عدالت


دادگری، قسط، مساوات، به تساوی تقسیم کردن، حد متوسط میان افراط و تفریط:

عشق ما را بی نیاز از درد و داغ زخم ساخت **** ملک ویران از عدالت زود آبادان شود

صائب

عدالت در اصطلاح، به معنای «رعایت برابری در پاداش و کیفر دادن به دیگران، اگر عمل نیک است پاداش و اگر بد است است کیفر داده شود.»(المفردات، ص۳۲۵) و «هر چیزی را در جای خود نهادن یا هر کاری را به وجه شایسته انجام دادن » (سیمای عدالت در قرآن و حدیث، ص۲۷)آمده است.

عدالت که یکی از صفات خداست، در مذهب شیعه جزء اصول دین قرار داده شده است و این بیانگر اهمیت آن از نظر شیعه می­ باشد. بنابر این اصل، خداوند جهان را بر مبنای عدالت آفریده است.

عدل دارای جاذبه‌ فطری است و نزد وجدان عمومی بشریت، ارزش دارد. مردم پاک فطرت، عدالت را ‌ستوده و بی‌عدالتی را نکوهش می‌کنند و انسان به عنوان خلیفه خدا در روی زمین باید رفتار عادلانه ­ای داشته باشد که در این صورت می ­تواند منصب­ های مهم و کلیدی از قبیل: رهبریت، مرجعیت، قضاوت، امامت جماعت، شاهد در دادگاه... را به عهده بگیرد.

در اهمیت آن همین بس که براساس دستور قرآن مجید، مومنان مجاز نیستند ـ حتی در مقابل کینه و دشمنی اقوام دیگر ـ از مسیر عدالت خارج شوند: « یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَ لایَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَی أَلاتَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَی وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید برای خدا به داد برخیزید [و] به عدالت شهادت دهید و البته نباید دشمنی گروهی شما را بر آن دارد که عدالت نکنید عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه انجام می دهید آگاه است.»(مائده، آیه۸)

امّا علی ­رغم فطری بودن عدالت و‌ تأکید ادیان الهی، هنوز جامعه انسانی‌ از ظلم‌ و نابرابری‌ رنج می ­برد؛ در هر جامعه ­ای گروهی‌ زیاده­ خواه و زورگو برای بهره ­مندی بیش از حد از نعمت­ های خدادادی بر انسان ­های ضعیف ظلم می ­کنند. در چنین جوامعی، وظیفه حاکم است که عدالت را مانند شمشیری بالای سر مردم قرار داده و مانع ظلم زورگویان بر مظلومان شود. امیر مؤمنان علی(ع) در این مورد می ­فرمایند: « اجعل‌ الدین‌ کهفک‌ و العدل‌ سیفک‌، تنج‌ من‌ کل‌ سوء و تنظفر علی‌ کل‌ عدو؛ دین را پناهگاه و عدالت را شمشیر (اسلحه) خود قرار ده تا از هر بدی نجات پیدا کنی و بر هر دشمنی پیروز گردی.» (غررالحکم و دررالکلم، ص86)

این کلام نورانی، فقط توصیه به پیروان نیست؛ بلکه خود آن حضرت(ع) هم به آن عمل نموده ­اند. عبداللّه بن عباس پسر عمو و یکی از کارگزاران امیرالمؤمنین، مقداری از اموال بیت المال را برداشته و به مکه رفته بود. امام(ع) خطاب به او می نویسند: « ...فسبحان الله اما تومن بالمعاد او ما تخاف من نقاش الحساب ایها المعدود کان عندنا من ذوی الالباب کیف تسیغ شرابا و طعاما انت تعلم انک تاکل حراما و تشرب حراما و تبتاع الاما و تنکح النسا من مال الیتامی و المساکین و المومنین المجاهدین الذین افا الله علیهم هذه الاموال و احرز بهم هذه البلاد فاتق الله و اردد الی هولا القوم اموالهم فانک ان لم تفعل ثم امکننی الله منک لاعذرن الی الله فیک و لاضربنک بسیفی الذی ما ضربت به احدا الا دخل النار و الله لو ان الحسن و الحسین فعلا مثل الذی فعلت ما کانت لهما عندی هواده و لا ظفرا منی باراده حتی اخذ الحق منهما و ازیح الباطل عن مظلمتهما...؛ وای بر تو! گویی ارث پدر و مادرت را با شتاب به خانه و خانواده‌ات سرازیر می کردی. سبحان اللّه آیا به روز رستاخیز ایمان نداری آیا از دقّت در حساب نمی هراسی ای کسی که نزد ما از با خردان به حساب می آمدی، چگونه نوشیدنی ها و خوردنی ها گوارای تو است در حالی که می دانی حرام می خوری و می آشامی و از اموال یتیمان و مسکینان، و مؤمنان و مجاهدان که خداوند بدانان بخشیده و پاسداری از این مرز و بوم را به دوششان نهاده است، کنیزکان می خری و حرمسرا ترتیب می دهی از خدا بترس و دارایی مردم را برگردان، زیرا اگر چنین نکنی و خدا مرا بر تو چیره سازد، چنانت سیاست کنم که در پیشگاه الهی معذور باشم و با شمشیرم گردنت را بزنم که هر که از دم تیغم گذرد، یکسره راهی جهنّم شود. به خدا سوگند، اگر «حسن» و «حسین» چون تو می کردند، در پیشگاه من از هیچ ملاطفت و مدارایی برخوردار نبودند و از من روی خوش نمی دیدند تا آنگاه که حق را از آنان باز می ستاندم و باطلی را که از ستمشان‌ پدید آمده بود برطرف می ساختم.»(نهج البلاغه، نامه41)