogspot.com/2020/07/30-60.html">سلامت آنلاین</a></p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[نقد فیلم سگ اندلسی]]></title>
      <link>https://medad.io/@cocho/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%DA%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%84%D8%B3%DB%8C/</link>
      <guid isPermaLink="false">https://medad.io/lSZ/</guid>
      <category><![CDATA[سینما]]></category>
      <category><![CDATA[نقد فیلم]]></category>
      <category><![CDATA[کارگردان]]></category>
      <category><![CDATA[لوئیس بونوئل]]></category>
      <category><![CDATA[سگ اندلسی]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[هکوک]]></dc:creator>
      <pubDate>Sun, 12 Jul 2020 08:33:54 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2020-07-12T13:03:54+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-16338-89714-1000/89714.jpeg" alt=""/></figure><p dir="auto">لوئیس بونوئل گفته است که اگر به او بگویند بیست سال بیشتر زنده نیست و از او بپرسند که در این مدت چگونه زندگی خواهد کرد؟ پاسخ می دهد:« دو ساعت در روز برای فعالیت و 22 ساعت برای رویا هایی که دائما آنها را مرور می کنم.»
</p><p dir="auto"><strong>رویا ها ماده اولیه فیلم های بونوئل هستند.
</strong></p><p dir="auto">از روزهای اولی که به عنوان سورآلیست در پاریس شناخته شد تا زمان موفقیت های چشمگیرش در اواخر دهه هفتاد، رویاها همیشه « رآلیسم» فیلم هایش را تحت تاثیر قرار می دادند.</p><p dir="auto"> این رهایی رویاها، که خصوصیت آثار بونوئل است، همانند ویژگی های آثار  فلینی به سرعت برجسته و شاخص شدند.
</p><p dir="auto">نخستین فیلمش سگ اندلسی( 1928م)،حاصل همکاری با هنرمند سورآل «سالوادور دالی» بود.
</p><p dir="auto">نه عنوان و نه هیچ چیز دیگری در این فیلم، قصد بر انگیختن احساسات را نداشتند. با این وجود یکی از مشهور ترین فیلم های کوتاه تاریخ سینما است. </p><p dir="auto">هر کس که کمی به تاریخ سینما علاقمند باشد این فیلم را دیر یا زود، و معمولا چندین بار، می بیند.
</p><p dir="auto">سگ اندلسی با امید ایجاد یک شوک انقلابی در جامعه ساخته شد.
</p><p dir="auto">« ادو کابرو»، منتقد سینما درباره آن نوشته است:«برای اولین بار در تاریخ سینما یک کارگردان سعی در سرگرم کردن تماشاگرانش نداشت بلکه سعی کرد به پتانسیل های جدی تر تماشاگران نزدیک شود.»
</p><p dir="auto">تکنیک های <a href="http://www.nikend.com/quote/author/luis-bunuel">بونوئل</a> و سکانس های مشهورش مثل، سکانس بریدن کرده چشم و یا سکانس مردی که پیانویی را همراه با دو کشیش و دو الاغ مرده روی آن می کشد، شوک زیادی در جریان اصلی سینما ایجاد کرد.
</p><p dir="auto">بد نیست به یاد بیاوریم که سگ اندلسی را بونوئل و دالی پیر و جا افتاده ای که در عکس ها می بینیم نساخته اند، بلکه حاصل همکاری دو جوان سرسخت ( کله خراب) دهه بیست و سرمست از آزادی های پاریس است.
</p><p dir="auto">اگر چه سور رآلیست ها خودشان را تروریست نمی دانند، با این حال بونوئل در زندگی نامه خود نوشته است آنها دائما در حال جنگ با جامعه ای بودند که آنها را تحقیر می کرد و سلاح آنها برای این جنگ « رسوا کردن» بود.
</p><p dir="auto">فیلم رسوا کننده سگ اندلسی نیزبه اسطوره سوررآلیست ها تبدیل شد.
</p><p dir="auto">او در جایی دیگر از زندگی نامه اش اعتراف می کند که: « در اولین نمایش عمومی این اثر با جیب هایی پر از سنگ پشت صحنه ایستاده بودم تا اگر تماشاگران به فیلم اعتراض کردند سنگ بارانشان کنم.»
</p><p dir="auto">سگ اندلسی اولین فیلم- مووی دست سازی است که بدون سرمایه گزاری استودیو ها وبا بودجه خیلی کم ساخته شد.
</p><p dir="auto">این فیلم جد کارهای « جان کاساوتس» و فیلم های دیجیتال مستقل امروز به حساب می آید.
</p><p dir="auto">بونوئل،این اسپانیایی فریفته جاذبه های پاریس، غرق در رویاها به محض ورود به سینما با به تمسخر گرفتن فیلمساز بزرگی مثل « آبل گانس» به جرگه سوررآلیست ها پیوست.
</p><p dir="auto">او در چند روزی که در خانه دالی گذراند با او درباره رویاهایش صحبت کرد. به ویژه رویایی که در آن می دید یک تکه ابر باریک ماه را از وسط می برد مثل تیغی که کره چشمی را می برد. دالی متقابلا گفت که شب قبل یک دست پر از مورچه را در خواب دیده و اضافه کرد که چه اشکالی دارد اگر فیلمی درباره رویاهایشان بسازند.
</p><p dir="auto">آنها فیلمنامه را با هم نوشتند و بونوئل، بودجه کم فیلم را از مادرش گرفت و آن را کارگردانی کرد. فیلمبرداری در ظرف چند روز تمام شد.
</p><p dir="auto">بونوئل می گوید که هیچ نمایی نمی توانست در فیلم قرار بگیرد اگر توضیح منطقی برای آن وجود داشت. ما مجبور بودیم تمام درها را به روی آن تصاویر غیر منطقی، که اول از همه خود ما را متعجب می کرد باز کنیم بدون اینکه توضیح دهیم چرا؟
</p><p dir="auto">تصویری از ماه و به دنبال آن تصویری از مردی که با تیغ اصلاح چشم زنی را می برد،( واقعا چشمی بریده می شود، البته چشم یک گوساله یا یک خوک).</p><p dir="auto"> دستی که موچه ها در آن می لولند و به دنبال آن مرد زن جامه ای سوار بر دوچرخه، موی زیر بغل، یک دست قطع شده در کف خیابان و چوبی که به آن ضربه می زند، یک تجاوز سکسی در فیلم صامت، زنی که با یک راکت تنیس از خود دفاع می کند.</p><p dir="auto"> مرد مهاجم که یک پیانو را با نیرویی عجیب می کشد، دو مجسمه ظاهرا زنده فرو رفته در شن و خیلی نما های دیگر.</p><p dir="auto">برای توضیح فیلم کافی است نماها را به دنبال هم ردیف کنیم زیرا هیچ خط داستانی پیوند دهنده ای بین آنها وجود ندارد.
</p><p dir="auto">تحلیل های بی شماری بر اساس عقاید فرویدی، مارکسیستی و یونگی برای فیلم شده است. بونوئل به همه آنها می خندد.
</p><p dir="auto">بونوئل گفته است که بازیگر زنی که از پنجره بیرون را می نگرد، شاید رژه ارتش را تماشا می کند و شاید هم هیچ چیز را. در حقیقت نمای بعدی نشان می دهد که دوچرخه سوار « زن جامه»، از دوچرخه سقوط می کند و ما طبیعتا فرض می کنیم که زن از پنجره سقوط این شخص را دیده است. 
</p><p dir="auto">برای ما به عنوان تماشاگران معمولی، نمای پنجره و به دنبال آن نمای خیابان، بدون هیچ گونه ارتباط منطقی بین آنها غریبه است.
</p><p dir="auto">در مثال دیگری ما می پنداریم که مرد پیانو را به همراه کشیش ها و الاغ های مرده در کف اتاق می کشد زیرا زن شهوت برانگیخته شده اش را با راکت تنیس پاسخ داده است. ولی بونوئل اعتقاد دارد که پیش آمدها هیچ ارتباطی با هم ندارند. </p><p dir="auto">میل و خواسته مرد پاسخ داده نشده است و در یک کنش کاملا بی ارتباط، او طناب ها را می گیرد و پیانو را می کشد.
</p><p dir="auto">لوئیس بونوئل، «عصر طلایی»،دیگر فیلم سورآلیستی خود را در سال 1930، ساخت. این فیلم با اتهام توهین به مقدسات روبه رو شد و برای چندین سال توقیف گردید.
</p><p dir="auto">بونوئل، به عنوان ناظر نسخه های اسپانیولی زبان فیلم ها، در « متروگلدن مایر» و « هالیوود» کار کرد. </p><p dir="auto">فیلم های زیادی در مکزیک ساخت که بعضی از آنها مثل « فراموش شدگان» و «زندگی تبهکارانه آرچیبالدو دلاکروز»، بسیار ارزشمند هستند.
</p><p dir="auto">در سال 1961 او با « ویریدیانا» یک موفقیت جهانی کسب کرد و ظرف هفده سال بعد از آن فیلم های حیرت آور « انقراض فرشتگان»، «خاطرات یک خدمتکار»، « بل دِ ژور»، « میل مبهم هوس»،« فریبندگی مرموز بورژوازی»، « تریستانا» و آزادی خیال»، را یکی پس از دیگری ساخت. 
</p><p dir="auto">سگ اندلسی یک فیلم افشاگرانه است که به باورهای ناخودآگاه بیننده حمله می کند. این فیلم برهم زننده، باطل کننده و دیوانه کننده است، البته بدون هیچ منظوری.
</p><p dir="auto">و «شما هرگز نمی دانید چه خواهید دید وقتی از پنجره بیرون را بنگرید.»</p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[ نقد"مرد فیل نما" ساخته  دیوید لینچ ]]></title>
      <link>https://medad.io/@cocho/%D9%86%D9%82%D8%AF%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84-%D9%86%D9%85%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%86/</link>
      <guid isPermaLink="false">https://medad.io/lSY/</guid>
      <category><![CDATA[سینما]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم]]></category>
      <category><![CDATA[دیوید لینچ]]></category>
      <category><![CDATA[لینچ]]></category>
      <category><![CDATA[کاگردان]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[هکوک]]></dc:creator>
      <pubDate>Sun, 12 Jul 2020 08:26:41 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2020-07-12T12:56:41+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-16337-89713-1000/89713.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto">مرد فيل نما را ديويد لينچ در سال 1980 ساخت . فيلم اگر چه شرح حال موجودي عجيب الخلقه است كه در قرن نوزدهم در انگلستان مي‌زيسته اما با اين حال در ميان آثار به غايت نا متعارف و عجيب لينچ اثري متعارف و سر راست است . </p><p dir="auto">بر اساس زندگي ژرف مريك معروف به مرد فيل نما در حوزه هاي ديگر هنر نيز آثار ديگري خلق شده است كه شايد مهم ترينشان اپراي مرد فيل نما ساخته لورن پوتي ژيار باشد .فیلم مرد فیل نما از روی دست نوشته های دکتر تراویس همان پزشک معالج او و با یک رویکرد خاص که فقط از دیوید لینچ سراغ داریم ساخته شده است .
</p><p dir="auto">هر گاه قرار است که در مورد یک اثر از <a href="http://www.nikend.com/quote/author/david-lynch"><strong>دیوید لینچ</strong> </a>صحبت کنم بی اختیار یک حس غریب در سرتاسر وجود خود حس میکنم حسی که با دیدن هریک از اثار دیوید لینچ در درون خود پیدا میکنیم !لینچ تنها هدفش انسان است او به لایه های زیرین و درونی شخصیت انسان میپردازد و گاه از این لایه ها یک هیولا نمایش میدهد هیولایی که در درون هر انسانی میتواند باشد! اما در فیلم مرد فیلم نما بر خلاف اثار دیگر دیوید لینچ این بار ما با یک هیولایی مواجه هستیم که در لایه های زیرین شخصیتی این هیولا یک انسان واقعی وجود دارد یک ایمان راسخ و شاید یک قدیس !کلمه قدیس را به این خاطر به کار میبرم که شخصیت داستان به خاطر اینکه همواره در رنج و عذاب است اما هیچگاه ایمان خود را از دست نمیدهد. </p><p dir="auto">شاید مرد فیل نما را بتوانیم نا متعارف ترین فیلم دیوید لینچ نام ببریم بر خلاف دیگر اثار سینمای لینچ فیلم مرد فیلم نما از یک داستان خطی برخوردار است و ان توهمات و ابهامات دیگر اثار این کارگردان را کمتر در این فیلم مشاهده میکنیم .اما نقطه مشترک این فیلم با دیگر اثار لینچ همان شخصیت پردازی استادانه کاراکترهای فیلم است .و نکته مهم دیگر این فیلم فيلمبرداري سياه و سفيد درخشان فردي فرانسيس كه از او به عنوان استاد سبك گوتيك در فيلمبرداري ياد مي‌كنند ما را با فضايي شبه مستند از لندن قرن نوزدهم مواجه مي‌كند.</p><p dir="auto">اما شاید از نظر من علت سیاه و سفید بودن فیلم مرد فیلم نما شاید نکته دیگری هم باشد و این برگردد به همان کاراکترهایی که در فیلم وجود دارند شخصیت های خوب و بد !زیرا شخصیت هایی که در فیلم وجود دارند از لحاظ شخصیتی یا سیاه هستند یا سفید !مرد فیل نما داستان مواجهه فرد با جامعه است جامعه ای که به خاطر شکل ظاهری یک فرد ان را طرد میکند و به او به چشم حیوان نگاه میکند!اما مرد فیل نما این نگاه را ندارد ما با مشاهده شکل ظاهری شخصیت جان مریک که یک کلاه بر سر خود گذاشته و شنل برتن دارد متوجه این موضوع میشویم که جان مریک خود را از دست جامعه و مردم پنهان میکند اما این پنهان کاری به خاطر ظاهر نا هنجار جان مریک نیست بلکه از نظر دید کارگردان فیلم مردمانی که جان مریک کنار انها زندگی میکند مردمانی هیولا صفت و کریه المنظر هستند البته تنها تفاوتی که در میان است این است که این چهره های کریه در پشت نقاب های زیبا پنهان است !جان مریک با ایمانی که دارد از وضعیت خود گله ای ندارد !تنها دلیلی که باعث میشود او از جامعه طرد شود فقط انسانهایی هستند که موجبات ترس جان مریک را فراهم میکنند انسانهایی که در واقع انسان نیستند و در لایه هایی درونی شخصیت خود یک هیولا هستند !شخصیت هایی که دیوید لینچ در فیلمهای بعدی خود به خوبی به انها پرداخته است !البته هستند انسانهایی که خوب هم باشند مثل پزشکی که جان مریک را از یک طویله نجات میدهد اما ما بعدا در ادامه میبینیم که این پزشک هم جان مریک را وسیله ای برای به شهرت رسیدن خود قرار میدهد در واقع در فیلم مرد فیلم نما فرشته نجاتی برای ازادی جان مریک وجود ندارد .</p><p dir="auto">نگاه لینچ به جامعه همواره نگاهی عمیق و خردمندانه بوده تصویری که او از یک جامعه نمایش میدهد تصویری است زشت و تاریک بر خلاف انچه که من در هالیوود مشاهده کردم در این فیلم دیوید لینچ قشر پولدار و سرمایه دار جامعه را قشری روشن فکر و منطقی نمایش میدهد اما طبقه فردوست و کارگر جامعه انگلیس را مردمانی عقب مانده سطحی و احمق نمایش میدهد مردمانی که انقدر سنگدل هستند که برای تماشای رنج یک انسان پول میدهند !البته شاید این رویکرد لینچ در این فیلم هم خود طعنه ای باشد به همان طبقه ثروتمند !چون شاید اگر اکثریت مردم از امکانات ان قشر ثروتمند جامعه برخوردار بودند شاید چنین اعمالی از انها سر نمیزد !مردمانی که به ظاهر به غیر از مسخره کردن یک انسان سرگرمی دیگری ندارند !و در این بین جان مریک و یا همان مرد فیلم نما خود را قربانی این مردم میکند او تمام رنج حقارت را میپذیرد تا انسان نما های جامعه ای را که در ان زندگی میکند بخنداند و شاد کند.</p><p dir="auto">اما تنها دغده ای که جان مریک با ان مواجهه است این است او میگوید :من یک حیوان نیستم شاید جالب ترین صحنه این فیلم برای من صحنه تقابل جان مریک با همسر زیبای دکتر است که جان مریک بلافاصله بعد از دیدن همسر پزشک عکس مادر خود را که زنی زیبا رو است را به دکتر و همسزش نشان میدهد .</p><p dir="auto">دیوید لینچ در این صحنه زیبایی را نشان میدهد اما این زیبایی مختص به چهره همسر پزشک و یا چهره زیبا مادر مرد فیل نما نیست بلکه کارگردان ان زیبایی و ان حس فوق العاده لطیف یک انسان را در ظاهری فوق العاده ناهنجار به تصویر میکشد مدی که فوق العاده هنرمند است و دائما با خدا مشغول صحبت کردن است .
</p><p dir="auto">دیوید لینچ بر خلاف فیلمهای دیگرش این بار از پس شخصیت و لایه های درونی کاراکترهای فیلمهایش یک هیولا بیرون نمیکشد !بلکه یک انسان را به معنای واقعی انسان بیرون میکشد انسانی که نا خواسته دچار معلولیت ها و ناهنجاری های جسمی شده انسانی که از همان کودکی مادر خود را از دست داده است اما علرغم تمام مشکلات روح انسانی و لطیف خود را حفظ کرده است این فیلم نیز به مانند دیگر فیلمهای فیلم از ابهامات و راز و رمز های بسیاری مثل همان نوع پوشش لباس مرد فیلم نما که یک کلاه عجیب بر سر گذاشته فیلمبرداری سیاه و سفید و لوکیشن های خاص که اکثرا در شب فیلمبرداری شده است بهره میبرد .</p><p dir="auto">دیوید لینچ مثل فیلمهای دیگرش در همان ابتدای فیلم ان کد های لازم را به تماشاگر میدهد مثلا سکانس حمله یک فیل به یک زن حامله که در این سکانس قبل از هرگونه نشان دادن تصویری از مرد فیل نما دیوید لینچ علت حادثه را برای تماشاگر بازگو میکند .از نکات دیگر این فیلم میتوان به بازی عالی جان هارت در نقش مرد فیل نما و انتونی هاپکینز در نقش پزشک اشاره کرد .فیلم مرد فیل نما را میتوان سر اغاز تولد یک کارگردان بزرگ نیز به شمار برد این فیلم( مرد فيل نما) گذرگاه لينچ براي ورود به سينماي اصلي بود . او كه با نخستين فيلمش كله پاك كن ها علاقه و دلبستگي اش به فيلم هاي رده ب را نشان داده بود با مرد فيل نما پا به عرصه جريان فيلم هاي اصلي گذاشت اگر چه در همين حوزه هم استقلال و علايق شخصي اش را حفظ كرد .</p><p dir="auto"> مرد فيل نما در سال 19820 براي 8 رشته نامزد جايزه اسكار بود كه البته در هيچ يك از رشته ها توفيقي به دست نياورد .خود دیوید لینچ راجع به این فیلم میگوید: مرد فيل نما خيلي شبيه به فيلم هاي استوديويي بود ماجراي فيلم در لندن دوره ويكتورا مي‌گذشت كه من اطلاعات چنداني در مورد آن نداشتم . ضمن اينكه مرد فيل نما دورمين تجربه فيلم سازي من بود كله پاك كن داستان فيلا دلفياي من بود .</p><p dir="auto"> ساختن اين فيلم 5 سال طول كشيد فكر كنم اواخر سال 1970 بود كه شروع شد و نهايتا در سال 1977 به نمايش درآمد. يك كارگردان بايد دقيقا بداند كه فيلمش درباره چه چيزي است اما هميشه يك چيز جالب رخ مي‌دهد . ايده ها هميشه نخستين چيزي هستند كه ما به آنها نياز داريم . ايده ها هميشه سراغ ما مي‌آيند .</p><p dir="auto"> ما هيچ وقت واقعا يك ايده را خلق نمي‌كنيم ، بلكه آن را به چنگ مي‌آوريم و صيدش مي‌كنيم مثل يك ماهي. يك آشپز ماهر هيچ وقت مزه ماهي را از بين نمي‌برد بلكه آن را مي‌پزد . پس ايده براي شما مثل يك بذر است . ايده چيزي بيشتر از آن توقعي است كه شما داريد . اگر به شكل درستي به آن نگاه كنيد وقتي كه كار ساخته مي‌شود و سالها هم از آن مي‌گذرد شما حتي مي‌توانيد چيزهاي تازه تري از آن بيرون بكشيد .</p><p dir="auto"> من بعد از كله پاك كن قصد داشتم فيلمي به نام رانينگ راكت بسازم كه خوب نشد . يعني هيچ كس كمك نكرد كه من اين فيلم را بسازم . يك روز كه نشسته بودم و به اين فكر مي‌كردم كه پروژه بعدي ام چه باشد با دوستم استيلوارت كولم فيلد تماس گرفتم و گفتم استيلوارت چيزي در دست و بالت داري كه من بتوانم كارگرداني اش كنم ؟ آن گفت آره يك چيزي است به نام مرد فيل نما . با شنيدن اين خبر يك چيزي در ذهنم تركيد مثل يك انفجار بود گفتم اين همان است كه من دنبالش هستم كريستوفر ايورد و اريك برگمن فيلم نامه را نوشته بودند و البته هيچ فيلم سازي هم پيدا نشده بود كه حاضر به ساختن آن بشود . </p><p dir="auto">خوب اين فيلم نامه را كريستوفر به آن بن كرافت داده بود آن من كرافت آن را خواند و به شوهرش مل بروكس داد مل بروكس هم آن را خواند و تصميم گرفت در كمپاني‌اش آن را تهيه كند آن گفته بود كه خوب من فيلم نامه نويس ها را مي‌شناسم استيلوارت كولم فيلد را هم مي‌شناسم ولي اين ديويد لينچ ديگر كيست؟ استيلوارت هم گفته بود كه قبلا يك فيلم ساخته به نام كله پاك كن بهتر آن را ببيني وقتي اين خبر را شنيدم گفتم استيلوارت خيلي از لطفت متشكرم ولي مطمئنم اينجا ته خط است چون اگر مل آن فيلم را ببيند حتما از من صرف نظر می‌كند. خوب مل يك شب به ديدن كله پاك كن رفت و من جرات نكردم وارد سالن بشوم بيرون ايستادم و هر لحظه منتظر بودم كه آن وسط فيلم بلند شود و بيايد بيرون هر لحظه منتظر خبر بدي بودم . </p><p dir="auto">وقتي فيلم تمام شد درهاي سالن به تندي باز شدند هر دو لنگه در به تندي باز شدند مل به طرف من آمد و من را در آغوش كشيد و گفت من عاشقت شدم تو واقعا ديوانه‌اي حالا در تيم من هستی.در نهایت مثل دیگر اثار سینمای لینچ مرد فیلم نما از جمله اثار ماندگار سینمای جهان است ديويد لينچ فيلم ساز بسيار نا متعارفي است .توصيفي كه از فرط تكرار شايد متعارف ترين مشخصه در باب ديويد لينچ باشد.</p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[13 فیلم برتر ترسناک کلاسیک]]></title>
      <link>https://medad.io/@cocho/13-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%DA%A9-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9/</link>
      <guid isPermaLink="false">https://medad.io/lRj/</guid>
      <category><![CDATA[سینما]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم]]></category>
      <category><![CDATA[کلاسیک]]></category>
      <category><![CDATA[ترسناک]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[هکوک]]></dc:creator>
      <pubDate>Sat, 11 Jul 2020 11:15:12 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2020-07-11T15:45:12+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">اگر به دیدن فیلم های ترسناک کلاسیک علاقه داشته باشید به احتمال زیاد در انتخاب فیلم مناسب تان به مشکل بر میخورید ما در این مقاله به بررسی 13 مورد از برترین آثار سینمای هارور خواهیم پرداخت.
</p><p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-16260-89692-1000/89692.jpg" alt=""/></figure><h2 dir="auto"> <strong>هالووین
</strong> </h2><p dir="auto">هالووین/ هالووین 2/ ایچ20
</p><p dir="auto">بیایید با واضح‌ترین انتخاب شروع کنیم: فیلم کلاسیک جان کارپنتر که نه تنها آغازگر یک فرنچایز بود که بکلی ژانری تازه را پایه‌گذاری کرد.
</p><p dir="auto">کارپنتر در این فیلم‌ها از حد خود فراتر می‌رود اما پیشنهاد می‌دهیم در ادامه تماشای هالووین اوریجینال، فیلم تکان‌دهنده راب زامبی، دنباله‌ای بر بازسازی فیلم را هم تماشا کنید.
</p><p dir="auto">فیلم بی‌نقصی نیست و باید تغییرات رخ‌داده در گروه بازیگران آن را تحمل کنید اما اتفاقی که برای کاراکتر لاری استرود به عنوان دختری درعذاب در این فیلم می‌افتد به خوبی به فیلم ایچ20 انتقال پیدا کرده و جیمی لی کرتیس را به عنوان لاری بالغ به تماشاگر معرفی می‌کند، زنی که همچنان در تلاش است با وحشتی که احاطه‌اش کرده کنار بیاید.
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>فردی کروگر و جیسون ورهیز
</strong> </h2><p dir="auto">کابوس در خیابان الم/ جمعه 13ام: قسمت آخر/ فردی علیه جیسون
</p><p dir="auto">آیا مایل هستید عصرانه خود را با فردی و جیسون آغاز کنید؟ بهترین نقطه برای شروع “کابوس در خیابان الم” وس کریون است. مطمئن هستیم که “جمعه 13ام: قسمت آخر” خالصانه‌ترین فیلم هارور در فرنچایز جیسون است.
</p><p dir="auto">تام ساوینی برای اولین بار پس از قسمت اول فیلم بازگشته است تا کار گریم را انجام دهد. پس از آن به فردی علیه جیسون می‌رسیم، آخرین اثر رابرت انگلاند در این مجموعه و فیلمی که به نوعی ورهیز را در نقش آدم خوب داستان جا می‌زند. فیلم عامدانه پرداختی پرسروصدا دارد و بسیاری می‌‌گویند چنین چیزی در نهایت به ضرر آن خواهد بود.
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>هارورهای دهه 70 بریتانیا
</strong> </h2><p dir="auto">بیمارستان وحشت/خانه شلاق/سایکومانیا
</p><p dir="auto">هارور بریتانیایی در دهه 70 تماما درباره کمپانی‌های همر و آمیکوس نبود، در بالا نام سه عنوان آشفته‌حال را آورده‌ایم تا متوجه شوید در نقاط دیگر بریتانیا چه چیزی در جریان بوده است. رابین اسکویت در برابر مایکل گاف دیوانه قرار گرفته و در “بیمارستان وحشت” آزمایش‌های کنترل ذهن شیطانی را انجام می‌دهد.
</p><p dir="auto">“خانه شلاق” به کارگردانی پیت واکر بی‌رقیب ساخته شده و در آن شیلا کیث، بازیگر همیشگی فیلم‌های او، مدرسه‌ای غیرقانونی و دیوانه‌کننده برای دخترهای بد راه انداخته است. در گروه بازیگران “سایکومانیا” جرج سندرز و رابرت هاردی حضور دارند و به جادوی سیاه مشغولند.</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>داستان ارواح
</strong> </h2><p dir="auto">فراموش‌نشدنی/بی‌گناهان/دیگران
</p><p dir="auto">برای عصرانه‌ای باکلاس‌تر، این سه‌گانه داستان ارواح را امتحان کنید. “فراموش‌نشدنی” اقتباسی از داستان کلاسیک شرلی جکسون است و “بی‌گناهان” بر اساس داستانی از هنری جیمز ساخته شده (جان مورتیمر در فیلمنامه‌نویسی آن دخیل بوده).
</p><p dir="auto">“دیگران” ادای احترامی به هردو فیلم است و با این حال داستانی اوریجینال دارد.در دو فیلم اول شکارچی و شکار تصویر واضحی ندارند و در آخری چنین پرسشی در قالب یک پیچ‌داستانی مطرح می‌شود.
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>کابین‌هایی در جنگل‌
</strong> </h2><p dir="auto">شیطان مرده/ کابینی در جنگل/ تاکر و دیل علیه شیطان
</p><p dir="auto">توصیه آندره ده تات به فیلم‌اولی‌ها این بود که “گروهی بچه را به داخل یک کلبه ببرید و به وحشت‌شان بیاندازید”، در این‌جا سه مثال در نتیجه بکارگیری چنین فرمول اساسی وجود دارد.
</p><p dir="auto">سم ریمی برای اولین بار بر طبق این توصیه عمل کرد و با شوخ‌طبعی تاریک و فیلمسازی دیوانه‌وار آن به دنباله‌های شیطان مرده (و یک اقتباس تلویزیونی) راه پیدا کرد. جاش ودوون و درو گدارپس از آن پیرنگ متفکرانه خود را خلق کردند. مردان بد حاضر در “تاکر و دیل علیه شیطان” خنده‌آور هم با مرگی ناگهانی روبه‌رو می‌شوند.
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>خون‌آشام‌های دهه 80 آمریکا
</strong> </h2><p dir="auto">پسران گمشده/تقریبا تاریک/ومپ
</p><p dir="auto">پیش از ساخت “گرگ و میش” خون‌آشام‌ها در فیلم‌های نوجوان‌پسند آمریکایی محبوب بودند. “پسران گمشده” به خوبی کمدی و وحشت را با یکدیگر ترکیب می‌کند.
</p><p dir="auto">“تقریبا تاریک” کترین بیگلو تقریبا یک وسترن است که آدریان پسدار در کنار لنس هنریکسن، بیل پاکستون و جنت گلدستین در آن به ایفای نقش پرداخته است. می‌توانستیم “شب ترس” را هم در این قسمت بگنجانیم اما کلوب شبانه گریس جونز در “ومپ” این اجازه را به ما نداد…
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>گیلرمو دل تورو تقدیم می‌کند…
</strong> </h2><p dir="auto">ستون فقرات شیطان/ یتیم‌خانه/ چشمان جولیا
</p><p dir="auto">انتخاب شما در میان فیلم‌های دل تورو می‌تواند هرچه باشد، “هزارتوی پن” یا “ستون فقرات شیطان”، اما انتخاب ما دومی است.
</p><p dir="auto">به این دلیل که از استعاره‌ای که اشباح را به بمب‌های منفجرنشده تبدیل می‌کند استقبال می‌کنیم و همچنین از آن رو که جفتی خوب برای داستان یتیم‌خانه جی.ای بایونا به تهیه‌کنندگی دل تورو است.
</p><p dir="auto">با “چشمان جولیا” این قسمت را می‌بندیم، فیلمی که مثل “یتیم‌خانه” محصولی از دل تورو و به کارگردانی گولم مورالس و با بازی بلن رودا است، کسی که با بازی در نقش فردی نابینا در این فیلم با اشباح سروکار دارد و پرونده مرگ خواهرش را بررسی می‌کند.
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>هارورهای دهه 80 بریتانیا
</strong> </h2><p dir="auto">برپاخیزان جهنم/خانه کاغذی/لانه کرم سفید
</p><p dir="auto">شاید هارور بریتانیایی در این برهه از روزهای اوج دهه 60 و 70 خود فاصله گرفت، اما “برپاخیزان جهنم” هنوز هم وجود داشتند، حتی اگر صدای بیشتر بازیگران فیلم با دوبله آمریکایی شنیده می‌شود. ملودرام فاوست‌گونه کلایو بارکر فقط برای هیولای شیطانی‌اش، کنوبایتزها مشهور است.
</p><p dir="auto">پس از آن به “خانه کاغذی” مورمورکننده برنارد رز می‌رسیم، جایی که نقاشی‌های یک دختر در رویاهایش به شکل برهم‌زننده‌ای به سراغش می‌آیند.
</p><p dir="auto">در آخر این قسمت “لانه کرم سفید” را پیشنهاد می‌دهیم، اقتباس روانی کن راسل از رمان کوتاه برام استوکر. هیو گرنت، پیتر کاپالدی و آماندا داناهو در این فیلم حضور دارند.
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>کریستوفر لی
</strong> </h2><p dir="auto">مرد حصیری/عروس شیطان/راسپوتین
</p><p dir="auto">از آن جایی که کریستوفر لی دیگر در جمع ما نیست بیایید در چنین شبی ستایشگر او باشیم. قرار نیست دراکولا را برای این قسمت انتخاب کنیم، لی “مرد حصیری” را دوست داشت.
</p><p dir="auto">“عروس شیطان” هم فیلم خوبی است که کمپانی همر آن را از رمان طولانی دنیس ویتلی اقتباس کرده است، لی در این فیلم در نقش یکی از آدم‌های خوب داستان است، اگرچه داک به طور قطع کاراکتر مبهم و تاریکی است.
</p><p dir="auto">درنهایت به یکی دیگر از تولیدات همر و شاید قدرتمندترین اجرای لی در نقش راسپوتین منزجرکننده می‌رسیم؛ راهبی دیوانه.
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>هیولاهای کلاسیک
</strong> </h2><p dir="auto">عروس فرانکنشتاین/دراکولا/مردگرگی
</p><p dir="auto">این سه تایی غول‌آسا را از نسل‌های مختلف کنار یکدیگر آورده‌ایم. برای فرانکنشتاین سراغ فیلم چشم‌نواز، سرگرم‌کننده، غمگین و ترسناک جیمز ویل رفته‌ایم. “عروس فرانکنشتاین”.
</p><p dir="auto">دومین محصول فرانکنشتاینی کمپانی یونیورسال با بازی بوریس کارلوف در نقش این هیولا. انتخاب‌مان برای دراکولا، محصول کمپانی همر با بازی کریستوفر لی است، این فیلم هنوز هم بهترین اقتباس از رمان برام استوکر محسوب می‌شود.
</p><p dir="auto">برای “مرد گرگی” فیلم اخیر جو جانستون به تهیه‌کنندگی بنیسیو دل تورو، فیلمبرداری خیره‌کننده شلی جانسون و موسیقی متن خارق‌‌العاده دنی الفمن را برگزیدیم. “مرد گرگی” از چیزی که به نظر می‌رسد فیلم بهتری است اما مطمئن شوید که نسخه کامل فیلم را بدون حذفیات تماشا می‌کنید.
</p><p dir="auto"><br/></p><h2 dir="auto"> <strong>آدم‌خوارهای آمریکایی
</strong> </h2><p dir="auto">کشتار با اره برقی در تگزاس/تپه‌ها چشم دارند/پیچ اشتباهی
</p><p dir="auto">پیش از این فردی، جیسون و مایکل مایرز را در این لیست گنجاندیم، بنابراین سهل‌انگاری خواهد بود اگر شبی را به تماشای صورت‌چرمی نگذرانیم.
</p><p dir="auto">“کشتار با اره‌برقی در تگزاس” اوریجینال توب هوپر هنوز هم تجربه‌ای به شدت ناخوشایند است.”تپه‌ها چشم دارند” وس کریون به خوبی در کنار عنوان قبلی می‌نشیند، خانواده آدم‌خواران این‌بار در بیابان به جای یک خانه وحشت‌آور پرسه می‌زنند.
</p><p dir="auto">“پیچ اشتباهی” ادای دینی به هردوی این فیلم‌هاست، شاید عجیب باشد نام راب اشمیت کارگردان را در کنار نام خالقین دو عنوان دیگر بیاوریم، اما به یاد داشته باشید که “پیچ اشتباهی” تنها معطوف به کار خارق‌العاده استن وینستون در بخش طراحی جلوه‌های ویژه و چهره‌پردازی است.
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>موسیقی متن گروه گابلین
</strong> </h2><p dir="auto">قرمز تیره/ساسپیریا/سحرگاه مردگان
</p><p dir="auto">در این‌جا داریو آرجنتو و جرج ای.رومرو را ترکیب کرده‌ایم و آن‌ها را به موسیقی گروه ایتالیایی گابلین ارتباط داده‎‌ایم. “قرمز تیره” بازگشت آرجنتو به قلمرو جنایت‌ها بود و یکی از محصولات شاخص ژانر به شمار می‌آید.
</p><p dir="auto">آرجنتو در ادامه ساسپیریا متفاوت را کارگردانی کرد و به این ترتیب اولین قسمت از سه گانه خود را درباره شرارت‌های پنهان در یک مدرسه باله ساخت. آرجنتو همچنین تا حد زیادی در شاهکار زامبی رومرو “سحرگاه مردگان” دخالت داشت.
</p><p dir="auto">اگر می‌خواهید موسیقی گروه گابلین را تمام و کمال تجربه کنید سراغ نسخه تدوین‌شده ایتالیایی آرجنتو بروید. گروه گابلین همچنین در طی ماه‌های آینده در کاردیف و منچستر کنسرت خواهد داشت.
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>سه‌گانه آخرالزمانی جان کارپنتر
</strong> </h2><p dir="auto">چیز/شاهزاده تاریکی/در دهان جنون
</p><p dir="auto">این فهرست را با کارپنتر آغاز کردیم و با او هم به پایان می‌رسانیم. نمی‌‍دانستید او یک سه‌گانه ساخته است؟ درواقع این‌طور نیست اما می‌توانید این سه فیلم را از لحاظ تم‌هایشان به یکدیگر مرتبط بدانید.
</p><p dir="auto">در “چیز” با موجود بیگانه‌ای طرف هستیم که از خواب برخاسته است، “شاهزاده تاریکی” شیطان را مشغول کسب و کار تاریک خود نشان می‌دهد و “در دهان جنون” داستانی درباره یک نویسنده است که با رمان تازه خود جهان را به جنون کشانده است. همان‌طور که آخرالزمان آغاز می‌شود سم نیل می‌خندد…</p><p dir="auto">منبع: <a href="https://www.alamto.com/horror-movies.html">آلامتو</a></p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[8 فیلم عاشقانه کلاسیک که باید دید]]></title>
      <link>https://medad.io/@cocho/8-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%AF/</link>
      <guid isPermaLink="false">https://medad.io/lRh/</guid>
      <category><![CDATA[سینما]]></category>
      <category><![CDATA[فیلم]]></category>
      <category><![CDATA[کلاسیک]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[هکوک]]></dc:creator>
      <pubDate>Sat, 11 Jul 2020 11:05:31 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2020-07-11T15:35:31+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-16259-89690-1000/89690.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto">گاهی اوقات دیدن یک فیلم عاشقانه خوب می‌تواند بهترین پیشنهاد بر هر کسی باشد اما انتخاب در میان فیلم های عاشقانه در سطح سینمای جهان انتخاب دشواری است، اما بعضی از این فیلم ها سال هاست که در خاطرات مخاطبان جهانی ماندگار شده اند و هر گاه حرف از عشق به میان می آید، از این فیلم ها نامی برده می شود.
</p><p dir="auto">به گزارش آلامتو به نقل از ماهنامه زنان و زندگی؛ این هشت فیلم که در این گزارش به معرفی آن پرداختیم از برترین و تاثیرگذارترین فیلم های عاشقانه سینمای جهان هستند؛ فیلم هایی که در بسیاری از مجلات، سایت های معتبر و نظرسنجی ها رتبه نخست را کسب کرده اند.
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>کازابلانکا
</strong> </h2><p dir="auto">سال 1942 و با کارگردانی مایکل کورتیز، راوی ماجرای عاشقانه ای در گیرودار جنگ جهانی دوم شد. کازابلانکا با هنرنمایی دو هنرپیشه نامدار تاریخ سینما همفری بوگارت و اینگرید برگمن درخشید و در شمار ماندگارترین فیلم های کلاسیک سینما جای گرفت.
</p><p dir="auto">کازابلانکا از آن دسته عاشقانه های نایاب در تاریخ سینماست که پس از گذشت 66 سال از زمان ساختش هنوز طراوت و شادابی خود را از دست نداده است.
</p><p dir="auto">راز ماندگاری آن را باید در تبدیل شدن شخصیت هایش به اسطوره جستجو کرد. اسطوره هایی که هر گاه آنها را می نگری گویی هنوز زنده اند. هشت نامزدی اسکار و سه جایزه اصلی بهترین فیلم سال، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه بخشی از سهم کازابلانکاست.
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>بر باد رفته
</strong> </h2><p dir="auto">اگر نام این فیلم را بزرگترین ملودرام تاریخ سینما بگذاریم، گزاف نگفته ایم؛ «بر باد رفته» محصول جاه طلبی تهیه کننده بزرگی به نام دیوید آ. سلزنیک است.
</p><p dir="auto">عظیم ترین نمایش تاریخ آمریکا بر پرده سینما را می توان در این فیلم مشاهده کرد. فیلم به شدت به رمان مارگارت میچل وفادار است و ویکتور فلمینگ، کارگردان فیلم در سال 1939 آن را بی هیچ کم و کاستی به نمایش گذاشته است.
</p><p dir="auto">بر باد رفته یادگار روزهای طلایی هالیوود است. ملودرام های بزرگ همواره پس زمینه های بزرگ دارند و چه پس زمینه ای بزرگتر از وقایع خونبار جنگ های داخلی آمریکا.
</p><p dir="auto">نامزدی 13 اسکار و ربودن هشت جایزه اصلی بخشی از عظمت بر باد رفته را به معرض نمایش می گذارد. فیلم تا پایان ماه مه 1941، بیست میلیون دلار فروش کرد و جزو موفق ترین های تاریخ سینما در گیشه شد.
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>سابرینا
</strong> </h2><p dir="auto">یکی از لطیف ترین ملودرام های تاریخ سینما، اثر فوق العادهای از بیلی وایلدر که در سال 1954 جلوی دوربین رفت. طلسم فیلم امروز هم به همان قوت سابق است. فیلم با زیبایی تمام طراحی شده و اَدری هیپبورن بازی مسحور کننده ای دارد.
</p><p dir="auto">فیلم سرشارت از برازندگی و جذابیت است. یک درام عاشقانه که آرام آرام زیر پوست تان تزریق می شود و شما را قلقلک می دهد.
</p><p dir="auto">حضور همفری بوگارت بداخلاق در کنار ویلیام هولدن سرزنده و شوخ هم به فیلم جلوه ای ویژه بخشیده است. نامزدی شش جایزه اسکار و کسب اسکار از جمله موفقیت های این فیلم است. «سابرینا» را باید جزو آثار ماندگار وایلدر به حساب بیاوریم.
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>بلندهای بادگیر
</strong> </h2><p dir="auto">اقتباسی از رمان امیلی برونته، نویسنده شهیر انگلیسی که در سال 1939 مقابل دوربین ویلیام وایلر – که بعدها با «بن هور» به اوج شهرت و افتخار رسید – رفت. بسیاری عقیده دارند همزمانی پخش این فیلم با «بر باد رفته» آن را به ناکام بزرگ اسکار تبدیل کرد.
</p><p dir="auto">این عشق تراژیک دوره ویکتوریایی با فیلمبرداری سیاه و سفید و اسکاری گرگ تولند روی پرده کاری دیدنی است. لارنس اولویه ادعا کرد در این فیلم از ویلیام وایلر یاد گرفت چگونه بازی کند.
</p><p dir="auto">فیلم لحظات به یادماندنی زیادی دارد. «بلندی های بادگیر» در 1954، 1970 و 1998 هم بازسازی شده است اما هیچ کدام گیرایی نسخه کلاسیک وایلر را ندارند.
</p><h2 dir="auto"> <strong>تعطیلات در رم
</strong> </h2><p dir="auto">اثری دیگر از ویلیام وایلر ساخته شده به سال 1953. فیلم پر از لحظات ناب رمانتیک است و بازی فوق العاده گریگوری پک و رادی آلبرت به آن جلوه ای ویژه بخشیده است. شاید بتوان گفت این فیلم بهترین ملودرام فانتزی تاریخ سینماست و ویلیام وایلر چیره دستانه این فانتزی کلاسیک را به تصویر می کشد.
</p><p dir="auto">یکی از شاخصه های اصلی ملودرام وایلر بی مرز بودن آن است که هر سن و ملیتی را با خود همراه می کند و به شب های رم پیوند می زند. 10 نامزدی اسکار و سه جایزه بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین طراحی لباس، عیار این ملودرام را کاملا مشخص می کند.
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>رومئو و ژولیت
</strong> </h2><p dir="auto">بسیاری این فیلم را بهترین اقتباس از تراژدی عاشقانه ویلیام شکسپیر می دانند. فرانکو زفیرلی در این فیلم که در سال 1968 جلوی دوربین رفت به خوبی لایه های زیرین شاهکار شکسپیر را کاویده و آن را به تصویر می کشد.
</p><p dir="auto">اوج نبوغ زفیرلی در هدایت بازیگرانش است: الیویا هوسی 17 ساله و لئونارد ویتینگ 15 ساله تحت رهبری او بهترین بازی های خود را در نقش اسطوره های عشق و معصومیت به نمایش می گذارند.
</p><p dir="auto">داستان کلاسیک شکسپیر با فیلمبرداری درخشان دی سانتیس و موسیقی درخشان و سوزناک نینو رونا در این فیلم جلوه ای دیگر یافته است. فیلم نامزد چهار جایزه اسکار و برنده دو جایزه برای فیلمبرداری و بهترین طراحی لباس شد.
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>داستان عشق
</strong> </h2><p dir="auto">به خاطر اقتباس های متعددی که بعدها از این فیلم شد، امروز داستان آن نخ نما به نظر می رسد اما در زمان خود غوغایی به پا کرد. این اثر جزو آن دسته آثاری است که از کتابش بهتر شد.
</p><p dir="auto">موسیقی فوق العاده فرانسیس لای بعدها از خود فیلم هم مشهورتر شد، که تنها اسکار فیلم به او تعلق گرفت. «داستان عشق» که سال 1970 توسط آرتور هیلر کارگردانی شد، از آن دسته ملودرام های تراژیک است که تمام سعی اش جاری ساختن اشک بیننده است و البته که در این کار موفق است.
</p><p dir="auto">کارگردانی هوشمندانه و دقیق آرتور هیلر، داستان اریک سیگل را روح تازه ای بخشید و توجه او به جزییات و هدایت خوب بازیگران، اثر قابل قبولی را مقابل دیدگان مخاطب قرار داد. «داستان عشق» با هنرنمایی رایان اونیل و الی مک گراو نامزد هفت جایزه اسکار شد.
</p><hr/><h2 dir="auto"> <strong>دختر خداحافظی
</strong> </h2><p dir="auto">«دختر خداحافظی» یک کمدی رمانتیک گرم و کم نظیر با فیلمنامه فوق العاده نیل سایمون است که به نوعی اوج گفتگونویسی و کشمکش شخصیت ها در آن اتفاق می افتد.
</p><p dir="auto">فیلم یک ملودرام موقعیت است و داستان انسان هایی که شرایط اجباری موجب بازگشت آنها به زندگی می شود. بازی مارشا میسون و ریچارد دریفوس بی نظیر است.
</p><p dir="auto">فیلمنامه و بازی ها آنقدر قوی است که کارگردانی کم نقص هربرت راس کمتر به چشم می آید. این فیلم در سال 1977 نامزد پنج جایزه اسکار شد که دریفوس جایزه بهترین بازیگر مرد را از آن خود کرد.</p><p dir="auto">منبع: <a href="https://www.alamto.com/most-beautiful-romantic-movies.html">آلامتو</a></p>]]></content:encoded>
    </item>
    <item>
      <title><![CDATA[قد و وزن مناسب در سنین مختلف]]></title>
      <link>https://medad.io/@cocho/%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D9%88%D8%B2%D9%86-%D9%86%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81/</link>
      <guid isPermaLink="false">https://medad.io/lRg/</guid>
      <category><![CDATA[قد]]></category>
      <category><![CDATA[وزن]]></category>
      <dc:creator><![CDATA[هکوک]]></dc:creator>
      <pubDate>Sat, 11 Jul 2020 10:58:06 GMT</pubDate>
      <atom:updated>2020-07-11T15:28:06+04:30</atom:updated>
      <content:encoded><![CDATA[<p dir="auto">
</p><p dir="auto"><br/></p><figure><img src="https://medad.io/ArticleImage-16258-89689-1000/89689.jpg" alt=""/></figure><p dir="auto">نمودارهای قد و وزن، توسط متخصصان اطفال، برای تشخیص اینکه رشد یک کودک چقدر باید باشد، استفاده می‌شود. اما این نمودارها در مورد بزرگسالان، برای تشخیص اینکه آیا شما اضافه وزن دارید و یا در خطر شرایط خاص پزشکی مانند بیماری قلبی هستید یا نه بکار می‌رود.
</p><hr/><p dir="auto"><br/></p><h2 dir="auto"> قد و وزن مناسب دختر برای هر سن
 </h2><p dir="auto"><strong>دختران ۲ تا ۸ سال
</strong></p><p dir="auto">میانگین قد یک دختر ۲ ساله، ۸۶ سانتی‌متر و میانگین وزنش ۱۲ کیلوگرم است. در سن ۴ سالگی میانگین قد ۱۰۲ سانتی‌متر و میانگین وزن ۱۶ کیلوگرم خواهد بود. در سن ۶ سالگی، متوسط قد ۱۱۴ سانتی‌متر و متوسط وزن ۲۱ کیلوگرم است. یک دختر ۸ ساله هم متوسط قدش ۱۲۷ سانتی‌متر و متوسط وزنش ۲۶ کیلوگرم است.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto"><strong>دختران ۱۰ تا ۱۴ سال
</strong></p><p dir="auto">در ۱۰ سالگی متوسط قد دختران ۱۳۷ سانتی‌متر و متوسط وزنشان ۳۳ کیلوگرم است. تا ۱۲ سالگی، متوسط قدشان به ۱۵۰ سانتی‌متر و متوسط وزنشان به ۴۲ کیلوگرم افزایش میابد. دختران ۱۴ ساله هم متوسط قد ۱۶۰ سانتی‌متری و وزن ۴۹ کیلوگرمی دارند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto"><strong>دختران ۱۶ سال به بالا
</strong></p><p dir="auto">بعد از ۱۴ سالگی، قد دختران تغییر چندانی نمی‌کند. متوسط قد یک دختر ۱۶ ساله ۱۶۲ سانتی‌متر است، در حالیکه وزنش ۵۴ کیلو است. از سن ۱۸ سالگی به بعد، قد بتدریج به مابین ۱۶۲ و ۱۶۵ سانتی‌متر می‌رسد، در حالیکه وزن تا حدود ۵۹ کیلوگرم افزایش میابد.
</p><hr/><p dir="auto"><br/></p><h2 dir="auto"> قد و وزن مناسب پسر برای هر سن
 </h2><p dir="auto"><strong>پسران ۲ تا ۸ سال
</strong></p><p dir="auto">متوسط قد پسر بچه‌ها نسبتا شبیه دختر بچه‌هاست. پسران ۲ ساله، متوسط قد ۸۶ سانتی‌متری و وزن ۱۳ کیلویی دارند. در ۴ سالگی قدشان به ۱۰۲ سانتی‌متر و وزنشان هم به ۱۶ کیلوگرم می‌رسد. تا ۶ سالگی پسران بطور متوسط قدی برابر با ۱۱۴ سانتی‌متر و وزنی برابر با ۲۱ کیلوگرم دارند. پسران ۸ ساله هم بطور متوسط ۱۲۷ سانتی‌متر قد و ۲۵ کیلو وزن دارند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto"><strong>پسران ۱۰ تا ۱۴ سال
</strong></p><p dir="auto">در ۱۰ سالگی، پسرها بطور متوسط ۱۴۰ سانت قد و ۳۲ کیلو وزن دارند. تا ۱۲ سالگی قد آنها تا ۱۴۹ سانتی‌متر و وزنشان تا ۴۱ کیلوگرم افزایش میابد. در ۱۴ سالگی هم بطور متوسط ۱۶۳ سانت قد و ۵۱ کیلوگرم وزن دارند.
</p><p dir="auto">
</p><p dir="auto"><strong>پسران ۱۶ سال به بالا
</strong></p><p dir="auto">از ۱۶ سالگی و بعد از آن، پسران سریعتر از دختران رشد می‌کنند. یک پسر ۱۶ ساله بطور متوسط ۱۷۳ سانتی‌متر قد و ۶۱ کیلوگرم وزن دارد. از ۱۸ سالگی به بعد قد پسران بطور متوسط بین ۱۷۵ تا ۱۷۸ سانت و وزنشان هم بین ۶۷ تا ۷۳ کیلو خواهد بود.</p><p dir="auto">منبع: <a href="https://salamatinews.wordpress.com/2020/07/11/قد-و-وزن-نرمال-در-سنین-مختلف/">سلامتی نیوز</a></p>]]></content:encoded>
    </item>
  </channel>
</rss>